در ويژه نامه خراسان جنوبي جنوبي روزنامه خراسان22/6/85 آقاي نيرومند نماينده نهبندان طي مصاحبه اي مطالب پيرامون مخالفت احداث كارخانه فولاد سازي قاين بيان نمودند.مطلب زير نقدي بر آن اين مصاحبه مي باشد.
1- جناب آقاي نيرومند! گفته ايد» پروژه هاي ملي در خراسان جنوبي به جاي اينكه به صورت كارشناسي شده بين شهرستانهاي استان توزيع شود بر اساس روابط و ارتباطات در برخي نقاط كلنگ زني و اجرا مي شود.« به واقع اگر چنين باشد عملاً طبق گفته شما سيستم اداري ما آنقدر دچار مشكل يا فساد دروني است كه با اندك فشارو يا سفارشي منافع ملي را قرباني اهداف جناحي و باندي خود مي كند؟!. اگر واقعا طبق فرمايش شما چنين باشد بايد به طور اساسي به فكر اصلاح اساسي سيستم بود.آقاي نيرومند روا نيست اينگونه به دليل اينكه مثلاً فلان پروژه به هر دليل در جايي كه شما مي خواهيد اجرا نشده اينچنين كل سيستم يا حداقل بخش مهمي از آن را به بي كفايتي،سوءمديريت و...متهم كنيم و با مطرح كردن اينگونه مسائل آنان را دچار ترس كرده و راه را براي اتخاذ تصميمات صحيح در آينده سد كنيم.فرض كنيد فردا بر سر هر مسأله ريز و درشتي افرادي بخواهند چون اين تصميم با منافعشان سازگار نيست، همين گونه عمل كنند،تاوان بر باد رفتن آبروي سيستم اداري ومنفعل كردن مديران و كارشناسان را چه كسي مي پردازد.به خاطر دستمالي قيصريه را به آتش نكشيم.
2- در حال حاضر مجلس و دولت و بخش اعظم از رأس سيستم اداري و اجرايي ازنيرهاي اصولگرا تشكيل شده است؛كه شما خود نيز جزئي ازآن هستيد.دولت نيز مبناي عمل خود را مهرورزي،عدالت گستري و خدمت به مردم قرار داده است.حال چگونه اين مسائل را مطرح مي كنيد، آيا دولت در اينجا بر خلاف شعارهاي خويش عمل كرده است؟لااقل انصاف را نگه داشته ومجموعه اي كه خود بخشي ازآن هستيد، اينچنين مورد خطاب قرار نمي داديد.3- مجلس ونمايندگان آن داراي شأن خاصي هستند كه حفظ آن در وهله اول بر عهده نمايندگان است.اينكه كه بر سرهر مسأله اي مستقيم يا غير مستقيم با جوسازي بر عليه نماينده ديگر، احساسات عمومي را بر ضد وي تحريك كنيم، آن هم به خاطر مواردي كه به اثبات نشده است نه اخلاقي،نه شرعي،نه قانوني است.آيا اين سبب نمي شود فردا هر مديري براي توجيه ناتواني خويش به اينگونه موارد و اتهام زني ها توسل جويد. به ياد داشته باشيم كه آقاي قرباني منتخب سه دوره مردم قاينات هستند.و توهين به ايشان – اگر چه در لفافه و بدون نام بردن مستقيم از ايشان است- توهين به مردم قاينات است.سكوت مردم قاين در اين مورد وموارد مشابه ديگر دليل بر عدم آگاهي و ترس آنان نيست.مردم قاينات اگر چه حق كسي را پايمال نمي كنند اما در مقابل دفاع از حقشان ذره اي كوتاه نمي آيند. تومپندار كه خاموشي من / هست برهان فراموشي من 4-اگر بخواهيم به صرف اينكه منطقه اي محروم است ازسر دلسوزي و بدون توجيه و كارشناسي امكاناتي را در اختيارش قرار دهيم حكايت همان دوست نادان را داشته و دوستي مان دوستي خاله خرسه است.ازسويي آيا عامل محروميت نهبندان، قاينات و مردم آن بوده اند كه بايد امروزتاوان آن را بدهند.ما نيز خوشحال مي شويم تا عوامل اين محروميت شناسايي و با آنان برخورد شود.5- پروژ مزبور ملي است اگر ثمرات متعلق به همه كشور است عواقب تأخير و يا كارشكني در اجراي آن نيز دامنگير همه خواهد شد.منافع ملي را با تحريم احساسات مردم فداي منافع قومي ومنطقه اي نكنيم كه فردا نخواهيم نتوانست پاسخگوي عواقب آن باشيم.6- اگر وجود 180 حلقه چاه آب در منطقه خضري دشت بياض،نزديكي به پست 400 كيلووات،عبور لوله گاز ازمنطقه،نزديكي به معادن سنگ آهن،در اختيار وتملك كردن زمين لازم،در كنار توجه به مواردي چون لرزه خيزي توجيه كننده اجراي اين طرح نباشد پس عوامل توجيه كننده اين طرح چيست.به خصوص كه ساير مناطق با مشكلاتي چون كمبود زمين،خطر بالاي لرزه خيزي،وكمبود آب وحتي بي آبي روبروهستند.7- آنگونه كه شما ازمقامات)استاندار،رئيس جمهور و...( خواستار دخالت در اين امر شده ايد انسان گمان مي كند كه ما با فاجعه اي ملي روبرو هستيم.ازسويي اگر ما نيزبه طور مثال در مخالفت با اجراي يك پروژه ملي با ادبيات مشابه شما صحبت كنيم،آيا جز اين خواهد بود كه ما را به جرم تحريم احساسات عمومي ، تشويش اذهان عمومي ،توهين و... اگر تحت پيگرد قانوني قرار نمي گرفتيم لااقل يه شدت مورد توبيخ بوديم.8- آقاي نيرومند،اميدوارم اين صحبتهاي شما براي جلب نظر و آراء مردم نهبندان در كوتاه مدت نباشد. آقاي نيرومند،.شما بر طبق سوگندي كه در ابتداي نمايندگي بر اساس اصل67 قانون اساسي خورده ايد نماينده مردم ايران و نه فقط نهبندان هستيد و در راه حفظ و حراست از وحدت ملي وظيفه سنگين تري از بقيه داريد.
در كشورهاي پيشرفته خطرناكترين تهديدها را با تدبير به فرصتهاي ارزشمند تبديل مي كنند ظاهراً ما با پاره اي اقدامات مي خواهيم سرنا را ازسر گشادش بزنيم و فرصتهاي طلايي را به تهديدهاي بنيان افكن بدل سازيم.
حضرات اصلاح طلب خراسان جنوبي ،سركردگان وكردانندگان وبلاگ بيرجند نيوز- با سلام
در ابتدا خدمت شما اصلاح طلبان خراسان جنوبي!! عرض كنم دليل اينكه تا به امروز نتوانسته ام به مطلب مندرج در وبلاگ تان جواب بدهم اين بوده است كه امكان بازشدن وبلاگ شما در طول هفتة گذشته فراهم نبود.و در روز پنجشنبه30 شهريور توانستم وبلاگ شما را مشاهده كنم. اين نكته را در ابتدا عرض كردم تا زماني تصور نكنيد كه ازپاسخگويي به شما آقايان اصلاح طلب خراسان جنوبي!!عاجزوناتوان بوده يا ازجواب دادن به شما
واهمه اي داشتم.
1 - در ابتداي مطلب اين جمله را آورده ايد«برادر عزيز مان جناب آقاي هاشمي ....با شناختي كه از مواضع روشن و تفكرات عالمانه حضرتعالي در حوزه سياست و اجتماع داريم....» در پيغامي نيز كه در وبلاگ قرار داده ايد من را با عنوان دوست عزيز، همفكر وهم سنگر؟!! خويش خطاب كرده ايد.در همين ابتدا خدمت شما حضرات والا عرض كنم بنده هيچ رابطه و نسبت فكري- عقيدتي با شما آقايان كه نام اصلاح طلب را بر خود گذاشته ايد ندارم، وهيچ سنخيتي ميان خويش و شما آقايان با اين تفكرات سوپر نئو فاشيستي نداشته و ندارم.اصولاً بنده چون مانند شما درس حيله گري، مكاري و به قول ما قاينيها «چمچول بازي» را بلد نيستم عادت ندارم و ياد هم ندارم تا به مانند شما هر آنچه را كه مي خواهم ( اعم از فحش و ناسزاي سياسي و...) در پشت واژه هاي زيبا به افراد بدهم و دست آخر خود را اصلاح طلب بنامم.آقايان به قول خودتان اصلاح طلب خراسان جنوبي!! نهراسيد من و همكارانم دستمان به هيچ جا بند نيست كه فردا بتوانيم يقه تان را بگيريم وشما را به اين دادگاه و آن محكمه بكشانيم. پس هر آنچه كه در سينه داريد بي پرده بگوييد ( هر آنچه مي خواهد دل تنگت بگو) اما ملتمسانه از شما خواهش مي كنم كه بنده را دوست، همفكر، برادر وهمسنگر خويش خطاب نكنيد چون اين از صد فحش ناموس براي من بدتر وننگين تر است. در ضمن در پايان مطلب سراسر لطف خويش ما را همكار خود خوانده ايد اين براي ما كمي نامفهوم و البته تلخ وناگوار است.اينكه در كجا،چگونه وبر سر چه ما با شما همكار شديم،نفهميديم لطفاً هنوز يك چايي نخورده پسر خاله نشويد.
2- فرموده ايد كهمشاهده برخي مطالب مندرج در نشريه منتسب به شما كه ...»
در اين مورد بايد خدمت شما آقايان عزيز عرض كنم كه تمام مطالب چاپ شده در نشريه يا مندرج در وبلاگ با تأييد بنده به چاپ مي رسد. اگر چه ممكن است با پاره اي از آنها صددرصد موافق نباشم اما هرگز ديگران را از بيان عقايد شان محروم نكرده ام و امكان طرح نظر را براي همه فراهم كرده ام. و اين نه از سر ترس ويا براي ايجاد سوپاپ اطمينان و يا باج دادن به اين وآن براي بقا كه به دليل اعتقادي است كه به لزوم طرح همة نظرات و عقايد ازهر گروه وطيفي كه مي خواهد باشد، دارم.
بنده عقيده ام به عقده ام تبديل نشده است زيرا همواره اين جمله معلم شهيد شريعتي را آويزة گوش دارم كه « خدايا عقيده مرا را از دست عقده ام مصون بدار» براي شما ظاهراً اصلاح طلبي نه هدف كه فقط وسيله اي است براي سركوب، تخطئه هر شخص و عقيده اي است كه موافق شما نيست. بار ديگر عاجزانه از شما مي خواهم يا شما نام اصلاح طلبي را ازخود برداريد و اگر حاضر به اين امر نيستيد وهنوز اصلاح طلبي برايتان نام و نان دارد لطفاً ما را مطلع كنيد تا حداقل ما نام اصلاح طلب و اصلاح طلبي را ازخود برداريم تا به خاطر گناه نكرده پيش مردم شرمنده نشويم. با وجود اصلاح طلباني مثل شما ما «ازطلا گشتن پشيمان گشته ايم مرحمت فرموده ما را مس كنيد.» اصلاً اصلاحات ششدانگش پشت قبالة شما، چطور است؟ راضي مي شويد.
3- هم شما به قول خودتان اصلاح طلبان خراسان جنوبي! و هم كساني كه در قاين مخالف تقسيم استان و به قولي مخالف بيرجند هستند دو روي يك سكه ايد و به قول معروف فقط نامتان با هم فرق مي كند اما اصل و جوهرتان يكي است زيرا هر دو مي خواهيد تا با به پا كردن آتش درگيري و اختلافات بر سر هر موضوعي ( حال هر چه مي خواهد باشد، مهم نيست) بتوانيد به حيات خويش ادامه دهيد. شما كه در طول 8 سال گذشته با وارد كردن خويش در صف اصلاحات و ادعاي اصلاح طلبي و سوار شدن بي بليط بر قطار اصلاحات، اصلاحات و اصلاح طلبي را به ننگ كشيديد و امروز هم صدايتان را براي همه بلند داريد كه عامل شكست اصلاحات فلاني ها و... بودند و در كمال وقاحت و بي شرمي كساني را كه در 8 سال گذشته براي اصلاحات خون دل خورده اند را به فقط به جرم مخالفت با تفكرات شما به باد ناسزا مي گيريد.درد شما درد قدرت و نه در د ملت و اصلاح طلبي است. امروز كه نتوانسته ايد جايي در دولت جديد براي خود تان بيابيد، مجبوريد به هر تخته پاره اي براي نجات خويش توسل جوييد؛« غافل ازاينكه چاه كن هميشه ته چاه است.» خوب است كه لااقل دولت جديد در جريان به كار گيري نيروها از نيروهاي صددرصد اصيل خويش استفاده كرد، و جايي براي شما باقي نگذاشت.وگر نه معلوم نبود كه شما پس از8 سال بر سر شعار عدالت طلبي چه ها كه نمي آورديد؟ همانگونه كه با اصلاحات چنين كرديد.
4- ظاهراً شما دوستان اصلاح طلب خراسان جنوبي!! مركز استاني را براي اين مي خواهيد كه بتوانيد به هر خواسته خويش دست يافته و منافع خويش را تأمين كنيد. و هر فردي و شهري كه در اين راه مزاحم شما باشد خود را موظف به حذف آن مي دانيد. اين كجايش با اصلاح طلبي مي خواند ما هم نمي دانيم. اما در هر حال امروز قاين جزء خراسان جنوبي است چه خوشتان بيايد و چه نيايد، چه بخواهيد وچه نخواهيد.(آش كشك خالته بخوري پاته نخوري پاته)
5- همين كه فرموده ايد::« فولاد سهم قاينات نيست. نه به دلايل علمي و فني ...» » به خوبي نشان دهنده عمق اهداف و دلايل شما از مخالفت با احداث كارخانه فولاد قاين مي باشد و البته كار ما را هم راحتتر مي كند تا به راحتي به نيات و اهداف پشت پردة شما اصلاح طلبان خراسان جنوبي!! پي ببريم.
6- نه من و نه هيچكدام از نيروهايي كه اداره كنندة طلوع قاينات هستند در جريان برخي اقدامات مانند توهين به بيرجنديها وساير اقداماتي كه شما آنها را برشمرده ايد دخيل نبوده اند. حتي با پاره اي از اين اقدامات مخالفت كرده ايم كه البته در همان زمان به همين دليل دچار انواع فشارها و تهمتها از جانب همنوعان شما در قاين شديم اما حتي براي مصلحت هم كه شده، لحظه اي موج سواري نكرديم و دين خويش را به دنياي خويش نفروختيم. بنابراين نمي توانيم پاسخگوي اعمال نكرده خويش باشيم. موضع ما از همان ابتدا در مورد تقسيم استان شفاف و روشن بوده است، اما هيچگاه نظر خود را خالي ازاشكال يا وحي منزل ندانسته براي اثبات وتحميل نظرمان به هر ابزار و شيوه اي متوسل نشديم و ازكيسه اصلاحات براي نيل به اهدافمان خرج نكرديم.
7- آيا اينكه يك نماينده براي مردمي كه او را در سه دورة پي در پي انتخاب نموده اند تلاش مي كند جرم است اگر ديگر نمايندگان استان كم كاري مي كنند آيا نمايندة قاينات مقصر است. شايد از نظر شما اصلاح طلبان خراسان جنوبي!! ايشان هم بايد بنشيند و كاري نكند تا محبوب شما حضرات والا گردد تا در دورة بعد به او رأي دهيد! ولي اگر اين تصور خام را داريد كه قرباني از بيرجند كانديد خواهد شد!! و نيازمند حمايت چند اصلاح طلب خراسان جنوبي!! خواهد شد زهي خيال باطل چراكه در دورة بعد هم قرباني با رأي مردم قاينات نمايندة قاينات خواهد بود پس زياد به آب و آتش نزنيد زيرا حداقل پنج سال ديگر بايد قرباني را تحمل كنيد.
8 - مي خواستم تا دلايل علمي و فني لزوم احداث كارخانه فولاد در قاين را برايتان برشمارم ولي با مطالبي كه شما بيان كرده ايد ديگر نيازي به اين كار نيست زيرا اين شما همسايگان جنوبي! هستيد كه گوش استدلالتان كر است زيرا دلايل انحصارطلبي شما بر دلايل كارشناسي ارجحيت دارد.
9- اين كه فرموده ايد طلوع قاينات» از ابتداي انتشار ... در زمره مخالفان سينه چاك تقسيم استان خراسان قرار داشتنيز از كشفيات «كريم پوست كلفت» گونه شماست كه البته در قوطي هيچ عطاري هم يافت نمي شود. زيرا تنها تيتري كه طلوع قاينات در بحث تقسيم خراسان نوشت اين بود: «خواسته تعداد زيادي از شوراهاي شهرستان، الحاق قاينات به خراسان جنوبي» آنهم تيتر اول روي جلد.
10- ما هيچوقت در اصلاح طلبي وچپ گرايي به شما اصلاح طلبان خراسان جنوبي نخواهيم رسيد زيرا شما 180 درجه به چپ رفته ايد و به انحصار طلبي رسيده ايد.! قرائت ما از اصلاح طلبي يا لااقل آنچه كه ما از اصلاح طلبي برداشت كرده ايم صددرصد با قرائت شما متفاوت است و البته بابت اين تفاوت بر خود مي باليم. انشاا.. هم تا ابد هم هيچ نقطه تشابهي با شما پيدا نخواهيم كرد. اصلاح طلبي عقيده ما مي باشد نه چماق ما،بينش ما نه عقدة ما،مايه حركت وتعالي ما نه اسباب تحجر وانحصار طلبي ما مي باشد.ما اصلاحات را وسيله اي براي براي بالا رفتن از نردبان قدرت وبه دست آوردن ثروت قرار نداديم.اصلاحات درد ما براي پيشرفت وتوسعه ايران بوده است نه فقط شهرمان.درد ما تقسيم استان،كسب منافع مالي و پستهاي مديريتي يا درد نداشتن كارخانة فولاد نبود كه براي آن اصلاح طلب شويم.
11- شما خود را نماينده مردم بيرجند معرفي كرده ايد وجه اين نمايندگي را اگر براي ما شرح دهيد بسيار خوشحال خواهيم شد زيرا نتايج انتخابات مجلس هفتم كه كانديداهاي شما همه در صحنه حضور داشتند ونيز نتايج انتخابات رياست جمهوري كه چهره هاي شاخص شما اصلاح طلبان خراسان جنوبي!! گردانندگان ستاد هاي انتخاباتي كانديدهاي اصلاح طلب-كروبي و معين- بودند،چيز ديگري را بيان مي دارد.شايد هم ما زياد بدبين هستيم.
12- اصلاح طلبان خراسان جنوبي! !اگر مي خواهيدكه با دامن زدن به جوتشنج وتحريك احساسات عمومي براي خويش در انتخابات آتي رأي كسب كنيد، بهتر است ازاين افكار به درآييد وفكري ديگر براي خود كنيد زيرا اولاً دوره اين گونه جنگهاي زرگري به سرآمده است تازه بر فرض محال هم كه اين ابزار هنوز هم كارآمد باشد كه نيست، هستند كساني زرنگتر ازشما، كه خوب بلدند چگونه ازاين ابزار بهره گيرند، خودتان را بيخود به زحمت مي اندازيد ترك اين شيوه كنيد كه حكايت شما قصه همان كلاغي خواهد شد كه مي خواست راه رفتن كبك را بياموزد.
13- فرموده ايد:آن ها گناه چهل سال عقب افتادن پيشرفت و توسعه و آبادسازي ديارشان را به گردن مردم قاين مي اندازند!» اينكه در طول 40 سال گذشته تمام اسباب ترقي، توسعه وعمران بيرجند فراهم بوده است و فقط قاين مانع آن بوده است هم از جمله مواردي است كه در قوطي هيچ عطاري يافت نخواهد شد و ازتازه ترين كشفيات مي باشد. چطور است عامل عقب ماندگي ايران، تمام مصيبتهاي و بدبختيهاي ايران در2500 سال اخير را به گردن قاين و قاينيها بيندازيم و به اين جرم همه مردم قاين را گوش تا گوش سر ببريم بلكه اندكي دل شما حضرات اصلاح طلبان خراسان جنوبي!! خنك شود زيرا ظاهراً يك قايني خوب در كره زمين وجود دارد وآن هم قايني مرده است.
14-براي اينكه به طريق خويش ايمان داشته باشيم لازم نيست ثابت كنيم كه طريق ديگران نادرست است كسي كه چنين مي پندارد، به گامهاي خود نيز ايمان ندارد.( پائلو كوئيلو)
اسرار ازل را نه تو داني ونه من وين حل معما نه توخواني نه من
هست از پس پرده گفتگوي من وتو چون پرده برافتد نه تو ماني و نه من
درپي گسترده شدن موج نارضايتي مردمي در سطح استان خراسان جنوبي از بابت عدم رعايت توازن منطقه اي و عدالت اجتماعي در توزيع امكانات و پروژ هاي عمراني ميان شهرستان هاي مختلف، دوهفته نامه «طلوع قاينات» كه از ابتداي انتشار به عنوان تريبون مردم و نمايندگان اقشار اين شهرستان در زمره مخالفان سينه چاك تقسيم استان خراسان قرار داشت، در مقاله اي زير عنوان «سرنا زدن از سرگشاد» ضمن مظلوم نمايي، با لحني معنادار ضمن انتقاد از مردم مناطق محروم استان كه خواهان توازن در توزيع كمترين حقوقشان هستند، خواستار حفظ وحدت و همدلي و جلوگيري از افروخته شدن آتشي شد كه دير يا زود همه را خواهد سوزاند و دادشان را به آسمان خواهد رساند!!!
متن كامل مطلب فوق الذكر به شرح زير است:
سرنا زدن از سرگشاد
در روزنامه «بيرجند امروز» مطلبي با عنوان «جمعي از مردم بيرجند، سربيشه، نهبندان خواستار تجديد نظر در اجراي پروژه فولاد قاين شدند.»
پس از تقسيم استان، عده اي همواره بر لزوم حفظ وتحكيم وحدت و جلوگيري از طرح مسائل تفرقه برانگيز براي توسعه و پيشرفت استان تأكيد كرده اند.اين امر با توجه به وجود پاره اي از مسائل و حساسيتها امري لازم است.اما گويا برخي كه خود همواره به زعم خودشان منادي وحدت بوده اند، يا اينكه معني وحدت را نمي دانند و آن را به معني گردن نهادن و تسليم و سكوت يقيه در مقابل خويش فرض كرده اند يا به عمد و از روي حسابگري هاي خاصي كه دارند به قول معروق قصد دارند «سرنا را از سر گشادش بزنند» و از وحدت،لزوم توجه به مناطق محروم، عدالت و ... چماقي براي برخورد با مخالفان، گل آلود كردن آب براي ماهي گرفتن والبته پنهان كردن ضعفها وندانم كاريهايشان بسازند. گويا از نظر اين آقايان قاينات آن درجه از به توسعه رسيده كه اجراي هيچ طرحي،اختصاص هيچ بودجه اي و اصولاً هر اقدام عمراني در آن نه تنها لازم نيست، كه حرام است!.ازسويي همين آقايان وقتي موارد مشابه در ساير شهرهاي استان روي مي دهد با قدرت وتعصب خاص دم از كار شناسي بودن طرح، لزوم اجراي سريعتر طرحها مي زنند. متأسفانه عده اي بر خلاف آنچه بيان مي دارند در عمل خود را «تافتة جدا بافته ومُلك سَوايي مي دانند» وبراي خويش حق وحقوق ويژه اي قائلند وحتي عده اي فراتر از آن نسبت به قاين با نوعي عداوت وكينه مي نگرند ومسائلي مانند اين را بهانه اي براي عقده گشاييهاي خويش قرار مي دهند. بايد دانست كه دميدن بر تنور اين چنين مسائلي به پاكردن آتشي است كه دير يا زود دامن همه حتي دامن برپا كنندگان آن را خواهد گرفت (اميدوارم آن روز همين آقايان عزيز فريادشان به آسمان بلند نشده باد كه آي سوختيم)
(طلوع قاينات-14 شهريور1385)
مطالعه اين سطور ما را وادار مي كند تا نسبت به پاسخگويي به آن ها اقدام نماييم. هرچند تجربيات گذشته به ما ثابت كرده است كه وارد شدن به اين گونه مناظرات و پاسخ دهي ها به همسايگان شمالي مان به سبب عدم استدلال طرف مقابل به اصول منطقي هيچ سودي درپي نخواهد داشت، معهذا به جهت رسالت مطبوعاتي خويش، پاسخگويي به مطالب منتشره در نشريه مذكور را از طرف مردم شريف بيرجند در قالب نامه اي سرگشاده بر عهده مي گيريم:
برادر عزيزمان جناب آقاي هاشمي
سردبير محترم دوهفته نامه وزين طلوع قاينات
با سلام و احترام؛
با شناختي كه از مواضع روشن و تفكرات عالمانه حضرتعالي در حوزه سياست و اجتماع داريم مشاهده برخي مطالب مندرج در نشريه منتسب به شما كه متاسفانه سابقه روشني در حفظ احترام مردم شريف بيرجند و نيز تلاش در جهت وحدت منطقه اي ندارد، ضمن آنكه موجب تاسف و تاثر عميق گشت، ناخواسته ما را وادار به يادآوري تاريخي نه چندان دور، ولي بسيار تلخ و ناگوار كرد.
برادر عزيز! بياييد با هم تاريخ را ورق بزنيم و با مرور برخي صفحات سياه آن، به خاطر بياوريم در گذر سال هاي ناگوار چه كساني در اين خطه طالب وحدت ، امنيت، عدالت و پيشرفت و چه كساني در جستجوي نفاق ، ناامني، پس رفت و تعصب كور بوده اند؟ صفحاتي كه شايد خيلي ها دوست نداشته باشند ديگر در تاريخ تراژيك خراسان جنوبي باقي بمانند! ولي افسوس كه تاريخ تحريف نمي شود:
نمي دانيم به خاطر داريد يا خير؟ بايد در يادتان باشند. آخر خيلي نمي گذرد كه بخواهند فراموش شوند!
برادر خاطرت هست؟
- خاطرت هست هنگامي كه تمام متخصصان، دلسوزان و سران مملكتي يگانه راه توسعه جنوب محروم خراسان را در تقسيم اين استان مي دانستند، چه كساني كفن مي پوشيدند و به خيابان ها مي ريختند تا با به ثمر رسيدن اين طرح مخالفت كنند؟
- خاطرت هست به چه دلايلي با تقسيم خراسان و دست يافتن به امكاناتي كه امروز چانه زدن بر سر نحوه توزيع آن ها انگيزه اصلي نوشتن اين سطور است مخالفت مي شد؟
- خاطرت هست هر بار كه قرار بود طرح تقسيم خراسان بزرگ در مجلس بررسي شود چه كساني آشوب، جنجال و اعتصاب به راه مي انداختند و با تهديد امنيت ملي جلوي رسيدن مردم محروم منطقه را به كمترين حقشان از توسعه مي گرفتند؟
- خاطرت هست چه كساني به زائران بي گناه بيرجندي حرم مطهر امام هشتم (ع) توهين مي كردند و آنان را به جرم بيرجندي بودن و طلب كردن حداقل سهم خودشان از توسعه مورد اهانت قرار مي دادند؟
- خاطرت هست قرار بود كدام منطقه كشور در صورت تقسيم استان خراسان و مركزيت بيرجند، به مانند كردستان اوايل انقلاب به عرصه جدال هاي مسلحانه!!! تبديل شود؟
- خاطرت هست در كنار تمام ناآرامي ها و تجمعات غيرقانوني، در بهمن ماه 1376 و دي ماه 1379 در كدام شهر استان خراسان عليه تقسيم اين استان راهپيمايي ها ي قانوني با مجوز وزارت كشور برگزار شد و در آن راهپيمايي ها چه شعارهايي سر داده شد؟
- خاطرت هست نماينده كدام شهر خراسان در مجلس اصلي ترين مخالف تقسيم خراسان بود و سوگند خورده بود تا در مجلس حضور داشته باشد نگذارد استان خراسان تقسيم شود؟
- خاطرت هست 160 شوراي اسلامي كدام شهرستان خراسان در مخالفت با تقسيم استان و به خصوص مركزيت بيرجند نامه نوشتند و طومارهاي يازده متري امضا كردند؟
- خاطرت هست پس از تقسيم خراسان و عدم قرار گرفتن در محدوده استان خراسان جنوبي، چه كساني و در كدام شهرستان نماز شكر خواندند، جلسات ختم صلوات برپا نمودند و سه روز روزه نذر كردند؟
- خاطرت هست چه كساني در مجلس حتي به نطق هاي پيش از دستور نمايندگان موافق تقسيم خراسان هم حمله مي كردند و تذكرات آيين نامه اي مي دادند؟
- خاطرت هست چه كساني طومار مي نوشتند و در نظام مقدي جمهوري اسلامي، از احتمال حكومت دوباره علم و علميان بر منطقه جنوب خراسان در صورت تقسيم استان، فرياد وامصيبتا سر مي دادند؟
- خاطرت هست چه كساني چهل سال جلوي تقسيم استان خراسان به هر شكلي ايستادند و اعلام كردند تنها و تنها در صورتي راضي به اين امر هستند كه شهر كوچك خودشان مركز استان باشد؟
- خاطرت هست چه كساني در جهت مطامع پليد خويش، حتي به احساسات پاك مذهبي مردم هم رحم نكردند و با دست آويز قرار دادن شعار تاسف بار «از تربت پاك رضا/هرگز نمي گرديم جدا» عشق مردم به امام خودشان را هم در محدوده مرزهاي صوري گنجاندند و از آن سوءاستفاده ابزاري نمودند؟
- خاطرت هست چه كساني دلسوزانه!!! نگران هزينه تغيير نقشه هاي كتاب هاي جغرافي مدارس بودند و با تقسيم استان خراسان و احقاق حقوق پايمال شده مردمي زجر كشيده، به اين استدلال مخالفت مي ورزيدند؟
- خاطرت هست چه كساني بودند كه حتي به همشهريان و همشهرستاني هاي خود هم كه در مسئله تقسيم خراسان عقيده اي غير از عقيده آن ها داشتند رحم نكردند و غيرمنصفانه ترين انتقادات و محروميت ها را نثارشان نمودند؟
- خاطرت هست چه كساني از مخالفتشان با تقسيم خراسان كه كليد توسعه و محروميت زدايي منطقه بود، با افتخار ياد مي كردند و براي اقداماتشان در اين زمينه از مردم طلب جايزه مي نمودند؟
- خاطرت هست پس از الحاق يك شهرستان به استان خراسان جنوبي عليرغم مخالفت مردم ساير مناطق، چگونه بعضي به جاي عذرخواهي از مردم زجركشيده اين استان به جهت سال هاي كارشكني خود، بدون اثبات برادري مدعي ارث و ميراث شدند و همه چيز را با خود بردند؟
- خاطرت هست پس از الحاق به خراسان جنوبي و صاحب شدن همه داروندار اين استان عده اي هنوز هم با دست پس مي زدند و با پا پيش مي كشيدند و در حالي كه از شادي رسيدن به هدف قند در دلشان آب مي شد، رياكارانه مي گفتند: «ما راضي به اين الحاق نبوده ايم»؟
- خاطرت هست در طول سال ها، تنها نقطه اتفاق نظر دو نماينده دوره هاي سوم و ششم و نيز دو جريان عمده سياسي در همان شهرستان، مخالفت با تقسيم استان خراسان و مركزيت بيرجند بود؟
- خاطرت هست در كدام شهرستان موازي با «ستاد مردمي پيگيري تقسيم استان خراسان» در بيرجند، ستاد مردمي مخالفت با تقسيم استان شكل گرفته بود و چه فعاليت هايي انجام داد؟
- خاطرت هست نماينده كدام شهر از مناظره با ستاد مردمي پيگيري تقسيم خراسان طفره رفت و بعدها از طرق مختلف سعي در لغو فعاليت هاي اين ستاد داشت؟
- خاطرت هست چه كساني و با چه مواضع سياسي، به دروغ از محبوبيت نام «سيد محمد خاتمي» سوءاستفاده كردند و تقسيم خراسان را چند ماه به تاخير انداختند؟
- خاطرت هست چه كساني حتي حاضر به مصاحبه با نشريات محلي استان خراسان براي بيان دلايل مخالفتشان با تقسيم خراسان نبودند و خير دنيا و آخرت را در عدم پيگيري اين قضيه مي دانستند؟
- خاطرت هست چه كساني و با چه نيات و اهدافي تحت نام گروه «سربداران قهستان» بيانيه صادر مي كردند و از عزم جدي خود براي جلوگيري از تقسيم خراسان و مركزيت بيرجند خبر مي دادند؟
- خاطرت هست چه كساني به خود اجازه مي دادند به تنهايي براي مردم بيانيه صادر كنند و ضمن تقدير از «نلسون ماندالله!!!» مردم را به نافرماني هاي مدني و غيرمدني در صورت تقسيم خراسان دعوت نمايند؟
- خاطرت هست چه كساني با ترساندن دولت و مجلس و ايجاد ارعاب و بزرگ نمايي قانون شكني عده اي اراذل و اوباش سالها تقسيم خراسان و به تبع آن توسعه و تحول و پيشرفت استان را به عقب انداختند؟
و... خيلي چيزهاي ديگر بايد خاطرت باشد
اين ها خاطرمان هست و اگر هم نباشد بايد به خاطر بياوريم تا بتوانيم بر شالوده تجربيات گذشته مان راه آينده مان را هموارتر و روشن تر بسازيم
اما سؤال اصلي و بي پاسخ اينجاست كه چگونه در شرايطي كه هم مردم شريف استان خراسان جنوبي و هم به نوشته خود نشريه حضرتعالي مردم شريف قاينات مخالف الحاق اين شهرستان به استان خراسان جنوبي بوده و هستند، چه اراده و ملاحظاتي باعث اين الحاق شده و اكنون نيز مانع بازگشت دوباره اين شهرستان به منتهي عليه جنوبي استان خراسان رضوي و قرار گرفتن دوباره آن زير سايه توجهات حضرت امام رضا (ع) است؟
آيا اين اراده پنهان همان طمع به چنگ آوردن قدرت، تصاحب تمام سمت هاي اجرايي و مديريتي و چپاول تمام امكانات استاني كه بيشترين انرژي شما صرف مخالفت با تشكيل آن شده است، نيست؟
برادر عزيز!
فولاد سهم قاينات نيست. نه به دلايل علمي و فني كه آن خود حكايت جدايي دارد و بسيار استدلال. بلكه به اين دليل كه جزيي از سهم استان خراسان جنوبي از توازن منطقه اي است و هنوز هيچ شهروندي در اين استان، قاينات را به عنوان جزيي از خراسان جنوبي نپذيرفته است. كما اينكه به زعم شما برادر بزرگوار، خود مردم شريف قاينات نيز از الحاق به خراسان جنوبي و جدايي از استان خراسان رضوي سخت ناراضي و گله مندند! آيا تصور نمي كنيد در حالي كه همه ما موافق طلاق اين پيوند ناخواسته هستيم، چنانچه چنين توافقي به جداشدن قاينات از استان خراسان جنوبي منجر شود نه تنها هر دو طيف درگير در اين ماجرا(مردم قاين و مردم ساير شهرستان ها) به خواسته خود خواهند رسيد، بلكه بستري براي به وجود آمدن اين اختلاف نظرها و خداي نكرده تضييع حقوق!!! مردم شريف قاينات نيز فراهم نخواهد آمد.
كما اينكه خوان پرنعمت رضوي آنچنان ارزشمند است كه هيچ سفره ديگري در هيچ كجاي ايران ارزش از دست دادن آن را ندارد. حتي اگر سر آن سفره فولاد و ... گذاشته باشند!!!
آن هم حالا كه به فرموده خودتان ثمرات نامطلوب الحاق بر شما روشن شده است:
«پشت مرزهاي مركز استان خراسان جنوبي ودر شمال آن شهرستاني است به وسعت قهستان با تاريخي كهن وچند هزار ساله كه مرداد83 مهر پاياني بر آن زد و امروز مي بينيم كه نام قهستان را بر يكي از بخشهاي خود انتخاب مي كنند تا پيشينه قهستان را بدان نسبت دهند و شايد گذشت زمان بتواند هويت قهستان بزرگ را از اذهان محوكند.
31 مرداد 83 خاطره تلخي است در اذهان مردم قاين زيرا پس از چند سال تلاش ومصوبه هاي مجلس و باقي ماندن در خراسان رضوي بالاخره آنچه را نخواستند شد و امروز ثمرات اين الحاق برما جوانان اين مرز و بوم واضح و آشكار است چنانچه استخداميها،توازن توليد كار،اشتغالزايي،پرداخت وام و... را كه مورد مطالعه قرار مي دهيم بزرگترين منفعت در جهت منفي را مشاهده مي كنيم وحتي كارگر و... جهت تعميرات قلعه كوه لازم دارند ازآن ديار مي آورند و اين بزرگترين انفاقي هست كه در حق مردم قاين انجام دادند وعده هايي كه به حقيقت پيوست.ادارات كلي كه در قاين متمركز شد،گمركي كه راه انداخته شد وكابلهاي نامرئي كه ازنيروگاه به پادگان كشيده اند كه اگر كسي حرف بزند او را برق مي گيرد،آقاي دكتر محمود احمدي نژادرياست محترم جمهوردر قاينات چه كساني را بايد گوشمالي داد»
(طلوع قاينات - 18 مرداد 1385)
برادر عزيز!
حالا كه مانند ما از مرداد 83 به عنوان خاطره اي تلخ ياد مي كنيد به تنها نقطه نظر مشترك دست يافته ايم. تنها سوالي كه مطرح مي شود اين است كه ديگر چه چيزي بايد از توسعه سهم شما شود؟ مگر يك استان تازه تاسيس غير از تعدادي پست سازماني مثل مديركل و رييس سازمان و... و سهميه محدودي از طرح هاي عمراني ملي مثل فولاد و نيروگاه و... چه چيز ديگري دارد كه به نام شما سند شش دانگ نخورده است؟
بيش از اين بحثمان را به درازا نمي كشيم. اين ها همه درد دل بود و از بابت اين مطرح شد كه بدانيد چرا مردم خراسان جنوبي نسبت به قاينات حساسيت خاصي دارند. آن ها گناه چهل سال عقب افتادن پيشرفت و توسعه و آبادسازي ديارشان را به گردن مردم قاين مي اندازند! درست يا غلطش را نمي خواهيم بگوييم. فقط همين نكته را يادآور مي شويم كه اگر دوباره بخش كوچكي از تاريخ را مرور كنيد خود مطمئن خواهيد شد كه قاينات هرگز نمي تواند سهمي در توسعه خراسان جنوبي داشته باشد:
به قول ابوسعيد ابوالخير:
يك چشم من اندر غم دلدار گريست
چشم دگرم حسود بود و نگريست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگريستي نبايد نگريست
...
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
شوراي سردبيري بيرجندنيوز
24 شهريور 1385
به نام خدا
با سلام و درود بر ارواح شهيدان وطن و آرزوي توفيق و طول عمر رهبر معظم انقلاب و سعادت و بهروزي دولت خدمتگزار و عدالت محور و با سپاس و قدرداني از كليه مسؤلين محترم استان خراسان جنوبي، استاندار محترم و نماينده دورانديش و متفكر شهرستان قاينات جناب حجت الاسلام والمسلمين حاج آقاي قرباني كه با بي طرفي براي منافع استان محروم خراسان جنوبي تلاش مي كنند.
در ويژه نامه «خراسان جنوبي» مورخه22 شهريور85 صفحه2 شماره16512 ويژه نامه342 «اظهارات دو نمايندة مجلس درباره پروژه ملي مجتمع فولاد قاين» به چاپ رسيده كه اينجانب به نمايندگي تعدادي از دانشگاهيان شهرستان قاينات كه در خصوص موضوع مذكور اطلاعات قبلي داشته و مدارك ومستندات كارشناسي شده اين پروژه را از دو سال قبل مورد پيگيري و ارزيابي قرار داده اند، برخود لازم دانستم ضمن رعايت اصل بيطرفي و عدم جسارت به نماينده محترم نهبندان و سربيشه عين نظرات گفته شده را به شرح ذيل پاسخ داده تا ضمن برطرف شدن ابهام براي اذهان عمومي ان شاءا... مسير گفتگوهاي كارشناسي و گفتمان تحمل نيز باز شده و بر استحكام و قوام تصميم گيريها و اظهارنظرات افزوده گردد.
در ابتداي سخن، ايشان اظهار نموده اند كه پروژه ملي فولاد قاينات بدون كار كارشناسي و بر اساس روابط و ارتباطات در بعضي نقاط (منظور شهرستان قاينات) كلنگ زني و اجرا مي شود. سؤال اينست كه آيا ايشان واقعاً به اين گفته خويش بعنوان فردي كارشناس و صاحبنظر معتقد هستند؟يا فقط بر اساس برخي روابط و ارتباطات و رضايت برخي افكار عمومي اقدام به چنين اظهارنظري نموده اند؟ چرا كه با اين گفته، ايشان عملاً وزارت معظم صنايع ومعادن جمهوري اسلامي ايران وكارشناسان ارشد آن را كه پروژه ملي ذكر شده را تأييد نموده اند، افرادي غيركارشناس و ناآگاه دانسته و اظهارات برخي افراد كه هويت مشخصي نيز ندارند را كارشناسي شده مي دانند. از طرفي آيا ايشان منكر روابط و ارتباطات قوي اجتماعي و سياسي كه منجر به رشد و توسعه استان مي گردد، مي باشند؟ يا فقط روابط ذكر شده در صورتيكه محدود به نقاط خاصي شود بسته به نقطه مذكور مفيد و معقول يا زشت و ناپسند خواهد بود؟ لازم به ذكر است با توجه به اينكه اينجانبان در تهيه سند چشم انداز20 ساله استان همكاري داشته ايم جزء اصلي ترين مسائل ودغدغه ها، پايين بودن سطح توسعه صنعتي استان بوده كه بدنبال خود فقر، بيكاري و... را بهمراه دارد كه از اهداف بلند مدت توسعه صنعتي استان و ارتقاء جايگاه آن در فعاليتهاي صنعتي در سطح ملي ذكر شده است كه اولويت با صنايع مادر(فولاد، سيمان، نظامي و..) صنايع شيميايي، معدني، تبديلي، غذايي و... ذكر گرديده است. و در بخش مربوط به صنايع ومعادن، طرحها و پروژه هاي مختلفي ازجمله توليد آهن اسفنجي و شمش فولادي با استفاده از گندله طرح تجهيز معادن سنگ آهن خواف، كارخانه تغليظ مس در منطقه قلعه زري بيرجند، ده سلم(نهبندان) و آهنگران(قاين) به همراه چندين طرح مهم وملي ديگر به تصويب رسيده است. بويژه در خصوص توليد آهن اسفنجي قراردادي بين سازمان صنايع ومعادن استان خراسان جنوبي و برخي نمايندگان كشورهاي صاحب تكنولوژي فولاد در اوايل جداشدن استان منعقد گرديده كه مستندات آن در سازمان مذكور وجود دارد.كه در آن شمال خراسان جنوبي(منطقه نيمبلوك قاين) مناسب شناخته شده وكارهاي كارشناسي موضوع نيز ازآن زمان تاكنون به انجام رسيده است. توقع ما از يك نماينده مجلس نگاه باز و ملي- منطقه اي مي باشد نه صرفاً براي يك نقطه خاص.
از طرفي در خراسان جنوبي تنها منطقه اي كه داراي بارندگي بالاتر از200 ميليمتر در سال، ذخاير آبي بصورت برف و حتي رودخانه دائمي مي باشد منطقه نيمبلوك و خضري بوده كه علاوه بر اين، وجود 180 حلقه چاه نيز مكمل نياز آبي منطقه بوده و شايد به جرأت بتوان گفت هيچ نقطه ديگري در استان داراي اين پتانسيل آبي نمي باشد و به همين دليل «قطب كشاورزي استان» نيز، اين منطقه در شهرستان قاينات مي باشد. وجود دو شركت بزرگ سهامي زراعي دليل ديگري بر وجود آب در منطقه مي باشد و ادعاي ايشان مبني بر كمبود آب و جابجايي پروژه به منطقه كم آب تر شايد بر اساس برخي نظرات كارشناسي شده مي باشد كه نياز به ارائه مستندات دارد. ضمناً ايشان هيچ اشاره اي به نزديكي به معدن سنگان خواف، پست 400 كيلووات برق قاين، شاهراه آسيايي و دسترسي به خط لوله گاز و... نداشته كه احتمالاً در اين خصوص نيازي به كارشناسي نداشته است. اشاره شده كه اصرار برخي افراد(منظور نماينده محترم قاينات) باعث انجام اينگونه كارها مي باشد كه در نوع خود جالب توجه بوده و آيا در كشور ايران با اصرار برخي افراد اينگونه پروژه هاي ملي به راحتي و بدون كارشناسي تصويب و به اجرا در مي آيد؟ كه در صورت مثبت بودن پاسخ، چرا ايشان به انجام پروژه هاي ملي مشابه، اصرار نمي ورزند؟در ادامه صحبت، ايشان بحث پروژه ملي فولاد قاين را به ناعادلانه بودن توزيع اعتبارات بين شهرستانهاي استان ربط داده اند،كه فكر نمي كنيم در شرايط كنوني كه همه جا صحبت از همدلي، اتحاد و يكپارچگي مي باشد، ايجاد اغتشاش فكري و بر هم زدن افكار عمومي زيبنده باشد. و با اين قضاوت عجولانه به دليل يك اتفاق خاص، كليه تلاشهاي مسؤلين محترم استان را زير سؤال برده وخود را از اين بي عدالتي ها مصون نموده اند و هيچ سهمي در اين توزيع ناعادلانه به عهده نگرفته اند كه از حسن ظن و مسؤليت پذيري ايشان تشكر مي شود.
سؤال ديگر اين است كه آيا واقعاً ايشان فكر مي كنند راه اندازي اينگونه پروژه هاي ملي نفعي براي كل استان ندارد؟ در جاي ديگر ايشان جابجايي پروژه را امكان پذير دانسته وحتي تأكيد نموده اند كه بايد اين كار انجام شود در غير اينصورت راهكار آن، استيضاح وزير محترم صنايع ومعادن دولت خدمتگزار مي باشد. بهتر بود ايشان از ابتدا مي گفتند كه اين كار بايد انجام شود و وزير محترم نيز بايد استعفا دهند در غير اينصورت امكان استعفاي ايشان نيز وجود خواهد داشت.
در انتها ايشان، استاندار محترم خراسان جنوبي و حتي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران را نيز مورد خطاب قرار داده، و بگونه اي تذكر داده اند كه «فقط شعار ندهند» كه باز هم در نوع خود جالب توجه مي باشد. اميد است كه ايشان مديون مردمي كه انتخابشان نموده اند، نگردند و عدالت نيز اجرا گردد تا انسانهاي زحمتكش و محروم استان در سايه عدالت وتوسعه به حداقل هاي لازم براي زندگي دست يابند.
ازطرف جمعي ازدانشگاهيان قاينات
رونوشت: دفتر نمايندة محترم شهرستان قاينات
درتاريخ 29/11 /2004 در مذامرات بين آقاي خزايي(رياست سازمان صنايع ومعادن استان خراسان جنوبي) به نمايندگي از جمهوري اسلامي ايران ونمايندگان شركت پرم كمپلكت، آقايان لئونيد ليتياكوولئونيد كوسروسكي ازطرف فدراسون روسيه پروتكل همكاري به امضا رسيد كه شامل سرمايه گذاري در پروژه هاي پيشنهادي ايران در سه مورد:احداث كارخانه متالوژي،تغليظ مس و فراوري سنگهاي تزئيني بود. در مورد كارخانه متالوژي با توجه به طرح وزارت صنايع براي احداث واحد توليد آهن اسفنجي وشمش فولادي با استفاده از گندله سنگ آهن سنگاه خواف و توجه طرف روسي به آن، مقرر شد كه طرف روسي تا تاريخ 1/2/2005 گروهي از متخصصين يكي ازمراكز تحقيقاتي را جهت جمع آوري اطلاعات و طراحي پروژه به ايران اعزام نمايد.تا در صورت تأييد انجام عمليات جهت اخذ مجوز لازم اقدام نمايند.حال بايد گفت كه آيا كارشناسان روسي نيز بر اساس رابطه و با فشار ومسائلي ازاين دست در اين مورد تصميم گيري كرده اند.
اگر بخواهيم تفاوتهاي پيشين گفته را كه قبلاً به صورت معكوس ذكر شد،به ترتيب طبيعي آنها لحاظ كنيم، ابتدا به اين نكته كه اساس موسيقي غربي را هم نوازي و اساس موسيقي ايراني را تكنوازي تشكيل مي دهد.اما هم در موسيقي غربي تك نوازي وجود دارد، هم در موسيقي ايراني هم نوازي، ولي اصل همان نكتة اوليه است.طبعاً موسيقي هم نوازي يا گروه نوازي، قواعد خاصي را ايجاب مي كند كه با قواعد موسيقي تك نوازي به شدت مغاير ومتفاوت است براي موسيقي گروه نوازي، بايد شيوه هموفونيك را در پيش گرفت و براي موسيقي تكنوازي شيوه منوفونيك را، به عبارتيدر موسيقي گروه نوازي چند صدا به ور هم زمان شنيده مي شوند كه قوانين علمي تركيب اين اصوات، دانش پوليفوني) چند صدايي( را پديد مي آورد.اما در موسيقي مونوفونيك يك تك صدايي،تنها يك صدا شنيده مي شود كه همة قواعدش را در زمينه نغمگي به كار مي برد.ازاينجاست كه دو ساختار متفاوت عمودي و افقي حاصل مي شودوموسيقي غربي ساختار عمودي دارد.اين نوع موسيقي كه متكي بر گروه نوازي است به تشكيل اركستر هاي بزرگ مي انجامد. اركستر سمفونيك بزرگترين اركستري است كه در موسيقي غربي شناخته مي شود.اين اركستر داراي 4 بخش است: 1- بخش زهي 2- بخش بادي هاي چو.بي3- بخش بادي ها 4- ساز هاي كوبه اي سه بخش اول اركستر شامل سازهاي ملوديك اند كه اجراي نغمات را بر عهدا دارند كه هيچگاه اين بخشها ملودي واحدي را نمي نوازند.حتي سازهاي متعلق به هر بخش نيز اغلب نغمه هاي مستقلي را اجرا مي كنند مثلاً اگر جنس ساز زهي ها كه شامل چهار ساز ويولن،آكتو، ويولونسل وكنتر باس است در نظر بگيريم، گاهي در آكوردهاي چهار صدايي، هر يك از ساز هاي چهار گانه زهي نغمه هاي متفاوتي را مي نوازد.
طبيعتاً گفتمان علمي سخن محوري در برنامه ها و اقدامات ما بايد باشد. همه مانه فقط به اين صفت كه تعلق به دانشگاه داريم، در آن درس خوانده ايم يا درس داده ايم، بلكه به اين دليل كه جايگاه محوري نهاد علم و انديشه در فهم امور و در تدبير آنها مي انديشيم مي توانيم در فضاي امروز ايران قدم هاي تازه اي برداريم.
ببينم چرا و چگونه مي توانيم به مسايل جامعه علمي نگاه كنيم و فرصت ها و تهديد ها ،ضعف ها و قدرت ها را براي كشور و مردممان در اندازه هاي واقعي ترسيم كنيم؟ نگاه و روش علمي در اقتصاد، مديريت ، سياست و فرهنگ چيست و چه اقتضاهايي دارد؟
عصر، عصر دانايي است، اگر مي خواهيم در اين زمان زندگي كنيم بايد بر رويكرد علمي متكي باشيم كه پيش ذهن هاي روشن و قطعي دارد.
البته هركس و هر جرياني مي تواند مدعي اين رويكرد باشد، اما ملاك تشخيص آن است كه اين ادعا تناسبي با مدعي داشته باشد و علاوه بر آن سابقه و عملكرد هر كس و هر جرياني هم مؤيد صداقت او باشد وگرنه به گفته حضرت علي (ع) : الحق اوسع الاشياء في التواصف و اضيقهافي التناصف ( حق در گفته از وسيع ترين دانه ها مي گذرد اما در موضع انصاف از تنگ ترين گذرگاهها).
عصر دانايي قواعد خاص خودش را مي طلبد ، اين عصر نياز به سيستم مبتني بر حاكميت دانايي دارد. اين يعني چرخش مفهومي در قدرت. يعني علم برتر از ثروت يعني ” جمع” مقدم بر ” فرد” ، يعني سيستم مداري به جاي قهرمان مداري يعني خرد جمعي به جاي فكر و توان فردي
در سيستم بيمار حتي افراد توانمند و برجسته ناتوان مي شوند، اما سيستم سالم مي تواند با مجموعه افراد متوسط نتيجه عالي داشته باشد. سيستم روان را حتي افراد معمولي مي توانند به پيش برند در حاليكه در سيستم هاي معيوب معمولاً قهرمانان و افراد مقتدر طلب مي شوند.
نتيجه بي سيستمي ، غلبه سليقه هاي فردي و فرد سالاري است، اما قوام گرفتن كار سيستمي ، يعني حاكميت خرد جمعي و مشاركت و مديريت جمعي .اين نتيجه قبول محوريت گفتمان علمي در جامعه و در سياست و مديريت كشور است .
رويكرد علمي يك شعار نيست كه هر كس با آن بتواند تفنني يا تبليغاتي برخورد كند كه بايد لوازم آن به وجود آيد و تبعات آن پذيرفته شود. اگر مي خواهيم دراين دنياي پرشتاب بمانيم، اگر مي خواهيم توان ملي كشور به فرسايش نرود و اگر مي خواهيم جهت مساعدي را كه در مسير اصلاحات به وجود آمده است ادامه دهيم، نياز به سياست علمي، برنامه علمي و مديريت علمي داريم و بايد به ميدان آمدن نخبگان و روشنفكران را در همه زمينه هاي آن را هم به صورت نهادينه شده بپذيريم.
رويكرد علمي يعني سيستم سالاري و به سيستم فكر كردن براي علاج دردهاي گوناگون كشورو اين يعني نتيجه و لازمه پيشبرد دموكراسي و مردم سالاري در اينجا و در همه جا .
با اين نگاه به اختصار به آن چه مسأله ملموس جامعه ماست يعني بهبود معيشت و رفاه مردم و توسعه اقتصادي كشور مي پردازم.
رعايت حقوق اقتصادي و اجتماعي و در مقياس بزرگتر تعهد به پيشبرد توسعه اقتصادي با رويكرد علمي ايجاب مي كند كه براي حفظ ” سرمايه اجتماعي” در كشور به طور جدي حساس باشيم.
” سرمايه اجتماعي” زير بناي اصلي هر جامه اي را براي رشد و توسعه شكل مي دهد، و جوامع به هر ميزان كه بتوانند به انباشت اين سرمايه بپردازند ، به همان ميزان نيز مي توانند در راه رشد و توسعه گام برداشته و از مواهب توسعه بهره مند شوند.
” سرمايه اجتماعي ” از تجميع” سرمايه انساني ” ، ” سرمايه طبيعي” و” سرمايه فيزيكي و مادي” و نوع روابط و تعاملاتي كه بين اين سرمايه ها در جامعه وجود دارد ، بوجود مي آيد و بشر حركت جامعه را بسوي آينده مي سازدو آنچه شاخص اصلي و راهنماي رابطه و تعامل بين سرمايه ها را در جامعه تعريف مي كند ” توسعه علمي” است، و در واقع” توسعه علمي،” موتور محركه ” سرمايه اجتماعي ” در هر جامعه است و بدون” توسعه علمي ” نمي توان انتظار انباشت و افزايش ” سرمايه اجتماعي” را داشت.
” سرمايه اجتماعي” از مجموعه هنجارها و ارزشهاي موجود در سيستم هاي فكري، علمي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه برمي آيدو اين هنجارها و ارزشها نيز حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي و اقتصادي، نوع نظام سياسي و روابط انساني است كه ويژگي هاي اعتماد متقابل ، تعامل اجتماعي متقابل گروههاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده و كار گروهي از نقاط كانوني آن به شمار مي روند.
امروزه در ادبيات اقتصادي از واژه اي تحت عنوان ” ثروت سرانه” نام مي برند كه بگونه اي مي تواند آن را برآمده از ” سرمايه اجتماعي” و معادل” سرمايه سرانه” قلمداد كرد. ” ثروت سرانه” از محاسبه مجموعه” منابع انساني”، ” منابع فيزيكي”، ” منابع طبيعي” بدست مي آيد. طبق محاسبه اي در سال 1378 ميزان متوسط ”ثروت سرانه” در
جهان 86 هزار دلار است در حالي كه ميزان اين شاخص براي ايران 38 هزار دلار بوده است. رقم” ثروت سرانه” در ژاپن به 565 هزار دلار مي رسد كه 80 درصد آنرا منابع انساني ، 18 درصد منابع فيزيكي (ماشين آلات و ...) و 2 درصدرا منابع طبيعي تشكيل مي دهد ولي اين رقم براي ايران 29 درصد منابع طبيعي، 37 درصد منابع فيزيكي و 24 درصد منابع انساني بوده است.
سهم ” منابع انساني” در محاسبه ” ثروت سرانه” و تشكيل ” سرمايه اجتماعي” امروزه بسيار تعيين كننده است. برخلاف دوران گذشته كه عواملي همچون جمعيت، موقعيت جغرافيايي، قدرت نظامي مي توانست جايگاه و برتري كشورها رادر عرصه جهاني تعيين كننده در جهان امروز عامل ”منابع انساني” كه” قدرت علمي و اقتصادي” هر كشوري را مي سازد، نقش كليدي و اصلي رادر تعيين جايگاه و برتري كشورها در جهان بعهده دارد، و ازاينروست كه ما بايد با تمام نيرو و توان به تامين”منابع انساني” در مورد نياز و حفاظت و نگهداري از اين سرمايه عظيم بپردازيم.
پديده” فرار مغزها ” به هر نام ديگري كه باشد يك حركت يك سويه را به نفع كشورهاي توسعه يافته دامن زده است و كشورما هم متأسفانه خسارات عظيمي را از اين ناحيه متحمل شده است. در واقع هر يك نفر دانش آموخته اي كه نه در يك برنامه دوسويه و تعريف شده ملي بلكه در فضايي ناشي از بي اطميناني به آينده يا بي اعتمادي به وضع موجود از اين كشور خارج مي شود را بايد خروج سرمايه غير قابل جبران محاسبه كرد. آيا نمي توان اين روند را معكوس يا دوسويه كرد؟ برهمه دلسوزان جامعه ما و آنها كه نگران حال و آينده ايران هستند فرض است كه به اين سئوال با واقع نگري پاسخ دهند و عمق موضوع را دريابند.
ما بايد فضاي عمومي جامعه، و به ويژه فضاي علمي و فرهنگي و اجتماعي را به گونه اي سامان دهيم كه نخبگان و دانش آموختگان ما انگيزه كافي براي ماندن و كار كردن در اين كشور را داشته باشند . اگر نظام ما نتواند اسباب منزلت ، معيشت، امنيت و رضايت ايشان را فراهم آورد طبيعي است كه نمي مانند و در نتيجه كشور و مردم از سرمايه گذاري عظيمي در تأمين منابع انساني مي كند محروم مي شود و يقيناً بخش قابل توجهي از مشكلات اقتصادي و اجتماعي ما به همين موضوع برمي گردد.
ما براي اجراي هرگونه برنامه توسعه اي نياز به بازسازي وتأمين ” سرمايه اجتماعي” مناسب داريم و در اين مسير همگي ما ، به ويژه دانشگاهيان و اهل فكر و نظر بايد توش و توان خود را به كار بندند. اعتماد سازي در همه ابعاد و جوانب ، دامن زدن به مشاركت سياسي و اجتماعي شهروندان، ايجاد همپيوندي بين همه اقوام و اديان و مذاهب در كشور از اركان اصلي بازسازي ” سرمايه اجتماعي” به شمار مي روند. برنامه چهارم توسعه برپايه چنين نگرش و نگاهي تدوين و ارائه شد اما متأسفانه بخشهايي از آن كه مي توانست برآورنده اين هدف باشد حذف شده اكنون بدون هرگونه مجامله اي بايد گفت كه نياز امروز كشور ما به بازسازي ” سرمايه اجتماعي” روشنتر از هر توصيفي است. و اگر مي خواهيم كشوري آزاد، آباد و شاد و فردايي بهتر داشته باشيم بايد الزامات و مقتضيات اين موضوع واقف و پايبند باشيم.
موضوعيت” سرمايه اجتماعي ” در نگاه ما به مسأله توسعه و ابعاد و اولويت هاي آن ايجاب مي كند كه امر اقتصاد بر هر دوبعد شعار محوري ما يعني شهروند توانمند و دولت كار آمد متكي باشد.
به طور طبيعي در حوزه توسعة اقتصادي هم ما اصل را بر محوريت دانايي و نگاه علمي به حل مسائل اقتصادي خواهيم داشت و تلاش خواهيم كرد كه به جاي حاكميت سليقه هاي فردي ، سامان دادن به امر اقتصاد بر مبناي نظر كارشناسان و صاحبنظران و متكي بر تحقيقات صورت پذيرد.
اگر مهمترين عنصر مؤثر بر اقتصاد كشور و معيشت را فضاي كسب و كار و يا محيط اقتصادي كشور بدانيم، در حال حاضر به ضرورت پيشبرد دموكراسي و محوريت رويكرد علمي و ادامه راه اصلاحات با گام هاي جديد عملي و
اجرايي بيشتر پي مي بريم. به خصوص لزوم توجه بيشتر به واقعيت هاي ملي و بين المللي و حاكميت فضاي اصلاح طلبانه و به دور از ماجرا جويي هاي سياسي و فرهنگي و تنگ نظري ها و خشك مغزي ها را احساس مي كنيم.
براين نكته تأكيد مي كنم كه با توجه به اصلاحات انجام شده در ساختار و كاركردهاي اقتصادي كشور در برنامه سوم توسعه و ايجاد زير ساخت هاي لازم در بسياري از بخش ها،دستيابي به نرخ رشد 8% و همچنين نرخ تورم يك رقمي و نرخ بيكاري يك رقمي به عنوان شاخص هاي اساسي در نظر گرفته شده در برنامه چهارم توسعه مستلزم نكات اساسي و محورهاي كليدي زير است كه ما در برنامه اقتصادي خود مورد توجه قرار داده ايم و گمان مي كنيم اگر قرار است كشور به اين شاخص ها و اهداف دست يابد همين محورهاي اساسي مورد توجه نظام قرار گيرد:
1- اقتصاد مبتني بر دانايي
2- تأكيد نمودن بر اقتصاد رقابتي و تلاش براي حذف هر چه بيشتر انحصارات
3- تعامل با اقتصاد جهاني
4- برقراري انضباط مالي
5- تقويت هر چه بيشتر بخش خصوصي و تشكل هاي صنلفي
6- كاهش حجم دولت به ويژه در امر تصدي گري اقتصادي
7- توجه به توانمند شدن شهروندان به لحاظ اقتصادي از نظر اقتصاد خانوار ، تناسب منطقي سطح قيمت ها و دستمزدها ، افزايش قدرت خريد شهروندان
8- كاهش نقش درآمدهاي حاصل ازفروش خام منابع طبيعي به ويژه نفت در اقتصاد كشور
9- اتكاي هر چه بيشتر گردش اقتصادي كشور بركار و توليد شهروندان
- تحقق اين موارد در گرو آن است كه بدانيم مي توانيم كارهايي بزرگ را پيش بريم و بدانيم كه نسلي كه جنبش دوم خرداد را خلق كرده است، در همين كشور است، در همين دانشگاه است ودر ميان من و شماست.
مذهب زنده دلان خواب پريشاني نيست
از همين خاك جهان دگري ساختن است
شاد و سربلند باشيد.
زارعي با اعلام اين خبر گفت:زهان46 % درصد زرشك قاينات را توليد و با توجه به اينكه اين محصول سال درميان به عمل آمده و بادرآمد اندك آن كشاورزان بايد امرار معاش كنند.اما حوادث غير مترقبه سبب كاهش برداشت محصول وخسارت به كشاورزان شده است.وي خواستار توجه جدي،انحصاري شدن و فرآوري ،سورت،بسته بندي صنعتي آن براي افزايش قيمت زرشك شد.وي خواستار ايجاد سالنهاي مخصوص خشك كردن براي جلوگيري ازخسارت به زرشك در زمان بارندگيهاي پاييزي شد.
در مسابقات مرحله مقدماتي قرآن بسيج كه در محل سالن شهداي گمنام ناحيه قاينات برگزار شد اين نتايج به دست آمد در رشته قرائت برادران مجيد بهمنش، محسن حسين خو ومحمد خاكسار نژاد در رشته مفاهيم حسن احمديان، علي جمعه قرباني وجواد يعقوب پور ودر رشته حفظ علي جمعه قرباني به مرحله نيمه نهايي راه يافتند.
سرهنگ پاسدار هاشمي در سخنان قبل از خطبه هاي نماز جمعه زيركوه ضمن تشكر از عشاير بسيجي و با تبريك اعياد شعبانيه،گفت: انتظار سازنده يعني خود سازي وكسب تقوا و آمادگي براي دفاع همهجانبه از انقلاب اسلامي، يعني گوش فرمان به فرماندهي معظم كل قوا و افزايش آمادگي عملياتي براي نبرد نامتقارن بر اساس سيره نبوي،علوي و عاشورايي،انتظار سازنده يعني مقاومت فرمانده رشيد حزب ا... لبنان سيد حسن نصر ا... كه ياد نبرد خيبر را دوباره در اذهان زنده ساختوي ايمان، صداقت،ولايت مداري،شجاعت و سلحشوري و دفاع ازمرزهاي ميهن اسلامي توسط عشاير را مصداق انتظار سازنده دانست.
سرهنگ پاسدار هاشمي فرمانده ناحيه مقاومت بسيج قاينات اعلام كرد: در راستاي همكاري با دولت خدمتگزار و به منظور محروميت زدايي در طرح بسيج سازندگي،تابستان 85 بسيجيان عزيز قائنات با19438 نفر روز در قالب اجراي پروژه هاي زودبازده و عام المنفعه ازجمله ساخت9 واحد مسكوني براي مددجويان كميته امداد،بهسازي ونوسازي مدارس، آبخيزداري،خدمات عمراني و آباداني روستايي،آبرساني،طرحهاي بهداشتي،بيابان زدايي،تعمير و بهسازي مساجد تحت عنوان طرح هجرت3 با دستگاههاي اجرايي شهرستان همكاري داشته اند.
به منظور اعلام حمايت بسيجيان و همكاري با دولت خدمتگزار، فرماندهان و اعضاي شوراي پايگاههاي مقاومت ادارا و كارخانجات اصناف محلات و فرمانده و اركان گردان235 عاشورا با فرماندار قاينات در محل سالن اجتماعات فرمانداري ديدار نمودند.در پايان محمد فروزان نژاد به عنوان فرمانده حوزه مقاومت شهيد ناصري، و برادر غلامرضا مرادي به عنوان سرپرست حوزه مقاومت شهيد آويني معرفي شد.
با عرض سلام خدمت آقاي مرتضوي استاندار محترم خراسان جنوبي.
به اطلاع جنابعالي مي رسانم پيرو گفتة شما در جلسه كارگروه شوراي آموزش وپرورش مبني بر تشويق دانش آموزان حائز رتبه هاي برتر درذ كنكور سراسري85 و ذكر اين مصوبه در روزنامه خراسان- ضميمه خراسان جنوبي در روز چهار شنبه 18 مرداد 85 )ويژه نامه314 ( با ادارة آموزش وپرورش قاين تماس گرفتيم، آقاي شاهين معاون اداره گفتند: اين مصوبه مربوط به سال آينده است.در مراجعه به دفتر استاندار ابتدا گفتند مربوط به سالهاي گذشته است ولي در دومراجعه بعدي،آقاي اشراقي در دفتر استاندار پس ازتحويل گرفتن مدارك قول پيگيري دادند)5 شهريور85( ازآن پس تماسهاس زيادي به دفتر استاندار گرفته شد در همه تماسها قول مي دادند ما خود تماس مي گيريم.درآخرين تماسهايي كه گرفتيم،گفتند:»اين مصوبه شامل حال شما نمي شود.در همين اثنا روايط عمومي استانداري ازما تقاضاي مدارك كرد و قول پيگيري داد.درپي تماس با آقاي نوفرستي، پس از مراجعه وگرفتن مدرك توسط آقتي نوفرستي و پس از دو تماس آقاي نوفرستي گفت:منظور حاج آقاي مرتضوي رتبه كشوري بوده است.ما ازاين وعده نااميد شده بوديم كه آقاي حسن مختاري پدر آقاي مجيد مختاري حائز رتبه 83 منطقه3 گفت: آقاي مرتضوي به من در مسجد جامع قاين قول پيگيري داده اند.و با قول آقاي فرهادي معاون جنابعالي به من براي پيگيري در جلسه روز پزشك )4 شهريور85( در باغ فتح تصميم به مكاتبه با جنابعالي گرفتم اميدوارم با پيگيري جنابعالي شاهد عمل به اين وعده جنابعالي باشيم.
1-جلسه معارفه
اين جلسه جهت اشنايي دانشجويان ورودي 84 با فعاليت هاي انجمن و تکميل بانک اطلاعاتي دانشجويان و دانش اموختگان شهرستان در سالن اجتماعات مدرسه نمونه خياميدرتاريخ 21/4/85 برگزار گرديد
-جلسات معرفي رشته هاي دانشگاهي
اين جلسات جهت اگاهي کامل دانش اموزان داوطلب کنکور از رشته هاي دانشگاهي در محل امفي تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد واقع در ميدان امام خميني در روزهاي 3و4 مرداد در رشته هاي رياضي و تجربي برگزار گرديد.لازم به ذکر است به دليل عدم استقبال دانش اموزان رشته انساني جلسه اين گروه برگزار نگرديد.
-جلسات انتخاب رشته هاي دانشگاهي
اين جلسات در چهار روز در دو نوبت صبح و عصر (15, 16, 18 و 19 مرداد ماه) در نمازخانه و سالن اجتماعات دبيرستان خيامي برگزار شد.
-بازديد هاي علمي وتخصصي
1-کارخانه سيمان : براي شروع بازديدهاي علمي تصميم بر اين شد كه از كارخانه سيمان، به عنوان بزرگترين و پردرآمدترين وكارآمدترين كارخانه شهرستان بازديد شود.اين بازديد درتاريخ8/5/85 برگزارگرديد.
2-شهرک صنعتي:
در روز يکشنبه 28/5بازديدي از دو کارخانه سرخ دانه و آردو والسي همراه با دانشجويان برق, صنايع ومعدن و... انجام گرفت.
3-نيروگاه گازي
4-کارخانه شير نيمبلوک
آقايان موسي قرباني، محمد صادق نيرومند،امير حسنخاني نمايندگان قاين،نهبندان و سرايان به عنوان اعضاي هيأت نظارت بر انتخابات شوراها خراسان جنوبي انتخاب گرديدند.
در مراسمي با حضور مسؤل اداره اوقاف و امور خيريه قاينات ونمايندگان و اعضاي هيئت امناي بقاع متبركه، ضمن انجام مراسم غبارروبي نذورات آنها به اين شرح جمع آوري شد:1- امامزادگان حسن و افضل)ع( ازدهستان قومنجان بخش سده21400000 ريال، امامزاده عبدا... روستاي بادامك بخش سده مبلغ3750000 ريال، و امامزاده زيد بن موسي فرخ آباد قاين 12000000 ريال
محمد حسين مشكاني، رئيس اتحاديه زعفرانكاران ايران اعلام كرد:با اجراي طرح خريد توافقي زعفران امسال قيمت خريد تضميني هر كيلوگرم زعفران ممتاز بيش از چهار ميليون ريال تعيين شده است.وي تفزود: با توجه به ادامه خشكسالي در استانهاي خراسان رضوي وجنوبي جهت پيشگيري از زيان زعفرانكاران نرخ خريد از سه ميليون ودويست هزار ريال به چهار ميليون ريال افزايش يافت تا باعث شكوفايي محصول و اميدواري كشاورزان گردد.وي با اشاره به جايگاه ايران در توليد زعفران گفت: ايران بايد تعيين كننده قيمت زعفران درجهان باشد.وي بسته بندي مناسب و صدور زعفران مرغوب به خارج ضروري دانست.
با بهره برداري از آزمايشگاه ميكروبيولوژي اداره آب وفاضلاب روستايي قاينات با صرف اعتباري معادل 200 ميليون ريال كيفيت آب روستاها به لحاظ شيميايي وميكروبي كنترل مي شود.
»بنام پروردگار شهيدان«آشنايان ره عشق در اين بحر عميق غرقه گشتند و نگشتند آلوده به آب
در نگاهي سيار به صفحه فراخ تاريخ چنين مي توان دريافت كه در ميان نسلهايي كه يكي پس از ديگري به عرصه زندگي گام مي نهند،هستند نورسيدگاني كه داوطلبانه و مسؤلانه در عين آرامي و بي ادعايي پشت و شانه براي حمل بارهاي گران در ميان مي گذارند.در تاريخ يك سده اخير ما بچه هاي نسل انقلاب چنين خصلتي را از خود بروز داده اند.بچه هاي انقلاب متأثر از آموزه هاي ايدئولوژيك ومضمون پردازيهاي معلم ياد آور و با طراحيهاي استراتژيك وجانفشانيهاي پيشينيان خود،رهيافتهاي نگارنده پرتو ومقابله يك مرجع شيعه با استبداد سلطنتي به يكچارچوب زيست تاريخي رسيده و در عين جواني از نوعي منش و اخلاق مبارزاتي برخوردار شده بودند با ويژگيهايي چون ساده زيستي، كم مصرفي،رويارويي يرادرانه،جسارت، رزمندگي و امكان آفريني هم در جريان انقلاب،هم در سامان بخشي هاي پس ازانقلاب و همدر جريان جنگ زير بار دوران رفتند و از جان مايه گذاشتند.در پي حمله عراق به ايران بسياري از برگزيدگان نسل انقلاب از ميان طيفهاي مختلف فكري ونه از يك طيف خاص كه نه به ميز چسبيده شده بودند نه به مقام منگنه ونه با قدرت هم آغوش،درون جوش وخود محرك گام به عرصه دفاع پا نهادند.اين طيف از مردان گر چه در مدارهاي قبلي نيز در حد سن و سال خويش امتحان پس داده بودند اما در عرصه نو به عرصه ابتلا رسيدندمداري كه در آن جملة سردار سربلند سرزميت بلا و يوم عاشورا و پيشواي تاريخي نسل رزمنده قبل و پس ازانقلاب كه:» فاذا محصوا بالبلاءقل الديانون« در گوش زنگ مي زد.با آغاز جنگ مرداني چون حسين بنكدار،حسين ناجيان،حميد ومهدي باكري،حسين خرازي و...ميدان نويني را در برابر خود گشوده ديدند.سلسله مردان صاحب حال و احوال كه بخشي ازدل شان دريا و بخشي ديسگر خلوت كده بود.مرداني بي اعتنا به غوغاي قدرت و سهم خواهي از انقلاب به سامان بخشي،سازماندهي،آموزش،طراحي و پيش برندگي مي انديشيدند و در مدار ابتلا جان وجوهر را به عنوان يگانه سرمايه حيات وانهادند و سبك بال وغزال گونه با هستي وداع گفتند.سنگيني وداع در گرماگرم وهنگامه آن دوران آن گونه كه بايد حس نشد.سوز شينه اي و تشييعي وبه خاك سپردني و داغي بر دل نزديكان.اينك در شرايط بس كويري و در پلكان واپسين افت اخلاق ومنش،سنگيني وداع آن روز لمس شدني و جاي خالي مردان آنچناني بس هويدا وپر ناشدني است.شهيداني كه اگر بودند هم توان ادارخ يك شهر وهم قوت حراست از حريم ارزشها را براحتي دارا بودند.مرداني كه اگر بودند با استعانت از جوهر خويش با انحصار مبارزه و ازروند تحول حمايت مي كردند. ياد سرداراني كه برتر از يان جناح و آن جناح به تماميت جامعه تعلق داشته و دارند،پاس داشتني است.
چه مردان سبزي ازآتش گذشتند/ چه مردان سبزي در آتش نفس تازه كردند/ چه مردان سبزي به دريا رسيدند
1ـ احترام به دانشمندان و آگاهان جامعه
در این زمینه مرحوم طالقانی وقتی می خواهد معیاری از حکومت عادلانه و چگونگی برخورد زمامداران با مردم جامعه به دست بدهد از نحوه برخورد زمامداران با دانشمندان، آگاهان و روشنفکران جامعه یاد می کند که نوع برخورد می تواند معیاری از یک حکومت عادلانه یا غیر آن باشد. ایشان این ویژگی از زمامداری را چنین تعریف می کنند؛ «مسئله مهم این است که انسان ها بتوانند بلند شوند، انسان هایی که زیر بند اصرها و اثقال خم شده اند بتوانند روی پای خود بایستند... هرکس هر استعدادی دارد، استعدادش را تربیت کنند، هرکس هر موقعیت اجتماعی دارد سرجایش باشد، جابه جا نشود. امیرالمومنین درباره سرزمین جاهلیت میزانی می فرماید که این سرزمین جاهلیت است... نمی گوید سرزمینی که مردمش شترچران بودند، در خیمه زندگی می کردند، پابرهنه بودند.
نه، اینها میزان نیست می گوید؛ «بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم» این سرزمین جاهلیت است. حال اگر عمارت ها و ساختمان ها و دستگاه های صنعتی و اتومبیل ها و همه چیز داشته باشند ولی اجتماعشان به این صورت که عالم ها را دهنه بزنند که صدایشان درنیاید و جاهل ها کرسی های فرماندهی... اجتماع را به دست بگیرند، این سرزمین جاهلیت است در هر جا که باشد «در هر زمانی معیار است».
2 و 3ـ توجه به شکوفایی قوای تولیدی جامعه و رشد استعداد افراد
طالقانی با توجه به آیات 204 و 205 سوره بقره که می گوید؛ «ومن الناس من یعجبک قوله من الحیوه الدنیا و یشهد الله علی مافی قلبه و هو الدالخصام و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل والله لایحب الفساد». این برداشت را داشت که منظور از «الدلاخصام» افراد، گروه ها، احزاب و جمعیت هایی هستند که بعد از وعده های شیرینی که به مردم می دهند، هنگامی که به زمامداری و قدرت می رسند یعنی «اذاتولی» سعی می کنند که در زمین به فساد پرداخته.کشت (و زرع مردم) را از بین برده و نسل جامعه را نابود نمایند.
چگونگی توجه به کشف که در آن موقع مظهر قوای تولیدی جامعه بود که در کشاورزی خلاصه می شود و اکنون نیز باید صنعت را به آن اضافه کنیم. یکی از معیارهای حکومت عادلانه است که باید دید زمامداران و مسوولان جامعه چگونه با آن برخورد می کنند، آن را به طرف نابودی می برند یا به طرف رشد و شکوفایی؟ همچنین مسوولان حکومت و حاکمان وقت نسل جامعه را به کدام طرف می برند؟ آیا به طرف سرکوب کردن آنها و بی اعتنایی به سرنوشتشان می کشانند؟ و انواع و اقسام مفاسد فردی و اجتماعی را رواج می دهند؟ یا نه، سعی می کنند که زمینه هایی فراهم شود تا استعدادهای آنها شکوفا و بارور شده بتوانند به استقلال فکری رسیده تا اینکه خودشان برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند. این دو عامل از معیارهای شناخت زمامداری عادلانه می باشد.
4 ـ حاکمیت مردم
یکی از معیارهای ارائه شده از طرف طالقانی این است که حاکمیت اختصاص به دسته، طبقه و گروهی خاص ندارد، متعلق به همه مردم است. «مردم همه قیام کنند، همه یک بدن باشند، یعنی یک قشر و یک طبقه بر اجتماع نباید حاکم باشد، این حق حیات نه برای کارگر تنها ست، نه برای کشاورز تنها، نه برای بازاری تنها، نه دانشگاهی تنها و نه روحانی تنها. همه مردم باید به قسط قیام کنند».(1)
5ـ دخالت همه افراد و گروه های جامعه در سرنوشت خود
وقتی از مرحوم طالقانی دعوت می شود که کاندیدای مجلس خبرگان بررسی قانون اساسی بشود، وی خواستار این است که این مجلس باید نماینده تمام قشرها و نیروهای جامعه باشد، نه یک طبقه و طیف خاص. بدین جهت با صراحت هرچه تمام تر در خطبه اول، نخستین نماز جمعه تهران چنین می گوید؛ «من معتقدم که باید در این مجلس همه گروه ها راه پیدا کنند و ما تابع دستور قرآنیم؛ «فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدا هم الله و اولئک هم اولوالالباب». این درس ماست، این مکتب ماست که حرف حسابی را بشنود.
صاحب لب، صاحب عقل هدایت یافته ها این جوری هستند. این وسیله کمال احسان است، حرف طرف، حرف مخالف شنیده بشود و بعد هم بهترینش گرفته شود، در مجلس ما باید مخالفان هم بیایند، اگر نیایند هم ما باید دعوتشان کنیم، حرفشان گفته شود، قانون اساسی ما از اصول اسلام ناشی شده است، منشا گرفته است. اصول اسلام قسط است و عدل است و حق. هر شعاری، هر ایده ای که گروهی بدهند، باز اسلام چند قدم جلوتر است. البته اینها باید به تدریج پیاده شوند بنابراین ما هیچ نباید وحشت کنیم که گروه های دیگر راه پیدا کنند حرفشان را بزنند، بلکه باید از اینها دعوت کنیم. والا پنجاه نفر، شصت نفر که هم لباس و هم فکر باشیم و در یکجا جمع بشویم همه یک رای داریم چون از آن موازین نمی توانیم خارج شویم. مجلس اصیل این است ک همه آرا گفته شود. همه ابعاد مسائل بررسی بشود و از این جهت باید راه پیدا کنند. (2)
6ـ توجه به آزادی های اساسی و رعایت عدالت اجتماعی
در این باره طالقانی سخنان زیادی و نوشته های فراوانی دارند که از قسط و آزادی سخن گفته است. در اینجا فقط بخشی از سخنرانی هایی را که در تیرماه 1358 به مناسبت روز تاریخی قیام ملی سی ام تیرماه 1331 بیان نموده اند نقل می کنیم.
ایشان در آن سخنرانی درباره قسط و آزادی چنین می گویند؛ «ما چه می خواهیم، چه می گوییم،آیا غیر از عدالت اجتماعی، آیا غیر از آزادی، آیا غیر از کوتاه شدن دست عوامل استعمار و استثمار (چیز دیگری می خواهیم). آیا این مسائل در اسلام و در قرآن ما نیست یا نمی خواهیم بفهمیم که هست، نمی خواهیم بدانیم اسلام، اسلامی که ما می شناسیم، اسلامی که از متن قرآن سرچشمه گرفته و سنت پیغمبر، هیچ گونه آزادی را محدود نمی کند، هر جمعیتی که بخواهد آزادی مردم را در انتقاد و بحث محدود کند، این اسلام را نشناخته است.هر جمعیتی که نخواهد استثمار، استعمار و استبداد ریشه کن بشود، اسلام را نشناخته.
پی نوشت؛
1 ـ آیت الله طالقانی- تبیین قسط (سخنرانی های ایشان بعد از آزادی سال 1357 در مسجد هدایت صفحه 21 و 22)
2ـ تبیین قسط همان ص 61
3ـ از آزادی تا شهادت (مجموعه بیان ها، اعلامیه ها، سخنرانی ها، مصاحبه ها و... آیت الله طالقانی بعد از آزادی تا هنگام رحلت) از انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا ص 252 چاپ دوم.
نام كتاب: TNT)نيروي عظيم درون انسان( نويسنده:مؤسسه انگيزش موفقيت آمريكا. مترجم:دكتر هادي فرجامي. انتشارات:نسل نوانديش. TNT ، توانايي است بس سازنده و خدادادي ذهن،نيرويي كه همه مخترعين،دانشمندان، مهندسان ومعماران وهمه افراد موفق به درجات مختلف شكوفا شده است.آيا مي دانستيد براي تغيير اوضاع و شرايط بيروني،ابتدا بايد درونتان و براي تغيير دورن بايد تصوير كنيد و تصوير كنيد.اين واقعيت را در نظر داشته باشيد كه به قدرتي بزرگتر از خود نياز داريد تا اوضاع را درست كند وموجب به كار افتادن مجدد تفكر شما شود.شما در طول زندگيتان هيچگاه به غربال كردن تصاوير ذهني تان نپرداخته ايد،شما از همه چيز- همچيزهاي خوب وهم چيزهاي بد- عكس مي گيريد و آنها را با احساسي كه در آن لحظه داريد، در ذهن خود انبار مي كنيد. اين كتاب آماده است» تا در هر لحظه در ذهن شما انفجاري ايجاد كند.«
حقوق مدني(آزادي عقيده و بيان و قلم، حق تشكيل انجمن، اتحاديه ،سنديكا، حزب، تجمع اعتراض آميز و ...)،
حقوق سياسي (حق مشاركت و رقابت آزاد در انتخابات و ...)، حقوق اجتماعي(حق تامين آموزش، بهداشت، تغذيه، اشتغال، مسكن، پوشاك، تامين اجتماعي...) و حقوق فرهنگي (حق حفظ فرهنگ و هويت هاي قومي، مذهبي، زباني و...)همه ايرانيان و تامين همه حقوق قانوني منتقدان، مخالفان و دگرانديشان.
12- اصلاح ، تدوين و تصويب قوانين و مقرراتي كه در برگيرنده حقوق شهروندان در حوزه هاي مدني، سياسي، اجتماعي و
فرهنگي فوق باشد، از جمله اصلاح قانون انتخابات (نفي نگرش استصوابي، مكانيزه كردن مراحل انتخابات، رفع تداخل اجرايي و نظارتي، پيشگيري از
دستبرد به آراء مردم ...)، اصلاح قوانين نشر كتب و مطبوعات، قوانين و مقررات نظارت بر فعاليتهاي فرهنگي و هنري، تشكيل
و فعاليت احزاب و گروههاي سياسي، سنديكاها و تشكل هاي صنفي.
13- تفسير مردم سالارانه ازقانون اساسي مبتني بر اعمال حق حاكميت ملت ( اصل -56) و اصلاح موادي
از آن از طريق همه پرسي عمومي ، بنحوي كه قانون اساسي عملاً به عنوان ميثاق ملي ومحور اداره كشور قرار گيرد.
14- توانمندسازي جامعه با ايجاد و گسترش و تقويت نهادهاي مدني، احزاب و گروههاي سياسي، سنديكاها و تشكل هاي صنفي،
سازمان هاي غير دولتي، شوراهاي شهروروستا و تعاوني ها در حوزه هاي مختلف
15- مديريت مبتني بر تحول و تحقق اصلاحات ساختاري در نظامات اجرايي، قانون گزاري، قضايي، آموزشي و پژوهشي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي
16- مبنا قرار دادن شايستگي و كارآمدي بر پايه توان علمي و مديريتي ، شكستن حلقه بسته مديريت و كارشناسي موجود و جذب و به كارگيري نيروها فراتر از مرزبندي هاي سياسي و برداشت هاي تنگ نظرانه اجتماعي، سياسي و فرهنگي
17- ارتقاي تفاهم و تعامل ايران و جهان با دموكراتيزه كردن ساختار اداره كشور، تقويت همبستگي و امنيت ملي، پيشبرد برنامه هاي توسعه همه جانبه كشور، گسترش و تقويت زيرساخت هاي علمي و فني واقتصادي و مبنا قراردادن نگرش هاي نوين علمي، سازوكارها ونيروهاي كارآمد در سياست خارجي
18- حضورفعالانه در روند صلح عادلانه جهاني ، گفتگوي ميان فرهنگ ها و تمدن ها،
حقوق بشر و دموكراسي ، اعتماد سازي و توجه به افكار عمومي، و پرهيز از عوام زدگي، تنش و ماجراجويي در سياست و روابط خارجي
19- بهره گيري از ظرفيت گسترده فرهنگ ايراني و اسلامي در جهان و جايگاه و نقش ايرانيان خارج از مرزهاي ملي در جهت تامين منافع ملي و ارتقاي موقعيت جهاني ايران
20- اقدام مثبت در جهت رفع موانع نگرشي، رفتاري و ساختاري در زمينه رشد و شكوفايي استعدادها و توانايي هاي زنان و جوانان و برنامه ريزي براي حضور موثر و غير نمايشي آنان در عرصه هاي مديريت، دانش و فناوري، فرهنگ و اجتماع، و اقتصاد
" به پايان آمد اين دفتر، حكايت همچنان باقي است...."
براي اولين بار در شهرستان با همكاري شوراي اسلامي شهر و شهرداري قاين واداره بازرگاني ومجمع امور صنفي جشن شب نيمه شعبان در 17 شهريور در محل پارك مسجد جامع برگزار شد.پس از تلاوت قرآن ومداحي به نعدادي از شركت كنندگان جوايزي و از طرف مجمع امور صنفي و اتحاديه صنف كفاشان به جهت قدرداني ازتلاشهاي آقاي محمودموسي زاده در مسابقات كشتي پيشكسوتان ايران يك عدد پروانه كسب اهدا شد.
در نشستي با حضور مديريت امور كتابخانه هاي عمومي و كتابداران مركز استان در محل اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي كه به منظور بررسي مشكلات كتابخانه هاي استان برگزار شد.مديريت امور كتابخانه هاي عمومي استان ضمن ارائه گزارشي،عمدع ترين مشكل را پرداخت حقوق و مزاياي كاركنان وهمچنين احساس عدم امنيت شغلي بوجود آمده پس ازاستقلال نهاد كتابخانه هاي عمومي عنوان كرد.وي با ناچيزدانستن اعتبارات عمراني،اكثر كتابخانه ها را نيازمند بهسازي دانست.افضليان مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين جلسه نيز گفت: شخصاً با خصوصي كردن كتابخانه ها مخالف هستم. ومعتقدم كه كشور ما هنوز در مراحلي به سر مي برد كه به لحاظ سرمايه گذاري بخش خصوصي در فرهنگ نه به رشد رسيده ونه سرمايه گذاري درآن شده است واولين ومهمترين جايي كه دولت بايد در آن سرمايه گذاري كند بخش فرهنگ است.
رويارويي جهان استكبار با جوامع ديني
در حال حاضر جهان استكبار و در رأس آن دولت هاي آمريكا، انگليس و اسرائيل با تمام توان در مقابل جوامع ديني صف آرايي كرده اند، دولت هاي عراق، فلسطين و لبنان را كه با رأي مردم به قدرت رسيده اند را تضعيف مي كنند، دانشمندان عراقي را ترور مي نمايند، مانع دستيابي ايران به فن آوري صلح آميز هسته اي مي شوند، با چاپ كاريكاتور توهين آميز از پيامبر به اعتقادات مسلمانان توهين مي كنند، اماكن مقدس را تخريب مي كنند، مانع تحصيل دختران مسلمان محجّبه مي شوند و... براستي علت اين همه دشمني با دين و با جوامع ديني در چه مي باشد، خدا در قرآن به اين سئوال پاسخ داده است.قرآن هدف از فرستادن پيامبران و نزول كتاب هاي آسماني را رشد و تكامل انسان ها(برگرفته از سوره بقره آيه 256) و بپا داشتن عدالت(از سوره حديد آيه 25) مي داند و علت مخالفت بعضي از انسان ها با پيامبران و كتاب هاي آسماني را در اين مي داند كه آنها مي خواهند پيرو هواهاي نفساني و خواسته هاي نابحق خود باشند(از سوره بقره آيه87 و سوره مائده آيه70) و به حقوق ديگران تجاوز نمايند(از سوره بقره آيه 213 و آل عمران آيه 19 و يونس آيه 75 و عنكبوت آيه 49 و شوري آيه 14 و جاثيه آيه 17 و طور آيه 32) و چون كتاب آسماني و پيامبران و جوامع ديني را مزاحم خود مي بينند با آنها مخالفت مي كنند و اما دينداران چه وظيفه اي در مقابل زياده طلبي هاي جهان استكبار دارند، قرآن در اين رابطه مي فرمايد: ايمان آورندگان بايد با كساني كه آنها را از شهر و ديارشان بيرون مي كنند يا مانع دينداري آنها و بردن نام خدا در مساجد مي شوند يا مساجد و اماكن مقدس را ويران مي كنند يا به اماكن مقدس و پيامبران توهين مي كنند و در زمين فساد مي نمايند مقابله نمايند تا آنها ديگر جرأت نكنند به مقدساتشان تعرضي نمايند و جز با ترس و وحشت به اماكن مقدسشان وارد نشوند(برگرفته از سوره بقره آيات 114 و191 و193 و 217 و مائده آيه 33 و انفال آيات 24 و 25 و 34 و 39 و توجه به آيات 13 و 14 و حج آيات 40 و 41) همچنين به ايمان آورندگان توصيه مي كند كه از ستمديدگاني كه مورد ظلم و تعرض واقع شده اند دفاع نمايند(از سوره نساء آيه 75 و انفال آيه 72) و به آنها هشدار مي دهد كه اگر اينگونه نكنند،فتنه و فساد زمين را فرا مي گيرد(از سوره بقره آيه 251) ايمان آورندگان براي اينكه بتوانند بر دشمنان پيروز شوند بايد تقوي پيشه نمايند و در مقابل تهديدها و فشارهاي دشمنان و در مقابل خواسته هاي نابجاي نفساني صبر و استقامت نمايند و همچنين به جديدترين و پيشرفته ترين علوم و تكنولوژي هاي روز مجهز شوند(از سوره آل عمران آيات 125 و 200 و انفال آيه 60 و توبه آيه 123).
قائمي
راه بدست آوردن رضایت الهی از قرآن(1)
کسانی که می خواهند رضایت خدا را بدست آورند سفارش شده اند که در صورت نیاز برای حفظ دین خود از جان خود درگذرند(بر گرفته از سوره بقره آیه 207) به نیازمندان انفاق کنند(برگرفته از سوره بقره آیات 265 و 272) تقوی الهی را پیشه کنند(برگرفته از سوره آل عمران آیات 14 و 15) از رسول خدا پیروی نمایند(برگرفته از سوره آل عمران آیه 31) در راه خدا جهاد کنند(برگرفته از سوره آل عمران آیات 152 تا 162 و از سوره محمد آیات 20 تا 28) در راه خدا جهاد کنند و به مردم احسان نمایند و از نافرمانی خدا بپرهیزند(برگرفته از سوره آل عمران آیات 172 تا 174) به نیازمندان کمک نمایند(بصدقه) و در کارهای خیر بکوشند(او معروف) و در حل اختلافهای بین مردم تلاش کنند(او اصلح بین الناس) و دیگران را نیز بر انجام یک چنین کارهایی ترغیب کنند(برگرفته از سوره نساء آیه 114) و به پیمان الهی مبنی بر بپاداشتن دین(اقمتم الصلوه) و دادن زکات و ایمان آوردن به رسولان خدا و یاری دادن به آنها و دادن قرض الحسنه به نیازمندان وفا کنند و از خطای مردم درگذرند و به آنها احسان نمایند(برگرفته از سوره مائده آیات 12 تا 16) به پیمان الهی عمل نمایند – الصدقین - (برگرفته از سوره مائده آیه 119) هجرت کرده و با استفاده از اموال و جانهایشان جهاد کنند(برگرفته از سوره توبه آیات 20 و 21 و سوره ممتحنه آیه 1) مؤمنین را یاری نمایند، امر به معروف و نهی از منکر کنند، دین را بپا دارند، زکات اموال و دیگر توانمندیهای خود را به نیازمندان بدهند و از خدا و رسول او اطاعت نمایند(برگرفته از سوره توبه آیات 71 و 72) با استفاده از اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کنند و به نیازمندان انفاق نمایند(برگرفته از سوره توبه آیات 88 تا 100) به وعده های خود عمل کنند و دین را بپا دارند(بالصلوه) و زکات اموال و دیگر توانمندیهای خود را بدهند و دیگران را نیز بر انجام یک چنین کارهایی توصیه کنند(برگرفته از سوره مریم آیات 54 و 55) و در اعمال صالح بکوشند(برگرفته از سوره نمل آیه 19 و سوره احقاف آیه 15) قسمتی از آنچه را که خدا به آنها داده است را به نیازمندان از نزدیکان و مساکین و در راه ماندگان بدهند(برگرفته از سوره روم آیات 37 و 38) زکات اموال و دیگر توانمندیهای خود را به نیازمندان بدهند و از ربا بپرهیزند(برگرفته از سوره روم آیه 39)و به دیگران احسان نمایند(برگرفته از سوره احزاب آیه 29) شکر نعمت خدا را بجا آورند برای این منظور باید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزند(اتقّو ربکم) و به دیگران احسان نمایند(للذین احسنو) و در راه خدا هجرت نمایند(برگرفته از سوره زمر آیات 7 تا 10) خدا و رسول او را یاری نمایند(برگرفته از سوره فتح آیه 18 و سوره حشر آیه 8) در مقابل کفار سرسخت و در مقابل ایمان آورندگان مهربان باشند و در شناسائی ضعیفان جامعه و تقویت و اصلاح امورشان بکوشند و اعمال صالح انجام دهند(برگرفته از سوره فتح آیه 29) در مقابل قرآن و دین خاشع باشند(آن را خوب بفهمند و درست به آن عمل نمایند(تخشع قلوبهم....)) و به نیازمندان صدقه و قرض الحسنه بدهند و به خدا و رسول او ایمان بیاورند(به پیمانی که با خدا بسته اند وفا نمایند)(برگرفته از سوره حدید آیات 16 تا 20) نسبت به دیگران رأفت و رحمت داشته باشند(برگرفته از سوره حدید آیه 27) از اموال خود به نیازمندان ببخشند(بیشتر از آنچه باید زکات بدهند)(برگرفته از سوره لیل آیات 17 تا 21) به خدا ایمان آورند و در انجام اعمال صالح بکوشند(برگرفته از سوره بیّنه آیات 7 و 8).
موضوع : اولویتّها، تأکیدات و برترین اعمال از نظر قرآن
مسلمانان در زندگی با محدودیتهایی روبرو هستند در نتیجه نمی توانند به تمامی توصیه هایی که خدا در قرآن به آنها نموده است عمل نمایند بنابر این بهتر است تا آنچه را که در نزد خدا اهمیت بیشتری دارد را در اولویت قرار دهند، یکی از بهترین راهها برای تشخیص مهمترین کارها در نزد خدا استفاده از رهنمود های قرآن می باشد، و امّا :
خدا در قرآن به ایمان آورندگان توصیه می کند که در خیرات بر یکدیگر سبقت بگیرند(برگرفته از سوره بقره آیه 148 و مائده آیه 48 و فاطر آیه 32 ).
خدا از ایمان آورندگان می خواهد که کارهای خیر را با سرعت انجام دهند و هرگز انجام آن را به تأخیر نیندازند(برگرفته از سوره آل عمران آیه 114 و نساء آیه 90 ) و در انجام کارهای خیر شتاب نمایند و در این کار بر دیگران سبقت بگیرند(از سوره مؤمنون آیات 57 تا 61 ).
برای بیان اهمیت قرض الحسنه خودش را گیرنده آن معرفی می کند و یا اینکه اینگونه خطاب می کند که کیست که به خدا قرض الحسنه بدهد(از سوره بقره آیه 245 و حدید آیه 11).
بر اهمیت مقابله با فتنه کران تأکید می کند و می فرماید که اگر با فتنه گران مقابله نکنید فساد زمین را فرا می گیرد( از بقره آیه 251).
بهترین توشه برای آخرت را تقوی پیشگی معرفی می کند(از سوره بقره آیه 197).
بهترین امتها را کسانی می داند که امر به معروف و نهی از منکر می کنند و به خدا ایمان دارند(از سوره آل عمران آیه 110).
می فرماید که در توانگری و تنگدستی به نیاز مندان انفاق نمائید و در این کار شتاب کنید و خشم خود را فرو برید و از خطای مردم در گذرید و به مردم احسان نمائید و می فرماید که نتیجه کارهای فوق مغفرت خدا و سعادت در آخرت خواهد بود(از سوره آل عمران آیات 133 تا 136).
نشانه بهترین دینداری را تسلیم بودن در مقابل خدا و احسان به دیگران می داندو توصیه می کند که دینداری خالصانه داشته باشید(از افراط و تفریط در اعمال دینی و بدعت در دین بپر هیزید)(از سوره نساءآیات 123 تا 125).
بهترین زینت برای انسانها را تقوی پیشگی می داند(از سوره اعراف آیه 26).
بهترین اعمال را جهاد در راه خدا می داند(برای دفع فتنه و دفاع از مظلومین) و توصیه می کند که به مجاهدین در راه خدا کمک نمائید(از سوره توبه آیات 120 و 121).
پاکیزه ترین زندگی در دنیا و بهترین سرانجامها را(در آخرت) برای ایمان آورندگانی می داند که در اعمال صالح بکوشند(از سوره رعد آیه 29).
بهترین سعادت در دنیا و امید بخش ترین اعمال برای تأمین سعادت در آخرت را باقیات الصالحات می داند(از سوره کهف آیه 46 و سوره مریم آیه 76).
درجات عالی نزد خود را مخصوص ایمان آورندگانی می داند که در اعمال صالح بکوشند(برگرفته از سوره طه آیه 75).
تأثیر بپاداشتن دین(یقیموالصلوه) و انفاق به نیازمندان بصورت آشکار یا پنهان و انجام اعمال صالح بر نجات از عذاب آخرت و دستیابی به رحمت و سعادت ابدی را زیاد می داند وتوصیه می کند در انجام اینگونه اعمال شتاب نمائید چرا که ممکن است عمرتان بپایان رسد و دیگر نتوانید اعمال فوق را انجام دهید(از سوره بقره آیه 254 و سوره ابراهیم آیه 31 و مؤمنون آیات 99 و 100 و سجده آیه 12 و فاطر آیه 37 و منافقون آیه 10).
از مهمترین دستورات کتاب آسمانی را تقوی پیشگی و احسان به دیگران معرفی می کند و بر تأثیر آن بر نجات از عذاب در دنیا و آخرت و بر دستیابی به رحمت و سعادت ابدی تأکید می کند وتوصیه می کند که در انجام اینگونه اعمال شتاب نمائید چرا که ممکن است عمرتان بپایان رسد و دیگر نتوانید اعمال فوق را انجام دهید(از سوره زمر آیات 55 تا 58).
بهترین منزلتها را در این می داند که بسوی خدا دعوت نمائیم و اعمال صالح انجام دهیم و به مسلمان بودن خود افتخار کنیم(از سوره فصلت آیه 33).
بهترین کارهایی که انسان ترجیح میدهد در اوج قدرت و در کمال عقل انجام دهد را شکرگذاری نعمتهای خدا و انجام اعمال صالحی که رضایت خدا در گرو آن است می داند(از سوره احقاف آیه 15).
گرامی ترین انسانها را باتقوی ترین آنها معرفی می کند(از سوره حجرات آیه 13).
با تقوی ترین مردم را کسانی می داند که در اصلاح امور نیازمندان می کوشند و بر این کار منت نمی گذارند(از سوره لیل آیات 17 تا 21).
بهترین انسانها را کسانی می داند که ایمان آورند و در اعمال صالح بکوشند(از سوره بینه آیه 7).
بنابر آنچه گفته شد بهترین اعمال در نزد خدا عبارت است از انجام کارهای خیر، دادن قرض الحسنه به خدا و به نیازمندان، مقابله با فتنه گران، دفاع از مظلومین و کمک به مجاهدین در راه خدا، تقوی پیشگی، امر به معروف و نهی از منکر، انفاق از اموال و دیگر نیازمندان به نیازمندان بصورت آشکار یا پنهان، فرو بردن خشم و در گذشتن از خطای مردم، احسان به مردم، تسلیم بودن در مقابل خدا، دوری از افراط و تفریط در اعمال دینی و بدعت در آن، اعمال صالح، ایمان به خدا، انجام باقیات الصالحات، بپاداشتن دین(صلوه)، دعوت به سوی خدا و اظهار مسلمانی و افتخار به آن، شکر گذاری نعمتهای خدا و انجام اعمالی که رضایت خدا در گرو آن می باشد.
در ادامه توضیحاتی از قرآن پیرامون اعمال فوق که خدا بر انجام آن تأکید نموده است به حضور تقدیم خواهد شد.
احتراماً ضمن عرض خسته نباشيد و تبريك ولادت حضرت علي اكبر(ع) و فرارسيدن 15 شعبان ميلاد امام مهدي(عج)، به همين مناسبت تعداد 32 سري جهيزيه شامل(يخچال، فرش، پتو، سرويس چيني، و پنكه برقي) به مزدوجين تحت حمايت تحويل گرديد. همچنين جلسه اختاميه كانون فرهنگي تربيتي شهيد ناصري اين نهاد در محل حسينيه آرين شهر با حضور 150 نفر از دانش آموزان و مددجويان تحت حمايت و با شركت مسئولين محلي و قائم مقام محترم كميته امداد امام خميني(ره) استان خراسان جنوبي با اهداء جوايز به نفرات برتر برگزار گرديد. كانون فرهنگي تربيتي كميته امداد امام خميني (ره) قاين در طول تابستان سال جاري به منظور غني سازي اوغات فراغت جوانان و نوجوانان و با حضور 164 نفر از دانش آموزان فعاليت داشته است
خداوندا فرج بنما كه دلها سرد و جانها نااميد و خسته مي بينم
به هر جايي كه رو آرم سراسر گرم بازار ريا و فتنه مي بينم
رياكاران در اين دوران ز بهر نان دين، ديندار مي گردند
و دينداران با تقواي مخلص را چه مفلس كنج هر ويرانه مي بينم
منم دل خسته از خلق و اميدوار وفاي تو
كه خود را در پناه تو چنين وارسته مي بينم
تمناي وصال دوست را دارم تو يارب مدد بنما
كه از عشق وصال او خودم را عاشق ديوانه مي بينم
تو اي اكمل سخن بس كن سرت را مي دهي بر باد
كه من پايان كارت را به مثل ميثم تمار در افسانه مي بينم
اکملی
شنيده شده به زودي اصناف پر سر وصدا به خارج از شهر منتقل مي گردند.
شنيده مي شود مراحل نهايي اداري احداث فاز2 كار خانه سيمان قاين در حال نهايي شدن است.
شنيده شده يكي از مشكلات اصلي عدم احداث نيروگاه بزرگ قاين مشكل خريد زمين از مالكان است.
در آخرين روز ازهفته دولت در مراسمس با حضور رياست اداره ميراث فرهنگي،صنايع دستي وگردشگري قاينات و مسؤلين بخش نيمبلوك كارگاه صنايع دستي در محل ساختمان دفتر اين اداره در خضري و دشت بياض راه اندازي شد.كه در زمينه1- جاجيم بافي با طرحهاي متنوع منطقه و2- پخل بافي شامل بافت انواع سبد،گلدان،جاشكلاتي و...همچنين در صورت استقبالكلاسهاي آمزشي صنايع وهنرهاي دستي برپا خواهد شد.
«اولين فصلنامه پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي فرهنگ خراسان جنوبي منتشر شد»
اولين فصلنامه پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي فرهنگ خراسان جنوبي با تلاش استادان، خردورزان و دانش پژوهان عرصه علم و فرهنگ اين مرز و بوم به ثمر نشست و اولين شماره آن منتشر شد. به گزارش روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان جنوبي اين فصلنامه كه حاصل تلاش شوراي پژوهشي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان جنوبي مي باشد با 120 صفحه داراي 8 مقاله از اساتيد و پژوهشگران مطرح خراسان جنوبي بوده كه در شماره اول به چاپ رسيده آنچه كه در اين فصلنامه آمده شامل سخن مدير مسئول، سخن سردبير و مقالات1. دكتر شكوهي كيست؟ 2. دادگري در شاهنامه فردوسي 3. تحليلي بر مفاهيم رشد و توسعه 4. گذاري بر جغرافياي تاريخ قهستان 5. سفر باطن به مصيبت نامه 6. پاره اي از ويژگي هاي واژگاني گويش زيركوه قاينات 7. زنان طايفه بهلولي 8. قاتل ميرزا ابراهيم خان رئيس اداره ماليه بيرجند به روايت اسناد.
لازم به يادآوري است صاحب امتياز اين فصلنامه، شوراي پژوهشي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان جنوبي، و مدير مسئول آن حسين افضليان و سردبير فصلنامه محمدتقي رمضاني و اعضاي هيأت تحريريه عبارتند از:
دكتر اسدالله آزاد- دكتر سيد محمد آذركار- دكتر ناهيد بني اقبال- دكتر محمدرضا بهنيا- هادي پورشافعي- احمد حسيني- دكتر فاطمه حقيقي- دكتر محمد تقي راشد محصل- دكتر محمد رضا راشد محصل- فاطمه رحيم آبادي- محمد تقي رمضاني- دكتر غلامعلي سرمد- دكتر مفيد شاطري- دكتر غلامحسين شكوهي- ابوالفضل شمشيرگران- دكتر مريم صائب- دكتر سيد عبدالله علوي- زهرا عليزاده بيرجندي- مجيد فرزين - محمد حسين قريشي- دكتر احمد كاميابي مسك- دكتر محمد حسن گنجي- دكتر محمود لطفي- دكتر محمد مهدي ناصح.
برگزاري اولين جشنواره سراسري جوانه هاي شعر رضوي در استان
اين جشنواره به منظور آشنايي نوجوان و جوانان با شرح زندگي وفضايل امام رضا)ع(در محدوده سني10 تا16 و 17 تا25 در خصوص زندگي اين امام با مضامين عدالت،شجاعت،گذشت،انتظار و...9 و10آذرماه برگزار مي شود. مهلت ارسال آثارتا15 آبان است.
معارفه سرپرست جديد حراست اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان
در مراسمي با حضور نماينده حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هاشم شيرازيان به عنوان سرپرست جديد اداره كل استان معرفي شد.در اين مراسم مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان در سخناني بر اهميت و جايگاه حراست تأكيد كرد.و نماينده حراست وزارت نيز بر ايجاد تعامل بين مسؤل حراست و پرسنل اداره تأكيد كرد.
نمي دانم از كجا آغاز كنم و از كدام كلنگ بگويم. از ساختمان مخابرات كه از مراسم كلنگ زني آن تا بهره برداري بيش از 7 سال به طول انجاميد يا از مجتمع فرهنگي هنري ارشاد كه بنا بود 6 ماهه تحويل گردد و 6 ساله شد. از كارخانه ي جوش شيرين كه ساليان سال از زماني كه بچه بودم و به مشهد مي رفتم مي گفتند اينجا كنار جاده سنتو كارخانه جوش شيرين است بعدها ديدم شيرينش رفت و جوش آن براي فرهاد باقي ماند. از شيشه و بلور بگويم كه چند صباحي فعاليت كرد و كاسه هاي بلور حباب دار عرضه نمود و بعد تعطيل شد. از مراسم كلنگ زني پادگان قاين كه آن همه گاو و گوسفند قرباني شد يا از كارخانه روغن نباتي كه سوله هايش را در شهر به صورت نمادين به حركت آوردند و چند صد نفر مشغول به كار شدند و يك ملتي سر كار گذاشته. از مراسم كلنگ زني طرح گازرساني يا كمربند نيم بند يا نيروگاه گازي و فاز دوم كارخانه ي سيمان. من هر كلنگي را كه بر مي دارم در دستم مي ماند يا آنچنان به زمين فرو مي رود كه بركشيدنش برايم مشكل مي شود. گاه نيش آن مي پيچد و زماني بر پاي مي خورد كه مجبور مي شوم لنگ لنگان مسير كلنگ زني را تا خانه ام طي كنم.
از مراسم كلنگ زني طرح ماشين هاي توليد لنت! و كليد و پريز شهرك صنعتي يادم مي رفت اگر اين همه كارخانه در قاين تأسيس مي شد امروز شهر ما بايد يكي از بزرگترين شهرهاي صنعتي خراسان جنوبي مي بود. و ديروز در آخرين روزهاي هفته دولت در سال 85 كلنگ كارخانه ي فولاد قاين بر زمين خورد آه كه چه نيروي بيكاري سر كار مي روند و چه افرادي سر كار گذاشته مي شوند انشاءالله اين كلنگ مانند كلنگ هاي قبلي سنگين نباشد اگر چه پروژه پروژه ي سنگيني است و زمان مي برد اما اي كاش در هفته دولت امسال ساختمان هلال احمر كه ساليان سال مريض و افتاده ي ميدان است باندش پاره مي گرديد و نيمه دوم كمربندي هم افتتاح مي شد. به ما چه كه كي افتتاح مي شود، كه كلنگ مي زند و و كي باندش پاره مي گردد. امروز كلنگ زدن از باند پاره كردن راحت تر است. هر انتخاباتي كه مي شود يك طرح نويي در شهر مي افكنند و اين بار طرح كارخانه ي فولاد قاينات. خدا كند كه سوله هاي كارخانه ي روغن نباتي را بدانجا منتقل نكنند وگرنه اين طرح هم زمين گير خواهد شد. بگذار خوشبينانه نگاه كنيم در سال 90 كه فرابرسد از كنار جاده كه بگذريم تأسيسات عظيمي را مشاهده خواهيم كرد با عده اي زياد از جوانان بيكار منطقه كه همه را سر كار گذاشته اند. اميد به از پيش خورد است عينك را عوض كن و با ديدي باز افق هاي روشن قاينات را بنگر و از گمرك بردن تريلي تريلي آهن و ميل گرد را بنگر كه صادر مي شود و تجارت در قاينات رونق مي گيرد به اميد آنروز.
«حرف دل مردم»
و كلنگي ديگر
مي زند يار بپايم امروز
و من از نيش كلنگان شما مي لنگم
قدري آهسته بزن مي داني
اين كلنگ تيزتر از دندانيست
در دهان طفلي
گر بپايم برود مغز سرم سوت كشد
معني حرف كلنگان شما مي دانيم
وعده ي نيروگاه
پادگان
فاز 2 كارخانه و...
راست گر مي گويند
قيچي برداريد
باند قرمز شده ي درب هلال احمر را
پاره كنيد
يك دهه خاك خورد
و كمربندي نيم بند
و كارخانه ي گرگم به هوا را
در آن بگشائيد
حسن مختاری
آنروز كه پل فرخ آباد افتتاح شد با خوشحالي تمام گفتم: خر ما كه از پل گذشت. ببخشيد ماشين ما از پل گذشت وارد كوچه اي شد كه ابتداي آن خيابان، وسط آن قيف، انتهاي آن هم يك خيابان بن بست در ميانه ي آن آنقدر سرعت گير كه به ياد انگليسي قدم به قدم افتادم ببخشيد سرعت گير قدم به قدم، كاش به همين جا خلاصه مي شد تيرهاي برق چوبي سياه كه با فاصله هاي كله قنديهاي راهنمايي و رانندگي در كوچه بسيار منظم و با فاصله هاي مساوي در وسط كوچه نشانده شده بود و ماشين ها ميان آنها مارپيچ مي گذشتند. به ياد روزي افتادم كه براي گواهينامه موتور سيكلت در راهنمايي و رانندگي هشت انگليسي رسم مي كردم و خوشحال بودم كه قبول شده ام اما اينجا بايد با ماشين هشت انگليسي رسم كنم آنچنان مارپيچ كه گويي مار اينجا پوست انداخته است نمي دانم بايد حتماً يك ماشين به تيرهاي برق كاشته شده بخورد يا يك پالان الاغي آنرا خم نمايد يا يك تصادفي آنجا صورت گيرد تا بلاخره سروكله ي نيروي انتظامي و اداره برق و راهنمايي رانندگي و شهرداري و شوراي شهر و... پيدا شود تازه آنوقت مقصر كيست؟ پرتقال فروش را پيدا كنيد!!!
از روي پل وارد بلوار بامشاد كه مي شوي انتهاي بلوار نيمي از جلوي پل را گرفته نمي داني از كدام سمت بايد حركت كني حتماً اينجا هم خون مي طلبد تا درست شود بيائيد قبل از اينكه اينجا اتفاقي بيفتد چشم ها را بگشائيم و اين كوچه تيركاشته و قيف مانده را كه ماشين ها آنجا امتحان موتورسواري مي دهند هموار سازيم و سامان بخشيم.
همايش تجليل از دانش آموزان شركت كننده در مراسم معنوي اعتكاف به ابتكار اين مديريت در سالن اجتماعات آموزش و پرورش برگزار و در اين مراسم امام جمعه محترم شهرستان، مديريت آموزش و پرورش و معاون آموزش عمومي و همچنين رياست سازمان تبليغات اسلامي شهرستان حضور داشته و امام جمعه محترم و مديريت آموزش و پرورش در خصوص توجه به معنويت در سنين جواني و اهميت اعتكاف سخناني را بيان نمودند و جوانان را به تقواي هر چه بيشتر دعوت نمودند در ادامه مداحان اهل بيت به مناسبت نيمه شعبان به مداحي پرداخته و علاوه بر آن دانش آموزان به اجراي سرود پرداختند. در خاتمه از تعداد 150 نفر از معتكفين دختر و پسر دانش آموز با هدايايي تقدير به عمل آمد
