تبليغاتX
طلوع قاینات
اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

«عدالت» آرماني بلند و انساني است و كم‌تر فرد يا جامعه‌اي را مي‌توان پيدا كرد كه در پي تحقق اين آرمان نباشد. خداوند در قرآن، هدف از ارسال رسل با معجزات و انزال كتب آسماني و ميزان را ترغيب مردم به قيام براي برقراري «قسط و عدل» برمي‌شمارد و در واقع، غايت حكومت مطلوب باورمندان به توحيد را در تحقق «عدالت» مي‌داند. جالب آن‌كه، تاريخ بشري در همنوايي با اين آرمان و تحقق آن گزارش‌هاي فراوان از تلاش‌ها و تكاپوها و مبارزات انسان‌ها و جوامع دارد اما به جرات مي‌توان گفت كه بشريت هنوز و همچنان در دستيابي به اين آرمان مي‌سوزد و مي‌سازد و ... با همهء اين احوال، مي‌توان گفت به دليل پيچيدگي مفهوم «عدالت» و نقشهء راهي كه مي‌تواند تحقق آن را در يك جامعه و نظام سياسي، به طور نسبي محقق سازد، رفتن به سوي «عدالت» از وجوه سلبي‌اش بسيار آسان‌تر از وجوه اثباتي‌اش است و قطعا، راه را براي تحقق وجوه اثباتي «عدالت» هموار مي‌‌كند. به عبارت ديگر، اگر در تعريف و تبيين «عدالت» در وجوه اثباتي و شيوهء عملياتي‌اش بعضا ناتوانيم و يا برداشت مشترك نداريم اما در اين‌كه «فقر و فساد و تبعيض» ضد «عدالت» و مقوله‌اي ملموس‌اند و براي تحقق «عدالت اجتماعي و اقتصادي» چاره‌اي جز رفع اين‌ها وجود ندارد، ترديد نمي‌توان كرد. «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض»، شرط لازم براي ورود به دايره «عدالت» و حكمراني خوب است.هرچند در ايران تمسك به اين شعار در تقابل با جريان اصلاحات (دولت خاتمي و مجلس ششم) و توسط اقتدارگرايان انجام گرفت و به گونه‌اي اولويت برنامهء توسعهء اقتصادي بر توسعهء سياسي و فرهنگي در جامعهء ايران را برجسته و هدفگيري مي‌كرد و در دو انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم به شعار كليدي آن‌ها تبديل شد و طبعا، تحقق آن به عهدهء آنان (جناح حاكم) است اما انجام هرنوع برنامهء اصلاحي و كارآمدسازي حكومت در پاسخگويي به مطالبات شهروندان به ويژه در عرصهء اجتماعي و اقتصادي در پايبندي تام و تمام به اجراي «مبارزه با فقر و فساد تبعيض» در ادارهء كشور و جامعه است.»ديوانسالاري عظيم حكومتي و اقتصاد نفتي و دولتي ایران آنچنان رانتي را در عرصه‌هاي فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي به وجود آورده است كه انجام هر كار و فعاليت سالمي را تقريبا ناممكن كرده است و در يك چرخهء عجيب ريشه‌هاي «فقر و فساد و تبعيض» را در اعماق جامعه نهادينه و تثبيت كرده است. برپايهء يافته‌هاي پيمايش انجام شده «ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان» در سال 82 اكثريت قاطع مردم بر اين باورند كه فقر دامن‌گستر، فساد فراگير و تبعيض در همه جا دامنگير آنان است و برآيند چنين احساس و برداشتي در جامعه خود بهترين شاهد براي انجام مبارزه با اين سه پديدهء شوم است، از اين روست كه از منظر اكثريت قوي جامعهء ما تحقق «عدالت» آرماني دور از دسترس و آرمانشهري مي‌نمايد!
به لحاظ عملياتي اندازه‌گيري «فقر و فساد و تبعيض» امروزه آسان است و شيوه‌هاي مبارزه با آن نيز روشن ،و به همين دليل به راحتي مي‌‌توان در مسير مبارزه با اين پديده‌ها هدف‌گذاري كرد و در گذر زمان به ارزيابي كمي نتايج و اصلاح شيوه‌هاي مبارزه پرداخت. سوگ‌مندانه بايد تاكيد كرد، با وجود شعارهاي بسياري كه در اين زمينه داده شده و مي‌شود، و به ويژه از زماني كه باورمندان به اين شعار همهء قوا و نهادهاي حكومتي را به دست گرفته‌اند، كم‌ترين برنامه و معيار و ميزاني را براي تحقق اين شعار عرضه نكرده‌اند و از اين روست كه در گذر زمان جامعهء ما هيچ اتفاقي را در اين باره نه تنها شاهد نبوده بلكه بر پايهء گزارشات نهادهاي بين‌المللي مرتبط وضع بدتر هم شده است. برپايهء گزارش «سازمان شفافيت بين‌المللي» اقتصاد ايران از نظر فساد اقتصادي در سال 83 نمرهء سه از 10 نمره (سالم‌ترين وضعيت) را داشته است كه اين نمره در سال 84 به 9/2 و در سال 85 به 7/2 كاهش يافته است كه نشان‌دهندهء بدتر شدن وضعيت فساد اقتصادي و نبود مبارزهء كافي با آن است.
در مورد فقر و تبعيض نيز وضع بهتر نشده است. خلاصه آن‌كه در معبر «عدالت» بدون «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض» نمي‌‌توان وارد شد; اما همهء سوال اين است آيا دولت غول پيكري كه خود باعث وجود، رشد و ريشه دواني اين پديده‌ها در جامعهء ايران شده است خود مي‌تواند به مبارزه با خود برخيزد؟ و آيا در غيبت نهادهاي مدني و احزاب قوي امكان مبارزه مستمر و كم‌هزينه و كارآ با اين پديده‌ها وجود دارد؟ و آيا...

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 13:10 | لینک  | 

باشد كه حضور رياست سازمان آموزش و پرورش خراسان جنوبي در ميان دانش آموزان راهنمايي پويندگان نقطة عطفي در تاريخ آموزشي منطقه زعفرانيه و شهركهاي اطراف گردد. اين جملات دانش آموزي بود كه از وس يسازمان پيشگامان اين آموزشگاه در مراسم خير مقدم، خطاب به كميلي ايراد مي گرديد. آن دانش آموز از شرايط نامطلوب فضاي فيزيكي، كوتاهي سقف هاي اتاق مسكوني و محدود بودن محوطه تنها مدرسه سهم ساكنين 10 شهرك منطقه گفت. او از تحمل سختي هاي دانش آموزاني سخن به ميان آورد كه 8 سال چشم در راهند و بر تحقق آرزوهاي خود پامي فشارند تا در نهايت دست به ياري دراز شود و اين روز موعود فرارسد. طي بازديد27 ارديبهشت رياست سازمان آموزش و پرورش استان، معاونت پرورشي سازمان و همراهي مسؤلين آموزش و پرورش قاين از مدرسه راهنمايي پويندگان، حال و هواي اميدوار كننده اي بر كاركنان و دانش آموزان حاكم بود. جناب آقاي كميلي در اين ديدار از سرماية فكري ومعنوي با دانش آموزان سخن گفت و خطاب به دانش آموزان افزود: شما از هر معدن ظلاو نقره باارزش تر هستيد. ايشان با استناد به حديث شريف«الانسان كَمعادن ذهب و الفضه» دانش آموزان را بهترين سرمايه فرداي ايران دانست. اين جوانان سرمايه آفرين هستند. همانهايي كه با نيروي ايمان و ارادة محكم خويش توانستند راه طولاني و سخت دستيابي ملت ايران به انرژي صلح آميز هسته اي را هموار كردند. وي از تحمل سختيها سخن گفت و با تأكيد بر آيه «لَقَد خَلَقنا الانسان في كَبَد» خاطر نشان نمود هرگاه سختي و مشكلات بيشتر بوده ملت ايران در رسيدن به اهداف موفق تر بوده است. ملت از اين فرصتهابه نحو احسن استفاده كردند چون ما فرزندان عاشورا و دست پرورده مكتب عاشورائيم. به گفتة ايشان وجود ناملايمات و سختيها و ناملايمات از انسان و موجودات نتايج ارزشمندي را فراهم مي آورد. گندم در گذر از سنگ آسيا آسيا و تنور داغ به درجه پاكي بودن نان مي رسد كه در مقام گندم بودن از اين قداست برخوردار نبوده است. قبل از بيانات رياست سازمان، كاظمي مديرآموزش و پرورش قاين به ايشان و همراهان خيرمقدم گفت و از همراهي سازمان نهايت تشكر را نمود. مديريت آموزشگاه هم ضمن گزارشي از فعاليتهاي آموزشي و پرورشي، موفقيتهاي دانش آموزان را در المپيادهاي رياضي، مسابقات ورزشي، سرود و داستان نويسي را نتيجه همكاري معاونين و تمامي همكاران دانست و از حضور كميلي و همراهان كمال تشكر نمود. در پايان معاونت پرورشي ضمن تقدير از تحمل همكاران در برابر سختيها و ناملايمات كتبي را به رسم يادبود به كتابخانه مدرسه اهدا نمود. همچنين كميلي قول مساعد جهت احداث ساختمان مدرسه راهنمايي پويندگان را به دانش آموزان از محل اعتبارات نوسازي مدارس استان داد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 13:7 | لینک  | 

اينك كه به ياري مزدا(خدا) تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي چهار گانه را بر سر گذاشته ام اعلام مي كنم: 1- تا روزي كه من زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من ارزاني مي كند، كيش و آئين و باورهاي مردماني را كه من پادشاه آنها هستم گرامي بدارم و نگذارم كه فرمانفرمايان و زيردستان من كيش و آئين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارند و يا آنها را بيازارند. 2-من كه امروز افسر پادشاهي را بر سر نهاده ام تا روزي كه زنده هستم م مزدا پادشاهي را به من ارزاني كرده هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحميا نكنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است كه مرا به پادشاهي خود بپذيرد يا نپذيرد. 3- من كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي چهار گانه هستم نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ستم كند واگر ناتوان بود و بر او ستمي رفت من از وي دفاع خواهم كرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمكاران را به كيفر خواهم رساند. 4- من تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال و اموال ديگري را با زور يا هر روش نادرست ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد. 5- من تا روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت كسي، ديگري را به بيگاري بگيرد و به او مزد نپردازد. 6- من اعلام مي كنم كه هر كسي آزاد است هر دين و آئيني را كه ميل داردبرگزيند ودر هر جا كه مي خواهد سكونت گزيند و به هرگونه كه معتقد است عبادت كند و معتقدات خود را به جا آورد و هر كسب و كاري را كه مي خواهد انتخاب كند تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد. 7-من اعلام مي كنم كه هر كسي پاسخگوي اعمال خود مي باشد و هيچكس را نبايد به انگيزه اينكه يكي از بستگانش خلاف كرده است مجازات كرده و اگر كسي از دودمان يا خانواده اي خلاف كرد تنها همان كس به كيفر برسدو با ديگر مردمان و خانواده كار ينيست. 8- تا روزي كه منت زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و كنيز و نامهاي ديگر بفروشندو اين رسم بايد از گيتي رخت بربندد. از مزدا مي خواهم كه مرا در تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و ممالك چهر گانه دارم پيروز گرداند.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:22 | لینک  | 

جناب آقاي راعي فرد در مقاله خويش به وضعيت كم خبري و كم تحركي خبرنگاران استان پرداخته و آن را آسيب جدي فرهنگي دانسته اند. و از عدم وجود حس مشاركت پذيري فعال و عدم پرسش گري از مسؤلان و پرداختن به مسائل حاشيه اي انتقاد كرده بودند. كه امري است كه تا حدي من نيز با آن موافق هستم. اما ايشان در بخشي ديگر از مقاله خويش به انتقاد از مطبوعات استان پرداخته و آنان را درايجاد اين وضعيت مقصر دانسته اند. از اين جهت بر آن شدم تا نه از جانب ساير مطبوعات بلكه از جانب همكاران خودم در طلوع قاينات به نكاتي چند در اين باب اشاره كنم. متأسفانه عادتي كه كم و بيش در ميان همه ما وجود دارد اين است كه انتظار داريم مطبوعات مشكل گشا و راهگشاي تمامي مشكلات جامعه از هر نوع و در هر سطحي باشند. در نظر برخي مطبوعات گويا داروي شفابخش تمامي مشكلات را در اختيار دارند فقط بايد از آن بهره گيرند. مطبوعات و دستندركاران آن انسانهايي مافوق بشر هستند كه هر آنچه را كه اراده كنند مي توانند انجام دهند. در كنار اين همه توقع مطبوعات اما در عالم واقعيت كمترين امكان براي تحرك را دارند بي پرده بگوييم مطبوعات در مناطق و جامعه هاي كمتر توسعه يافته كه داراي يكسري مشكلات اساسي و بنيادي هستند در كنار آنكه با انواع مشكلاتي كه ساير مطبوعات با آن روبرو هستند مواجه هستند همچنين با انواع خطوط قرمز مشخص و صدها برابر آن خطوط قرمز نامشخص و دست و پاگير مواجه هستند كه اجازه هر تحركي را از آنها مي گيرد متأسفانه اغلب مسؤلان به نشريات در حكم روابط عمومي و به عنوان يك حقوق بگير آخر ماه مي نگرند كه هر آنچه آنان اراده كنند بايد صورت دهد و هر نوع حركت خلاف آن را حتي اگر بر ضد آنها نباشد را هم بر نمي تابند و به شدت و با قدرت سركوب مي كنند و به آن افتخار هم مي كنند و به قول معروف با كسي تعارف ندارند. حال در اين شرايط صداي مطبوعات و نشريات محلي كه اكثر آنها هم داراي پشتوانه قوي از نظر سياسي هم نيستند به راحتي مي تواند قابل خاموش شدن باشد. به راستي كدام مدير امروز اين ظرفيت و آستانه تحمل را دارد كه عملكردش از جانب مطبوعات بي پرده مورد نقد قرار بگيرد و عملي عليه نشريات انجام ندهد (حال توقع استقبال و نقد پذيري بماند) وقتي با چاپ كوچكترين مطلب مديران به دنبال كشف عامل نفوذي و جاسوس در دستگاه مديريتي! بوده و به جاي پاسخگويي با ارائه جوابيه هاي كليشه اي و از قبل آماده شده و البته برخي برخوردهاي غير رسمي كه در اينجا جاي بيان آنها نيست درصدد برمي آيند تا به زعم خود فتنه را در نطفه خفه كنند آيا و با شرايطي كه مطبوعات دارند و عملاً فاقد كمترين حمايت و پشتوانه هستند آيا توقع بي جايي نيست كه انتظاراتي از آن دست كه در مقاله شما آمده از مطبوعات داشته باشيم؟ بي شك بسياري از مواردي كه در مصاحبه رئيس سازمان بازرسي استان آمده يا موارد مشابه آن توسط مطبوعات كم و بيش كشف گرديده اما تا قبل از آن چه كسي جرأت بيان آن را داشت؟ آيا اگر همين موارد را روزنامه نگاري با دليل و مردم مستدل ارائه مي كرد، مسؤلان از آن استقبال مي كردند؟ آيا حداقل اش اين نبود كهخ روزنامه نگار بينوا بايد آنقدر به انواع سؤالها و احضاريه ها و... جواب مي داد كه دست آخر از تمام گفته ها و نگفته هايش عذرخواهي مي كرد و اگر خوش شانس بود مي توانست بعد ا‍ز آن در سكوت به زندگي ادامه دهد. مطبوعات مي خواهند و ظيفه خود مي دانند تا به معضلات بپردازند اما وقتي امكان آن نيست چه كنند؟ وقتي به راحتي مي توان نشريه اي را با قطع آگهي هاي و يارانه هاي دولتي، فشارهاي پيدا و پنهان از طرق مختلف تحت فشار قرار داد آيا توقع به جايي است كه انتظاراتي آنچنان كه شما در مقاله خويش داشته ايد از نشريات داشت؟ وقتي كوچكترين انتقاد از پايين ترين مديران به راحتي مي تواند در اقدام عليه نظام، انقلاب و امنيت ملي از سوي عده اي تنگ نظر تفسير و تعبير شود و چه بسا كه نشريه و نويسنده اي به همين دليل در مضيق و فشار و تعقيب قرار گيرند اينگونه توقعاتي از نشريات داشتن به واقع منطقي است؟ از سويي شما كه مدعي اين امر هستيد تاكنون چه ميزان در اين راه قدم برداشته ايد تا براي ساير روزنامه نگاران و نشريات استان الگو باشيد. آيا حاضريد به قيمت از دست دادن آگهي هاي دولتي، فشارهاي پيدا و پنهان، بايكوت شدن از سوي نهاد هاي دولتي و... در چارچوبي كه خود مي گوييد قدم برداريد. آيا نظرسنجي انجام داده ايد كه ميزان رضايتمندي مردم از شما در رابطه با آنچه مي گوييد چقدر است؟ روزنامه نگاران و نشريات متولي هدايت جامعه نيستند بلكه تنها پژواك صداهاي خاموش جامعه هستند كه مسؤلان نمي توانند يا نمي خواهند آن را بشنوند البته اين هم مسؤليت كمي نيست و بسيار خطير است شايد هم عده اي وظايف ديگري را براي روزنامه نگاران تعريف كنند اما حتي بات پذيرش همة اينها قشر روزنامه نگار در قبال همة آنها يك حق اصلي و اساسي دارد و آن «آزادي» است.
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:12 | لینک  | 

انسانها وقتي فرصت فكر كردن دارند، تازه وقت نقد و بررسي آغاز مي شود، آدمهاي نقاد بعضي ها قلم تندي دارند، بعضي ها با حوصله اند، بعضي قيافه حق به جانب دارند، بعضي مثل بعضي ديگرند و... شايد گروهي بگويند اين همشهري ما چقدر دير فهيمده است كه انتخابات شوراها تمام شده و تازه بياد پيام دادن افتاده است. راستش را بخواهيد بعضي وقتها زود دير مي شود و تازه براي من نويسنده فرصتي و مجالي پيش مي آيد تا نقدي و قلم زني بر اتفاقات بزرگ داشته باشم. شوراهاي اسلامي  شهر و روستا آنقدر ظريف و قانونمند در عرصه اجتماع حضور يافته اند كه حتي بدبينانه ترين آدمها كه مي گويند اين نهاد اضافي ديگر چيست؟ شهردارها داشتند كار خود را مي كردند؟ مسؤلين شهر و روستا نيز كه قابل اعتماد بودند و در مسير قانون حركت مي كردند، اين ديگر چه صيغه اي بود كه آدمهاي اضافه بر اين آدمهاي مهم بيايند و دور هم جمع شوند و جلسه بگيرندو شهردار تعيين كنند و در هر آشي كه مي پزند باشند، و تازه براي خودشان گروه چپ و راست، طرفدار مخالف و موافق هم داشته باشند. در قاطبة قلم بدستان امري زيباست كه براي مدنيت يك تمدن  بزرگ مدني قلم بزنيم و بار ديگر از لابلاي غبار جهل و تاريكي، فقر و استعمار صداي واقعي خلق و ملتي را بشنويم كه چندين هزار سال پيش نيز زنده بوده اند و براي قانون احترام مي گذاشتند، آنقدر بزرگ و قوي بوده ايم كه امروزه دشمنان از خوف گذشته مان و تداوم آن تا امروز و تلفيق آن با فرهنگ و تمدن بزرگ اسلامي بفكر ساختن 300 ها مي افتند و لي ناچار در برابر اين مدنيت عظيم چيزي جز خجالت نصيب شان نمي گردد. شوراها آنقدر بزرگ و لازم الوجود هستند كه من فكر مي كنم زماني كه شهرها و روستاهاي ما شوراي اسلامي نداشتند چگونه مي شده آنجا زندگي كرد، اصلاً مردان بيدار و چشمان نگران مردم رنجكش با چه اطميناني به مسؤلين شهرها و روستاهايشان مي نگريستند، شوراها اين تجلي گاه واقعي اتحاد ملي و انسجام اسلامي چنان آبرومند، با هيبت، به مانند شريانهاي خون تمام درون رگ انسانها، تمام گلوبولهاي سفيد كه جنگاوران حامي انسان مي باشند را به سراسر كشور منتشر مي كنند، و منتخبين مردم همان سربازان گمنامي هستند كه براي خواب راحت شهروندان، خواب را بر خود حرام مي كنند و بريا آباداني شهرذ و روستا چه بسا از آباداني منزلشان نيز غافل مي شوند كه اجرشان با خداي بزرگ خواهد بود. بارها گفته ام و اين بار نيز مي نويسم منخبين مردم بدانيد كه بار گران بر دوش شماست انتخاب شده ايد، اما بايد در برابر وجدان زن و مرد، پير و جوان حوزه هاي انتخابية خودخداي را شاهد بگيريد كه جز خدمت به خلق بدنبال هيچ عبادتي نباشد. و اين را بدانيد آنقدر مردم سختكوش و آفتاب سوختة كوير، آنقدر چشمانشان به گود نشسته است كه شايد از دور چشمانشان در كاسه به گود نشسته اش ديده نشود. ولي آنها گوش و هوش خود را نيز چشم كرده اند، تا شما را در ميدان بزرگ عمل به‌ازمون گذارند و چقدر زيباست كه سربلند از اين آزمون باشيد. در يك انتخابات واقعي اسلامي و در يك شوراي واقعي شهر و روستا، تلاش واقعي شما ارج نهاده خواهد شد و تارخ بر تداوم واقعي تلاش با همت همة آنها كه شما را انتخاب نموده اند، مهر تأييد خواهد زد. موكلين عزيز وكلايتان را بر شجاعت، استقامت، صبر و ذكاوت تشويق نماييد و از آنها صداقت در گفتار و عمل را بخواهيد. شهروند قاينات

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:6 | لینک  | 

آشنايان به مباحث اقتصادي، به ويژه همهء آناني كه در طول سال‌هاي پس از انقلاب در نهادهاي تصميم‌گيري كشور حضور داشته و به گونه‌اي درگير مسايل مرتبط با بودجهء عمومي دولت و اقتصاد كلان بوده‌اند، ‌به خوبي مي‌دانند كه نحوهء استفاده از حامل‌هاي انرژي و قيمت آن‌ها همواره از موضوعات كانوني و پرچالش ادارهء اقتصاد ایران در دولت و مجلس و صاحب‌نظران اقتصادي بوده است. بررسي مجموعهء سياست‌ها و اقداماتي كه در سال‌هاي گذشته در رابطه با اين موضوع پي‌گرفته شده است، مثنوي هفتادمن كاغذ مي‌شود كه قطعاً از حوصلهء اين نويسنده و روزنامه و خوانندگان بيرون است! اما جالب آن‌كه گويا اغلب ما ايرانيان حافظهء تاريخي نداريم و با فراموشي گذشته به تكرار تجربه‌هايي مي‌پردازيم كه شكست و زيان‌هاي اجراي آن‌ها در گذشته اثبات و باعث رهاسازي آن‌ها شده است كه از جمله مي‌توان به مسالهء «سهميه‌بندي بنزين» اشاره كرد. سياستي كه مي‌خواهد بار ديگر تكرار و اجرا شود و به نظر راقم اين سطور، پيشاپيش شكست خورده و هيچ يك از اهداف موافقان اجراي اين سياست را محقق نخواهد كرد.

متاسفانه بايد گفت; روند ادارهء‌امور و شرايط اقتصادي و اجتماعي ايران بحث قيمت حامل‌هاي انرژي به طور كلي و بنزين را به طور خاص به كليد و شاخص تصميم‌گيري در ادارهء كشور و حكومت‌داري تبديل كرده است و يقيناً آيندهء اقتصاد ايران در گرو تصميم‌گيري درست و بهينه در رابطه با اين بحث است. جداي از اين‌كه در شرايط فعلي به دليل قيمت‌هاي غيرواقعي ،منابع كمياب و گرانقيمت و بين نسلي كشور هرز مي‌رود و ثروت ملي دود و نابود مي‌شود و امكان تامين منابع براي توسعهء اقتصادي و حتي پاسخگويي به نيازهاي روزافزون انرژي موردنياز كشور و نسل‌هاي آتي ناممكن مي‌شود، قطعاً تداوم وضعيت كنوني با شعار «عدالت اجتماعي»، كه بر پيشاني حاكميت افتدارگراوهمفكر كنوني و مجلس و دولت اصول‌گرا حك شده، در تضاد است. بر پايهء تحقيق انجام شده توسط وزارت امور اقتصادي و دارايي دولت نهم، رقم يارانهء حامل‌هاي انرژي در سال 85 برابر 3/42 ميليارد دلار بوده است و سوال كليدي و مهم اين است كه بهره‌مندي از اين يارانه بيش‌تر نصيب چه گروه‌ها و اقشاري در جامعهء ايران شده است؟ ومی شود؟و آيا همهء ايرانيان به ويژه طبقات متوسط و كم درآمد و روستاييان همانند ثروتمندان و شهرنشينان از اين ثروت ملي بهرهء مساوي داشته‌اند؟ ودارند؟و...
بر راقم معلوم نيست كه هدف از «سهميه‌بندي بنزين» چيست؟ و در پي تحقق كدام سوال از مباحث مرتبط با حامل‌هاي انرژي در كشور است؟ اما به ضرس قاطع بر اين باورم كه «كارت هوشمند سوخت» پاسخگوي اجراي اين موضوع و هدف نيست. كاربرد اين نوع كارت كه در دنيا نظير ندارد و ابتكار و اختراع مسوولان ايراني در برابر يك معضل ديرينهء اقتصاد ايران است و حق مالكيت معنوي و مادي آن را بايد منحصراً به نام ايران نوشت به دليل مشكلات فني و اجرايي قابليت اجرا واتكا ندارد ضمن آن‌كه متغيرهاي تصميم‌گيري و هدف از طراحي و اجراي اين طرح معلوم نيست و حتي برخي مجريان مربوطه به اين امر اذعان و اعتراف دارند. اما فرض را بر اين مي‌گذاريم كه اجراي طرح «كارت هوشمند سوخت» كاملاً ممكن بوده و با موفقيت انجام شود و هيچ‌گونه فساد و تقلب و... هم پيش نيايد، نتيجه چه خواهد بود؟
آيا جز اين است كه ثروت ملي و يارانهء مربوطه را ميان ماشين‌داران بالسويه توزيع و بقيهء شهروندان فاقد ماشين را از اين ثروت محروم كرده‌ايم؟ و آيا به اين شيوه جلوي هرزروي منابع و دود شدن آن را گرفته‌ايم و آيا...
اقتصاد بيمار و نفتي ايران نياز به معالجه و اصلاح دارد و راه تحقق «عدالت اجتماعي» از ميان اصلاحات ساختاري در اقتصاد ايران مي‌گذرد. تجربه‌هاي گذشته جز اين را نشان نمي‌دهد و «سهميه‌بندي بنزين» تكرار تجربه‌اي شكست خورده و زيانبار است. اجراي مجموعه‌اي از سياست‌هاي به هم پيوسته و به عبارتي يك بستهء سياستي براي اصلاح ساختار اقتصاد ايران ضرورتي انكارنشدني است و قانون برنامهء چهارم توسعه مصوب مجلس ششم در برگيرندهء اين هدف بود كه به دلايل سياسي و نگرشي به آن بي‌مهري و كنار نهاده شد. «سهميه‌بندي بنزين» مثل «قانون تثبيت قيمت‌ها» است كه طرفدارانش با عدول از آن در قانون بودجهء سال 86 بي‌سر و صدا شكستش را اعلام و آن را رها ساختندبا این تفاوت که تق این یکی خیلی زود در میآید!

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:5 | لینک  | 

افضليان مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان در مراسم شب شعري كه به مناسبت هفته شهر و شهروند در خوسقف برگزار شد با بيان اين مطلب افزود:  شاعران ميهن اسلامي ما هميشه از ورود رقيب و مدعي به سرزمين و قلمرو دل نگرانند و اين دغدغه هميشه در اسعارشان حكايت از اين مطلب داشته و امروزه كساني كه در عرصه هاي اجتماعي و سياسي تلاش مي كننددر واقع پاسداران  حريم استقلال وتماميت ارضي مملكت هستند، بويژه مسؤلين عرصه فرهنگي مملكت از نفوذ مدعيان دورغين به قلمرو فرهنگ و تمدن و تاريخ اين مملكت دل نگرانند كه در اين دغدغه ها وجوه مشتركي وجود دارد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:4 | لینک  | 

افضليان مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان 12 ارديبهشت در نشست با هنرمندان فردوس ضمن ابراز خشنودي از الحاق فردوس به خراسان جنوبي علت‌آن را پيوستگي هاي فرهنگي بيان كرد. وي گفت: به منظور تقويت انجمنهاي فرهنگي و هنري آثار فاخر را مورد حمايت قرار مي دهيم. زماني به توسعة همه جانبه مي رسيم كه به اين باور برسيم تغيير ساختارهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي تنها از طريق توسعه فرهنگي امكانپذير است چرا كه اگر منابع اقتدار هر دولت و ملتي بر خردمندي و دانايي استوار باشد موفق خواهد شد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:1 | لینک  | 

20 و 21 ارديبهشت قاين مفتخر به ميزباني از مهماني عزيز و هنرمندي برجسته، نيماي موسيقي ايران، كيوان آسمان موسيقي ايران استاد كيوان ساكت بود. مراسمي كه با استقبال چشمگير تمامي هنردوستان و دوستداران فرهنگ و هنر اصيل اين سرزمين پرگهر روبرو شد. و دو شب به يادماندني و درخشان را در ذهن و خاطره تمامي علاقه مندان رقم زد. و قاين با ميزباني از استاد ساكت شبهاي پرشكوهي را در موسيقي اين ديار رقم زد.

 در شب پاياني حضور استاد سمندريان و پسر ايشان نيز بر شكوه و جلال اين مراسم افزود. در پايان اين كنسرت به رسم يادبودهدايا و لوح سپاسي به استاد سمندريان و پسر ايشان و همچنين استاد كيوان ساكت و بهنام ابوالقاسم تقديم گشت.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:1 | لینک  | 

تنها زمين چمن شهرستان قاين در حال نابود شدن هست و هيچ كس حاضر به پاسخگويي براي جوانان و نوجوانان نيست در سال گذشته نيز هيچگونه مسابقة فوتبالي در رده سني نوجوانان، نونهالان، جوانان، اميد و بزرگسالان برگزار نشده است. چه كسي بايد جواب اين ورزشكاران را بدهد؟ ... مرگ استعداد بدترين جنايت است. امضا محفوظ

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:59 | لینک  | 

بنای منزل قارنی در مرکز بافت قدیم شهر قاین، در انتهای کوچه‌ای به نام کوچه سنگی که بازار قدیمی شهر در آن قرار داشته واقع شده است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی در این زمینه اظهار داشت: منزل قدیمی قارنی دارای پلانی مستطیل شکل به ابعاد 30 در46 متر است.‌ورودی بنا که ایوانی مزین به رسمی بندی است توسط یک هشتی و دالان به حیاط مرتبط می‌شود.

.به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی؛ حسین عباس‌زاده گفت: ایوان تابستانی در ضلع غربی بنا قرار دارد. بخش انتهای ایوان و فضا‌های دو طرف آن دو طبقه می‌باشد. دو فضای تقسیم در دو طرف ایوان واقع است که ارتباط بین ایوان و فضای دو طرف ایوان و حیاط منزل را برقرار می‌کند.

وی هم‌چنین ادامه داد: از جمله‌فضا‌های جانبی بنا می‌توان به : دو برج در ضلع جنوبی، اتاق‌های نشیمن، اصطبل و مطبخ، حمام و... در ضلع شرقی اشاره نمود.

عباس‌زاده افزود :در حال حاضر اولین فصل مرمت بنا با اعتباری بالغ بر 50 میلیون ریال از محل اعتبارات اضطراری از ابتدای اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شده و به نظر می‌رسد تا پایان خرداد ماه به طول انجامد.

وی گفت از جمله اقدامات مرمتی در این فصل مرمت می‌توان به: پاکسازی فضای صحن و اتاق‌ها، برداشتن خاک مرده‌دیوار‌ها، بازسازی هره‌ی آجری و کاهگل دیوار‌های حیاط مرکزی و بازسازی پلکان ورودی به فضا‌های پشت ایوان غربی اشاره نمود.

گفتنی است: بنای منزل قدیمی قارنی با شماره‌ی ثبت 3460 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و تحت حفاظت اداره‌ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قاینات می‌باشد.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:57 | لینک  |