تبليغاتX
طلوع قاینات
اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

جريان روشنفكري در ايران براي تحقق آرمانها و اهداف خود فاقد صبر و پايداري لازم است.بسياري از آنان قصد دستيابي به بالاترين آرمانها و ارزشها را در كوتاهترين مدت دارد.بسياري از روشنفكران همانند دون پايه ترين فعالان حزبي و سياسي عمل مي كنند.بسياري از مفاهيم را بدون فرهنگ سازي و يافتن بستر مناسب وارد جامعه مي كننددر حاليكه جامعه با بسياري از پيش نيازهاي اين عوامل بيگانه است ودر نتيجه جامعه حتي به فرض عمل بر طبق اين يافته ها به جاي حركت روبه جلو با پسرفت روبرو خواهد شد. در اثر همين امرروشنفكران وارد ائتلافها و همكاري سياسي با فعالان سياسي و در نتيجه وارد درگيريهاي سياسي شده كه در اكثر موارد قدرتمندان از آنان به عنوان ابزاري براي نيل به اهداف خويش بهره گرفته واگر اثرات منفي اقدامات آنان مشخص شد در نهايت جامعه را روياروي با روشنفكران قرار مي دهند.

فقدان كانال ارتباطي مشخص و كارآمد براي ارتباط با مردم است و اين قشر نتوانسته و يا نخواسته اند از ابزار مفيد و در دسترس بريا اين امر بهره گيرند.

عدم درك موقعبت و شناخت اجتماع موجب شده كه دچار كندروي و يا تندروي گردند در زمان وجود آزادي نسبي چپ ترين انديشه ها راداشته اما در زمان سختي و بسته بودن فضاي سياسي كنج عزلت گزيده و حافظ و مولانا بخوانند؛در نتيجه همواره يك گام از روند تحولات عقب باشند،به نحوي كه نه تحول ساز كه خود دنباله رو تحولاتي باشند كه حتي در مديريت آن نيز ناتوانند.

نقد و بررسي عملكرد گذشته را فراموش و اگر به آن نيز اقدام مي كنند به جهت رفع مسؤليت و از روي بعضي اجبارها

 و انداختن اشتباهات به گردن اين و آن است.

جريان روشنفكري نخواسته يا نتوانسته كه به عنوان جرياني مستقل و پويا عمل كند بلكه همواره موفقيت وبقا را در نزديكي به اين يا آن نهاد قدرت سياسي جستجو كرده است.

تحقير و كوچك شمردن مردم كه حاصل همين نزديكي به نهادهاي قدرت از سوي بعضي از آنان بوده است كه علاوه برسلب استقلال ،آنان را رودرو با مردم نه به صورت مستقيم كه غير مستقيم قرار داده است كه در شكل دوري گزيدن از مردم،سعي در تعيين تكليف كردن براي مردم،خودداري از شنيدن صداي مردم و...بروز يافته است.به دليل اينكه روشنفكران مردم را حقير و يا حتي دشمن خويش مي پندارند اين كار بدخواهان را براي ضربه زدن به آنان راحت كرده است.

بعضي از روشنفكران علاج دردهاي جامعه را در نفي هر آنچه در گذشته بوده مي دانند و به نوعي معتقد به يك جراحي سخت براي درمان دردها هستند در حاليكه مي توان همين دردها را بدون ايجاد حساسيت با كمك همين مردم در پروسه اي هر چند طولاني تر اما مطمئن تر انجام داد.

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:35 | لینک  | 

چند اين شب و خاموشي؟ وقت است كه برخيزم
وين آتش خندان را با صبح برانگيزم

گر سوختنم بايد افروختنم بايد
اي عشق بزن در من كز شعله نپرهيزم

صد دشت شقايق چشم در خون دلم دارد
تا خود به كجا آخر با خاك در آميزم

چون كوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخيزد آنگاه كه برخيزم

برخيزم و بگشايم بند از دل پر آتش
وين سيل گدازان را از سينه فروريزم

چون گريه گلو گيرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آويزم

اي سايه ! سحرخيزان دلواپس خورشيدند
زندان شب يلدا بگشايم و بگريزم

*****

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:28 | لینک  | 

امروز وقتي است كه بايد به بزم عدالت برويم. علي(ع) روشني عدالت در زمانه اي است كه هنوز زمانش آغاز نشده بود.تكه اي از زمان در برهه اي كه توقع عدالت از حاكمان ومسؤليت پذيرفتن ايشان نبود.اينكهميگفت همه ما يكبه يك مسؤليم سخن ناشنيده اي است كه به مذاق مردم زمانش نيز خوش نمي آمد.علي(ع) هنوز غافلگير كننده است.دشمنان مسلح را تحمل كردن فقط به اين دليل كه شمشيرهايشان در نيام است، امروز هم از عجايب است.با اين همه جذبه، جذابيت امير المؤمنين از جنس صميميت است.شوخ بودنش و روحيه طنازش كه ابهت حكمراني را به سخره مي گيرد و با دل خونين لب خندان مي آورد.تنهايي علي و فريادش در خلاء چاه، عمق انزواي انسانيت است، هيچ چيز اين دنيا به آن آرماني كه خليفه مسلمين مي خواهد شبيه نيست.نه دشمنانش از جوانمردي بويي برده اند ونه دستانش از پايمردي. حتي صميمي ترين ها نمي توانند روح علي را در يابند. شب هنگام با كميل در اطراف كوفه راه مي سپارد و يكباره به كميل مي گويد كه برو توهم نخواهي دانست من چه مي گويم. سخت است براي چنين مردي سخن گفتن با مردمي كه در خم اول كوچه فهم مانده اند.امروز يادمان ديدار با علي است.كسي كه اگر حكمران نمي شد باز هم علي بود وهيچ نيازش به اين گيوه پارة امارت نبود.سياستمداري كه دروغ نگفت حتي به مصلحت.از علي مي آموزيم اما آموختن چاره نيست بايد با علي آميخت. زندگي به سيره او نيازمند دل باختن و يكدله شدن با حقيقت است.سخت ترين نوع زندگي كه ناگزير بهترين شيوه است، مانند درختي كه سرشار از حيات است در كويري مرگ آور وتنها يك درخت نمادياز مقاومت آخرين سنگر خوبي، بزرگترين نشانه خدا.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:20 | لینک  | 

ديار قاينات ،دارالملك قهستان، همواره مهد دانشمندان و بزرگاني بوده است كه نامشان همواره جاودان و ماية افتخار است. كتاب بزرگان قاين از نويسندة توانا و نام آشناي ديارمان جناب آقاي سيد محسن سعيد زاده دبارة بزرگان قاين كه حاصل سالها تلاش ايشان است كه آن را به استاد فاضل جناب آقاي سيد حسين حسينيان تقديم كرده است. اين كتاب 800 صفحه اي كه چاپ اول آن زمستان69 بوده است به معرفي مختصر اما مفيد 250 تن ازبزرگان قاين پرداخته است.در پايان كتاب نيزبيوگرافي نويسنده به همراه عكسهايي از تعدادي ازبزرگان معرفي شده در كتاب موجود است.اين جلد اول اين كتاب مي باشد كه اما متأسفانه تاكنون به چاپ نرسيده است.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:10 | لینک  | 

اگر شما قصد داشته باشيد آسمان خراشي چون امپاير استيت بسازيد ، اولين كاري كه بايد انجام دهيد حفر گودالي عظيم و ريختن فونداسيوني قوي و مستحكم است .

اما اگر بخواهيد يك خانه كوچك در حومه شهر بنا كنيد كل كاري كه بايد انجام دهيد ريختن يك ورق 6 اينچي ، بتن آرمه است در عين حال اكثر مردم در مسيرشان براي ثروتمند شدن ، تلاش مي كنند ساختمان عظيم امپاير استيت را بر روي يك ورق 6 اينچي از بتن بنا كنند !                
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:7 | لینک  | 

پيامبر ايران باستان اشوزرتشت در سن هفتاد سالگي و هفت سالگي هنگاميكه به همرته لهراسب وگروهي ازپيروانش در آتشكده بلخ به نيايش مشغول بودند با يورش سپاهيان مهاجم توراني توسط سردار مهاجم توراني، توربراتور جان باختند.آشوزرتشت اگر چه از جهان رفت و ار ديده ها پنهان گشت ولي روان پاكش همراه با اندرزها و آموزشها جاودانه اش پيوسته زنده ماند. آشو زرتشت در روز6 فروردين در زمان فرمانروايي لهراسب آشوزرتشت در خانه پدرش در كنار رودخانه جي كه به درياچه چي چست( اروميه) مي ريخت با چهره نوراني به دنيا آمد.نام مادرش دغدو وپدرش اسپنتمان بود. به سخناني از اين مرد بزرگ را مي آوريم.

آنچه را گذشته فراموش كن و به آنچه نرسيده رنج و اندوه مبر.متواضع باش تا دوستان بسيار داشته باشي.سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي.تند وعصباني مباش زيرا مرد عصباني چون آتش است كه در بيشه برافروزد و تر وخشك را با هعم بسوزد. اي پسر من تو را مي گويم بهترين چيزها براي سخاوت تعليم و تربيت مردم است

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:4 | لینک  | 

ايرانيان يكي از ديرپاترين جوامع توحيدي هستند كه متأسفانه برخي از افراد كج سليقه اين تمدم و افتخار را زير سؤال برده  و‌آن را در مقابل اسلام قرار مي دهند.ما مسلمان هستيم و تفكر توحيدي سه هزار ساله داريم و در چنين جامعه اي طبيعي است كه به بسياري از منظر ديني به بسياري از مسائل نگاه كنيم و اين نخبگان جامعه هستند كه كه بر اساس آموزه هاي ديني نسبت به خداي خودشان احساس مسؤليت مي كنندوخود را پاسخگومي دانند ومعتقدند خداي بزرگ از از آگاهان و دانشمندان پيمان گرفته كه نسبت به ظلم وبي عدالتي بي تفاوت نباشند.حق وعدل مكمل يكديگرند و حق آزادي، حيات،پيشرفت وحق ذاتي كرامت انساني تحت هيچ شرايطي نبايد مخدوش شود.چون خداوند انسان را عزيز آفريده است.در اعلاميه جهاني حقوق بشرهم در اولين اصل بر برابري انسانها از لحاظ حقوق و كرامت تأكيد شده كما اينكه كه در قانون اساسي خودمان هم وجود داردكه‌آشنا كردن جامعه با اين حقوق اساسي وظيفه نخبگان است.مؤثرترين  و بيشترين تأثير گذاري بر جانعه را در ارتباط با حقوق اساسي را  نخبگان دارند چرا كه هم مي توانند حقوق خودشان را درك كنند وهممي توانند به جامعه آن را آموزش دهند و تأثيرگذار باشند.مفاهيمي مثل آزادي، عدالت،دموكراسي، حقوق بشر مفاهيمي صرفاً روشنفكرانه وتفننانه و يا به طور مطلق غربي نيستند اين مفاهيم در طول تاريخ جامعه بشري شكل گرفته وهمه دولتها موظف به رعايت آن هستند.در يك چنين شرايطي تبيين مفاهيم فرهنگي و اصلاح فرهنگي كار يك فرد نيست وهمه متفكران،روشنفكران مسؤليت دارند.به دليل عدم مناسب نخبگان با جامعه، برخي نخبگان دانشگاهي كسر شأن خود مي دانند كه وارد سياست شوند در حاليكه سياست همان اداره صحيح يك جامعه است و همان تعهد و الزامي است كه يك دانشمند و يك دانشگاهي نسبت به جامعه خود بر عهده دارد.اگر اين الزام اجتماعي وجود نداشته باشد انسان حتي ازانسانيتش ساقط مي شود چون انسان ذاتاً اجتماعي آفريده شده ونمي تواند نسبت به جانعه بي تفاوت باشد.خوشبختانه به خاطر گسترش آموزش عالي  در سالهاي پس ازرانقلاب و 15 برابر شدن جمعيت دانش آموختگان ونخبگان شبكه عظيمي از نخبگان علمي وفرهنگي در كشور شكل گرفته كه چندين ميليون نفر را در برميگيرد ودر واقع يك شبه طبقه عظيم روشنفكري در سطح كشور ايجاد شده كه اگر اين شبكه به هم متصل شود نهضت بزرگي را مي تواند در زمينه هاي علمي،سياسي،اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي به وجود آورد كه قدرش را بسيار كم مي دانيم.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:16 | لینک  | 

نام كتاب : از دولت عشق ،  نويسنده : كاترين پاندر ، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

اين كتاب كه در سال 1383 به چاپ سي و دوم رسيد نشان داد كه بسيار مقبول ايرانيان قرار گرفته است . مشكل شما هر چه باشد امتحان محبت است . اگر بتوانيد از راه محبت در اين آزمايش پيروز شويد ، مساله شما حل خواهد شد . اگر نه ، آنقدر به درازا خواهد كشيد تا از راه محبت ، مساله خود را حل كنيد زيرا مشكل شما مجالي براي تشرف به آيين عشق است .از آنجا كه عشق الهي ، ثروت و توانگري و قدرت و شفا مي آورد ، ايمان دارم كه مطالعه اين كتاب زندگيتان را از بسياري جهات متبرك مي سازد .

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:14 | لینک  | 

 

در عرفان اسلامي، موسيقي لشكري از( جنودا...) است در حالي كه موسيقي در غرب مراتبي به شدت مادي دارد.موسيقي غربي در مراتب عالي، از تفكر و در مراتب نازل از نفس ناشي مي شود.در اين موسيقي كسي بهره مند مي شود كه در مراتب عالي بتواند كاملاً متفكرانه با موسيقي مواجهه يابد.اما در موسيقي ايراني،فقط شنونده اي منتفع مي شود كه گوش استماع بيندازد و با دل خود مشاهده كندو فهم را حاضر آورد و ذاكر حقيقي يعني حضرت دوست را ياد كندو مزكر را بداند.هر آينه ازفتاح عليم علمي بيابد و به ناطق حكيم در نطق آيد، و از سميع به حق شنود.پس چه كسي او را مستمع مذكر باشد و شايسته سماع باشد.و اميد آن توان داشتن كه از سماع انتفاع گيرد.موسيقي غربي را در هر شرايطي حتي در حين صرف شام وتنقلات شنيد، اما شنونده موسيقي ايراني اگر كمترين حركتي مغاير با آداب و سلوك گوش فرادادن به موسيقي انجام دهد ولو اينكه تبسم كند يا لهوكند نشايد كه در مجلس سماع حاضر آيد.موسيقي غربي ارجحيت اجرايي را به سازهاي كششي مي دهد اما در موسيقي ايراني، سازهاي مضرابي كه سازهاي مقطّع هستند مهمترند.آنچه از مراتب عالي تر موسيقي غربي حاصل مي شود  رسيدن به درجات رفيعي از تفكر است.اما در موسيقي ايراني مشروط بر آنكه موافق با شرع وپسنديده افتد راخت حقيقي و درجات بلند و درجات بلند و مكاشفات غيبي حاصل آيد چنانچه مشاهده شده است بعضي از شنوندگان صادق موسيقي ايراني بر هوا آندند و رقص مي كردند«سماع».باخزري نقل مي كند ومي گويد:«بر ساحل درياي سماع شد بعضي از اين برادران ما بر روي آب در رقص درآمدند و به پهلومي گشتند چنانكه برزمين كنند! يكي از صوفيان را وجدي در سماع پديد آمد شمع را بگرفت و به چشم خود فرو بردمن در نزديك او رفتم در چشم او نظر كردم ديدم آتش يا نوري از چشم او بيرون مي آمد كه اين اتش به جاي آن سرد مي نمود.» موسيقي ايراني وارد عرصه هايي مي شود كه موسيقي غربي حتي در تخيلاتش هم به آن نمي انديشد.يكي از عرصه ها از ميان خود ومنيّت است يعني چيزيكه در انديشه اومانيسم غربي كه انسان را به جاي خدا مي نشاند هيچگاه امكان بروز و حضوري ندارد. عرفان اسلامي به شنونده موسيقي توصيه مي كند كه منيّت خود را از ميان بردارد.تا هيچ گونه شائبه اي در مورد حظ نفساني او ازشنيدن موسيقي پديد نيايد و شاعر چنين مي گويد:

تا با تو ز هستيِ تو، باقي است      ايمن منشين، كه بت پرستي باقي است

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:13 | لینک  | 

بهترين راه براي ورود به شاهراه پولدارشدن چيست ؟ اين سوالي است كه ذهن همه كساني را كه در راه استقلال مالي تلاش مي كنند را به خود مشغول كرده است . اگر چه گزينه هاي زيادي وجود دارد اما آنچه كه در اثر مطالعه زندگي ثروتمندان كشف شده است كاملا با آن كاري كه مردم متوسط الحال انجام مي دهند ؛ متفاوت است .

شما براي ورود به شاهراه  پولدارشدن بايد از يك سري قوانين اطلاع داشته باشيد اما از آنجايي كه آموزش سواد مالي از آن چيزهايي است كه متاسفانه فقط در خانه داده ميشود همان طوري پول خرج مي كنيد كه والدين تان خرج مي كردند .

چرا پولدارها پولدارتر مي شوند ؟ اولين قانوني كه پولدارها را پولدارتر مي كند دانستن تفاوت ميان بدهي و دارايي است  . پولدارها دارايي مي اندوزند اما مردم متوسط بدهي مي اندوزند و به خيال خودشان فكر مي كنند كه دارايي اندوخته اند . تفاوت دارايي و بدهي چيست ؟ دارايي پول به جيب من وارد مي كند اما بدهي پول از جيب من خارج مي كند .

دقيقا چه چيزهايي را مي شود در زمره دارايي به حساب آورد ؟ دارايي هاي حقيقي ميتوانند به اشكال مختلفي و جود داشته باشند :

1- كاري كه نياز به حضور شخصي من نداشته باشد . من مالك آن هستم اما توسط شخص ديگري اداره مي شود .

2- سهام و اوراق قرضه

3- املاك و مستغلاتي كه درآمد زا باشد .

4- يك امتياز نامه انحصاري براي ساخت و بهره برداري از چيزي ( جواز حق انحصاري )

5- و هر چيز ديگري كه داراي ارزش باشد يا توليد درآمد بكند و بازار فروش دست به نقدي داشته باشد .

اگر شما يك اتومبيل جديد از كارخانه تحويل بگيريد ، آيا به دارايي هايتان اضافه كرده ايد ؟ جواب اين است ، شما يك بدهي خريده ايد چون به محض تحويل ، قيمت آن كاهش مي يابد و اين باعث مي شود ، پول از جيب شما خارج شود . 

ساده ترين پيشنهادي كه مي شود كرد اين است كه شغلتان را حفظ كنيد اما از واريز پول به ستون دارايي هايتان غفلت نكنيد . مشكل اينجاست كه مردم دوست دارند قبل از اينكه به تقويت فوندانسيون مالي خود بپردازند ظاهر پولدار داشته باشند . افراد زيادي وجود دارند كه اگر چه ظاهر ثروتمندي دارند اما شغلشان تنها منبع درآمدي است كه مي توانند در مواقع نياز روي آن حساب كنند در اين حالت ، مي شود حدس زد كه دور و برشان را پر از چيزهايي كرده اند كه پول از جيب آنها خارج مي كند .

مطلب ديگري كه دانستن آن ، مي تواند براي شما اهميت داشته باشد اين است كه از پولي كه از ستون دارايي هايتان بدست مي آوريد دوباره در اين ستون سرمايه گذاري كنيد بجاي اين كه آنرا به پرداخت مخارج اختصاص دهيد و تا زماني كه ستون دارايي هايتان به اندازه كافي رشد نكرده است از خريد بدهي پرهيز كنيد . رابرت كيوساكي مي گويد : " هنگامي كه من و همسرم مقداري پول اضافه بابت اجاره آپارتمان هايمان بدست آورديم و ستون دارايي هايمان به اندازه كافي رشد كرد ، همسرم يك مرسدس بنز خريد . اين كار هيچ فشاري بر او تحميل نكرد . گو اينكه مجبور شد براي رسيدن به آن چهار سال صبر كند . پس ، مرسدس ، نتيجه و پاداش منطقي كار او بوده است زيرا او ثابت كرده كه مي داند چگونه به رشد و توسعه ستون دارايي هايش بپردازد اما ديگر مردم ، بي اراده و بدون فكر بيرون مي روند و با تكيه بر وام ؛ اتومبيل جديد يا تجملات ديگر مي خرند . آنان احساس كسالت مي كنند و فقط بدنبال يك سرگرمي يا اسباب بازي جديدي هستند ! " 

در پايان متذكر مي شوم كه اين روش ، تنها چيزي نيست كه مي توانيد براي پولدار شدن ياد بگيريد . اگر معتقد باشيد كه پولدارها با شانس و تصادف ثروتمند شده اند نياز به فراگيري هيچ چيز نخواهيد داشت اما اگر معتقد باشيد كه چيزهاي زيادي وجود دارند كه ميشود از زندگي آنها آموخت دست به مطالعه خواهيد زد و براي  ذهن تان سرمايه گذاري خواهيد كرد . 

بهترين راه براي ورود به شاهراه پولدارشدن چيست ؟ اين سوالي است كه ذهن همه كساني را كه در راه استقلال مالي تلاش مي كنند را به خود مشغول كرده است . اگر چه گزينه هاي زيادي وجود دارد اما آنچه كه در اثر مطالعه زندگي ثروتمندان كشف شده است كاملا با آن كاري كه مردم متوسط الحال انجام مي دهند ؛ متفاوت است .

شما براي ورود به شاهراه  پولدارشدن بايد از يك سري قوانين اطلاع داشته باشيد اما از آنجايي كه آموزش سواد مالي از آن چيزهايي است كه متاسفانه فقط در خانه داده ميشود همان طوري پول خرج مي كنيد كه والدين تان خرج مي كردند .

چرا پولدارها پولدارتر مي شوند ؟ اولين قانوني كه پولدارها را پولدارتر مي كند دانستن تفاوت ميان بدهي و دارايي است  . پولدارها دارايي مي اندوزند اما مردم متوسط بدهي مي اندوزند و به خيال خودشان فكر مي كنند كه دارايي اندوخته اند . تفاوت دارايي و بدهي چيست ؟ دارايي پول به جيب من وارد مي كند اما بدهي پول از جيب من خارج مي كند .

دقيقا چه چيزهايي را مي شود در زمره دارايي به حساب آورد ؟ دارايي هاي حقيقي ميتوانند به اشكال مختلفي و جود داشته باشند :

1- كاري كه نياز به حضور شخصي من نداشته باشد . من مالك آن هستم اما توسط شخص ديگري اداره مي شود .

2- سهام و اوراق قرضه

3- املاك و مستغلاتي كه درآمد زا باشد .

4- يك امتياز نامه انحصاري براي ساخت و بهره برداري از چيزي ( جواز حق انحصاري )

5- و هر چيز ديگري كه داراي ارزش باشد يا توليد درآمد بكند و بازار فروش دست به نقدي داشته باشد .

اگر شما يك اتومبيل جديد از كارخانه تحويل بگيريد ، آيا به دارايي هايتان اضافه كرده ايد ؟ جواب اين است ، شما يك بدهي خريده ايد چون به محض تحويل ، قيمت آن كاهش مي يابد و اين باعث مي شود ، پول از جيب شما خارج شود . 

ساده ترين پيشنهادي كه مي شود كرد اين است كه شغلتان را حفظ كنيد اما از واريز پول به ستون دارايي هايتان غفلت نكنيد . مشكل اينجاست كه مردم دوست دارند قبل از اينكه به تقويت فوندانسيون مالي خود بپردازند ظاهر پولدار داشته باشند . افراد زيادي وجود دارند كه اگر چه ظاهر ثروتمندي دارند اما شغلشان تنها منبع درآمدي است كه مي توانند در مواقع نياز روي آن حساب كنند در اين حالت ، مي شود حدس زد كه دور و برشان را پر از چيزهايي كرده اند كه پول از جيب آنها خارج مي كند .

مطلب ديگري كه دانستن آن ، مي تواند براي شما اهميت داشته باشد اين است كه از پولي كه از ستون دارايي هايتان بدست مي آوريد دوباره در اين ستون سرمايه گذاري كنيد بجاي اين كه آنرا به پرداخت مخارج اختصاص دهيد و تا زماني كه ستون دارايي هايتان به اندازه كافي رشد نكرده است از خريد بدهي پرهيز كنيد . رابرت كيوساكي مي گويد : " هنگامي كه من و همسرم مقداري پول اضافه بابت اجاره آپارتمان هايمان بدست آورديم و ستون دارايي هايمان به اندازه كافي رشد كرد ، همسرم يك مرسدس بنز خريد . اين كار هيچ فشاري بر او تحميل نكرد . گو اينكه مجبور شد براي رسيدن به آن چهار سال صبر كند . پس ، مرسدس ، نتيجه و پاداش منطقي كار او بوده است زيرا او ثابت كرده كه مي داند چگونه به رشد و توسعه ستون دارايي هايش بپردازد اما ديگر مردم ، بي اراده و بدون فكر بيرون مي روند و با تكيه بر وام ؛ اتومبيل جديد يا تجملات ديگر مي خرند . آنان احساس كسالت مي كنند و فقط بدنبال يك سرگرمي يا اسباب بازي جديدي هستند ! " 

در پايان متذكر مي شوم كه اين روش ، تنها چيزي نيست كه مي توانيد براي پولدار شدن ياد بگيريد . اگر معتقد باشيد كه پولدارها با شانس و تصادف ثروتمند شده اند نياز به فراگيري هيچ چيز نخواهيد داشت اما اگر معتقد باشيد كه چيزهاي زيادي وجود دارند كه ميشود از زندگي آنها آموخت دست به مطالعه خواهيد زد و براي  ذهن تان سرمايه گذاري خواهيد كرد . 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 7:10 | لینک  |