تبليغاتX
طلوع قاینات
اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

  اداره شهرها با توجه به وسعت و تنوع فرهنگي  و گسترش دايره حقوق افراد، تنها از عهده مديريت متمرکز شهرداري برنمي آيد زيرا احاطه بر مشکلات و خواست هاي واحدهاي کوچکتر اجتماعي که محلات را شامل مي شود نيازمند ارتباط مستمر با مردم است. بر همين اساس در جوامع توسعه يافته شوراهاي محلي که در واقع اجزاي کوچکتر پارلمان شهري هستند با ايجاد امکان ورود نمايندگان هر منطقه و محله به اين پارلمان امکان پيگيري خواست ها و نيازهاي محلات را در مجموعه مديريت شهري فراهم مي کنند. شوراهاي محلي در سيستم هاي پيشرفته اداره شهر داراي اختيارات و حوزه فعاليت تعريف شده هستند که  نظارت بر چگونگي اجراي مصوبات شورا و رسيدگي به در خواست هاي مردم ازآن جمله است.

 

«شوراياري ها بايد به عنوان نهادهاي منتخب مردم محله و نماينده آنان  مورد  مي توانند مورد مشورت و توجه مسوولان قرار گيرند . مي توان زمينه انتقال برخي مسووليت هاي شورا به آنها را فراهم  تا با افزايش دامنه تاثيرگذاري شوراياري ها خواست مردم در تصميم گيريها لحاظ شود. شورا بايد شوراهاي محلي را وارد پروسه تصميم گيري کند و توان آنها جهت حل معضلات شهري را مورد استفاده قرار دهد.» محله به عنوان کوچکترين واحد شهري يکي از اساسي ترين تقسيم بندي هاي اجتماعي محسوب مي شود تنها با افزايش ارتباطات در سطح محله و تقويت ارتباط بين اعضاي محله و فراهم کردن بستر فعاليت اقشار مختلف مي توان اساس توسعه را بر محور محله استوار کنيم.»

 

ايجاد تعلق خاطر در شهروندان نسبت به شهر به عنوان يکي از وظايف مديريت شهري شناخته مي شود که شوراياري ها مي توانند چنين احساسي را در شهروندان ايجاد کنند.»به هر روي شوراهاي محلي به عنوان نهادهاي مدني که سازوکارهاي دموکراتيک تصميم گيري براي شهر را افزايش مي دهد و نيازهاي جامعه شهري را با توجه به علايق آنها حل مي کند، در کشورهايي که چنين سرمايه هاي اجتماعي را ارج مي گذارند همواره مورد توجه مديران شهري قرار داشته است.بر همين اساس شايد زمان آن رسيده باشد که شوراياري ها به صورت جدي وارد عرصه مديريت و تصميم گيري شوند
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:41 | لینک  | 

همهء ما به دنبال زندگي بهتر و رفاه بيش‌تر هستيم. كم‌تر فردي را مي‌توان يافت كه از فقر وفاقه خوشش بيايد و بخواهد فقيرانه زندگي كند. به همين دليل است كه ما به طور غريزي براي تامين غذا، پوشاك و مسكن خود اقدام مي‌كنيم و البته به دست آوردن اين‌ها مشروط به كار و تلاش هر يك از ماست.
با گذر از تامين نيازهاي اوليه به تدريج بر نيازهاي ديگر (بهداشتي، آموزشي و....) متمركز مي‌شويم و براي تامين آن‌ها گام برمي‌داريم و در اين روند شكل زندگي ما تغيير و تكامل مي‌يابد، اما در طي اين مسير و براي دستيابي به سطح زندگي و رفاه بيش‌تر ما ناچار از تلاش و صرفه‌جويي، پس‌انداز و سرمايه‌گذاري هستيم. مثال ساده اين‌كه اگر دهقاني همهء محصول گندم خود را مصرف كند و بخشي از آن را براي كشت مجدد نگذارد ديگر كاري و محصولي نخواهد داشت. خلاصه آن‌كه اين قاعده رشد و توسعه در سطح فرد (خانوارها و بنگاه‌ها) و كلان (دولت‌ها) جوامع مختلف است و هيچ فرد و جامعه‌اي را نمي‌توان يافت كه از اين قاعده مستثني باشد.«چرا سرمايه‌گذاري كنيم؟» پاسخ اين‌است كه براي اين‌كه وضعيت زندگي خود و جامعه‌مان را بهبود بخشيده و به افق‌هاي تازه‌اي از اقتصاد و معيشت دست يابيم«بازار سرمايه» حلقهء واسط بين «پس‌اندازكنندگان» و «سرمايه‌‌گذاران»‌ است و هرچه اين بازار گسترده‌تر و پرجاذبه باشد، مي‌تواند به جريان سرمايه‌گذاري و رشد اقتصادي در يك جامعه دامن زند. «بازار بورس» يكي از اجزاي «بازار سرمايه» و مكمل ديگر فرصت‌هاي موجود براي سرمايه‌گذاري در هر جامعه‌اي است. در جوامعي كه راه رشد و توسعه را يافته‌اند سهام‌دار‌ي يك ارزش به شمار مي‌رود و شهروندان آن جوامع خوشحالند كه با تبديل پس‌انداز خود به سهام هم سود مي‌برند و هم جريان سرمايه‌گذاري و توليد و پيشرفت را هرچه بيش‌تر به روي خود و جامعه‌شان گشاده مي‌دارند

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:40 | لینک  | 

با يكي از دوستان صحبت مي كردم و راجع به اولين شناسنامه ها و تاريخ صدورشان و اينكه چگونه مردم براي خودشان يا ادرات ثبت براي مردم نام فاميل را انتخاب كرده اند و بعد در شناسنامه نيز دخل و تصرفهاي زيادي مي شده، آدمهايي چند شناسنامه داشته اند و تعداد زيادي يك شناسنامه نيز نداشته اند. داستانهاي جالبي مي گفت و ما هم شنونده بوديم. البته در روزگار امروز شناسنامه ها كم كم جاي خود را به كارت ملي خواهند داد و كمي هم اگر جلوتر برويم رأي گيري الكترونيكي صورت خواهد گرفت و بعد هم مثل بعضي از كشورهاي اروپايي انهاييكه بخواهند رأي دهند قبلاً فرصت تصميم گيري داشته و اسامي خودشان را به عنوان داوطلبين رأي دادن خواهند داشت كه آن هم بايد از روي آگاهي و تعهد باشد. حالا حالاها ما فرصت داريم كه از همين شناسنامه هاي پاره پواره و يك و چند لايي  صندوقها و گنجه پنهان خانه هاي مادربزرگها و پدربزرگها خاك مي خورند، ناني خوريم. در برخي آمارها كه تكان دهنده نيز مي باشد ارقام بي سوادي مختلفي به چشم مي خورد. با خود فكر مي كردم كه خدا شكر كه رأي دادن شرط سواد ندارد و فقط شرط سني دارد و باز با خود انديشيدم كه خدا را شكر كه شرط سني هم 15 و 16 سال است اگر بيشتر بود افراد بالاي 70 سال را نمي گذاشتند كه رأي دهند و از قبيل تبعيضهاي اجتماعي چه برسر چندغاز رأي من مي آمد. درست است كه بيسوادي زشت و قبيح است، درست است كه در اصطلاح رايج به آدم بيسواد كمترين محلي نمي گذارند و درست است كه جامعه ما زماني رشد و پيشرفت بهترب خواهد داشت كه بيسوادي ريشه كن شودولي بالا غيرتاً اين يكي بد نيست كه بيسوادان هم مي توانند رأي دهند آخه سرنوشت يك شهرستان را كه فقط نبايد سواددارها و آقايان و خانمهاي دكتر و مهندس تعيين كنند و اين توهين به پدران و مادرانمان است كه به‌انها بگوييم چون سواد نداريد نبايد رأي دهند. اصلاً بردن مدرسه به روستاهاي دور كه جزء برنامه هاي نمايندگي نيست ولي گرفتن رأي از دورترين و صعب العبورترين روستاها امري لازم و تعهدي است عرفي و شرعي چرا كه نبايد يكنفر هم از حق رأي دادن محروم گردد. حالا حق با سواد شدن كمي مشكل است و زمان مي برد كه آن هم در برنامه هاي حلول دورة نمايندگي، من به‌ان خواهم پرداخت ولي لازمه اش در حال حاضر  عبور از اين دشتها و كوهستانهاي صعب العبور است. بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم اگر سرشماري نفوس و مسكن كه هر 10 سال يكبار با كلي زحمت و هزينه انجام مي شود و در پايان بازهم از روند رشد جمعيت مطلع نمي شويم و بالاخره نمي دانيم كه جمعيتمان كي دوبرابر مي شود، اگر هر چهار سال يكبار آن هم در زمان انتخابات صورت مي گرفت بسيار نتيجه بخش تر مي شد. چرا كه طرفداران من و رقبايم تك تك آدمها را از زير سنگ هم كه شده پيدا مي كردند و چنان مهري بر شناسنامه اش مي زدند كه تا چند نسل بعد هم پاك نشود و چنان جمعيت را دقيق محاسبه مي كردند كه جمعيت 12 ساله هايي كه چهار سال ديگر رأي خواهند داد و از سلامت كامل جسماني برخوردار هستند را نيز در يك دفترچة ديگر يادداشت مي كردند و همه آمارها و نرخهاي مهم جمعيت از زاد و لد گرفته تا مرگ و مير را ثبت مي كردند و بعد هم شاهد مي بوديم كه چگونه  اساس و پاية يك امار درست (كه هيچ وقت نداشته ايم) چه كارهاي بزرگي كه نمي كرديم. من چون آدم خيالپردازي هستم فكر مي كنم نكند آمار جمعيت ما مشابه آمار توليدات و افزايشهاي سريع سالانه باشد كه اگر اينطوري باشد من ار قافلة آماردانان و آمارداران به دور افتاده ام و آدمي كه حساب و كتاب مهمترين ابزار رأي دادن يعني آدمهاي با شناسنامه معتبر را نداشته باشد اميدي به پيروزي ندارد ولي باز با خدم مي گويم نه اينطوري نيست يك جاي مملكت 100% همه متولدين را ثبت مي كنند  مگر مي شود بچه اي به دنيا بيايد و پدر و مادرش برايش شناسنامه نگيرند (البته جايي شنيدم كه شناسنامه داداش بزرگتر كه مرده بود را به كوچكتر داده اند و‌ آن هم خوشحال از اينكه چقدر زود بزرگ شده است، اومده تا سرنوشت‌ آينده شهرستان را رقم بزند)

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:39 | لینک  | 

مطلبي را كه پيش رو داريد

متن سخنراني ستاد هنرهاي نمايشي و كارگردان با تجربه تئاتر آقاي دكتر عليرضا زارعي است كه در جشن هنر  تئاتر استان خراسان جنوبي در فرهنگسراي ارشاد قاين ايراد شد.

تئاتر را هنر مرگ گفته اند چرا كه در يك محدوده زماني مشخص متولد مي شود و مي ميرد. يعني خارج از خود، حوزه نمايشي، پديده اي است در يك نظام بيكران. در اينجا مرگ پايان كبوتر نيست، تولدي دوباره است. در تئاتر آدمي به همه چيز معني مي بخشد حتي به بيهوده ترين حركتها و با جان گرفتن او هستي جان مي گيرد. در سالي كه گذشت بحمدالله در سطح ملي و بالاخص در استان خراسان جنوبي بيش از پيش شاهد يك تخمير ادبي و هنري بوده ايم. تحرك و جوشش تازه اي كه در كار تئاتر در سراسر كشور به وجود آمده انكار ناپذير است و اين خود يك روند طبيعي در جامعه ايست كه تشنه هنر است و انگيزه هاي مطمئن  و پابرجا، چه از لحاظ عقيدتي و چه از لحاظ نيازهاي امروزي جامعه دارد. در استان ما تئاتر مي رود تا رسالت خود را بيشتر به مردم بشناساند و از كنج عزلت و غربت هميشگي خويش به در آيد و نشان داده است كه مخاطب كم ندارد، اما هنوز در ابتداي راهيم. در نمايشهاي استاني و نه تنها استاني جذابيت و كشش سلسله وار، تماشاگران را مجذوب نمي كند، وقتش را پر نمي كند، تماشاگر در سالن كم مي آورد. كارگردانها حرفه اي  و علمي به مقوله نمايش برخورد نمي كنند. اغلب نمايشها تركيب بندي ندارد، بازيگر به درستي صحنه را تسخير نمي كند، نقاط قوت و ضعف صحنه بسته به داستان نمايش مورد استفاده قرار نمي گيرد، اصلاً لحاظ نمي شود كه صحنه از لحاظ ارگانيزم زنده است. تصوير سازي بندرت صورت مي گيرد. تقليد از ديگران و تقليد از خودبراي تئاتر ما به يك افت تبديل شده است. از اهميت حركت و بار تكنيكي آن به خوبي استفاده نمي شود. به ويژگيهاي ريتم و كاربرد عملي و تأثير شنيداري و ديداري آن توجه نمي شود. به نمايشي كردن(دراماتيزه كردن) متن از طريق كنش بي كلام يا پاتوميم كمتر فكر مي شود. اكثر نوشته ها و متون نمايشي ايراني از لحاظ فني نقص و ضعف دارند. و از پتانسيل صحنه اي اندكي برخوردارند، در آنها كنشها و واكنشها قوي نيستند، و كنجكاوي براي بيننده كمتر احساس مي شود. در اين ميان احياي متون كلاسيك فارسي  و پرداخت نمايشي آنها از ضرورت تئاتر امروز ما به شمار مي رود. ايجاد كتابخانه هاي تخصصي در انجمن نمايش، مطالعه و تحقيق در اين متون را تسهيل مي كند. شكسپير از زبان هملت مي داند كه نمي داند، هماني كه ابوعلي سينا قرنها جلوتر گفته بود «رازهاي جهان جاويد براي گوشهاي ساخته از گوشت و خون نيست.» همو كه حافظ قرنها پيش چه نغز گفته بود. اكثر دستندركاران تئاتر از ميزان فعاليت خود ناراضي هستند هر كدام به دليلي، از كمبودهاي مالي گرفته تا كمبود امكانات كلي مثل سالن، امكانات تبليغي، بي توجهي و يا كم توجهي سياستهاي ملي به مقوله تئاتر، كمبود متون نمايشي خوب، نداشتن كلاسهاي آموزشي از اين قبيلند. آموزش و انتشار فرهنگ تئاتر ركن اصلي اعتلاي اين هنر است. آموزش و انتشار فرهنگ تئاتر ركن اصلي اين هنر است كه بايد روشهاي بنيادي به كمك رسانه پرقدرت تلويزيون پي ريزي شود. و اين مي تواند در جهت رفع بخش عمده اي از مشكلان آموزش تئاتر نقش بسيار سازنده اي داشته باشد. در دبيرستانها و دبستانهاي ما تئاتر به عنوان يك امر تفنني و فوق برنامه مطرح است بنابراين رشد تئاتر در اين سطوح شوقي و ذوقي است، ساعات مشخصي به‌ آن اختصاص داده نشده و اگر هم در مواردي داده شده بطور ارگانيك و اصولي نبوده است. در سي سال گذشته اندك برنامة مدوني براي رشد ريشه اي تئاتر در آموزش و پرورش بوجود آمده است. همانطور كه مي دانيم رشد و خلاقيت و نوآوري  بستگي تام و تمام به نظم مسؤلانه دارد و تقسيم كاري كه بايد از مراحل اولية آموزش، سازماندهي مختلف آن را به عهده بگيرند و هنر تئاتر را از قالب تفنني آن بيرون بياورند، چرا كه تئاتر هنر تفكر است، هنر جسارت و آزاد انديشي و ايمان و تمدن سازي است. در عصر ما اشكال مختلف هنر خواه ناخواه هنرهاي بومي را تحت شعاع قرار مي دهند اما نبايد غافل شد كه جهاني بودن يك هنر و يا يك اثر به نوع و كيفيت آمال و آرزوهايي است كه در آن نقش بسته و ان ملت با آن اعتبار و ابرو كسب كرده است. اگر هنرمندي دور افتاده، صادقانه به انعكاس رنجهاي مردم خود همت گمارد، از آنجا كه درد مانند عشق و شادماني از يك جنسند، خود به خود آن هنرمند بومي  هنرمند جهاني شده است. در حقيقت چيزي كه هنرمند را برمي انگيزد و ترغيب مي كند همين هسته هاي عاطفي و شوريدگيهاي بومي است. خودباختگيهاي زماني آغاز مي شود كه هنرمند اعتماد به نفس خويش را از دست بدهد. و آن سادگي و صداقت كه لازمه هر هنري است را كنار بگذارد. ما شرقيها سالهاست ميراث حقارت پدرانمان را بر دوش داريم، وقت آن رسيده كه افتخار آفريني انسان شرقي را به رخ جهانيان بكشيم و اين افتخار آفريني با زبان هنر ميان بري است كه زودتر ما را به اهدافمان مي رساند. خودباوري را تجربه كنيم و از علم و تكنيك جهان مايه بگيريم، معيارها و شاخص هاي مفيد و سازنده را انتخاب كنيم تا از اين معيارها براي سنجش و هماهنگ كردن تصميمات و تعيين سياستها و تصميم گيري در آينده سود بجوييم. بر ماست كه تئاتر را آسيب شناسي كنيم، اسيب شناسي كه صورت گرفت، تجزيه و تحليل علمي را به دنبال خواهد داشت، انديشه و خردورزي محترم شمرده خواهد شد و اين هنر فطري را در جايگاه خويش قرار خواهد داد. اما مسئله اينجاست كه در هيچ نقطه اي از جهان تنها امكانات مادي و دست نوازشگر مسؤلان دولتي كسي را آفرينشگر و خلاق نكرده است و بيان كردن اين مسئله ضروري است كه بخش مهمي از كمبودهاي كيفي كار نمايش كم همتي خود هنرمندان در آموزش فن و حرفه اي كه برگزيده اند مي باشد. زماني كه تئاتر پويا باشد و بر تفمر اتكا داشته باشد فنون اوليه دقيق و حساب شده باشد با كمترين امكانات هم حرفش را مي زند. بايد نگرشها را عوض كنيم  بخشي از  كار را خود بر عهده بگيريم. وقت آن رسيده كه از تصميم گيريهاي فصلي، ديمي، تاريخ مصرف دار و احساسي دست برداريم. و خلاصه تئاتر بيش وبيشتر از همه به دلهاي بي كينه، قلبهاي پاك و خالص و انسانهاي بي نياز و خدا دوست و بي هوي و هوس محتاج است. هركس با تئتر سر عناد دارد يا از آن مي ترسد يا در نمي يابدش

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:37 | لینک  | 

سيد محسن فرزند محمد، فرزند خليل بن ابراهيم قايني در 7 رمضان 1377 قمري، مطابق با8 فروردين1337 خورشيدي در قاين متولدشد.در7 سالگي به مكتب رفت و با قرآن، حديث و شعر آشنا شد. در 1348 وارد حوزه علميه قاين شد. به علت كمي سن اخراج گرديد اما در سال1350 با وساطت آيت ا... قهستاني پذيرفته شد. بعد از دو سال جهت تكميل علوم اسلامي به مشهد رفت و از محضر اديب نيشابوري استفاده كرد. در 1353 به قاين برگشت و با اصول فقه و لمعتين آشنا شد. در 1355 به حوزه قم رفت و از محضر اساتيد ستوده، شهاب الدين اشراقي، هادي معرفت، احمدي و احمد بهشتي كسب فيض نمود. در درس خارج از محضر حضرات مكارم شيرازي، فاضل قفقازي، جعفر سبحاني و در معارف از حضور شهيد مطهري بهره گرفت. در 1359 به صورت نيمه متمركز در كنكور در رشته فرهنگي قبول شد. پس ار دورة دراز مدت مجدداً براي دورة قضايي ثبت نام كرده و قبول گرديد. از سال60تا 62 ضمن تحصيل در حوزه در درسهاي عالي قضايي قم حاضر و در سال62 به اخذ ليسانس قضايي نائل آمد. ايشان از علامه سيد مهدي لاجوردي حسيني، سيد محمود دهسرخي اصفهاني اجازه روايتي گرفت. تأليفات: 1-بزرگان قاين2- حيات بعد از مرگ و بازگشت جنيان 3-پيشوايي و امامت مسلمين4- ولايت فقيه5-حقوق اجتماعي زن6-  رساله هاي فقهي پيرامون: تشريح الميت، پيوند عضو ميت، شعبده، سحر، غنا، قضاوت زن، نتجيم 7- قهستان مهد آزادگان (تاريخ قاينات) 8- سرزمين روز (جغرافياي قاينات) فهرست نسخه هاي خطي حوزه علميه قاين 10- مقدمه اي بر جامعه شناسي ديني 11- تصحيح ديوان آصفي قهستاني 12- ادبيات قاين 13- ديوان شعر 14- رساله خمس و زكات  مقالاتي نيز در مجلات چاپ نموده است كه شامل: چهره هاي ساختگي، ترتيب النزول( درباره زمان نزول احكام اسلام)، پيش درآمدي بر فقه، ترجمه سليس قرآن، الكائن فيما صنفه علما قائن( در معرفي بزرگان قاين)، رجال قهستان.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:34 | لینک  | 

... و چه بسا كه مردمان، مدح و ستايش را پس از كوشش در كار ي خوشايند بدانند اما مرا براي اطاعت از خدا و خوشرفتاري با شما به ستايشي نيكو نستاييد زيرا مي خواهم خود را از مسؤليت حقوقي كه بر گردنم است خارج سازم؛ حقوقي كه خداي بزرگ و شما بر گردنم داريدو از انجام آنها فارغ نشده ام و اجباتي كه بايد به جا آورم و به جا نياورده ام؛ وانگهي آنگونه كه با زمامداران ستمگر سخن مي گوييد با من سخن مگوئيد؛ و بدان سان كه در حضور حكام خشمگين خود را از شر‌آنان حفظ مي كنيد و دست از پا خطا نمي كنيد در حضور من نكنيد؛ با ظاهر سازي و تصنع با من رفتار نداشته باشيد؛ و هرگز تصور نكنيد كه در مورد امر حقي كه به من پيشنهاد كرده ايد ششتي و كاهلي ورزم و خيال نكنيد كه من به دنبال بزرگ ساختن خويشم؛ زيرا كسي شنيدن حق، يا نشان دادن عدالت از خويش برايش، برايش مشكل باشد، عمل به آن برايش مشكلتر خواهد بود، بنابراين از گفتن سخن حق، يا مشورت توأم با عدل و داد خودداري نكنيد؛ زيرا من خود را آن قدر برتر نمي دانم كه اشتباه نكنم؛ و از اشتباه در كارهايم در امان نيستم؛ مگر خداي بزرگ من را حفظ كند...»

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 10:48 | لینک  | 

داريوش كبير فرمانرواي مقتر هخامنشي در دوران فرمانروايي شكوهمند خود خدمات شاياني به ايران نمود. به غير از سركوب شورشهاي پس از مرگ كمبوجيه كه مي رفت ايران راه به تجزيه و نابودي كشاند.وي 10 خدمت ديگر نيز به ايران انجام دادكه عبارتند از: 1- تقسيم امپراتوري به سي ساتراپ(استان) و ايجاد سيستم منظم دولتي 2- ساخت راه شاهي كه اين جاده سنگفرش شوش را به سارد پايتخت ليدي متصل مي كرد و 2600 كيلومتر بود. البته راههاي ديگري از جمله راه هگمتانه(همدان) به گرگان و خوارزم، راه ري- هرات تا هند3- تأسيس اولين سيتم پستي جهان(چاپار). 4- اصلاح نظام مالياتي و دادگستري 5- ضرب سكه دريك 6- حفر و لايروبي كانال سوئز به طول200 كيلومتر وي در كتيبه اي به زبان پارسي كه در نزديكي اين كانال كشف و اكنون در موزه لوور پاريس نگهداري مي شود مي گويد:« من، داريوش شاه بزرگ، شاه تمام كشورها، پسر ويشتاسب، من پارسي هستم كه مصر را تسخير كردم و امر كردم تا اين كانال را حفر كنند.از رود نيل كه در مصر جاري است تا دريايي كه از پارس است(منظور خليج هميشه پارس) اين كانال حفر شد چنانچه من دستور دادم و كشتي ها روان شدند چنانكه اراده من بود.» 7-تأسيس سپاه جاويدان 8- ساخت كارهاي شوش و تخت جمشيد9- تأسيس سازمان اطلاعاتي(چشم و گوش پادشاه)داريوش با خلافكاران و دروغگويان به خصوص اگر حكام بودند برخورد مي كرد و وظيفه اين سازمان فقط كه از طريق مأموران مخفي و ناشناس بود نظارت بر كار حكام بود 10- گسترش قلمرو ايران با فتح بخش هايي از اروپا وهند. داريوش اما خدمت بزرگ ديگري به ايران كرده  است كه تا ابديت جاودانه خواهد ماند و آن ابداع خط پارسي است وي در بند پاياني كتيبه بيستون( در شماره بعد در مورد اين شاهكار عظيم بيشتر خواهيم نوشت)  «به ياري اهورا مزدا، خطي از زبان آرياي درست كردم كه پيش از اين كسي به اين زبان(پارسي) ننوشته بود. اين خط نوشته و برايم خوانده شد. پس اين خط را براي همه كشورها فرستادم تا مردم آن را بياموزند...» وي در همين كتيبه علت موفقيت خود را اين چنين مي گويد:« اين آنچه بود كه من به خواست اهورامزدا كردم و از آن جهت اهورامزدا مرا ياري كرد كه پليد نبودم، دروغگو نبودم، تبهكار نبودم، نه من و نه دودمانم. به راستي رفتار كردم و به ضعيف و توانا زور نورزيدم وهر كه كه دودمانم از همراهي كرد، او را نيك دادم و هر كه زيان رساند، او را سخت كيفر دادم...»

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 10:47 | لینک  | 

هيأت اتومبيل راني و موتورسواري در سال1386 با همت مديريت راهور منابع طبيعي شهرداري قاين و اداره راه و ترابري و تربيت بدني  در راستاي كشف و پرورش استعدادهاي جوانان قاينات راه اندازي شد. هدف از تأسيس اين هيأت عبارت بوداز: 1-شناخت و پرورش صحيح و اصولي استعدادهاي جوانان شهرستان در اين زمينه 2- ايجاد مكان مناسب براي تخليه شور و هيجان جوانان و جلوگيري از ايجاد مزاحمت براي شهروندان3- پركردن اوقات فراغت جوانا با ورزش 4- ايجاد يك مكان تفريحي سالم براي عموم شهروندان ايجاد يك پيست استاندارد آبرومند دغدغه بانيان اين هيآت بود البته قابل ذكر است پيش از آغاز رسمي كار هيأت از سال1379 جمعي از جوانان علاقه مند در شهرستان پيگير اين امر بودند از جمله: آقايان مشهوري، آيتي، طالبي، تقي زاده و... پس از تأسيس رسمي هيأت با ياري ادارات راهنمايي و رانندگي، شهرداري، منابع طبيعي و تربيت بدني عمليات ايجاد يك پيست استاندارد آغاز شد كه اكنون در مراحل نهايي و در آستانه بهره برداري مي باشد. مشخصات پيست: در زميني به وسعت دو هكتار و داراي 10 پرش و 10 برم و يك ويبره  مكان پيست: بعد از پارك جنگلي قهستان، هزينه 5000000 تملك زمين توسط شهرداري، هزينه خاكبرداري200000000 ريال توسط شهرداري و همچنين در اختيار گذاشتن دو دستگاه لدرو بولدوزر توسط اداره راه به ارزش 20000000 ريال

با وجود استقبال جوانان و نيز استعدادهاي فراوان در سطح شهرستان اين هيأت با مشكلات فراواني روبروست كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از: 1- تهيه موتور كراس به دليل بالا بودن قيمت 2- تهيه لوازم و امكانات ورزشي براي موتورسواران (كلاه،بوتين،شولدر و...) 3- با وجود ساخته شدن پيست اما هنوز فاقد برخي امكانات جانبي مانند رختكن، سرويس بهداشتي، سكو براي تماشاگران و... است. اين هيأت در حال حاضر با رياست سرگرد سميعي مديريت راهور و دبيري مهدي مالدار مقدم مشغول به كار مي باشد و موفق شده با ياري جمعي از جوانان علاقه مند تاكنون در راستاي نيل بع اهداف ذكر شده گامهاي مؤثري بردارد و در اين راه نيازمند كمك و ياري تمام مسؤلين و بخصوص تك تك شهروندان عزيز مي باشد. ضمناً حضور حجت الاسلام قرباني نماينده شهرستان در محل پيست باعث دلگرمي و خوشحالي هيأت و مسؤلين امر شده است.

همچنين از زحمات بي شائبه سرگرد سميعي مديريت راهور و آقايان نادر و ناصر زردي(شهردار و رياست تربيت بدني قاين) مهندس زمان زاده رياست اداره راه و ترابري  وآقاي سلطاني رياست منابع طبيعي تشكر و قدرداني مي نماييم
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 10:45 | لینک  |