اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

شماره ۱۶۴ به تاريخ اول آذر ۸۸

دانلود پي دي اف

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:38 | لینک  | 

شماره ۱۶۴ طلوع قاینات به تاریخ ۲۰ آبان ۸۸ منتشر شد

دانلود شماره 164

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:43 | لینک  | 

شماره ۱۶۳ هفته نامه ی «طلوع قاینات» به تاریخ ۱۱ آبان ۸۸ منتشر شد

دانلود فایل پی دی اف

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:45 | لینک  | 

شماره ۱۶۲ (دوم آبان ۸۸) منتشر شد

لینک دانلود فایل پی دی اف شماره 162

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 16:7 | لینک  | 

شماره ۱۶۱ هفته نامه طلوع قاینات (۲۵ مهر ۸۸) منتشر شد

فایل پی دی اف این شماره را از اینجا دانلود کنید

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:8 | لینک  | 

شماره ۱۶۰ هفته نامه طلوع قاینات (۱۸ مهر ۸۸) منتشر شد

لینک دانلود فایل پی دی اف

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:4 | لینک  | 

شماره ۱۵۹ طلوع قاینات با تیترهای جلد «توضیح نماینده قاینات در مورد مسیر راه آهن» و «انتقاد قربانی از نحوه گازرسانی به قاینات» منتشر شد

از لینک زیر می توانید فایل پی دی اف این شماره را دانلود کنید

دانلود شماره 159

تيتر پشت جلد: "دوچرخه سواران قايني در راه بيروت"

تصوير پشت جلد شماره ۱۵۹

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:43 | لینک  | 

از انجایی که عده ای از دوستان برای دانلود فایل ها از راپیدشیر مشکل دارند لازم می دانم توضیحاتی برای این کار بدهم:

۱- ابتدا روی لینک مورد نظر کلیک کرده تا صفحه راپیدشیر (که دو علامت سرعت سنج در آن مشخص است) باز شود.

۲- روی گزینه ی سرعت سنج سمت چپ (free user) کلیک کنید.

۳- در صفحه جدیدی که باز می شود ثانیه شمار معکوسی را می بینید که پس از صفر شدن شماره علامت دانلود را خواهید دید.

۴- روی علامت (download) کلیک کنید تا دانلود شما آغاز شود.

۵- * توضیح اینکه بهتر است از نرم افزارهای دانلود کننده (downloader) استفاده کنید و برای دیدن فایل ها پس از دانلود نیز باید نرم افزارهای پی دی اف خوان (pdf reader) داشته باشید.  * اگر در باز شدن صفحات راپیدشیر مشکل دارید احتمالا از سرعت بسیار زیاد اینترنت ایران!! است. شاید رفرش کردن (refresh) صفحات  مشکل شما را حل کند.  * بهرحال اگر باز هم مشکلی داشته باشید بهتر است که بطور مشخص مشکل خود را بازگو کنید تا اگر من نتوانم کمکی بکنم شاید دیگر دوستان بازدیدکننده بتوانند مشکل شما را حل کنند.  * امیدوارم دوستانی که در دانلود مشکل دارند مشکلشان حل شود وگرنه در هر حال خوشحال خواهیم شد که با گذاشتن آدرس  مشترک طلوع قاینات شوید تا نشریه برای شما ارسال شود.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 23:37 | لینک  | 

شماره ۱۵۸ (۲۴ شهریور ۸۸) منتشر شد

برای دانلود فایل پی دی اف از لینک زیر استفاده کنید

دانلود شماره ۱۵۸

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:22 | لینک  | 

شماره ۱۵۷ (هفده شهریور ۸۸) منتشر شد

برای دانلود فایل پی دی اف از لینک زیر استفاده کنید

دانود شماره 157

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 19:7 | لینک  | 

شماره ۱۵۶ هشتم شهریور ۸۸ منتشر شد

برای دریافت فایل پی دی اف از لینک زیر استفاده کنید

دانلود شماره 156

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 16:53 | لینک  | 

شماره ی ۱۵۵ هفته نامه طلوع قاینات منتشر شد

دانلود فایل پی دی اف

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 16:23 | لینک  | 

شماره ۱۵۴ طلوع قاینات منتشر شد

دانلود فايل پي دي اف

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:9 | لینک  | 

شماره ۱۵۳ هفته نامه طلوع قاینات ( ۱۷ مرداد ۱۳۸۸ ) در هشت صفحه منتشر شد

تیتر اول:

قاینات امسال منتظر نباشد

جشنواره ملی زعفران در شهرستان زاوه برگزار می شود

برای دانلود تصویر صفحات می توانید از لینک های زیر استفاده کنید:

چهار صفحه اول

چهار صفحه دوم

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 17:27 | لینک  | 

فعاليت احزاب كشور براي انتخابات شدت يافته و در قاينات نيز اين فعاليتها جدي تر شده است. در هفته گذشته، شنيده ها حاكي از انتخاب آصف رضايي مسؤل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان قاينات به عنوان مسؤل ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي بود. آصف رضايي در گفتگو با «طلوع» با تأييد اين خبر گفت: البته هنوز ثبت نام و بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات، انجام نگرفته و تا اول خرداد نير تبليغات رسمي شروع نمي گردد، اما كانديداها از جمله مهندس موسوي، نامزدي خود را اعلام و حتي سفرهاي انتخاباتي خويش را شروع كرده اند. از اين رو تا فرارسيدن زمان قانوني تبليغات به جهت ارتباط بهتر با نخبگان و فرهيختگان و تمامي اقشار جامعه، دفاتر ارتباط مردمي مهندس ميرحسين موسوي در تمامي ايران از جمله در خراسان جنوبي و قاينات فعال شده است كه آماده دريافت نظرات و ديدگاهها كليه صاحبنظران در مسائل مختلف است.
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 19:17 | لینک  | 

پوستر مسجد جامع و سه كارت پستال از بناهاي تاريخي قاين شامل مسجد جامع، قلعه كوه و مقبره بزرگمهر توسط سيد مجتبي مظلوم زاده  هنرمند قايني به چاپ رسيد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 19:15 | لینک  | 

مديريت محترم راهنمايي رانندگي قاين با سلام. به استحضار مي رساند از چند سال گذشته وسايل نقليه درشهر قاين افزايش داشته است ولي خيابانهاي اصلي همان حالت گذشته را داشته كه جوابگوي وسايل نقليه نمي باشد كه مشكل بزرگي براي شهروندان و شهرداري است.در بعضي نقاط شهر براي شغلي مجوز صادر گرديده است ولي اكنون تابلوهاي مطلقاً ممنوع در اين مكانها نصب گرديده است كه مشكلاتي را براي كسبه ايجاد كرده است. به جهت نبود پاركينگ در برخي خيابانهاي اصلي بايد از حاشيه خيابانها استفاده كرد كه نصب تابلو در اين مكانها هم مشكل را دوچندان كرده است. اميد كه با همكاري شهردار و شوراي محترم اين مشكل  با احداث پاركينگ حل شود.

قناد- ریاست مجمع امور صنفی قاینات

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 19:14 | لینک  | 

اعضاي محترم شواري شهر قاين. با سلام با توجه به جلسات حضوري در سال گذشته در خصوص كمبود فضاهاي تجاري و حسن نظر اعضاي شورا و شهردار و اينكه ساخت واحدهاي تجاري در مهار اجاره بها نقش بسزايي دارد و اعلام آمادگي مجمع امور صنفي و اتحادديه هاي تحت پوشش جهت مشاركت در ساخت واحدهاي تجاري لذا به جهت اينكه اكثريت واحدهاي مسكوني در منطقه سيمان شهر، فاز5 ،4 و 3 فرهنگيان بوده و پروژه مسكوني1000 واحدي در حال احداث مي باشد. نياز مبرم به احداث بازارهايي در اين مناطق است. لذا خواهشمند است موضوع چگونگي واگذاري زمين، پروانه، ساخت و... رت جهخت اطلاع اصناف به اين مجمع اعلام فرماييد.

 قناد ریاست مجمع امور صنفی قاین

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 19:13 | لینک  | 

مسابقات ورزشي فوتسال خراسان جنوبي چهارشنبه و پنجشنبه 20 و21 فروردين در قاين برگزار شد. وقتي براي گرفتن هزينه مسابقات گروهي به مركز استان رفتند آنها 300 كره، 600 تخم مرغ و 300 خيارشور و... را براي آنها شمردند. آن وقت فهميديم ميهمانان ما 300 نفر است. وقتي به‌ آنها گفتيم كه اين مواد را مي توانيم از قاين بگيريم، جواب شنيديم كه بايد از فروشگاه فرهنگيان بيرجند گرفته شود. راست مي گفتند چون در قاين ما فروشگاه فرهنگيان نداريم، يانجا فروشگاه اوپن است و جنس به شماره نمي دهند! راستي نمي دانم اجناسي كه اضافه آمده چگونه عودت دهيم. يا اين ضرب المثل افتادم: اين مال مو اين مال منبر مو، اين مال ننه قنبر مو

به ياد مي آوريم كه در جلسه شوراي اصناف با حضور نماينده و فرماندار قاينات، تصميم بر اين شد كه ادارات موارد مورد نياز خود را از بازار شهر قاين تهيه نمايند. اما هنوز هم چنين مواردي را گاه و بيگاه شاهد هستيم، تا كي بايد صبر كنيم تا اين ديدگاه ها تغيير كند.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 19:12 | لینک  | 

واژه «شَخو سكيل» را هنور به ياد دارند اما ممكن است براي نسل جوان ما ناآشنا باشد. امروزه اين واژه ماهيت خود را حفظ كرده، فقط شكلش عوض شده است در زمانهاي قديم كه هر خانه اي مطبخي و تنوري داشت. در كنار هر تنور يك تكه چوب سرسوخته و بي تركيب كج و مَعوَج و پرگرهي بودو زماني كه آتش تنور فروكش مي كرد و زيرخاكستر پنهان بود نانوا همين «شَخو سكيل» را بر مي داشت و آتش درتنور را به حركت در مي آورد و به اصطلاح «اَلو» را شور مي داد. از اين جهت بود كه به‌آن «اَلوشور» مي گفتند. در كنار همين تنور يك ديگ سياه پرآب يا يك كهنه نسبتاً بلندي هم بود و زماني كه تنوربيش از حد مي تافت و نان بر ديوار  تنور مي سوخت نانوا از همين ديگ آب بر آتش مي ريخت و كهنه را خيس مي كرد و دور تنور مي چرخاند تا از حرارت تنور كم شود و خمير بر ديواره تنور بريان نگردد با پنجه آب بر آتش مي ريخت تا شعله فروكش كند و نان نسوزد اين مقدمه طولانياز اين جهت بيان شد تا نقش شخوسكيل در تنور واضح گردد حال واژه ها و اصطلاحاتي مانند ( قايني، بيرجندي، روستايي، كلاته اي، شهري و...) حكم همين شخوسكيل را دارند و الو شور عده اي مي گردند آنان كه مي خواهند در اين تنور نان خود بپزند نيازمند الو شورهايي هستند كه هرز گاهي تنور را گرم كنند و آتش زير خاكستر را به نفع زواله هاي خود مشتعل سازند زماني كه زواله هايشان مي سوزد از ديگ آب مي ريزند و شال خيس در تنور مي چرخانند و زماني كه خميرشان مانده كساني را به ياري مي طلبند و از واژه هاي الو شور بهره مي برند چند صباحي نان خود پخته و بر سفره خود و خانواده خود اندازند و.... در اين ميان مردماني بو ده اند كه چوب دست اين و آن شده اند شهروندان عزيز بياييد واژه ها و اصلاحات الوشور را مفقود الاثرنماييم و نگذاريم عده اي سود جو هر روز يكي از واژه ها را بكار برند و منفعت خود جويند. بياييد اين شخوسكيلها را برداريم و همه را در تنور غيرت بسوزانيم و نگذاريم كه عده اي منفعت طلب آتش بر كماچ خود بگذارند و همين واژه ها را هر چند صباحي بنا به مد روز در شهر و روستا بچرخانند و نان بپزند بدانيم كه شاطرهاي سياستمدار بيدارند و آماده شليك يكي از واژه ها، در ميان همه دشتستاني كه خود ناظر آن هستند و بر آتش آن ديگي برايشان مي جوشد زيركانه وارد عمل مي شوند و مردمان را به صحنه مي كشانند.   

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:56 | لینک  | 

بدست خود درختي مي نشانم                                بپايش جوي آبي مي كشانم

زمستان سخت و طاقت فرساي سال 86 رمقي در جان درختان نگذاشت گويي بيشترين رنج و شكنجه را در جان آنان ريخت. پوستشان را افكند و فضاي سبز قاين زردستان شد و اشك فراق بر گونه ي شهروندان بنشست و ديري نپاييد كه مجبور به قطع درختان سرمازده بحران گرفته گرديدند حال يك همت عمومي و يك بسيج مردمي مي طلبد تا بار ديگر شهرمان را سرسبز نماييم و فضاي پاركها و خيابانها را به زيور درختاني بياراييم كه در برابر سرما و گرما طاقت داشته باشد اين كار يك فراخوان عمومي را مي طلبد تنها شهرداري يا منابع طبيعي نيست كه بايد هم و غمش را بسيج كند بلكه آموزش و پرورش از كودكستانها گرفته تا مقطع دبيرستان، دانشگاه – سپاه پاسداران، كارمندان ادارات و حتي مراكز توانبخشي و در يك كلام تمام شهرونداني كه از اكسيژن اين درختان استفاده مي كنند بايد بسيج شوند يك روزرا بازار تعطيل عمومي اعلام كند مجمع امور صنفي پيش قدم شود و به هر مغازه دار يك درخت هديه نمايد تا جلوي مغازه اش بنشاند.نگذاريم حتماً 15 اسفند از راه برسد زيرا منطقه قاينات داراي آب و هواي  مخصوصي است و آنروز درختان از خواب بيدار شده اند شهرداري و منابع طبيعي اسباب و وسايل لازم را تا حدي كه در توان دارند فراهم نمايند و هر درخت را بنام همان فردي كه آن را نشا مي كند ثبت و ضيط كنند تا فرهنگ نگهداري از فضاي سبز در ميان كودكانمان گسترش يابد در روز فراخوان فضاي سبز از همه كمك بگيريم زن و مرد كوچك و بزرگ كودكستان و دبيرستان و ..... تا خاطره روزهاي اول انقلاب كه همه به كمك كشاورزان جهت گندم درو مي رفتند زنده شود اين بار همه به ياري شهرمان برخيزيم تا قامت بر خاك فتاده درختان دوباره برخيزد و طراوتي به سرزمين طلاي سرخ بخشد يادمان نرود كه از فضاي سبز همه استفاده مي كنيم پس بايد همه بكوشيم و بسيج شويم   يا علي

درختي را بيا بنشان كه هر شاخش ثمر دارد                 به زير سايه اش بنشين نسيم هر دم گذر دارد

بدستان محبت سايه اش را آب و جارو كن                  بساط سفره احسان عجب گلهاي تر دارد

نسيم از لابلاي برگهايم بگذرد هر دم                         گمانم دست نيكوكار تو بر جان اثر دارد

بيا و اين نهالان را به بذلت آبياري كن                        درختي گر شود هر يك بهشتي بارور دارد

ز نيك انديشي ياران هميشه باغ سر سبز است              نهالان را نگر« مختاري» عشق سايه سر دارد

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:54 | لینک  | 

به ميمنت 30 سالگرد انقلاب اسلامي كتاب شعر ياقوت سرخ را به شما عزيزان و همشهريان عزيز هديه مي دارم  تا اين ره توشه دهه آخر قاينات زينت بخش طاقچه هاي خانه هاي شما گردد. اشعار اين كتاب در قالب هاي غزل، قصيده، مثنوي و دوبيتي بيان بيان و لهجه شيرين قايني نگيني پربها بر صفحات آن مي درخشد. دانه دانه ياقوت را از پاي خارهاي هر شاخه مي چينم و هديه ي دستان پرمحبت شما مي گردانم، باشد تا با انديشيدن در ابيات آن به سرخي جامش پي ببريم، كه آياسيلي نامحرم صورتش را سرخ گردانيد؟ يا كه خود از شرم نداري صورتش را نيلي گردانده است؟

زمانه پيكرم پربار زاييد             لب سرخ مرا تبدارزاييد

زدست مادر گيتي زنم داد      مرا بر شاخه پرخار زاييد

اين كتاب را براي شما كه در اين دوران زندگي مي كنيد سروده ام كه بخوانيد و براي آيندگان كه بدانند بر ما چه گذشته است؟ تاريخ  حك شده پاي هر سروده نشان از اتفاقي است كه در قاينات افتاده است، تمثيلها و حكايات اين كتاب پرده هاي ايهام را پس خواهد زد و تجزيه و تحليل هز غزل و قصيده تلخ داروي شفابخش و مرهم‌آلام دلها خواهد بود. ياقوت سرخ را به شما عزيزان كه هميشه سرخ مي نگاريد و سرخ مي جوشيد، تقديم مي كنم.

متن زرشك بوستان قايناتم       دست رنج مردم قايناتم

شهر ياقوتم از نام تو شد          شهر ياقوت خراسان قاينم

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:52 | لینک  | 

وقتي به شهر قاين پا مي گذاريم و به اولين بلوار ورودي شهرك وليعصر وارد مي شويم در همين ابتداي بلوار شهيد كاوه و روبروي بلوار شاهد وارد محله اي مي شويم كه گويي اصلاً جزء شهر  به حساب نمي آيد و متأسفانه چون وسط شهر قرار گرفته نام روستا را نمي توان  بر روي آن گذاشت  چوت حداقل در روستاها هفته اي يكبار آشغالهاي روستا را جمع آوري مي شود. اما در اين محله كه خيابان شهيد كاوه 4 و كوچه منتهي به اسين خيابان  و از طرفي منتهي به ابومنصور است متأسفانه شهرداري هيچ خدماتي به شهروندان نمي دهد . هر وقت به شهرداري مراجعه مي كنيم « مي گويند برويد به آن عده كه پروانه نگرفتند بيايند پروانه بگيرند تا خدمات دهي و جدول كشي و آسفالت كنيم. اما گناه ما چيست كه تعدادمان هم كم نيست كه در سخت ترين شرايط مالي ممكن قبل از هرگونه ساخت و ساز نخست پول شهرداري را پرداخت كرديم و بعد شروع به ساخت و ساز نموديم به اميد اينكه شهرداري حداقل خدمات دهي را انجام دهد. گناه ما چيست كه بايد زمستان دعا كنيم برف و باران نبارد چون كوچه ها به حدي گِلي مي شود كه نمي توان رفت و‌آمد كرد و تابستان دعا كنيم وسيله اي از جلوي درب منزلمان رد نشود چون به حدي گرد و خاك مي شود كه

گناه ما چيست كه مردم در ساير نقاط شهر بوي عطر سبزه و گل پاركها در خانه شان پيچيده است ولي در محله ما با توجه به داشتن فضاي كافي براي فاضاي سبز ايتن فضا تبديل به محل انباشت زباله شده است. (كنار ديوار مدرسه عترت و پژوهش) گناه ما چيست با اينكه تعداد زيادي پروانه ساختماني دارند شهرداري مي گويد تعدادشان كم است و جدول كشي و آسفالت نمي كند  ولي در گوشه اي از اين شهر حتي براي يك خانه قريب 200 متر جدول كشي و زيرسازي  و... شده است. دعا مي كنيم اي كاش اين محله بزرگ كه جزئي از شهر است به زودي روستا ناميده شود تا شايد حداقل طرحهاي هادي در آن اجرا شود  تا نگران گِل و لاي و گرد و خاك نباشيم چون كمتر روستايي در قاينات است كه كوچه هاي آسفالت نداشته باشد. در اينجا از ادارات برق، آب، گاز و مخابرات  كه تفاوتي بين اين محله و ساير محلات قائل نشدند، تقدير و تشكر مي كنيم.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:50 | لینک  | 

همانگونه كه ميدانيد برخي از مسئولين محترم ما هرگاه لب به سخن مي گشايند نام شهيدان يا جانبازان و ايثارگران را بر زبان جاري مي سازند، اين حقير حسين مسعودي كبودان كه اگر  حضرت حق، خداوند منان بپذيرند، از جانبازان و آزادگان اين خطه بشمار مي آيم و در دوران جنگ تحميلي به صورت بسيجي از ناحيه  سپاه به جبهه اعزام شدم، كه در مرحله نخست از ناحيه سر و گردن مجروح و در مرحله دوم به اسارت دشمن درآمدم كه مدت شش سال و نيم اين اسارت به طول انجاميد. در طول شش سال و نيمي كه در اسارت دشمن بسر  بردم هيچ گاه از اذيت و آزار دشمن نناليده و در زير  شكنجه آنان گريه نكردم، اما در طول 30 ماه كاغذ بازي ( يعني از 21/5/85  تا 17/11/1387 ) نهايتاً در ناحيه مقاومت سپاه بيرجند مرا گريه گرفت كه گريه كردم....

در 19 ماه مبارك رمضان مصادف با 21/5/1385 شمسي بود، كه مدير نيروگاه جناب آقاي مهندس احتشام زاده با من تماس گرفتند و گفتند ما عازم زيارت كربلاي معلا هستيم آيا با مي آيي؟ گفتم بلي! . گفتند گذرنامه داريد! گفتم خير. فرمودند گذرنامه را سه روزه تحويل مي دهند، گذرنامه ي خويش را بگير و به ما خبر بده. روز بعد به اداره گذرنامه مراجعه نمودم جهت گرفتن گذرنامه، از من كارت پايان خدمت يا معافيت خواستند گفتم از اين گونه كارتها من ندارم، گفتند پس چي داري !؟ گفتم كارت جبهه، كارت جانبازي و كارت اسارت، گفتند جهت گرفتن گذر نامه بايد كارت پايان خدمت يا معافيت داشته باشيد. لذا به سپاه كه محل اعزامم به جبهه بود رفتم و موضوع را برايشان بازگو نمودم مرا براي گرفتن پايان خدمت و دفترچه آماده به خدمت راهنمايي كردند « كه چون خاطرات اين كاغذ بازي بسيار طولانيست از بيان آنها صرف نظر ميكنم » خلاصه پس از متحمل شدن رنج و زحمتها و شنيدن متلكها،‌ و نوشتن نامه و نيز گفتگوي حضوري با آقاي قرباني نماينده محترم شهرمان، و نيز نوشتن نامه به رئيس جمهور محبوب كشورمان در سفر به استان خراسان جنوبي، و همچنين گفتگوي مستقيم در ديدار با آقاي دكتر دهقان معاون رئيس جمهور در امور ايثارگران، پس از گذشت 30 ماه كاغذ بازي كه خود يك نوع شكنجه روحي به شمار مي آيد، نهايتاً در تاريخ 17/11/1387  ساعت 30/11 صبح پست چي كارت معافيت از سربازي را براي اين حقير به ارمغان آورد!!!.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:49 | لینک  | 

الف: در سطح ملي

روزي كه مردم ايران به خيابانها ريختند و خواهان سرنگوني رژيم شاه شدند و جمهوري اسلامي را جايگزين كردند خواسته‌هايي داشتند كه در اساسي‌ترين شعار آنان جلوه كرده بود و آن عبارت بود از  استقلال  آزادي  جمهوري اسلامي

اكنون بعد از گذشت 30 سال بايد ببينيم جمهوري اسلامي ايران به شعارهاي خودش تحقق بخشيده است يا خير؟

عليرغم موانعي كه دشمنان انقلاب براي جلوگيري از پيشرفت نظام ايجاد كردند و در بعضي موارد نيز از قبيل:

- راه‌اندازي جنگ تحميلي

- ايجاد درگيري داخلي از طريق گروه‌هاي ضد انقلاب

- ناامنيهاي قومي و مرزي

- تحريم اقتصادي

و... موفق هم گرديدند ولي جمهوري اسلامي توانست در مقابله با اين حوادث آزمون خوبي بدهد و به هر طريق ممكن در برابر اين جريانات به عنوان پيروز صحنه دستش بلند شود.

با نگاهي گذر به تاريخ 30 ساله و مرور حوادث ملاحظه مي‌كنيم كه

الف - موفقيت سياسي ايران تثبيت شده است.

ب- ايران بعنوان يك كشور تأثير گذار جاي خودشان را باز كرده و آمريكا مجبور به پذيرش مذاكره با ايران در جريان عراق و افغانستان و جاهاي ديگر شده است تا بتواند خودش را از باتلاق درست شده نجات دهد.

ج: گروه‌هاي ضد انقلاب هيچ كاري از پيش نبرده و يا تسليم نظام شده يا آواره جهان گرديده‌اند.

د: صنايع نظامي ايران پيشرفت حيرت انگيزي داشته است در حدي كه دشمنان نظام به شدت نگران شده‌اند.

5- پيشرفت هسته‌اي ايران عليرغم فشار جهاني به مرحله‌اي رسيده است كه ايران بعنوان يك كشور هسته‌اي در جهان شناخته شده و ديگر قادر به جلوگيري از آن نيستند. و در عرصه‌هاي علمي، فناوري و تكنولژيهاي جديد مثل ناتو و بيوتكنولژي پيشرفتهاي فوق تصوري در ايران حاصل شده است كه به ربته‌هاي خوبي در جهان رسيده‌ايم و در منطقه مقام اول شده‌ايم.

ز: در جهت توسعه و عمران نيز در داخل كشور اتفاقات بسيار جالبي افتاده است كه مردم ايران در نقاط مختلف شاهد آن هستند پروژه‌هاي راه، راه‌آهن، نيروگاه، معدني، فولاد، گاز، پالايشگاه، بندر و... از اين قبيل موارد است.

در حال حاضر اتفاقات بسيار بزرگي افتاده است كه حيرت آور است.

ح: اضافه كنيم به آنچه گذشت رويكرد مردم به حفظ ارزشهاي ديني مثل اعتكاف، عزاداريها و ساير برنامه‌هاي فراگير مذهبي كه به خوبي روحيه جوانان را تغذيه مي‌نمايد كه اين وضعيت نيز در دنيا منحصر به فرد است.

نتيجه:

- با توجه به اشاره مختصري كه كردم به نظر ميرسد جمهوري اسلامي به آنچه شعار داده است جامه عمل پوشيده و به نحو احسن توانسته است به مردم خود خدمت كند و در حال حاضر نيز در استانه تحول خوبي است كه در آينده اجرايي خواهد شد.

ب: در سطح منطقه

در اينجا مناسب مي‌دانم اشاره مختصري نيز به شرائط خراسان جنوبي و شهرستان قاينات داشته باشم استان خراسان جنوبي خصوصا در سالهاي اخير تحولي شگرف داشته است و پروژه‌هاي ملي زيادي داشته است كه هر كسي كه â2 سال پيش و امروز اين استان را ديده باشد بخوبي تغييرات اساسي و عمده اين استان را تصديق مي‌كند.

اما شهرستات قاينات

اين شهرستان و مردم آن شاهد اجراي پروژه‌هاي ميلياردي هستند كه وضعيت شهرستان را متحول كرده است كه به نمونه‌هاي زير اشاره مي‌شود.

- احداث مجتمع فولاد

- احداث صنايع متعدد در شهرك صنعتي

- احداث نيروگاه هزار مگاواتي

- احداث ناحيه صنعتي خضري

- تصويب نواحي صنعتي در كليه مراكز بخشها

- احداث باند دوم جاده خضري - قاين

- احداث جاده قاين - زيركوه

- اجراي پروژه گازرساني به قاين

- تاسيس و توسعه دانشگاه آزاد اسلامي

- توسعه دانشگاه پيام نور و احداث ساختمان آن و تاسيس دانشگاه پيام نور در بخشها

- تاسيس آموزشكده فني و حرفه‌اي وابسته به آموزش و پرورش

- تأسيس مركز آموزش عالي تربيت مدرس قرآن

- تأسيس مراكز آموزشي شبانه روزي متعدد در شهرستان

- احداث سد حاجي آباد

- شروع به احداث سد فرخي

- احداث سد انحرافي تجنود - احداث سد خاكي گريمنج

- تامين تلفن ثابت در كليه نقاط شهرستان و تلفن همراه مراكز بخشها

- پيشرفت قابل توجه در احداث مراكز درماني وت جهيز آن و تامين پزشك متخصص

- اجراي پروژه‌هاي مجتمع آبرساني روستايي زياد

- تصويب مجتمع گردشگري بوذر جمهر و شروع پروژه آن

- افزايش اعتبارات شهرها به صورت چشمگير كه منجر به اجراي صدها پروژه در قاين و ساير شهرها شده است.

- كلنگ زني و شروع احداث پادگان

- پرداخت وام هزاران واحد مسكوني و احداث هزاران واحد مسكوني كه يكي از موارد آن مسكن هزار واحدي مهر است.

- احداث دهها مركز آموزشي يا نوسازي آن

- احداث خانه‌هاي عالم

- احداث سالن و اماكن ورزشي متعدد

- تاسيس شركت سهامي زراعي مهدي آباد

- احداث فضاهاي فرهنگي و ديني (مجتمع فرهنگي، مسجد، حسينيه و...)

- احداث 50 پايگاه مقاومت بسيج

 

ج: ادامه راه

براي استمرار توسعه منطقه نياز به همكاري همه دستگاهها مي‌باشد گاهي مشاهده مي‌شود كه هر دستگاهي  همه چيز را در خودش مي‌بيند و توجهي به منافع عموم و كلان منطقه نمي‌كند.

ادارات محيط زيست، دادگستري، نيروي انتظامي، شهرداري و ساير دستگاهها بايد توجه كنند كه هدف اصلي عمراني و توسعه منطقه است و همه بايد زمينه‌هاي اجراي پرژه‌هاي مهم را فراهم نمايند.

در شرائط كنوني در شهرست بعضي ادارات جلوي پروژه گاز را مي‌گيرند.

محيط زيست مانع احداث جاده و پروژه‌هاي ديگر مي‌شود، دادگستري براي مسكن مهر مشكل درست مي‌كند و...

دادگستري گاهي شكايت مردم را نمي‌گيرد و گاهي با اقدامات ابذايي پروژه‌هاي مهم را با مشكل مواجه مي‌سازد.

بعضي از شهروندان ما كه در مركز و ساير شهرستانها مدال و جايزه بهترين خير را دريافت مي‌كنند، در قاين بعنوان زمين خوار راهي زندان مي‌شوند در كشور با كمك به نماينده قاين مشكلات مردم حل مي‌شود ولي در قاين براي دوستان نماينده پرونده سازي مي‌شود.

قطعا" اين روند مناسب توسعه منطقه نمي‌باشد و اگر شهرستان خود را دوست داريم همه با هم بايد براي توسعه و آباداني ديارمان دل بسوزانيم در غير اينصورت توقع زيادي خواهيم داشت اگر همراه نباشيم و كمك نكنيم ولي از دولت كار بخواهيم.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:48 | لینک  | 

روزي در مغازه اي نشسته بودم، كه يكنفر از شهروندان قايني داستاني عجيب ولي واقعي از رفتار شهروندان بيرجندي (البته همان چنددرصد آب گل آلودكن) برايم نقل كرد و گفت: با وجود اينكه در استان درجه 3 خراسان جنوبي كه مركز آن بالطبع درجه 3 مي باشد و دومين شهر آن (قاينات) نيز درجه 3 مي باشد. از قضاي اتفاق برخي مديران درجه 1 استان از دومين شهر اين استان مي باشند و گويا هم استانيهاي عزيز بويژه شهروندان خاص بيرجندي خيلي از اين مطلب راضي نبوده اند و چه بسا شايد در تصورات خود حق مسلم خود مي دانسته اند كه از صغير و كبير اين استان بايد از يك نقطه خاص باشد و گويا فراموش كرده اند كه اين استان كوچك به تازگي از استان بزرگ خراسان جدا شده است و چه بسا مديران كم تجربه كه فرقي نمي كند از كداميك از شهرهاي اين استان باشند. بايد حالا حالاها كاركنند، تجربه بياموزند و چه بسا وجود نيروهاي غريبه به خصوص از استان خراسان بزرگ قبلي و استانهاي همجوار و دورتر مي تواند مايه بركت و پيشرفت گردد. اين را فراموش نكنيم كه براي بزرگ بودن و بزرگي كردن بايد فكربزرگ و دل بزرگ داشته باشيم و اگر بر خلاف ميل مان فردي توانمندتر از اطرافيان و دوستانمان ما از هر كدام از نقاط حتي دورافتاده استان هم وجود داشته باشد، به او احترام بگذاريم و بدانيم كه شرط بزرگي اين است و لاغير. شنيدم كه گفته اند و نوشته اند و ... كه البته با تدبير اينگونه مشكلات حل گرديده و حل خواهد شد. روزي با يكي ديگر از شهروندان بيرجند همصحبت شدم و ايشان مي گفت: اين منطقه محروم بايد به حق و استعدادي كه شايسته آن است برسد و ما سعي مي كنيم هرجا هر استعدادي وجود دارد و بقول امروزي ها پتانسيل بالقوه اي هست آن را بالفعل نماييم. و من هم ضمن آفرين گفتن به ايشان گفتم بدانيد خراسان جنوبي هم مستعد است و هم كارهاي عقب مانده زيادي دارد

اين را هم بدانيم كه بايد توازني وجود داشته باشد به گونه اي كه هر منطقه اي در اندازه و قواره هاي خودش رشد كند تا چهره ناهمگون نداشته باشد براي اين است كه مي گوييم قاين و بيرجند بعنوان شهرهاي بزرگ استان بسيار وجوه مشترك دارند و بايد از پتانسيل بالقوه و بالفعل هر دو در توسعه خودشان و استان استفاده شود. و اين را مي توان در آينده نزديك مشاهده نمود. در پايان از هم استانيهاي عزيز مي خواهم كه در يك رقابت سالم بدون تخريب يكديگر شانه به شانه هم به پيش رويم تا استاني به مراتب بهتر و شايسته تر از امروز داشته باشيم.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:45 | لینک  | 

ساعت 12 ظهر که جلسه علنی مجلس تعطیل میشود و خبرنگاران به سر نمایندگان می ریزند و هر کس به نحوی میخواهد برای بنگاه خبری خودش خبرسازی نماید و این روزها که بحث انتخابات ریاست جمهوری داغ است یکی از سوژه های خبرنگاران نامزدهای ریاست جمهوری است .

یکی از روزها چند نفر از خبرنگاران که ظاهرا دل خوشی هم از من نداشتند مرا دوره کردند و در مورد نامزد شدن آقای مهندس میرحسین موسوی از من سوال کردند و من هم با شوخی جواب دادم ، در حدی که خودشان هم فهمیدند که شوخی  میکنم .

بعدا فهمیدم که این سوال و جواب را در سایتها آورده اند و خبرنگار محترم حتی صدای مرا برای آقای دکتر لاریجانی پخش کرده بودند و از من گلایه کرده بودند .

اخیرا هم هفته نامه طلوع قاینات در صفحه اول همان مصاحبه را چاپ کرده است .

این شیوه برخورد خبرنگاران باعث گردید تا در پاسخگویی با جراید دقت بیشتری داشته باشم .

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:43 | لینک  | 

اينک که به ياري مزداتاج سلطنت ايران، بابل و کشورهاي چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام مي کنم

که:

• تا روزي که زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من ارمغان مي کند کيش و آيين و باورهاي مردماني را که من پادشاه آنها هستم گرامي بدارم و نگذارم که فرمانفرمايان و زير دستان من کيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارد و يا آنها را بيازارند.

• من که امروز افسر پادشاهي را بر سر نهاده ام، تا روزي که زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من

ارزاني کرده هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحميل نکنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است که مرا به شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد. و هرگاه نخواهد مرا پادشاه ايران و بابل و کشورهاي رابعه هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ستم کند و اگر کسي ناتوان بود و بر او ستمي رفت من از وي دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را به کيفر خواهم رساند.

• من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسي مال و اموال ديگري را با زور و يا هر روش نادرست

ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.

• من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت کسي، کسي را به بيگاري بگيرد و به او مزد نپردازد.

• من اعلام مي کنم که هر کس آزاد است هر دين وآييني را که ميل دارد برگزيند و در هر جا که مي خواهد سکونت نمايد و به هرگونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را بجا آورد و هر کسب و کاري را که مي خواهد انتخاب نمايد. تنها به شرطي که حق کسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.

• من اعلام مي کنم هر کس پاسخگوي اعمال خود مي باشد. هيچ کس را نبايد به انگيزه اينکه يکي از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسي از دودمان يا خانواده اي خلاف کرد تنها همان کس به کيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده کاري نيست.

• تا روزي که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را بنام برده و کنيز و يا نامهاي ديگر بفروشند و اين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد. از مزدا مي خواهم که مرا در تعهداتي که نسبت به ملتهاي

ايران و ممالک چهارگانه که گرفته ام پيروز گرداند.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 16:28 | لینک  | 

 آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند."

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 16:26 | لینک  | 

منشور كورش هخامنشی، كهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و كشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است كه پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار می‌كرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوكننده رفتار نیك كورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان، و كنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.

جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاك سرزمین‌ها، كه با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی كه باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند؛ مردمانی كه نیازمند دانش و فن‌آوری كشورهای دیگر باشند؛ شكست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شكسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 16:25 | لینک  |