رئيس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان گفت: در جهت بهبود شرايط به منظور رفاه حال مسافرين و گردشگران، كليه واحدهاي اقامتي و پذيرايي و دفاتر خدمات مسافرتي كه استانداردهاب ابلاغ را رعايت ننمايند برابر قانون برخورد مي شود. عباس زاده گفت: بر اساس آئين نامه ايجاد، ابلاغ و تكميل و نظارت و درجه بند تأسيسات گردشگري، اين اداره كل و در راستاي برخورد با رستوران بين راهي متخلف،رستوران بين راهي واقع در شهر خضري را پلمپ نمود.عباس زاده افزود: اين رستوران در سال گذشته به دليل مشكلات مالكيت پروانه ومديريت نامناسب پلمپ شده بود و در آبانماه سالجاري بدون اخذ مجوز و پروانه بهره برداري اقدام به فعاليت نمود كه بر اساس ماده 17 آئين نامه مذكور ازسوي اين سازمان پلمپ گرديد تا پس ازتكميل مدارك مربوطه و صدور پروانه مراحل قانوني را طي نمايد.
دو جاده در جنگلي زردفام از همديگر جدا مي شدند ،
و متاسفانه من قادر نبودم هر دويشان را دنبال كنم
پس براي انتخاب يكي ، مدتي طولاني ايستادم
وبه امتداد آن ، تا جايي كه چشمم كار مي كرد نظر انداختم
تا جايي كه در زير بته هاي جنگلي پيچ مي خورد و از نظر محو مي شد ؛
سپس ديگري را برگزيدم ، براي وضوح و زيبايي اش
وشايد به خاطر ادعاي بهترش ،
چون آنجا علفزار بود و رهگذر مي طلبيد
گو اين كه هر دو رهگذران زيادي داشتند
و حقيقتاً به يك اندازه لگد مال شده بودند ؛
و هر دوي آنها آن روز صبح ، مانند هم آرميده بودند .
با برگ هايي كه هنوز جاي هيچ رد پايي بر آنها نيفتاده بود .
آه ، من اولي را به روز ديگري موكول كردم !
ميدانستم كه هر راهي به راهي ديگر مي رسد و اين ادامه مي يابد ...
پس شك داشتم كه هرگز فرصت برگشت يابم
پس جايي سال ها و سال ها بعد ،
اين جمله را با آهي آرامش بخش خواهم گفت :
دو جاده در جنگلي از هم جدا مي شدند ، و من _
من آن را كه مسافر كمتري از آن عبور كرده بود برگزيد م ،
و همين ، تمام دگرگوني هاي زندگيم را موجب شد .
رابرت فراست ( 1916)
امروز وقتي است كه بايد به بزم عدالت برويم. علي(ع) روشني عدالت در زمانه اي است كه هنوز زمانش آغاز نشده بود.تكه اي از زمان در برهه اي كه توقع عدالت از حاكمان ومسؤليت پذيرفتن ايشان نبود.اينكهميگفت همه ما يكبه يك مسؤليم سخن ناشنيده اي است كه به مذاق مردم زمانش نيز خوش نمي آمد.علي(ع) هنوز غافلگير كننده است.دشمنان مسلح را تحمل كردن فقط به اين دليل كه شمشيرهايشان در نيام است، امروز هم از عجايب است.با اين همه جذبه، جذابيت امير المؤمنين از جنس صميميت است.شوخ بودنش و روحيه طنازش كه ابهت حكمراني را به سخره مي گيرد و با دل خونين لب خندان مي آورد.تنهايي علي و فريادش در خلاء چاه، عمق انزواي انسانيت است، هيچ چيز اين دنيا به آن آرماني كه خليفه مسلمين مي خواهد شبيه نيست.نه دشمنانش از جوانمردي بويي برده اند ونه دستانش از پايمردي. حتي صميمي ترين ها نمي توانند روح علي را در يابند. شب هنگام با كميل در اطراف كوفه راه مي سپارد و يكباره به كميل مي گويد كه برو توهم نخواهي دانست من چه مي گويم. سخت است براي چنين مردي سخن گفتن با مردمي كه در خم اول كوچه فهم مانده اند.امروز يادمان ديدار با علي است.كسي كه اگر حكمران نمي شد باز هم علي بود وهيچ نيازش به اين گيوه پارة امارت نبود.سياستمداري كه دروغ نگفت حتي به مصلحت.از علي مي آموزيم اما آموختن چاره نيست بايد با علي آميخت. زندگي به سيره او نيازمند دل باختن و يكدله شدن با حقيقت است.سخت ترين نوع زندگي كه ناگزير بهترين شيوه است، مانند درختي كه سرشار از حيات است در كويري مرگ آور وتنها يك درخت نمادياز مقاومت آخرين سنگر خوبي، بزرگترين نشانه خدا.
روز جهاني حقوق بشر بود. به فكرم رسيد كه به فرازهايي از حكومت امام علي (ع) به عنوان عالي ترين نمونه دفاع از آزادي، عدالت و حقوق بشر بپردازم. امامي كه خود قرباني آزادي و عدالتخواهي از يك سو، و
جهل و خشونت و ترور و تحجر از سوي ديگر گرديد. به ويژه آن كه جاي مباحثي در زمينه رابطه حاكمان با مردم و آموزش هاي بينشي و اجتماعي آن هم از زبان علي (ع) در رسانه ملي، منابر و سخنراني ها بسيار خالي است.
شرط رشد و رستگاري انسان اين است كه بتواند بر پايه ايمان و شناخت علمي و اخلاق و خردورزي، جايگاه و رابطه خود رابا خدا ، با خويشتن و با ديگران تعيين و تنظيم نمايد. انسان پديده شگرف و پر شكوه جهان هستي و جانشين خدا در زمين مي باشد كه روح خدا در او دميده شده (حجر – 29) و هيچ دين و مكتب فكري مانند اسلام بر كرامت انسان تأكيد نكرده است ( اسري – 70). بنابر اين مقوله هايي چون آزادي و حقوق بشر فطري، ناشي از اراده الهي و لازمه كرامت ذاتي انسان است و در نتيجه اين حقوق اساسي و طبيعي انسان غير قابل نقض و خدشه ناپذيرند. با اين نگاه حقوق بشر يك بحث تفنني يا صرفا روشنفكرانه نيست و قرآن و نهج البلاغه از كهن ترين اسناد مدون حقوق بشر هستند.
ما ز فلك بوده ايم === يار ملك بوده ايم
باز هم آنجا رويم === منزل ما كبرياست
ما ز فلك برتريم === از ملك افزون تريم
زين دو چرا نگذريم === منزل ما كبرياست
امام بزرگ آزادي و عدالت اميرمومنان علي (ع) در يك جمله منشا حقيقي آزادي نوع بشر را بيان مي كند: "بنده همچون خودي مباش، زيرا خدا تو را آزاد آفريده است" (لاتكن عبد غيرك، وقد جعل الله حرا). قبلاً بيان شد كه "كرامت انساني" (اسري-70) گوهر اصلي آفرينش و نتيجه رابطه خدا با انسان (و نفخت فيه من روحي- حجر-29)، و گستره آن شامل همه اعضاي خانواده بزرگ بشري (بني آدم) و زيربناي آزادي، عدالت و صلح جهاني است.قرار بود كه اين بار به تبيين نسبت ميان كرامت انساني با دموكراسي و حقوق بشر بپردازيم. در فرهنگ ديني ما " آزادي" چه بصورت حقوق و آزادي هاي فردي و يا اجتماعي (بقره-256) لازمه كرامت انساني است كه از جهان بيني ما نشات گرفته و در اسلام به رسميت شناخته شده است. دين بطور كلي مشتمل بر ارزشهاي اخلاقي و حقوقي و وظايف انساني است. ارزش ها و حقوق و وظايف انسان در عين حالي كه منشا الهي دارند، بشري هم هستند و نتيجه خردورزي فردي و خرد جمعي جامعه بشري است. بعد از حق زندگي (مائده-32)، بزرگترين حق ارزشمند انسان، آزادي و اختيار داشتن اوست(اسري-36). اكنون ببينيم مهم ترين وجوه آزادي چيست؟
آزادي هاي شخصي(و حريم خصوصي)،آزادي فكر و انديشه،آزادي عقيده و مذهب،آزادي بيان و قلم، آزادي اجتماعات و اعتراض،آزادي كار و اشتغال،آزادي مسكن و اقامت،آزادي تملك و حق مالكيت،آزادي و حق تعيين سرنوشت و تعيين حكومت و ...بنابراين اگر كرامت و آزادي انسان لازم و ملزوم يكديگرند ، ببينيم چه نسبتي با دموكراسي و حقوق بشر دارند!؟ حقوق بشر پايه اصلي نظام اجتماعي است كه برخي از جنبه هاي آن را نام مي بريم: حق زندگي، حق آزادي، حق برابري، حق عدالت، حق دادخواهي عادلانه، حق شرافت و خوشنامي، حق آزادي عقيده، حق آزادي ديني، حق آزادي انديشه، حق آزادي بيان و قلم، حق تجمع و اعتراض، حق عضويت در احزاب و سازمان ها و تشكلهاي سياسي- اجتماعي و.... سه اصل كلي و زير بنايي حقوق بشر: " آزادي، برابري و برادري" است. اركان سه گانه دموكراسي نيز " آزادي، برابري و حكومت اكثريت" است. درباره خاستگاه " آزادي" از منظر دين و خرد قبلاً بحث كرديم، اكنون ببينيم "برابري و برادري" چه جايگاهي دارد. اصل برابري و عدالت همه جانبه از مهم ترين قواعد اساسي اسلام است و تمامي افراد بشر در مقابل قانون و حقوق و تعهدات برابرند و هيچ گونه تبعيضي از نظر نژاد، رنگ، خانواده، مليت و يا عقيده ميان آنان وجود ندارد بلكه تنها ملاك شرافت و برتري ، پرهيزگاري (حجرات - 13) است. برادري و اخوت ديني (حجرات-10) نيز يك اصل مهم اسلامي و مقدمه اخوت ابناء بشري و تحكيم صلح و همزيستي جهاني است، صلح به مفهوم يك آرمان اجتماعي و شرايط مطلوب در روابط بين المللي. به اين ترتيب ارتباط تنگاتنگ سه مقوله دموكراسي، حقوق بشر و صلح جهاني با هم و رابطه دو سويه آنها با عزت و كرامت انساني از ديدگاه ديني و عقلاني روشن مي شود
! واقعا" اگر ادعاي پيروي از امام علي (ع) و تاسي به حكومت عدل علوي است ، خوبست تاملي در نامه 25 نهج البلاغه بشود تا به حرمت انسان و حقوق بشر وحتي حقوق حيوانات از ديدگاه عدالتخواه آن امام همام پي ببرند! اين نامه براي كسي است كه براي جمع آوري ماليات ماموريت داشته است :
" در حركت آي، با پرهيزگاري و ترس از خداوندي كه يگانه است و او را شريكي نيست. زنهار، مسلماني را مترساني و اگر خود نخواهد به سراغش مروي و بيش از آنچه حق خداوند است، از او مستاني. چون به قبيله اي برسي بر سر آب آنها فرود آي و به خانه هايشان داخل مشو. آنگاه با آرامش و وقار به سوي ايشان رو تا به ميانشان بري. سلامشان كن و تحيت گوي و در سلام و تحيت امساك منماي. سپس، بگوي كه اي بندگان خدا، ولي خدا و خليفه و مرا به نزد شما فرستاده تا سهمي را كه خدا در اموالتان دارد بستانم. آيا خدا را در اموالتان سهمي هست، كه آن را به ولي خدا بپردازيد؟ اگر كسي گفت: نه، به سراغش مرو و اگر كسي گفت: آري بي آنكه او را بترساني يا تهديدش كني، يا بر او سخت گيري، يا به دشواريش افكني، به همراهش برو و آنچه از زر و سيم دهد، بستان و اگر او را گاو و گوسفند و شتر باشد، جز به اجازت صاحبانش به ميان رمه مرو، زيرا بيشتر آنان از آن اوست و چون به رمه چارپايان رسيدي، مانند كسي مباش كه خود را بر صاحب آنها مسلط مي شمارد يا مي خواهد بر او سخت گيرد. چارپايي را رم مده و مترسان و صاحبش را در گرفتن آن مرنجان. پس مال را هرچه هست به دو بخش كن و صاحب مال را به گزينش يكي از آن دو بخش مخير گردان و در آنچه براي خود برمي گزيند، متعرضش مشو. سپس، باقي را باز به دو بخش كن و باز او را در گرفتن يكي از آن دو بخش مخير نماي و در آنچه براي خود برمي گزيند سرزنشش منماي. و پيوسته چنين كن تا آن قسمت، كه حق خداوند در آن است، برجاي ماند. پس سهم خدا را از او بستان و اگر پنداشت كه مغبون شده و خواست آنگونه قسمت كردن را بر هم زند، از او بپذير و بار ديگر دو قسمت را يكي كن و باز قسمت از سرگير. تا سهم خدا را از مال او معين كني و بستاني. و ستور پير و سالخورده و پاي و پشت شكسته و بيمار و لاغر و معيوب را مگير.
و چون مال مسلمانان را مي فرستي، آن را به كسي بسپار كه به دينداري او مطمئن باشي تا آن را به ولي امر مسلمانان برساند و او ميان مسلمانان قسمت نمايد. و به نگهداري آنها مگمار، مگر مردي نيكخواه و مهربان و امين را كه نيكو نگهباني كند. كسي كه با ستوران درشتي نكند و آنها را تند نراند و خسته شان نگرداند.پس، هرچه گردآورده اي، زود به نزد ما فرست تا ما نيز در جايي كه خداوند مقرر فرموده، صرف نماييم.
چون امين تو ستوران زكات را گرفت، از او بخواهد كه در راه ميان مادر و كره شيرخواره اش جدايي نيفكند و آن قدر آن را ندوشد كه كره اش را زيان رسد و با سوار شدن بر آنها خسته نكند و ميان آن شتر كه بر آن سوار مي شود يا آن را مي دوشد و ديگر شترها عدالت ورزد. و چنان كند كه شتر خسته بياسايد و با شتري كه پايش مجروح شده و رفتن نتواند بمدارار رفتار كند و آنها را بر سر آبگيرها برد و آب دهد و از راههايي براند كه به علفزارها نزديك باشد، نه از راههاي خشك و عاري از گياه، و ساعتها مهلت آسايش دهد تا آب خورند يا علف بچرند. تا به اذن خدا آنها را به ما برساند، فربه و پرتوان نه خسته و لاغر، و ما آنها را، چنانكه در كتاب خدا و سنت پيامبر (صلي الله عليه و اله) آمده، تقسيم كنيم. اگر چنين كني، اجر تو بزرگ باشد و تو را به رستگاري، ان شاء الله، نزديكتر سازد"" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "
دکتر مصطفی معین
رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و امور فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی در این زمینه توضیح داد: در راستای برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی در نیم سال دوم سال 85 معاونت گردشگری و امور فرهنگی سازمان اقدام به برگزاری دومین مرحله از سلسله دوره های آموزشی کوتاه مدت با عنوان «آموزش های پایه ای میراث فرهنگی و گردشگری» با هماهنگی دفتر برنامه ریزی آموزشی نموده است.
حسین عباس زاده هم چنین گفت: این دوره های آموزشی شامل: آشنایی با میراث فرهنگی و گردشگری ویژه نیرو های مسلح، کارشناسان و ارزیابان گمرک، انجمن های دانشجویی و دانش آموزی مدیران و معلمین مدارس، رانندگان تاکسی فرودگاه، ترمینال و رانندگان اتوبوس های بین شهری و هم چنین اعضاء کارگروه گردشگری استان می باشد.
وی در ادامه لازم به ذکر دانست: مراحل اعلان و آگهی و ثبت نام فراگیران اتمام و مرحله شروع دوره از اواسط دیماه آغاز خواهد شد و در پایان به قبول شدگان، گواهینامه معتبر آموزشی اعطاء خواهد شد.
قاينات داراي استعدادهاي ورزشي در رشته هاي مختلفي مي باشد كه هر گاه امكانات كافي در اختيار داشته توانسته اند تواناييهاي خود را به منصة ظهور برسانند.اما اين درخششها به مواردي خاص محدود شده است و فراگير ومداوم نبوده است.اين امر علتهاي گوناگون دارد اما شايد يكي ازمهمترين علل آن عدم حمايت سازمانها ونهادهاي و البته كارخانه ها وواحدهاي صنعتي و توليدي بزرگ شهرستان و سرمايه گذاري در مقولة ورزش شهرستان باشد. منظور از اين امر حمايت همه جانبه، مداوم و البته بي منت و بدون بعضي اغراض ومنافع پيدا و پنهان شخصي وگروهي است. متأسفانه گاهي مشاهده مي شود عده اي هزينه كردم در امر ورزش را به عنواني نوعي خرج اضافي وهدر دادن بودجه تلقي مي كنند و به نوعي درصدد شانه خالي كردن از زير بار اين امر هستند.
5 ديماه سالروز عروج آسماني زرتشت پيامبر بود، به اين مناسبت براي آشنايي خوانندگان با اين اهداف و انديشه هاي پيامبر الهي در گفتاري كوتاه به بيان مطالبي پيرامون آن مي پردازيم.
دين زرتشتي( زردشتي) بر روي سه پايه استوار هومت، هوخت وهورشت يعني انديشه نيك، گفتار نيك وكردار نيك قرار گرفته و هر فرد زرتشتي موظف است كه وجود خودش را با اين سه صفت بيارايد و ازاين سه فروزه هميستار آن كه دشت، دزهوخت و دزورشت يعني بد انديشي و بد گفتاري و بدكرداري باشد دوري گزيند به اين معني كه در انديشه وگفتار وكردار خود راست و پاك باشد تا مي تواند به خلق خدا نيكي كند و اذيت و آزاري ازاو به هيچكس نرسد. دهان خود را ياوه وگفتار بد ودروغ و دشنام آلوده نكند از ديگران غيبت و بدگويي ننمايد وحني فكر بد وانديشه آزار رساندن به ديگران را در مغز نپروراند كه اين خود در مذهب اهورائي گناهي است بزرگ. فروزه ديگري كه در اوستا به آن اهميت زياد داده شده«اشوئي» است به معني پاكي و راستي و درستي است.زردشتيان به جلو نام پيامبر «اشو» مي افزايند به معني زرتشت پاك. به طور كلي كسي را اشو گويند كه وجدش به زيور پاكي، راستي، درستي، امانت و صداقت آراسته باشد.كسي كه درون و برونش ازغيبت و آلودگي پاك ومنزه بوده و داراي همه صفات نيك باشد.پاكيزگي برون يعني نظافت جامع لباس ومحيط زندگي وخانه و زردشتيان هر روز صبح لباس تميز مي پوشند ومنزل را آب وجارو مي كنند وخانه را با اسپند وكُندور خوشبو مي كنند دست و صورت خود رادرآب روان مي شويند هيچ چيز ناپاكي را در آب نمي ريزند حتي آب دهان دهانشان.پاكي درون، دروغ نگفتن و راستي صداقت در گفتار، كردار و در انديشه. حتي اينان در فكر خود دروغ يا غيبتي را نمي پرورند، امينند.پدران و نياكان ما ايرانيان قبل از و بعد ازميلاد مسيح تا ظهور اسلام با پاكي و صداقتي مثال زدني زمدگي كرده اند. هنوز زردشتيان به اين اصول پايبندند و اين چنين پاك زندگي مي كنند.
موسيقي ارياني از عالم المثال مي آيد و به جغرافياي معنوي تعلق دارد.يعني رحمتي است كه همچون باران توسط فيوضات الهي بر زمين و زمانيان مي بارد.اما موسيقي غربي به همين عالم واقع وعرصه هاي پوزيتويستي تعلق دارد. و از همين عالم خاكي به زمين و زمينيان عرضه مي شود.بنابراين موسيقي ايراني در عرصه هاي حال قرار مي گيرد وموسيقي غربي در عرصه هاي «قال». سازهاي ايراني بسيار كم صدا بوده و شخصيتي كاملاًدرون گرا دارند.اما سازهاي غربي بر عكس بسيار پر سرو صدا و داراي شخصيتي برون گرا هستند.اما براي اينكه بدانيم «حال» در هنر ايراني به ويژه موسيقي ايراني دقيقاً چه نقشي دارد از افاضات علامه قطب الدين شيرازي در «دره التاج» كمك مي گيريم:«اگر از وجود دائم حق كه باطن و زمان و در ماضي ومستقبل پنهان است و صورت او را حال نام نهاده اند، اثري بر سامع پيدا آيد و او را به كلي از خودي وهستي خودش غايب و فاني كند.به وجود باقي حاضر و آگاه گرداند.آن را حال ووقت گويند. وآن همچون برقي باشد كه زودگذرد و اثر فهم و علم بازگذارد و قسمتي ديگر از اقسام حال ووقت آن است كه چون ظاهر يا باطن آن جمال وحداني ميمون به واسطة تناسب و اعتدال آن صوت ومعني صوت و نغمة موزون ظاهر ومنكشف شود و از غايت غلبة حكم وحدت آن جمال احكام و اوصاف و آثار متكثر نفس پنهان و بيكار شوند، آن زمان اين مامع در ضمن فهم معني ازصورتآن صوتيت مع يا ابصال، يا خوف قطعيت يا رجا وصلت،نقد وقت وحال خود يابد.پس اگر آن وصف مستلزم هجر ومنع وخوف باشد،اثرش بر عقب آن اندوه و گريه و زاري و فرياد و سوگواري بود، و اگر آن وصف را متفن رجا و ايصال و اتصال يابد، نتيجه طرب و روح و راحت و دست زدن و پاي كوفتن دهد.» نكتة ديگر اين است كه موسيقي غربي ارجحيت اجرايي را به سازهاي كششي مي دهد اما در موسيقي ايراني سازهاي مضرابي كه سازهاي مقطع هستند، مهم ترند.براي غربي ها ويولون ساز مادر است و بهترين بخش اركستر سمفونيك را پارت زهي ( آزنة وكششي است) تشكيل مي دهد. در حالي كه در موسيقي ايراني تار كه يك ساز مضرابي مقطع است مهمترين وكاملترين ساز به شمار مي رود.
