پوستر مسجد جامع و سه كارت پستال از بناهاي تاريخي قاين شامل مسجد جامع، قلعه كوه و مقبره بزرگمهر توسط سيد مجتبي مظلوم زاده هنرمند قايني به چاپ رسيد.
مديريت محترم راهنمايي رانندگي قاين با سلام. به استحضار مي رساند از چند سال گذشته وسايل نقليه درشهر قاين افزايش داشته است ولي خيابانهاي اصلي همان حالت گذشته را داشته كه جوابگوي وسايل نقليه نمي باشد كه مشكل بزرگي براي شهروندان و شهرداري است.در بعضي نقاط شهر براي شغلي مجوز صادر گرديده است ولي اكنون تابلوهاي مطلقاً ممنوع در اين مكانها نصب گرديده است كه مشكلاتي را براي كسبه ايجاد كرده است. به جهت نبود پاركينگ در برخي خيابانهاي اصلي بايد از حاشيه خيابانها استفاده كرد كه نصب تابلو در اين مكانها هم مشكل را دوچندان كرده است. اميد كه با همكاري شهردار و شوراي محترم اين مشكل با احداث پاركينگ حل شود.
قناد- ریاست مجمع امور صنفی قاینات
اعضاي محترم شواري شهر قاين. با سلام با توجه به جلسات حضوري در سال گذشته در خصوص كمبود فضاهاي تجاري و حسن نظر اعضاي شورا و شهردار و اينكه ساخت واحدهاي تجاري در مهار اجاره بها نقش بسزايي دارد و اعلام آمادگي مجمع امور صنفي و اتحادديه هاي تحت پوشش جهت مشاركت در ساخت واحدهاي تجاري لذا به جهت اينكه اكثريت واحدهاي مسكوني در منطقه سيمان شهر، فاز5 ،4 و 3 فرهنگيان بوده و پروژه مسكوني1000 واحدي در حال احداث مي باشد. نياز مبرم به احداث بازارهايي در اين مناطق است. لذا خواهشمند است موضوع چگونگي واگذاري زمين، پروانه، ساخت و... رت جهخت اطلاع اصناف به اين مجمع اعلام فرماييد.
قناد ریاست مجمع امور صنفی قاین
مسابقات ورزشي فوتسال خراسان جنوبي چهارشنبه و پنجشنبه 20 و21 فروردين در قاين برگزار شد. وقتي براي گرفتن هزينه مسابقات گروهي به مركز استان رفتند آنها 300 كره، 600 تخم مرغ و 300 خيارشور و... را براي آنها شمردند. آن وقت فهميديم ميهمانان ما 300 نفر است. وقتي به آنها گفتيم كه اين مواد را مي توانيم از قاين بگيريم، جواب شنيديم كه بايد از فروشگاه فرهنگيان بيرجند گرفته شود. راست مي گفتند چون در قاين ما فروشگاه فرهنگيان نداريم، يانجا فروشگاه اوپن است و جنس به شماره نمي دهند! راستي نمي دانم اجناسي كه اضافه آمده چگونه عودت دهيم. يا اين ضرب المثل افتادم: اين مال مو اين مال منبر مو، اين مال ننه قنبر مو
به ياد مي آوريم كه در جلسه شوراي اصناف با حضور نماينده و فرماندار قاينات، تصميم بر اين شد كه ادارات موارد مورد نياز خود را از بازار شهر قاين تهيه نمايند. اما هنوز هم چنين مواردي را گاه و بيگاه شاهد هستيم، تا كي بايد صبر كنيم تا اين ديدگاه ها تغيير كند.
واژه «شَخو سكيل» را هنور به ياد دارند اما ممكن است براي نسل جوان ما ناآشنا باشد. امروزه اين واژه ماهيت خود را حفظ كرده، فقط شكلش عوض شده است در زمانهاي قديم كه هر خانه اي مطبخي و تنوري داشت. در كنار هر تنور يك تكه چوب سرسوخته و بي تركيب كج و مَعوَج و پرگرهي بودو زماني كه آتش تنور فروكش مي كرد و زيرخاكستر پنهان بود نانوا همين «شَخو سكيل» را بر مي داشت و آتش درتنور را به حركت در مي آورد و به اصطلاح «اَلو» را شور مي داد. از اين جهت بود كه بهآن «اَلوشور» مي گفتند. در كنار همين تنور يك ديگ سياه پرآب يا يك كهنه نسبتاً بلندي هم بود و زماني كه تنوربيش از حد مي تافت و نان بر ديوار تنور مي سوخت نانوا از همين ديگ آب بر آتش مي ريخت و كهنه را خيس مي كرد و دور تنور مي چرخاند تا از حرارت تنور كم شود و خمير بر ديواره تنور بريان نگردد با پنجه آب بر آتش مي ريخت تا شعله فروكش كند و نان نسوزد اين مقدمه طولانياز اين جهت بيان شد تا نقش شخوسكيل در تنور واضح گردد حال واژه ها و اصطلاحاتي مانند ( قايني، بيرجندي، روستايي، كلاته اي، شهري و...) حكم همين شخوسكيل را دارند و الو شور عده اي مي گردند آنان كه مي خواهند در اين تنور نان خود بپزند نيازمند الو شورهايي هستند كه هرز گاهي تنور را گرم كنند و آتش زير خاكستر را به نفع زواله هاي خود مشتعل سازند زماني كه زواله هايشان مي سوزد از ديگ آب مي ريزند و شال خيس در تنور مي چرخانند و زماني كه خميرشان مانده كساني را به ياري مي طلبند و از واژه هاي الو شور بهره مي برند چند صباحي نان خود پخته و بر سفره خود و خانواده خود اندازند و.... در اين ميان مردماني بو ده اند كه چوب دست اين و آن شده اند شهروندان عزيز بياييد واژه ها و اصلاحات الوشور را مفقود الاثرنماييم و نگذاريم عده اي سود جو هر روز يكي از واژه ها را بكار برند و منفعت خود جويند. بياييد اين شخوسكيلها را برداريم و همه را در تنور غيرت بسوزانيم و نگذاريم كه عده اي منفعت طلب آتش بر كماچ خود بگذارند و همين واژه ها را هر چند صباحي بنا به مد روز در شهر و روستا بچرخانند و نان بپزند بدانيم كه شاطرهاي سياستمدار بيدارند و آماده شليك يكي از واژه ها، در ميان همه دشتستاني كه خود ناظر آن هستند و بر آتش آن ديگي برايشان مي جوشد زيركانه وارد عمل مي شوند و مردمان را به صحنه مي كشانند.
بدست خود درختي مي نشانم بپايش جوي آبي مي كشانم
زمستان سخت و طاقت فرساي سال 86 رمقي در جان درختان نگذاشت گويي بيشترين رنج و شكنجه را در جان آنان ريخت. پوستشان را افكند و فضاي سبز قاين زردستان شد و اشك فراق بر گونه ي شهروندان بنشست و ديري نپاييد كه مجبور به قطع درختان سرمازده بحران گرفته گرديدند حال يك همت عمومي و يك بسيج مردمي مي طلبد تا بار ديگر شهرمان را سرسبز نماييم و فضاي پاركها و خيابانها را به زيور درختاني بياراييم كه در برابر سرما و گرما طاقت داشته باشد اين كار يك فراخوان عمومي را مي طلبد تنها شهرداري يا منابع طبيعي نيست كه بايد هم و غمش را بسيج كند بلكه آموزش و پرورش از كودكستانها گرفته تا مقطع دبيرستان، دانشگاه – سپاه پاسداران، كارمندان ادارات و حتي مراكز توانبخشي و در يك كلام تمام شهرونداني كه از اكسيژن اين درختان استفاده مي كنند بايد بسيج شوند يك روزرا بازار تعطيل عمومي اعلام كند مجمع امور صنفي پيش قدم شود و به هر مغازه دار يك درخت هديه نمايد تا جلوي مغازه اش بنشاند.نگذاريم حتماً 15 اسفند از راه برسد زيرا منطقه قاينات داراي آب و هواي مخصوصي است و آنروز درختان از خواب بيدار شده اند شهرداري و منابع طبيعي اسباب و وسايل لازم را تا حدي كه در توان دارند فراهم نمايند و هر درخت را بنام همان فردي كه آن را نشا مي كند ثبت و ضيط كنند تا فرهنگ نگهداري از فضاي سبز در ميان كودكانمان گسترش يابد در روز فراخوان فضاي سبز از همه كمك بگيريم زن و مرد كوچك و بزرگ كودكستان و دبيرستان و ..... تا خاطره روزهاي اول انقلاب كه همه به كمك كشاورزان جهت گندم درو مي رفتند زنده شود اين بار همه به ياري شهرمان برخيزيم تا قامت بر خاك فتاده درختان دوباره برخيزد و طراوتي به سرزمين طلاي سرخ بخشد يادمان نرود كه از فضاي سبز همه استفاده مي كنيم پس بايد همه بكوشيم و بسيج شويم يا علي
درختي را بيا بنشان كه هر شاخش ثمر دارد به زير سايه اش بنشين نسيم هر دم گذر دارد
بدستان محبت سايه اش را آب و جارو كن بساط سفره احسان عجب گلهاي تر دارد
نسيم از لابلاي برگهايم بگذرد هر دم گمانم دست نيكوكار تو بر جان اثر دارد
بيا و اين نهالان را به بذلت آبياري كن درختي گر شود هر يك بهشتي بارور دارد
ز نيك انديشي ياران هميشه باغ سر سبز است نهالان را نگر« مختاري» عشق سايه سر دارد
به ميمنت 30 سالگرد انقلاب اسلامي كتاب شعر ياقوت سرخ را به شما عزيزان و همشهريان عزيز هديه مي دارم تا اين ره توشه دهه آخر قاينات زينت بخش طاقچه هاي خانه هاي شما گردد. اشعار اين كتاب در قالب هاي غزل، قصيده، مثنوي و دوبيتي بيان بيان و لهجه شيرين قايني نگيني پربها بر صفحات آن مي درخشد. دانه دانه ياقوت را از پاي خارهاي هر شاخه مي چينم و هديه ي دستان پرمحبت شما مي گردانم، باشد تا با انديشيدن در ابيات آن به سرخي جامش پي ببريم، كه آياسيلي نامحرم صورتش را سرخ گردانيد؟ يا كه خود از شرم نداري صورتش را نيلي گردانده است؟
زمانه پيكرم پربار زاييد لب سرخ مرا تبدارزاييد
زدست مادر گيتي زنم داد مرا بر شاخه پرخار زاييد
اين كتاب را براي شما كه در اين دوران زندگي مي كنيد سروده ام كه بخوانيد و براي آيندگان كه بدانند بر ما چه گذشته است؟ تاريخ حك شده پاي هر سروده نشان از اتفاقي است كه در قاينات افتاده است، تمثيلها و حكايات اين كتاب پرده هاي ايهام را پس خواهد زد و تجزيه و تحليل هز غزل و قصيده تلخ داروي شفابخش و مرهمآلام دلها خواهد بود. ياقوت سرخ را به شما عزيزان كه هميشه سرخ مي نگاريد و سرخ مي جوشيد، تقديم مي كنم.
متن زرشك بوستان قايناتم دست رنج مردم قايناتم
شهر ياقوتم از نام تو شد شهر ياقوت خراسان قاينم
وقتي به شهر قاين پا مي گذاريم و به اولين بلوار ورودي شهرك وليعصر وارد مي شويم در همين ابتداي بلوار شهيد كاوه و روبروي بلوار شاهد وارد محله اي مي شويم كه گويي اصلاً جزء شهر به حساب نمي آيد و متأسفانه چون وسط شهر قرار گرفته نام روستا را نمي توان بر روي آن گذاشت چوت حداقل در روستاها هفته اي يكبار آشغالهاي روستا را جمع آوري مي شود. اما در اين محله كه خيابان شهيد كاوه 4 و كوچه منتهي به اسين خيابان و از طرفي منتهي به ابومنصور است متأسفانه شهرداري هيچ خدماتي به شهروندان نمي دهد . هر وقت به شهرداري مراجعه مي كنيم « مي گويند برويد به آن عده كه پروانه نگرفتند بيايند پروانه بگيرند تا خدمات دهي و جدول كشي و آسفالت كنيم. اما گناه ما چيست كه تعدادمان هم كم نيست كه در سخت ترين شرايط مالي ممكن قبل از هرگونه ساخت و ساز نخست پول شهرداري را پرداخت كرديم و بعد شروع به ساخت و ساز نموديم به اميد اينكه شهرداري حداقل خدمات دهي را انجام دهد. گناه ما چيست كه بايد زمستان دعا كنيم برف و باران نبارد چون كوچه ها به حدي گِلي مي شود كه نمي توان رفت وآمد كرد و تابستان دعا كنيم وسيله اي از جلوي درب منزلمان رد نشود چون به حدي گرد و خاك مي شود كه
گناه ما چيست كه مردم در ساير نقاط شهر بوي عطر سبزه و گل پاركها در خانه شان پيچيده است ولي در محله ما با توجه به داشتن فضاي كافي براي فاضاي سبز ايتن فضا تبديل به محل انباشت زباله شده است. (كنار ديوار مدرسه عترت و پژوهش) گناه ما چيست با اينكه تعداد زيادي پروانه ساختماني دارند شهرداري مي گويد تعدادشان كم است و جدول كشي و آسفالت نمي كند ولي در گوشه اي از اين شهر حتي براي يك خانه قريب 200 متر جدول كشي و زيرسازي و... شده است. دعا مي كنيم اي كاش اين محله بزرگ كه جزئي از شهر است به زودي روستا ناميده شود تا شايد حداقل طرحهاي هادي در آن اجرا شود تا نگران گِل و لاي و گرد و خاك نباشيم چون كمتر روستايي در قاينات است كه كوچه هاي آسفالت نداشته باشد. در اينجا از ادارات برق، آب، گاز و مخابرات كه تفاوتي بين اين محله و ساير محلات قائل نشدند، تقدير و تشكر مي كنيم.
همانگونه كه ميدانيد برخي از مسئولين محترم ما هرگاه لب به سخن مي گشايند نام شهيدان يا جانبازان و ايثارگران را بر زبان جاري مي سازند، اين حقير حسين مسعودي كبودان كه اگر حضرت حق، خداوند منان بپذيرند، از جانبازان و آزادگان اين خطه بشمار مي آيم و در دوران جنگ تحميلي به صورت بسيجي از ناحيه سپاه به جبهه اعزام شدم، كه در مرحله نخست از ناحيه سر و گردن مجروح و در مرحله دوم به اسارت دشمن درآمدم كه مدت شش سال و نيم اين اسارت به طول انجاميد. در طول شش سال و نيمي كه در اسارت دشمن بسر بردم هيچ گاه از اذيت و آزار دشمن نناليده و در زير شكنجه آنان گريه نكردم، اما در طول 30 ماه كاغذ بازي ( يعني از 21/5/85 تا 17/11/1387 ) نهايتاً در ناحيه مقاومت سپاه بيرجند مرا گريه گرفت كه گريه كردم....
در 19 ماه مبارك رمضان مصادف با 21/5/1385 شمسي بود، كه مدير نيروگاه جناب آقاي مهندس احتشام زاده با من تماس گرفتند و گفتند ما عازم زيارت كربلاي معلا هستيم آيا با مي آيي؟ گفتم بلي! . گفتند گذرنامه داريد! گفتم خير. فرمودند گذرنامه را سه روزه تحويل مي دهند، گذرنامه ي خويش را بگير و به ما خبر بده. روز بعد به اداره گذرنامه مراجعه نمودم جهت گرفتن گذرنامه، از من كارت پايان خدمت يا معافيت خواستند گفتم از اين گونه كارتها من ندارم، گفتند پس چي داري !؟ گفتم كارت جبهه، كارت جانبازي و كارت اسارت، گفتند جهت گرفتن گذر نامه بايد كارت پايان خدمت يا معافيت داشته باشيد. لذا به سپاه كه محل اعزامم به جبهه بود رفتم و موضوع را برايشان بازگو نمودم مرا براي گرفتن پايان خدمت و دفترچه آماده به خدمت راهنمايي كردند « كه چون خاطرات اين كاغذ بازي بسيار طولانيست از بيان آنها صرف نظر ميكنم » خلاصه پس از متحمل شدن رنج و زحمتها و شنيدن متلكها، و نوشتن نامه و نيز گفتگوي حضوري با آقاي قرباني نماينده محترم شهرمان، و نيز نوشتن نامه به رئيس جمهور محبوب كشورمان در سفر به استان خراسان جنوبي، و همچنين گفتگوي مستقيم در ديدار با آقاي دكتر دهقان معاون رئيس جمهور در امور ايثارگران، پس از گذشت 30 ماه كاغذ بازي كه خود يك نوع شكنجه روحي به شمار مي آيد، نهايتاً در تاريخ 17/11/1387 ساعت 30/11 صبح پست چي كارت معافيت از سربازي را براي اين حقير به ارمغان آورد!!!.
الف: در سطح ملي
روزي كه مردم ايران به خيابانها ريختند و خواهان سرنگوني رژيم شاه شدند و جمهوري اسلامي را جايگزين كردند خواستههايي داشتند كه در اساسيترين شعار آنان جلوه كرده بود و آن عبارت بود از استقلال آزادي جمهوري اسلامي
اكنون بعد از گذشت 30 سال بايد ببينيم جمهوري اسلامي ايران به شعارهاي خودش تحقق بخشيده است يا خير؟
عليرغم موانعي كه دشمنان انقلاب براي جلوگيري از پيشرفت نظام ايجاد كردند و در بعضي موارد نيز از قبيل:
- راهاندازي جنگ تحميلي
- ايجاد درگيري داخلي از طريق گروههاي ضد انقلاب
- ناامنيهاي قومي و مرزي
- تحريم اقتصادي
و... موفق هم گرديدند ولي جمهوري اسلامي توانست در مقابله با اين حوادث آزمون خوبي بدهد و به هر طريق ممكن در برابر اين جريانات به عنوان پيروز صحنه دستش بلند شود.
با نگاهي گذر به تاريخ 30 ساله و مرور حوادث ملاحظه ميكنيم كه
الف - موفقيت سياسي ايران تثبيت شده است.
ب- ايران بعنوان يك كشور تأثير گذار جاي خودشان را باز كرده و آمريكا مجبور به پذيرش مذاكره با ايران در جريان عراق و افغانستان و جاهاي ديگر شده است تا بتواند خودش را از باتلاق درست شده نجات دهد.
ج: گروههاي ضد انقلاب هيچ كاري از پيش نبرده و يا تسليم نظام شده يا آواره جهان گرديدهاند.
د: صنايع نظامي ايران پيشرفت حيرت انگيزي داشته است در حدي كه دشمنان نظام به شدت نگران شدهاند.
5- پيشرفت هستهاي ايران عليرغم فشار جهاني به مرحلهاي رسيده است كه ايران بعنوان يك كشور هستهاي در جهان شناخته شده و ديگر قادر به جلوگيري از آن نيستند. و در عرصههاي علمي، فناوري و تكنولژيهاي جديد مثل ناتو و بيوتكنولژي پيشرفتهاي فوق تصوري در ايران حاصل شده است كه به ربتههاي خوبي در جهان رسيدهايم و در منطقه مقام اول شدهايم.
ز: در جهت توسعه و عمران نيز در داخل كشور اتفاقات بسيار جالبي افتاده است كه مردم ايران در نقاط مختلف شاهد آن هستند پروژههاي راه، راهآهن، نيروگاه، معدني، فولاد، گاز، پالايشگاه، بندر و... از اين قبيل موارد است.
در حال حاضر اتفاقات بسيار بزرگي افتاده است كه حيرت آور است.
ح: اضافه كنيم به آنچه گذشت رويكرد مردم به حفظ ارزشهاي ديني مثل اعتكاف، عزاداريها و ساير برنامههاي فراگير مذهبي كه به خوبي روحيه جوانان را تغذيه مينمايد كه اين وضعيت نيز در دنيا منحصر به فرد است.
نتيجه:
- با توجه به اشاره مختصري كه كردم به نظر ميرسد جمهوري اسلامي به آنچه شعار داده است جامه عمل پوشيده و به نحو احسن توانسته است به مردم خود خدمت كند و در حال حاضر نيز در استانه تحول خوبي است كه در آينده اجرايي خواهد شد.
ب: در سطح منطقه
در اينجا مناسب ميدانم اشاره مختصري نيز به شرائط خراسان جنوبي و شهرستان قاينات داشته باشم استان خراسان جنوبي خصوصا در سالهاي اخير تحولي شگرف داشته است و پروژههاي ملي زيادي داشته است كه هر كسي كه â2 سال پيش و امروز اين استان را ديده باشد بخوبي تغييرات اساسي و عمده اين استان را تصديق ميكند.
اما شهرستات قاينات
اين شهرستان و مردم آن شاهد اجراي پروژههاي ميلياردي هستند كه وضعيت شهرستان را متحول كرده است كه به نمونههاي زير اشاره ميشود.
- احداث مجتمع فولاد
- احداث صنايع متعدد در شهرك صنعتي
- احداث نيروگاه هزار مگاواتي
- احداث ناحيه صنعتي خضري
- تصويب نواحي صنعتي در كليه مراكز بخشها
- احداث باند دوم جاده خضري - قاين
- احداث جاده قاين - زيركوه
- اجراي پروژه گازرساني به قاين
- تاسيس و توسعه دانشگاه آزاد اسلامي
- توسعه دانشگاه پيام نور و احداث ساختمان آن و تاسيس دانشگاه پيام نور در بخشها
- تاسيس آموزشكده فني و حرفهاي وابسته به آموزش و پرورش
- تأسيس مركز آموزش عالي تربيت مدرس قرآن
- تأسيس مراكز آموزشي شبانه روزي متعدد در شهرستان
- احداث سد حاجي آباد
- شروع به احداث سد فرخي
- احداث سد انحرافي تجنود - احداث سد خاكي گريمنج
- تامين تلفن ثابت در كليه نقاط شهرستان و تلفن همراه مراكز بخشها
- پيشرفت قابل توجه در احداث مراكز درماني وت جهيز آن و تامين پزشك متخصص
- اجراي پروژههاي مجتمع آبرساني روستايي زياد
- تصويب مجتمع گردشگري بوذر جمهر و شروع پروژه آن
- افزايش اعتبارات شهرها به صورت چشمگير كه منجر به اجراي صدها پروژه در قاين و ساير شهرها شده است.
- كلنگ زني و شروع احداث پادگان
- پرداخت وام هزاران واحد مسكوني و احداث هزاران واحد مسكوني كه يكي از موارد آن مسكن هزار واحدي مهر است.
- احداث دهها مركز آموزشي يا نوسازي آن
- احداث خانههاي عالم
- احداث سالن و اماكن ورزشي متعدد
- تاسيس شركت سهامي زراعي مهدي آباد
- احداث فضاهاي فرهنگي و ديني (مجتمع فرهنگي، مسجد، حسينيه و...)
- احداث 50 پايگاه مقاومت بسيج
ج: ادامه راه
براي استمرار توسعه منطقه نياز به همكاري همه دستگاهها ميباشد گاهي مشاهده ميشود كه هر دستگاهي همه چيز را در خودش ميبيند و توجهي به منافع عموم و كلان منطقه نميكند.
ادارات محيط زيست، دادگستري، نيروي انتظامي، شهرداري و ساير دستگاهها بايد توجه كنند كه هدف اصلي عمراني و توسعه منطقه است و همه بايد زمينههاي اجراي پرژههاي مهم را فراهم نمايند.
در شرائط كنوني در شهرست بعضي ادارات جلوي پروژه گاز را ميگيرند.
محيط زيست مانع احداث جاده و پروژههاي ديگر ميشود، دادگستري براي مسكن مهر مشكل درست ميكند و...
دادگستري گاهي شكايت مردم را نميگيرد و گاهي با اقدامات ابذايي پروژههاي مهم را با مشكل مواجه ميسازد.
بعضي از شهروندان ما كه در مركز و ساير شهرستانها مدال و جايزه بهترين خير را دريافت ميكنند، در قاين بعنوان زمين خوار راهي زندان ميشوند در كشور با كمك به نماينده قاين مشكلات مردم حل ميشود ولي در قاين براي دوستان نماينده پرونده سازي ميشود.
قطعا" اين روند مناسب توسعه منطقه نميباشد و اگر شهرستان خود را دوست داريم همه با هم بايد براي توسعه و آباداني ديارمان دل بسوزانيم در غير اينصورت توقع زيادي خواهيم داشت اگر همراه نباشيم و كمك نكنيم ولي از دولت كار بخواهيم.
روزي در مغازه اي نشسته بودم، كه يكنفر از شهروندان قايني داستاني عجيب ولي واقعي از رفتار شهروندان بيرجندي (البته همان چنددرصد آب گل آلودكن) برايم نقل كرد و گفت: با وجود اينكه در استان درجه 3 خراسان جنوبي كه مركز آن بالطبع درجه 3 مي باشد و دومين شهر آن (قاينات) نيز درجه 3 مي باشد. از قضاي اتفاق برخي مديران درجه 1 استان از دومين شهر اين استان مي باشند و گويا هم استانيهاي عزيز بويژه شهروندان خاص بيرجندي خيلي از اين مطلب راضي نبوده اند و چه بسا شايد در تصورات خود حق مسلم خود مي دانسته اند كه از صغير و كبير اين استان بايد از يك نقطه خاص باشد و گويا فراموش كرده اند كه اين استان كوچك به تازگي از استان بزرگ خراسان جدا شده است و چه بسا مديران كم تجربه كه فرقي نمي كند از كداميك از شهرهاي اين استان باشند. بايد حالا حالاها كاركنند، تجربه بياموزند و چه بسا وجود نيروهاي غريبه به خصوص از استان خراسان بزرگ قبلي و استانهاي همجوار و دورتر مي تواند مايه بركت و پيشرفت گردد. اين را فراموش نكنيم كه براي بزرگ بودن و بزرگي كردن بايد فكربزرگ و دل بزرگ داشته باشيم و اگر بر خلاف ميل مان فردي توانمندتر از اطرافيان و دوستانمان ما از هر كدام از نقاط حتي دورافتاده استان هم وجود داشته باشد، به او احترام بگذاريم و بدانيم كه شرط بزرگي اين است و لاغير. شنيدم كه گفته اند و نوشته اند و ... كه البته با تدبير اينگونه مشكلات حل گرديده و حل خواهد شد. روزي با يكي ديگر از شهروندان بيرجند همصحبت شدم و ايشان مي گفت: اين منطقه محروم بايد به حق و استعدادي كه شايسته آن است برسد و ما سعي مي كنيم هرجا هر استعدادي وجود دارد و بقول امروزي ها پتانسيل بالقوه اي هست آن را بالفعل نماييم. و من هم ضمن آفرين گفتن به ايشان گفتم بدانيد خراسان جنوبي هم مستعد است و هم كارهاي عقب مانده زيادي دارد
اين را هم بدانيم كه بايد توازني وجود داشته باشد به گونه اي كه هر منطقه اي در اندازه و قواره هاي خودش رشد كند تا چهره ناهمگون نداشته باشد براي اين است كه مي گوييم قاين و بيرجند بعنوان شهرهاي بزرگ استان بسيار وجوه مشترك دارند و بايد از پتانسيل بالقوه و بالفعل هر دو در توسعه خودشان و استان استفاده شود. و اين را مي توان در آينده نزديك مشاهده نمود. در پايان از هم استانيهاي عزيز مي خواهم كه در يك رقابت سالم بدون تخريب يكديگر شانه به شانه هم به پيش رويم تا استاني به مراتب بهتر و شايسته تر از امروز داشته باشيم.
ساعت 12 ظهر که جلسه علنی مجلس تعطیل میشود و خبرنگاران به سر نمایندگان می ریزند و هر کس به نحوی میخواهد برای بنگاه خبری خودش خبرسازی نماید و این روزها که بحث انتخابات ریاست جمهوری داغ است یکی از سوژه های خبرنگاران نامزدهای ریاست جمهوری است .
یکی از روزها چند نفر از خبرنگاران که ظاهرا دل خوشی هم از من نداشتند مرا دوره کردند و در مورد نامزد شدن آقای مهندس میرحسین موسوی از من سوال کردند و من هم با شوخی جواب دادم ، در حدی که خودشان هم فهمیدند که شوخی میکنم .
بعدا فهمیدم که این سوال و جواب را در سایتها آورده اند و خبرنگار محترم حتی صدای مرا برای آقای دکتر لاریجانی پخش کرده بودند و از من گلایه کرده بودند .
اخیرا هم هفته نامه طلوع قاینات در صفحه اول همان مصاحبه را چاپ کرده است .
این شیوه برخورد خبرنگاران باعث گردید تا در پاسخگویی با جراید دقت بیشتری داشته باشم .
اينک که به ياري مزداتاج سلطنت ايران، بابل و کشورهاي چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام مي کنم
که:
• تا روزي که زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من ارمغان مي کند کيش و آيين و باورهاي مردماني را که من پادشاه آنها هستم گرامي بدارم و نگذارم که فرمانفرمايان و زير دستان من کيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارد و يا آنها را بيازارند.
• من که امروز افسر پادشاهي را بر سر نهاده ام، تا روزي که زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من
ارزاني کرده هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحميل نکنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است که مرا به شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد. و هرگاه نخواهد مرا پادشاه ايران و بابل و کشورهاي رابعه هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ستم کند و اگر کسي ناتوان بود و بر او ستمي رفت من از وي دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را به کيفر خواهم رساند.
• من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسي مال و اموال ديگري را با زور و يا هر روش نادرست
ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.
• من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت کسي، کسي را به بيگاري بگيرد و به او مزد نپردازد.
• من اعلام مي کنم که هر کس آزاد است هر دين وآييني را که ميل دارد برگزيند و در هر جا که مي خواهد سکونت نمايد و به هرگونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را بجا آورد و هر کسب و کاري را که مي خواهد انتخاب نمايد. تنها به شرطي که حق کسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.
• من اعلام مي کنم هر کس پاسخگوي اعمال خود مي باشد. هيچ کس را نبايد به انگيزه اينکه يکي از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسي از دودمان يا خانواده اي خلاف کرد تنها همان کس به کيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده کاري نيست.
• تا روزي که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را بنام برده و کنيز و يا نامهاي ديگر بفروشند و اين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد. از مزدا مي خواهم که مرا در تعهداتي که نسبت به ملتهاي
ايران و ممالک چهارگانه که گرفته ام پيروز گرداند.
آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند."
منشور كورش هخامنشی، كهنترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتیجویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشههای همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگها و یورشهای بیپایان در رنج بوده است و كشورهای آشتیجو نیز ناچار بودهاند تا برای رهایی مردمان خود از تاختوتازهای همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است كه پیروزمندانِ میدان نبرد و چیرهشدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار میكردهاند؟ تاریخنامههای بشری بازگوكننده رفتار نیك كورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان، و كنشهای ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.
جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاك سرزمینها، كه با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر میپروراند. مردمانی كه باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند؛ مردمانی كه نیازمند دانش و فنآوری كشورهای دیگر باشند؛ شكستخوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما گذشتهای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شكسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راههایی اندیشیدهایم؟
اگر بخواهي از چهار راه جهاد كشاورزي به مركز شهر بيايي و سواره از سمت بلوار امامزاده به طرف شهرك انقلاب حركت كني، به طور حتم در تقاطع دوم بلوار امامزاده و نيز در بلوار امامزاده، به سمت راست آن، قطع شده و مجبوري به سمت چپ حركت كني و آنگاه تو با اتومبيل ها و موتورهاي روبرو و آنها با تو مواجه خواهند بود. علت آن ادامه ندادن اين بلوار به دلايل متعدد در قسمت مغازه هاست. مشكل به اين نقطه ختم نمي شود، اگر راسته همين بلوار را تمام كني به تقاطع دو بلوار مي رسيف به سمتا چپ مي پيچي و در سمت راست بلوار دوم به طرف راست هنرستان به مسير خود ادامه مي دهي، يك دفعه مي بيني قسمت چپ بلوار به علت وجود ديوار سپاه از تك و دو ايستاده است. اين همين بلواريست كه سالها براي رسيدن به خيابان معلم روزشمار مي كند. با خود فكر مي كني كه بلوار ناقص را با يك خيابان كم عرض تكميل كرده اند. در واقع دو بلوار با يك دگرديسي ناقص كه نتوتانسته اند به تكامل برسند به صورت يك طرح نيمه تمام برجا مانده اند. اگر نگاه ظاهر داشته باشني يگ ناهمگوني و بي سليقگي را خواهي ديد و اگر از منظر مهندسي و مسائل كارشناسي و ساخت و سازهاي آن بنگري خواهي گفت اين نقشه با كدام طرح و برنامه اجرا شده است. مهمترين مشكل اين دو نقطه، بي نظمي در رانندگي است. البته اين مشكل وقتي از سمت هنرستان به طرف امامزاده حركت مي كني در پيچ ديوار سپاه پررنگ تر مي بيني، اگر بخواهي راهت را ادامه دهي يك خلاف آشكار در رانندگي خواهد بود. اگر بخواهي به سمت راست پيچ كني بايد از يك پيچ و معبر تنگ رد شوي كه به طور يقين در مقابلت اتومبيلها و موتورهايي در نوبت عبور كردن خواهند بود. حال سوال اين است باني ادامه اين دو بلوار كيست؟ چه مشكلي دامن شهردار محترم را گرفته كه سالها عطاي ادامه هر دو بلوار را به لقايش بخشيده است كه در نهايت يك ناهمگوني در يك تابلوي نفيس در اين نقطه پررفت و آمد را به نمايش گذاشته است؟ چرا در شوراي ترافيك و ساير مراجع ذيصلاح كه اينقدر براي ايجاد سرعت گيرهاي بي شمار و نصب تابلوهاي مطلقاً ممنوع در سطح شهر به دنبال ماده و تبصره ماده و تبصره هستند لااقل فكري براي رفع اين مشكل چندين ساله نمي كنند؟ چرا هميشه بايد براي رفع نواقص به دنبال حادثه يا آمار كشته و زخمي در آن نقطه باشيم؟
ادامه داستان زندگي بيرجنديها و قاينيها و كلاه گشادي كه بر سر مردم اين دو شهر رفته است، بدين شرح مي باشد وقني منافع، سود، ثروت را در هر نقطه كشور بررسي كنيم خيلي با جرأت مي توان گفت كه در حدود 15 تا 20 درصد مردم بيش از 80 درصد منافع و سود را به دلايل موجه و غيرموجه از آن خود مي كنند و بقيه نيز به دلايل موجه و غير موجه تماشاجي اين مبادلات مي باشند. لذا با يك حساب ساده و سرانگشتي اگر جمعيت بيرجند را 150000 نفر و جمعيت قاين را 50000 نفر بدانيم در بيرجند 30000 و در قاين 10000 نفر آدم زرنگ وجود دارد.و در كل خراسان جنوبي با احتساب قاين و بيرجند 100000ْآدم زرنگ زندگي مي كند كه اگر اين افراد به طور متوسط 5 نفر را هدايت كنند لذا سردسته اين زرنگها در كل استان20000 در قاين 2000 ودر بيرجند 6000 مي باشند يعني جمعيت حدود 600000 نفري اين استان را فقط 6000 نفر هم فقط 20% سودجو و منفعت طلب و دو به هم زن و آب گل آلود كن باشند در بيرجند 1200 نفر و در قاين 400 نفر بيشتر نخواهند شد. و وقتي در اماكن عمومي و خصوصي صحبت از دشمني ديرينه مي شود فقط 1600 نفر از دو طرف برايشان نان و آبي هر چند آلوده مهيا مي گردد و 198400 ديگر به دور از همه اين بحثها و جنجالها دارند زندگي آبرومندانه مي كنند و لقمه نان حلالي براي زن و فرزندشان به خانه مي برند حال با اين محاسبات ساده سوال اينست كه آيا 200000 نفر مردم مذهبي، سختكوش و محروم دو شهر مهم و كويري دورافتاده از بسياري امكانات و آرام نشسته در شرقي ترين نقاط كشور پهناور كشورمان بايد چقدر ساده باشند يا ساده انديش باشند كه كمتر از 2000 نفر سرنوشت آنان را به بازيچه گيرند و براي اندك مسأله اي در بوق و كرنا فرياد بر آرندكه ايها المسلمون نديديد و نبوديد و ننشينيد كه چه كردند، چه خوردند و چه گفتند!! آيا سادهخ انديشي نيست كه اين جمعيت كوچك و لي زرنگ بر لشكر 100 برابري خود پيروز باشند و بنشينند بقول معروف به ريش قايني و بيرجندي بخندند؟! آيا ساده انديشي نيست كه در جلسات بنشينيم و از يكديگر تعريف كنيم اما در كوچكترين فرصتي از تخريب هرگونه تخربيي كوتاهي نورزيم؟! آيا ساده انديشي نيست كه بزرگان ئو زعماي هر دو قوم سالهاي دور با بازي ماهرانه اين 1600 نفر به گونه اي براي مردنم معرفي شوند كه مردم ندانند كداميك حقيقت است و كداميك دروغ!!
در پايان بحث امروز باز هم مي گويم آنقدر تو سري خورده ايم كه در حال حاضر راضي نيستيم چند ثاينه اي همديگر را با دقت نگاه كنيم. تا ببينيم كه بر پيشاني آفتاب سوخته مردم اين دو شهر چقدر عميق است شيارها و چروكهايي كه بلند فرياد مي زنند: برادرم تو را مي شناسم.
سرزميني كه امروز مورد بي مهري و كم توجهي مسؤلان واقع شده است وجه تسميه اين را مي فهماند كه شاهرخت تفرجگاه و اتراق شاهرخ ميرزا در مسير عبور به هرات بوده است. در اين سرزمين پايگاه نظامي فوق العاده از گذشته ها بوده كه غيرت و شجاعت مردمش هنوز زبانزد است. وجود قلعه و غار كوه در دامنه كوه حسن بايخان حاكم بزرگ دوره سلجوقيان همزمان با حكومت حسن صباح مؤيد آن مي باشد كه وجود يك و نيم كيلومتر تونل زيرزميني از پايگاه نظامي به محل كشاورزي مردم موجود مي باشد. شجاعت مردمش در قلعه قديمي روستا با ارتفاع 15 متر سرافراز است علما و مشاهير چون شيخ سلطان محمد صاحب تحفه المجالس و تاج الدين شيخ داور و آخوند كربلايي محمد علي برگ افتخار اين سرزمين اند. گذشته ها بسيار دور مدرسه و مكتب خانه داشته كهئ مكانهاي مَلسه (مدرسه علميه) عمارت، خيمه شاه، چهار باغ از آثار باقيمانده است. روزگاري هشتاد چشمه و قنات داشته كه نامهايش را بزرگان بر زبانآورده و خشكيده شده است. امروز و به قولي در گذشته 8 هزار جمعيت داشته و گورستانهاي قديمي اش در چندين نقطه مويد آن است. دژ مستحكم بودن براي خراسان در مقابل تهديدات افغانها و ميليشاها و تركمن ها و تاجيكها بوده كه تاريخ از ان مي گويد قبل از انقلاب اسلامي جزء معدود جاهايي بوده كه آب شرب بهداشتي لوله كشي داشته و با موتور ديزل (70 سال پيش) به روستا برق رساني و بعد از انقلاب شاهرخت با طراحي پروژه بزرگ اولين نيروگاه گازي جنوب خراسان كه نهايتاً بدلايل خاصي با راه اندازي نيروگاه ديزل با چند ژنراتور بزرگ در توليد برق منطقه نقش داشت. اولين كميته انقلاب اسلامي در اول انقلاب، راه اندازي سپاه پاسداران، اولين مركز دهستان در سطح شهرستان قاينات، اولين مركز بهداشتي درماني از امكانات آن مي باشد. در گذشته با مركز دانشسراي تربيت معلم و معلم از اين منطقه بالندگي بهان مي بخشيد. اين سرزمين فراموش شده مي گويد: به خاطر قناعتد مردمش و صبوريشان سالهاست كه هيچ توجهي بهآن نشده است. دهيارش ابوالقاسم سلطاني مي گويد: شاهرخت مركز دهستان پترگان و بزرگترين روستاي استان و پرجمعيت ترين روستاي شهرستان پارامترهاي كامل جهت ارتقا به بخش را دارد. نبئي عضو شوراي اسلامي آن مي گويد: با اعلام اولين دهستان در مركز بخش زيركوه، وسعت 3488 كيلومتر مربع كه يك پنجم وسعت شهرستان را دارا است و جمعيت 10 هزار نفري و 145 كيلومتر مرز مشترك با افغانستان از شمال به خواف (خراسان رضوي) و جنوب به درميان و از شرق به تدهستان زيركوه و شاسكوه امتداد دارد. اين دهستان وجود 16 پاسگاه عملياتي نظامي و 2 گروهان مرزي و 150 واحد مسكوني انتظامي . پايگاههاي بسيج، با داشتن سايت نيروي هوايي و مجتمع بزرگ هوايي و ارتش مي طلبد تا مسؤلان مربوطه مرهمي بر پيكره فرسوده و زخم خورده اش باشند و با داشتن 12 روستاي بزرگ امر را مي طلبد تا انشاء با توجه به حقش به بخش ارتقا يابد.
ابراهيم احمدي(زيركوه)
شايد گذر شما به بيمارستان قديم و محلي كه به عنوان كلينيك تخصصي افتتاح شده افتاده باشد. 5 آبان براي تزريق به آنجا رفتم محيطي كه در كنار مركز بهداشت واقع شده وضعيت غيربهداشتي داشت. زيرصندليها و كف سالن انتظار هر چه بخواهي از چوب، كاغذ، پوست شكلات و پفك و آدامس، چسب زخم پيدا مي شد از گرد و خاك كه مگو و از سطلهاي زباله كه سرريز آن به اطراف سرايت كرده بود. آيا اينجل كلينيك چند دكتر متخصص است كه در آنجا خدمت مي كننداز خانم پرستار پرسيدم چرا اينجا اينقدر كثيف است جواب داد قبلاً يكي مي آمده اينجا را نظافت مي كرده اما حالا مي گويند مزذ كم است و نمي آيد؟!با خود گفتم آيا اين مكان بايد كثيف بماند؟ وقتي براي تزريق يك آمپول يا وصل سرم، شستشوي گوش آنقدر پول مي گيرند نمي توانيد بخشي از آن را به شركت نظافتي بدهند تا آنجا را تميز كند؟ زا مسؤلين امر تقاضا دارم نظارت بيشتري بر اين محيطهاي عمومي داشته باشند تا اين ضرب المثل قديمي جامه عمل نپوشد كه «طبيبان خلق را رنجور خواهند.»
كميسيون فرهنگي شوراي شهر قاين در نامه اي به وزارت كشور به كاربرد نادرست نام قهستان اعتراض كرده است متن اين نامه بدين شرح است.
از آنجايي كه نام قهستان در تمام متون تاريخ گذشته مثل آثار اين حوقل، اصطخري، مقدسي، ابن بطوطه، ثعالبي، ياقوت حموي، حمد ا... مستو.في، ناصر خسرو، ماركوپولو و... بر ايالتي به مركزيت قاين اطلاق شده است بي شك به كاربردن آن بريا روستاي آسيابان و درخش به عنوان شهر قهستان موجب تحريف و سردرگمي درآثار تاريخي و آسيب رساندن به فرهنگ و پيشينه غني و تاريخي مردم قاينات مي شود و اين سرقت تاريخي ظلمي بر ديار كهن قاينات مي باشد. لذا بر خود لازم مي دانيم براي اعاده حق خويش درخواست تجديد نظر در انتخاب اين نام بنماييد. ضمن اينكه از مجامع قانوني پيگيري اين امر را بر خود لازم مي دانيم، زير تمامي خراسان جنوبي امروز به علاوه شهرستان طبس گلشن، ترشيز(كاشمر) زاوه(تربت حيدريه) زوزن(خواف)، تون(فردوس) ، ينابذ(گناباد) باخزر(تايباد) دربرگيرنده ايالت قهستان بوده كه در اكثر متون تاريخي مركز ولايت قهستان شهر قاين ذكر گرديده است و انتخاب اين نام براي يك روستا سرقت تاريخي محسوب مي شود.
كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر قاين
رئيس اتحاديه صادرکنندگان زعفران از توقف صادرات زعفران در پي افزايش ناگهاني قيمت اين محصول خبرداد.«جليل مغازه يي» احتکار زعفران و کاهش توليد را عمده ترين عوامل گراني زعفران اعلام کرد. او با اشاره به اينکه قيمت سه ميليون توماني هر کيلو زعفران موجب عدم استقبال بازارهاي جهاني نسبت به زعفران ايراني شده است، افزود؛ احتمال احتکار 50 تني زعفران وجود دارد چراکه قيمت زعفران به دليل اين احتکار به يکباره بالا رفته است. مغازه يي با اشاره به وضع عوارض براي صادرات فله يي زعفران گفت؛ اين عوارض نيز در مقطعي مانع صادرات زعفران شد. او با اشاره به اينکه کل محصول زعفران سال جاري به 100 تن نيز نمي رسد، افزود؛ خشکسالي در کنار احتکار موجب افزايش قيمت زعفران شد به طوري که قيمت زعفران با 100 تا 200 هزار تومان نوسان کيلويي سه ميليون تومان به فروش مي رسد. مغازه يي عمده ترين بازارهاي صادراتي ايران را مربوط به کشورهاي اروپايي دانست و افزود؛ هم اکنون صادرات ايران به اين کشورها به دليل افت 50 درصدي توليد متوقف شده است.
وي افزود: به دليل ادامه خشكسالي و بحران سرما، متوسط عملكرد سال زراعي جاري به 5/1 كيلوگرم كاهش يافته است و پيشبيني ميشود حداكثر توليد زعفران امسال كمتر از پنج تن باشد.
مدير جهاد كشاورزي قاين عمده خسارت سرمازدگي شهرستان را در بخشهاي مركزي و زيركوه عنوان كرد و اظهار داشت: خسارت جبرانناپذير بخشهاي زيركوه و مركزي قاين سبب كاهش 80 درصدي توليد محصول زعفران نسبت به سالهاي قبل از خشكسالي و 50 درصدي نسبت به سال زراعي گذشته شده است.
قاسمي با بيان اينكه سطح زيركشت زعفران در قاين 5 هزار و 604 هكتار است، گفت: اين ميزان سطح زيركشت نسبت به سال گذشته 250 هكتار افزايش داشته است.
وي افزود: در حال حاضر به دليل افت شديد سفرههاي زيرزميني و خشكشدن آب رودخانهها، قنوات و چشمهها بيشتر مزارع به وسيله تانكر آبرساني ميشود كه با توجه به گلدهي مزارع و فرصت باقيمانده براي برداشت، آبرساني با 9 دستگاه تانكر موجود امكانپذر نيست.
مدير جهاد كشاورزي قاين خاطرنشان كرد: براي يك نوبت آبرساني به مزارع زعفران نياز به 20 دستگاه تانكر آبرساني است كه در اين خصوص اختصاص اعتبار لازم و بسيج همگاني مسئولان استاني ضروري است
سرهنگ ناصر احمدي فرماندهي انتظامي قاينات گفت: مأمورين فرماندهي انتظامي بخش سده و كلانتري 16 نيمبلوك و يگان امداد اين فرماندهي در يك هفته گذشته طي سه عمليات ضمن كشف 839 كيلوگرم مواد مخدر 7 نفر را در اين خصوص بازداشت و تحويل مقامات قضايي دادند. فرماندهي انتظامي قاين گفت: در ساعت 30/20 مورخ23 آبان مأمورين كلانتتري 16 نيمبلوك در محور اصلي به يكدستگاه پيكان مشكوك كه از بازرسي كف خودرو 400 كيلوگرم ترياك كشف و ضبط شد. و يك خودرو توقيف و 2 نفر متهم بازداشت شدند. سرهنگ ناصر احمدي افزود: مأمورين فرماندهي انتظامي بخش سده در ساعهت 1 بامداد 23 آبان در حين گشت زني در محور قاين- بيرجند به يك پيكان سواري مشكوك و با انجام شگردهاي پليسي مشخص شد كه وي راه پاك كن مي باشد و با تحت نظر قراردادن محور سوژه مورد نظر كه يكدستگاه پژو بود متوقف . از بازرسي آن 338 كيلوگرم مواد مخدر از نوع ترياك كشف و ضبط شد. در اين رابطه 5 نفر دستگير و 2 خودرو و 5 تلفن همراه توقيف شد. فرمانده انتظامي قاين افزود: مأمورين يگان امداد در ساعت 21 مورخ 25 آبان در محور اصلي به وانت پيكان مشكوك و دستور ايست داده كه خودرو بدون توجه به ايست مأمورين اقدام به فرار مي نمايد كه پس از طي مسافتي تعقيب و گريز و با رعايت قانون به كارگيري سلاح پس از شليك 7 تير نهايتاً خودرو را در زمينهاي كشاورزي متوقف و از بازرسي آن 101 كيلوگرم ترياك كشف و ضبط شد. در اين خصوص يك خودرو راه پاك كن نيز به همراه 2 تلفن همراه توقيف شد.
در مسابقات قرآني دانشگاههاي پيام نور استان، دو تن از كارمندان مركز پيام نور قاين حسين محمدي مطلق مقام اول در رشته قرائت و سيد سعيد فيض در رشته ترتيل مقام سوم راكسب كردند. همچنين دو از دانشجويان به نام مصطفي خسروي و اسماعيل ترحمي در اين مسابقات در رشته هاي قرائت و ترتيل سوم شدند.
* يكدوره مسابقه فوتسال با شركت 12 تيم به مناسبت بزرگداشت 13 آبان برگزار شد كه تيمهاي مديريت هلال، طوفان زيركوه و نرم افزار اول تا سوم شدند.
* اردوي ويژه دانشجويان زيست شناسي در تاريخ 12 آبان بهئمقصد شاسكوه و نيز اردوي مخصوص دانشجويان جديدالورود در 3 آبان به مقصد امامزاده كريمو سرايان برگزار شد.
* سايت دانشگاه به آدرس: WWW.Ghaen.pnu.ir و سايت داخلي دانشگاه به آدرس: WWW.pnuGh.ir به منظور اطلاع رساني به دانشجويان
26 آبان سايت اداره تربيت بدني قاين به آدرس: www.Qsport.ir كه در آن اخبار اين اداره درج شده و كليه هيأتها نيز معرفي شده اند افتتاح شد. جلسه رؤساي هيأتها ورزشي قاين با رياست تربيت بدني قاين در محل سالن اجتماعت فرمانداري قاين برگزار شد. * در اين جلسه برنامه هاي هفته بسيج و مشكلات هيأتها بررسي و راهكارهاي حاضرين مورد بررسي قرار گرفت. * مسابقه بسكتبال بين منتخبين دانشگاهها و دبيرستانهاي قاين به مناسبت هفته بسيج برگزار مي شود. مهاجر سرپرست بسكتبال قاين از برگزاري يكدوره مسابقه بسكتبال بين دانشگاهها و دبيرستانهاي قاين در 16 آذر روز دانشجو خبر داد. وي با اشاره به رشد 100% آمار بيمه شدگان اين هيأت از تمرينات منظم تيمهاي بزرگسالان و جوانان و طرح استعداد يابي در دبستانهاي قاين خبرداد.
رئيس زندان قاين گفت: كارگاه اشتغال و حرفهآموزي زندان قاين با هدف كاهش آسيبهاي ناشي از حبس به بهرهبرداري رسيد.
مهدي نقويمقدم افزود: براي پركردن اوقات فراغت زندانيان و زمينهسازي براي بازگشت سعادتمندانه آنان به جامعه علاوه بر تمهيداتي كه براي زندانيان راي باز ديده شده شش كارگاه كوچك در درون زندان براي مددجوياني كه فاقد شرايط راي باز هستند راهاندازي شده است.
وي ادامه داد: ظرفيت كارآموز كارگاههاي مذكور ٥٠ نفر بوده كه در رشتههاي آرايشگري، خياطي، صنايع دستي، قاليبافي، برق، موتور سيكلت و آموزش رايانه داير است.
رئيس زندان قاين گفت: پيشبيني ميشود با اجراي اين برنامه تا پايان سال جاري با هماهنگي و همكاري سازمان آموزش فني و حرفهاي قاين بيش از 100 گواهينامه و تاييديه مهارت فني و حرفهاي صادر شود.
نقويمقدم افزود: كلاسهايي نيز در زمينه زعفرانكاري و پسته كاري برگزار ميشود و در پايان براي ٣٠ نفر از مددجويان گواهينامه صادر ميشود. كاهش 10 درصدي ورودي زندان قاين
رئيس زندان قاين با بيان اينكه در نيمه نخست امسال ورودي اين زندان 10 درصد كاهش يافته است، گفت: با اجراي سياستهاي قوه قضائيه در سال ٨٦ ورودي زندان قاين به ٦٥٥ نفر كاهش يافته و در پايان سال ٨٦ در مقايسه با ابتداي سال ٨٥ آمار موجودي اين زندان ١٢درصد كاهش داشت.
مهدي نقوی در جريان بازديد رئيس دادگستري و دادستان عمومي و انقلاب قاين از بند نسوان و كارگاههاي اشتغال زندان قاين تصريح كرد: در دو سال گذشته شاهد كاهش شديد ورودي و نيز موجودي زندانيان بودهايم.
وي از حضور پررنگ و مستمر تمام قضات و دادياران دادگستري و حوزههاي قضايي شهرستان و توجهات ويژهاي كه به زندان و زنداني ميشود، تقدير كرد.
در جريان اين بازديد به مشكلات قضايي و اداري تمام مراجعان رسيدگي و دستور مساعدت صادر شد.
وي ادامه داد: زرشك تنها گياهي است كه از ريشه، ساقه، برگ، گل و پوست آن استفادههاي زيادي ميشود و هنوز مردم از خواص غذايي و دارويي آن آگاهي كامل ندارند و گياهي بيرقيب براي بيماريهاي كليوي است.
رئيس سازمان جهاد كشاورزي خراسان جنوبي تصريح كرد: از ميوه زرشك كه از ايران به كشورهاي خارجي صادر ميشود 44 دارو، از برگ زرشك 22 دارو، از پوست، ريشه و ساقه زرشك 18 دارو و از گل آن پنج دارو استحصال ميشود كه در مجموع 89 قلم دارو از زرشك به دست ميآيد.
تناكي گفت: اين محصول ارزشمند سهم عمدهاي در اقتصاد كشاورزي استان خراسان جنوبي داشته و 50 هزار خانوار روستايي و شهري در زنجيره توليد و توزيع و فراوري زرشك فعاليت ميكنند.
وي با بيان اينكه سازمان جهاد كشاورزي با تمام توان خود از توليد و معرفي زرشك و از توليدكنندگان و صاحبان صنايع تبديلي و تكميلي حمايت ميكند، افزود: مجوز احداث دو كارخانه بزرگ فرآوري و بستهبندي زرشك در بيرجند و قاين به ظرفيت هر كدام 5 هزار تن صادر شده كه در دست اجراست.
رئيس هيئت مديره شركت قاين سرشك نيز گفت: در صورت حمايتهاي معنوي و مالي مسئولان ذيربط و مساعدت تبليغاتي در خصوص معرفي خواص غذايي و دارويي و درماني زرشك اين شركت آمادگي دارد كه با اتوماسيون كامل خط توليد ظرفيت توليد شربت را تا 10 تن در روز افزايش دهد.
مصطفي اسماعيلي افزود: هم اكنون شربت زرشك محصول قاين سرشك با نام تجاري 125 تركيبي از شكر و اسيد سيتريك و عصاره ميوه بيدانه زرشك محصول منحصر بهفرد خراسان جنوبي است كه پس از اخذ مجوزهاي بهداشتي براي اولين بار به روش صنعتي توليد و به بازار عرصه ميشود.
وي در خصوص خواص غذايي و دارويي زرشك اظهار داشت: عصاره ميوه زرشك حاوي مقادير زيادي از املاح، آهن، كلسيم، فسفر، سديم و ويتامينهاي B1 و B2 و C است و داراي خواص تقويتكننده قلب و كبد، صفرا، تصفيهكننده خون، درمان اسكوربوت، تنظيمكننده ترشح صفرا، متعال كننده اعمال روده، ضد نقرس، نشاطآور، ضدالتهاب و اسپاسم و كاهشدهنده فشار خون است.
اسماعيلي گفت: در صورت حمايت مسئولان و ايجاد زمينههاي مناسب در اعطاي تسهيلات لازم اين شركت در فازهاي بعدي اقدام به تهيه پودر زرشك، سس زرشك، نكتار زرشك و زرشك فرآوري شده ميكند