تبليغاتX
طلوع قاینات
اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

برادران، مطبوعات محرابي است براي پرستش خدا و خدمت به انسان ها و اگر از عهده وظايف خود برنيايند دامگه شيطان و مايه تخريب انسانيت خواهد بود. اين عرصه از مهمترين و حساس ترين ميدان هاي جهان است زيرا افكار عمومي را شكل مي دهد، فرهنگ آفرين است، خوراك روح را فراهم مي آورد، مراحل جديد تكامل معنوي را پي مي نهد، عواطف مردم را پيراسته مي گرداند و آنها ا به نيكي و راستي رهنمون مي شود. مطبوعات با نظارت بر جامعه و اركان آن و با جهت دهي به دولت و حاكميت و نهادها و با مشاركت در ساماندهي اقتصاد و سياست و كوشش در تصحيح امور جامعه در حقيقت به جامعه بشري و محيط انساني نظم مي بخشد و به اين ترتيب خدمتگزار جامعه، فرد و انسانيت و نتيجتاً از اركان كرامت بخشيدن به انسان و حفظ اين كرامت است. در اين مجال بنا ندارم كه مدح فرهنگ بگويم، آن هم نزد رجال فرهنگ و در سرزمين فرهنگ با مردماني فرهنگي بلكه مي خواهم نكته مهمي را درباره حساسيت جايگاه مطبوعات به خود و برادرانم يادآور شوم. عنصر مطبوعاتي مي تواند جامعه اي صالح بيافريند. چون آنگاه كه مقاله اي نشر مي دهد يا تحليلي مي نويسد يا تصويري را به چاپ مي سپارد يا عنواني را برجسته مي كند يا به تفسير رويدادي مي پردازد، در حقيقت در پي جهت دادن به فرد و جامعه است و مي تواند پدري راهنما و دلسوز و هدايتگري فرزانه باشد، همچنان كه مي تواند خيانتكار و يا گمراه كننده يا تحريفگر حقايق و انديشه ها باشد. برادران، مطبوعات از مهم ترين ميدان هاي جهادي و از برجسته ترين عوامل تكوين انسان مدني است. اين جايگاه والا وظايفي در قبال جامعه بر عهده اصحاب مطبوعاتي مي گذارد، همان طور كه وظايفي در قبال اينان بر عهده جامعه مي نهد. وظيفه اينان در قبال جامعه جهت دهي، روشنگري و خيرخواهي مخلصانه و بي شائبه است. حق آنان بر جامعه نيز همان برخورداري از آزادي و پشتيباني و تأمين امكاناتي است كه او را از فساد و انحراف مصون بدارد. برادران،برترين ساز و كار فعال كردن همه توانايي ها و ظرفيت هاي انساني است. هيچ كس نمي تواند در جامعه محروم از آزادي خدمت كند، توانايي هايش را پويا و موهبت هاي الهي را بالنده سازد. آزادي يعني به رسميت شناختن كرامت انسان و خوش گماني نسبت به انسان؛ حال آنكه نبود آزادي يعني بدگماني نسبت به انسان و كاستن از كرامت او. كسي مي تواند آزادي را محدود كند كه به فطرت انساني كافر باشد. فطرتي كه قرآن مي فرمايد:«فطرت الله التي فطرالناس عليها»(30:30) فطرتي كه پيامبر دروني و باطني انسان است. آزادي حق روزنامه نگار است، كه جامعه اش بايد به او پيشكش كند. آزادي خدمتي است به روزنامه نگار تا كار خود را به انجام رساند و خدمتي است به جامعه تا همه چيز را بداند. صيانت از آزادي ممكن نيست مگر با آزادي. آزادي بر خلاف آنچه مي گويند، هرگز محدود شدني و پايان يافتني نيست. در حقيقت آزادي كامل عين حق است. حقي است از جانب خدا كه حدي بر آن نيست. آزادي حقيقي دقيقاً رهايي از عوامل فشار خارجي و عوامل فشار داخلي است و به تعبير امام علي (ع) «من ترك الشهوات كان حرا»(تحف العقول،ص88)(آزاده كسي است كه شهوات را ترك كند). اگر بخواهيم آزادي را تعريف كنيم بايد بگوييم كه آزادي رهايي از ديگران و رهايي از نفس است. اگر آزادي را اينگونه تفسير كنيم، ديگر معتقد به حد و مرز براي آزادي نخواهيم بود. آزادي اي كه با آزادي ديگران اصطكاك داشته باشد، در حقيقت بندگي نفس خويشتن و شهوت طلبي است. آزادي،جهاد است.همان جهاد اكبري كه مورد نظر پيامبر گرامي بود، جهاد با خويشتن خويش براي رهايي از شهوات در مقابل جهاد اصغر كه جهاد با بيگانگان است. براي آنكه نظر روزنامه نگار خيرخواهانه، صادقانه و بي شائبه باشد، بر جامعه است كه براي او آزادي را تأمين و خاطر آسوده را تضمين كند، تا تحت تأثير زرق و برق ها و انواع فشارها قرار نگيرد. با چنين تمهيداتي جامعه هم منتفع خواهد شد. با چنين سازوكاري جامعه خود نيز خدمت مي كند، نقش حقيقي خويش را ايفا مي كند و از توان جهادگران خود بارور و بهره مند مي شود. به راستي كه آزادي والاترين شيوه براي شكوفا كردن قابليت ها، ظرفيت ها و استعدادهاي جامعه است و چنين حقي با آزادي ادا مي شود.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 13:21 | لینک  | 

اينك كه من ار دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جزو شاهنشاهي ايران است و در تمام اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام هستند و مردم كشورها نيز در ايران داراي احترام مي باشند. جانشين من خشايار بايد در حفظ اين كشورها بكوشد و راه نگهداري اين كشورهال اين است كه در امور داخلي آنها دخالت نكند و مذهب و شعاير آنها را محترم بشمارد... هرگز دوشتان و نديمان خود را بر كارهاي مملكتي نگمار. براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشرع نمايند، نخواهي توانستبه مجازاتشان برساني، چون با تو دوست هستند و تو ناچاري مراعات دوست بنمايي. توصيه ديگر من به تو اين است آناآنانكه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هر دوي آنها آفت سلطنت هستند. پس بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال ديوان بر مردم مسلط نكن. براي اينكه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، براي ماليات قانوني وضع كردم كه تماس عمال ديوان را با مردم خيلي كم كرده است و تو اگر اين قانون را حفظ كني، عمال حكومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت. افسران و سربازان ارتشي را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نكن اگر تو با آنها بدرفتاري كني، آنها نخواهند توانست معامله اي متقابل كنند، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد. تلافي آنها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا وسيلة شكست خوردن تو را فراهم نمايند. امر آموزش را كه من شروع كردم،  ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه عقل و فهم آنها بيشتر شود و هر قدر عقل و فهم آنها زيادتر شود، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت كني. همواره حامي كيش يزدان پرست باش. اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته باش به خاطر داشته باش كه هر كس بايد آزاد باشد كه از هر كيش كه ميل دارد پيروي نمايد. بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم، بدن مرا بشوي و آنگاه كفني را كه خود فراهم كرده ام، بر من پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار، اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هر زمان كه مي تواني وارد قبر  بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي من كه پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم، مُردم و تو نيز خواهي مُرد، زيرا سرنوشت‌آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاهي بيست و پنج كشور باشد يا يك خاركن. هيچ كس در اين جهان باقي نمي ماند. اگر تو هر زمان كه فرصت به دست مي آوري، وارد قبر من بشوي و تابوت راببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد. اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو كه قبر را مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد، تا اينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو رات ببيند. زنهار زنهار هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو. اگر از كسي ادعايي داري، موافقت كن قاضي بي طرف آن را مورد رسيدگي قرار بدهد و رأي صادر نمايد، زيرا كسي  كه مدعي ست، اگر قاضي هم باشد، ظلم خواهد كرد. هرگز از آباد كردن دست برندار، زيرا اگر از آباد كردن دست برداري، كشور تو به روبه ويراني خواهد گذاشت، زيرا قاعده اين است وقتي  كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد كردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول اهميت قرار بده. عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي فقط عفو موقعي بايد به كار بيفتد كه كسب نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر ديگري ستم كرده باشد و تو خطاكار را عفو كني، ظلم كرده اي، زيرا حق ديگران را پايمال نموده اي.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 21:44 | لینک  | 

واقع گرايي اقدامات يا بيان حقايقي است كه با علم و عقل تطبيق كند و تشخيص آن با اهل فضل و صالحين جامعه است و بر عكس توده گرايي اعمالي است كه لزوماً عمل درست و عقلاني نمي تواند باشد. ولي مورد توجه و علاقه عوام توده بي شكل جامعه است و باصطلاح عوام فريب و باعث ضجر و كدورت خواص و اهل نظر است. بعنوان مثال فرض بفرماييد كه نماينده اي تلاش كند در شهر يا شهرستاني كارخانه ذوب آهن تأسيس كند كمتر كسي جرأت مخالفت با آن را دراد و بگويذ اين كار نه تنها به نفع مردم آن منطقه نيست بلكه به ضرر مردم منطقه و اتلاف سرمايه كشور است كه ذوب آهن مي تواند به علت نياز به مصرف آب زياد زاينده رودي را به خشكي بكشاند تا چه رسد به مناطقي از ايران كه براي آب شرب خود دچار مشكل هستند ولي چنين اقدامي اگر با هياهو و تبليغات همراه باشد و جنبه هاي مثبت آن فقط در نظر گرفته شود براي آن نماينده حيثيت و ابهت مي آورد و حتي مورد رشك و حسد شهرهاي ديگر قرار ميگيرد در حالي كه اهل ملك آنرا تخريب ملك و ملت مي دانند و بقول شاعر    تو مو بيني و من پيچش مو

مثال ديگر آت تأسيس فرودگاه است كه آرزوي توده عوام مي تواند باشد در شهرهايي كه اصلاً كاربري ندارد و پس از اتمام ساختمان با هزينه زياد، هزينه نگهداري فرودگاه بلااستفاده بر دوش ملت است. و نمونه ديگر آن ايجاد مراكز درماني است كه آرزوي هر شهر و حتي روستا مي باشد كه تعداد زيادي از اين مركز درماني و با سرمايه كارگران تأمين اجتماعي  در ايران ساخته شده و در پايان كار متوجه شده اند كه كارايي ندارد (وشايد هم از اول ميدانستند) و سرمايه مملكت هدر رفته است.اگر پيگير چنين اقداماتي باشيم و سري به شهرهاي ايران بزنيم چنين اقداماتي كه عوام پسند است با پشتكار نماينده آن شهر به سرانجام رسيده است و نماينده اي بهتر است كه از اين اقدامات بيشتر انجام داده باشد و از نقطه نظر عقلي و عدالت چنين افرادي قابل تعقيب و پيگرد قانوني بايد قرار گيرند. وظيفه نماينده سؤال و پيگيري از چنين بي عدالتي هاست يعني درست نقطه نظر مخالف عوام و توده هاي بي اطلاع جامعه. حال اگر نماينده اي چنين كند و از اقدامات عوامفريب پرهيز كند چگونه انتخاب شود و اصلاً موقع انتخابات چه وعده هايي بدهد كه مورد عنايت اكثريت جامعه قرار گيرد و چنين است در مورد هر كسي كه در انتخابات شركت مي كند. در قسمت بعدي دنباله اين مطلب را پي مي گيريم. اميدوارم خواننده محترم كارخانه ذوب آهن  را با كارخانه ذوب فولاد در شرف تأسيس در اسلام آباد اشتباه نگيرد كه اقدامي بجا و در محلي مناسب و با مطالعه تأ‌سيس مي شود.

دکتر سید مهدی نقوی

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:43 | لینک  | 

در روز 20 فروردين روز ملي انرژي هسته اي اداره تربيت بدني قاين با نصب پلاكارد،  تراكت، و پارچه در سطح شهر و پخش گل و شيريني بين كارمندان و ورزشكاران اين روز را گرامي داشته و با نوشتن طومار با آرمانهاي امام راحل (ره) تجديد بيعت نمودند.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:41 | لینک  | 

 عباس زاده با اعلام اين خبر گفت: در 3 كيلومتري بر دامنه رشته كوه ابوذر مقبره عارف نامدار، سياستمدار و شاعر قرن چهارم و پنجم ه.ق مي باشد. اين بنا به شكا چليپايي بوده كه گنبد بر فراز چهار ايوان قرار دارد و تزيينات گچبري زير گنبد يكي از زيباترين بخشهاي بنا است. در پشت بقعه بر روي صفه اي مرتفع تر بناهاي جانبي مقبره قراردارد. درخت كهنسال بنه كنار مقبره نيز حداقل 700 سال عمردارد اين بنا با شماره2759 به ثبت رسيده است. 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:40 | لینک  | 

قلعه كوه افين در6 كيلومتري جنوب شرق روستاي افين در بخش زهان شهرستان قاينات واقع شده و با شماره 15273 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.اين قلعه بر فراز كوهي كه از جنوب غرب به شمال شرق كشيده شده واقع شده، قلعه به تبعيت از ساختار كوه داراي محوريت جنوب به شمال شرق است. از سنگ به عنوان مصالح اصلي استفاده و از اجزا و عناصر معماري قلعه مي توان به برج، حصار و آب انبار اشاره كرد. آبا انبارها به فرم مستطيلي و دو نيم دايره مي باشد و‌اثار حصار و ديوار نيز به طور پراكنده در قسمتهاي مختلف قلعه به خصوص جبهه غربي آن قابل تشخيص است. سفالهاي قلعه شامل سفالهاي نخودي رنگ با نقش استامپي در سطح خارجي و سفالهاي آبدار با رنگ آبي و سبز منقوش است. اين قلعه به دليل تسلط بر راههاي كاروان رو امكان برقراري و ارتباط با ساير قلعه ها و به دليل دسترسي به منابع آب به لحاظ موقعيت قرارگيري داراي ويژگي مناسبي مي باشد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:39 | لینک  | 

را شايد بتوان به عنوان عجيب ترين، خشن ترين، غيرانساني ترين و حتي احمانه ترين انعكاس حساب احتمالات در زندگي بشر نام برد.

ريشة تاريخي اين بازي به اواخر قرن نوزدهم در روسيه باز مي گردد. در زندان هاي آن زمان روسيه ي تزاري، نگهبانان زندان براي انجام اين بازي، يك گلوله را در خشابِ چرخان (فشنگ خور) يك اسلحه قرار مي دادند، فشنگ خور را مي بستند و مي چرخاندند؛ سپس 6 نفر از زندانيان را (كه عموماً از انقلابيون ضد حكومت تزاري بودند) مجبور مي كردند كه دور يك ميز بنشينند و به ترتيب، هر كدام يك بار اسلحه را به سمت شقيقه ي خود بگيرند و ماشه را بچكانند. نفر بعدي به همين ترتيب مي بايست فشنگ خور را بچرخاند و كار نفر قبلي را تكرار كند. هر نفر پس از امتحان مي بايست اسلحه را به نفر سمت چپ خود مي داد و بازي وقتي تمام مي شد كه اولين نفر در اين سلسله، كشته شود.

نگهبانان زندان بر سر اينكه كدام زنداني كشته خواهد شد با يكديگر شرط بندي مي كردند! در نوع خشن تر اين بازي، بعد از هر بار چكاندن ماشه، نفر بعدي حق چرخاندن مجدد فشنگ خور را نداشت؛ بنابراين احتمال مرگ، نوبت به نوبت بالا مي رفت.

با توسعه ي جوامع سرمايه داري و پيچيده تر شدن زندگي ماشيني شهري و به دنبال آن افزايش عوارض و اختلالات رواني ناشي از آن، رولت روسي از آن وضعيت بازي مرگ اجباري به نوعي بازي رواني اختياري تبديل شد؛ به نحوي كه در يك دوره ي 10 ساله در ايالات متحده ي آمريكا، 35 مرگ در اثر بازي رولت روسي گزارش شده است
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 14:7 | لینک  |