بازگويم از پل ابوذرجمهر/ خاكبرداري كشد خود را به مهر
فروردين باران گرفت استخر شد/ فصل تابستان غمين دهر شد
خاك افشاني كند با هر نسيم/ پاي مي كوبد به سنگ در يتيم
مادرش در خواب غفلت خواب رفت/ چون خرش از پل گذشته آب رفت
پنجه بيل لودر در خاك بين/ جاده زير پنجه سينه چاك بين
سينه چاكم سينه چاكم سينه چاك/ من ندارم زين هياهو هيچ باك
خاك بازي مي كنم اينجا نگر/ باز مي بندم قراري با دگر
كو نظارت ناظر و مجري كجاست/ در كنار شهر بازي بازي هاست
ساعتي در شهر بازي مانده ام/ گرد و خاك و خاكبازي ديده ام
بر دهانه پل چو پايت مي رسد/ از فشار قبر يادت مي رسد
از كجا بايد روي كو جاده اي/ گم شده زير پل دل داده اي
معبر و راه عبور ما كجاست/ رهنمايي نيست هور من كجاست
چون ز زير پل گذشتي حال كن/ بر سر هر ره رسيدي فال كن
ما بهار خويش را بر هم زديم/ تا كه تابستان رسيده دم زديم
بازفردا فصل پاييز است و آب/ آبروي اينجا نمي ماندبياب
در زمستان پشت اينجا پل بشكسته بين/ پاي رفتن نيست دل را خسته بين
كاروبار راه لاك پشتي بود/ دائماً با چرخ در كشتي بود
زير پل جاي عبور مرد نيست/ درد اگر خواهي در اين پل درد نيست
ما از اين بيراهه ناني مي خوريم/ بال مرغان معابر مي بُريم
آي مختاري مگو از وصف پل/ گوش مسؤلين نگيرد اين دهل
واژه اوستايي اَمرداد امرتاته است كه به معني بي مرگي است و اگر «الف» آن را كه پيشوند نفي است از قلم بيندازيم معني آن عوض شده و فرشته بي مرگي و جاودانگي است به ديو نيستي و مرگ تغيير شكل مي دهد. زيرا همانطور كه اَمرداد به معني بي مرگي است مُرداد معني مرگ مي دهد. چون اَمرداد فرشته جاودانگي و بي مرگي مي باشد. در عالم جسماني نگهباني نباتات و رويدنيها با اوست. . مجلس پنجم مشروطه در فروردين 1304 استفاده از نام اَمرداد به جاي مرداد به عنوان پنجمين ماه سال الزامي دانست. بنابراين نه تنها مرداد از لحاظ املايي و معنايي نادرست است كه خلاف قانون مصوب مجلس هم محسوب مي شود.
نياكان ما در روز اَمرداد هفتمين روز از اَمرداد باستاني، 3 اَمرداد خورشيدي جشني باشكوه را برپا مي كردند و در اين روز به باغها و مزارع خرم و دلنشين مي رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا طي مراسمي اين جشن را با شادي و سرور در هواي صاف و در دامن طبيعت برگزار مي كردند.
صداقت پايه دوستي و وفاق مي تواند باشد و عكس آن دروغ گويي است كه يك مبناي شيطاني و اهريمني است. اگر به فرزندان خود بگوييم كه دروغ نبايد بگويند هرگز آنها به بيراهه نمي روند زيرا كه ملزم به راستگويي هستند و كار خلاف قابل دفاع نيست و نمي توانند بهان اعتراف كنند و چون ملزم به راستگويي هستند پس خلاف نمي كنند. دروغ سرچشمه تمام رذايل و گمراهي هاست و براي همين است كه اولين صفت خوب انبيا و اوليا ما صداقت و راستگويي است و اساساً حكومت و ديني كه بر پايه دروغ باشد موقتي و فناپذير است. دورغگو قصد عوامفريبي و جاه طلبي و قدرت طلبي دارد كه اين اعمال درو از شأن انبيا و اوليا و حكام صالح است و كسانيكه بر باطل هستند چاره اي جز دروغ گفتن ندارند. كورش بنيانگذار دولن هخامنشي كه ذوالقرنين نام دارد در كتيبه اي كه بجاي گذاشته از اهورامزدا مي خواهد كه مملكت را از خشكسالي دروغ گويي حفظ كند. و اگر سلاطين بعدي هخامنشي اين پندار راآويزه مي كردند هرگز به دست اسكندر نابود نمي شدند. نوشته اند يكي از رجال دربار محمد رضا شاه پهلوي به وي گفته بود «كه به پدر شما كسي جرأت دروغ گفتن نداشت و به شما كسي جرأت راست گفتن ندارد.!» و چنين بود كه رژيمي به سادگي نابود شد و بساط آن برچيده شد و چنين بود سرنوشت ساسانيان و قاجاريه كه البته ظلم و جناياتي كه كردند بر پايه دورغ و تزوير نهاده شده بود.
اداره شهرها با توجه به وسعت و تنوع فرهنگي و گسترش دايره حقوق افراد، تنها از عهده مديريت متمرکز شهرداري برنمي آيد زيرا احاطه بر مشکلات و خواست هاي واحدهاي کوچکتر اجتماعي که محلات را شامل مي شود نيازمند ارتباط مستمر با مردم است. بر همين اساس در جوامع توسعه يافته شوراهاي محلي که در واقع اجزاي کوچکتر پارلمان شهري هستند با ايجاد امکان ورود نمايندگان هر منطقه و محله به اين پارلمان امکان پيگيري خواست ها و نيازهاي محلات را در مجموعه مديريت شهري فراهم مي کنند. شوراهاي محلي در سيستم هاي پيشرفته اداره شهر داراي اختيارات و حوزه فعاليت تعريف شده هستند که نظارت بر چگونگي اجراي مصوبات شورا و رسيدگي به در خواست هاي مردم ازآن جمله است.
«شوراياري ها بايد به عنوان نهادهاي منتخب مردم محله و نماينده آنان مورد مي توانند مورد مشورت و توجه مسوولان قرار گيرند . مي توان زمينه انتقال برخي مسووليت هاي شورا به آنها را فراهم تا با افزايش دامنه تاثيرگذاري شوراياري ها خواست مردم در تصميم گيريها لحاظ شود. شورا بايد شوراهاي محلي را وارد پروسه تصميم گيري کند و توان آنها جهت حل معضلات شهري را مورد استفاده قرار دهد.» محله به عنوان کوچکترين واحد شهري يکي از اساسي ترين تقسيم بندي هاي اجتماعي محسوب مي شود تنها با افزايش ارتباطات در سطح محله و تقويت ارتباط بين اعضاي محله و فراهم کردن بستر فعاليت اقشار مختلف مي توان اساس توسعه را بر محور محله استوار کنيم.»
ايجاد تعلق خاطر در شهروندان نسبت به شهر به عنوان يکي از وظايف مديريت شهري شناخته مي شود که شوراياري ها مي توانند چنين احساسي را در شهروندان ايجاد کنند.»به هر روي شوراهاي محلي به عنوان نهادهاي مدني که سازوکارهاي دموکراتيک تصميم گيري براي شهر را افزايش مي دهد و نيازهاي جامعه شهري را با توجه به علايق آنها حل مي کند، در کشورهايي که چنين سرمايه هاي اجتماعي را ارج مي گذارند همواره مورد توجه مديران شهري قرار داشته است.بر همين اساس شايد زمان آن رسيده باشد که شوراياري ها به صورت جدي وارد عرصه مديريت و تصميم گيري شوند.
شورا در معني لغوي آن، رايزني و مشورت كردن است و در زبان عربي به معني برچيدن عسل از خانه زنبور و رياضت دادن اسبان است تا بر آنها سوار شوند. ليكن در زبان عربي نيز معني لغوي مراد نبوده بلكه معني متداول آن عبارتست از: تجمعي براي رايزني، نظرسنجي و تصميم گيري مي باشد.
تمام نحله هاي فكري، مكاتب و اديان بر مشورت بين افراد و يا به شكل سازمان يافته تر بر شورا تدكيد دارند و در دين مبين اسلام و سيره نبي اكرم(ص) نيز كراراً بر اين امر تأكيد شده است. «و امرهم شوري بينهم و شاورهم في الامر» قرآن كريم. اما مشورت شارمان يافته در امور عمومي نيز سابقه اي كهن دارد. در اجتماعات باستاني شوراي ريش سفيدان به ويژه در بين النهرين و مصر، امور آبياري و سازمان دهي كار دسته جمعي را بر عهده در بوده اند. و از جمله اولين شوراهاي سازمان يافته با مفهوم سن هدرين در قوم يهود قابل شناسايي در تاريخ است. در يونان باستان شوراها اركان ادراه شهربودند و تالار شهر و سپس «اگورا» محل برگزاري جلسات شورا بودند. بي مناسبت نيست بدانيم كه در تمدن رم باستان زنان ابتدا جزء شهروندان به حساب نمي آمدند! و مدتها بعد توانستند به جرگه شهروندان بپيوندند كه نشان از سابقه اين نوع بيماري اجتماعي در تمام جوامع داشته است. حضور شوراها در جوامع غربي حتي در حاكميت يكسان در قرون وسطي (1453- 476 ميلادي) عليرغم محدوديتهاي بسيار تا حدي موجود بود كه از آن جمله به شوراي شهر «ونيز» مي توان اشاره كرد. با افول قرون وسطي و ظهور رنسانس در اروپا، شوراها در قالب و مفهوم وسيعتري يعني «جامعه مدني» مطرح مي شود و به بيان ديگر در ذيل آن قرار مي گيرد. جامعه مدني شامل تمام فضاهايي است كه از يكسو به حكومت مربوط نيست و زير نفوذ كامل حكومت قرار ندارند و از سوي ديگر خارج از حيطه فردي و فيمابين فرد و حكومت قرار مي گيرد و عملاً در تمايز سه عرصه خصوصي و عمومي و حكومتي جايگاه مهم و گستره عمومي را شامل مي شود و به شهروندان تعلق دارد.
تاريخچه شورا و انجمن شهر در ايران:
نظام حكومتي در ياران طي قرون متمادي(حدود2500 سال) و بر حسب شرايط جغرافيايي و امنيتي و اجتماعي كشور «نظام استبدادي شاهي» و يا به تعبير ماكس وبر «سلطان سالاري» بوده و با غلبه يكسويه اين نظام، آنها با ارتش حرفه اي و كار آمد، عملاً شرايطي را فراهم آورده بودند كه ايرانيان باستان خصوصاً روستاييان براي تأمين امنيت از حمله و تجاوز مهاجمان و حفظ خود، قدرت و استبداد را ضروري مي دانستند و تجار و پيشه وران شهري هم براي حفظ خود و سرمايه
حاصله استبداد را ترجيح مي دادند. و طي ساليان طولاني سه ركن جامعه ايران (روستائيان،ايلات و عشاير و نظام شهري) در تعادل پايدار گذران روزگار كرده اند و عملاً با وجود استبداد پديده هاي گوناگوني كه با مردم سالاري رابطه دارند، فرصت عرض اندام به كف نمي آورند. پس از پيروزي انقلاب مشروطيت در زمان مظفرالدين شاه(1285 خورشيدي) و تصويب قانون انجمنهاي ايالتي و ولايات (1286 خورشيدي) اولين قدم در خصوص مردمي كردن مديريت شهري برداشته شد و جالب اينكه چهار سال بعد در سال1290 دولت وقت مجوز انحلال اين نهاد مردمي را از مجلس شوراي ماي دريافت كرد! نظام شورايي تا پيروزي انقلاب اسلامي بدون نمود چشمگيري هميشه در حاشيه و بي خاصيت باقي ماند ولي با تحولات انقلاب اسلامي ، مباحث شورايي بطور جدي مطرح و در اصول قانون اساسي نيز توجه مناسبي بهآن صورت گرفت. و در اصول 100 الي 106 جايگاه و وظايف كلان شوراها تصريح شد. لكن تا استقرار نظام شورايي مردم ايران 20 سال منتظر نشسته و دولت و مجلس مكرراً قوانين مربوط به شوراها را تجديدنظركردند و قانون سال 1375 خورشیدی با حداقل اختيارات شوراها و حداكثر اختيارات دولت و چسبندگي چشمگير اين نهاد مردمي با حاكميت از تصويب مجلس پنجم شوراي اسلامي گذشت و شوراها در امتداد ساخت سياسي حاكميت به عنوان يك كارگزار محلي شناخته شدند. حقير با تجربه دو دوره عضويت در شوراها دريافته ام كه تقويت شورا و افزايش اختيارات آنان به منظور تحقق «مديرت واحد شهري» و نظارت بهتر بر عملكرد نهادهاي خدمات رساني شهري و تبديل نشده آنها به حياط خلوت شهرداريها، مي بايست سرلوحه كار دولت عدالت محور و مجلس محترم قرار گيرد. البته به اين مسأله نيز باور دارم كه در گزينش نيروهاي داوطلب براي عضويت در شوراها بايستي حساسيت بيشتري مبذول گردد تا نيروهاي با فضيلت، شايسته و امانت دار كه روحيه افزون طلبي، انحصار گرايي و رانت خواري نداشته باشند براي ارائه خدمت صادقانه به مردم معرفي گردند زيرا تجربه و مدل مديريتي موفق در نظام شورايي يعني «حذف رانت خواري و سوء استفاده در مديريت شهري» و به گمان بنده مافياي قدرتمندي كه به جاي متخصصان متعهد، شهرها را مي سازند و به نفعمنافع خود شكل مي دهند و صاحبان ثروتهاي بادآورده هيچگاه پذيراي اين مولود نبوده و به هيچ وجه آرزومند موفقيت و افزايش اختيارات و نظارت شوراها نمي باشند.
عضو کميسيون اصل نود مجلس در خصوص بحث دو نرخي شدن بنزين گفت: دو نرخي شدن بنزين به مصحلت کشور نيست و به همين دليل ما قصد پيگيري آن را نداريم.
موسي قرباني با بيان اين که بحث دو نرخي شدن بنزين در مذاکرات با دولت پيگيري نخواهد شد اظهار داشت: به اعتقاد بسياري از نمايندگان مجلس و کارشناسان وضعيت کنوني بنزين جواب مي دهد و مسأله اي که بايد پيگيري شود ساماندهي و بهبود حمل و نقل عمومي است.
وي در ادامه با اشاره به ديدار تعدادي از نمايندگان اصولگراي مجلس با رئيس جمهور بيان داشت: اين ديدار که به دعوت دولت صورت مي گيرد ، در راستاي رفع ابهامات برخي نمايندگان در خصوص بعضي از مسائل مانند تورم، سازمان مديريت و برنامه ريزي و سوخت برگزار مي شود.
عضو هيأت رئيسه مجلس همچنين خاطرنشان کرد: برگزاري جلسات مشترک ميان نمايندگان مجلس و رئيس جمهور موجب اطلاع رساني دقيق فعاليت هاي دولت و شفاف سازي درباره بسياري از مسائل و مشکلات خواهد شد.
قرباني اضافه کرد: يکي از مسائل مهمي که در جلسه مشترک دولت و مجلس مطرح خواهد شد بودجه سال 87 و انتخابات مجلس هشتم است.
عابري از باغ ملي مي گذشت/ در قفس يكتا عقابي ديد جست
گفت شرح حال تو بشنيده ام/ اين چه حالي است بر تو ديده ام
آسمان آبي زير بالت مي زدي/ كبك را با چنگ بازت مي زدي
كبك كوه و ران آهو خوان تو/ مرغهاي آسمان مهمان تو
حال اينجا در قفس در بسته اي/ آسمان شهر ما را ديده اي
گفت: هر جا مرغك سر كنده ايست/ گوشتهاي فاسد و گنديده اي است
سهم من در اين قفس از شهر شد/ ظرف آب من شلنگ دهر شد.
درد كم خوابي مرا بي تاب كرد/ كاسه شب زنده داري آب كرد
روزها حيرانم شبها بي قرار/ درگشا عابر كنم زين جا فرار
عابر آنجا گفت: مسكن زان توست/ تور سيمي بسته در ميدان توست
حاضري تا مسكنت را من خرم/ در ميان آهن و سيمان پرم
در فضاي سبز داري خانه اي / اي عقاب تيز چنگ افسانه اي
روزها دنبال سيمان مي دوم/ شب چو مي آيد پشيمان مي روم
خانه اي سازم زآه و ناله و آب/ اندرونش مي نشينم چون سراب
چون عقاب اين ناله عابر شنيد/ گفت جايم خوب باشد كَس نديد
موسی قربانی در پاسخ به پرسشی در خصوص نتایج اظهارات سخنگوی شورای نگهبان درباره در نظر گرفته شدن تحقیقات میدانی برای هیأتهای اجرایی گفت: «هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده است. شورای نگهبان طبق سنوات گذشته و طبق قانون عمل خواهد کرد».
وی افزود: «این دست بحثها جوسازیهای جدید است. این چیزهایی که شروع کردهاند ناشی از نگرانی کسانی که از حساب خود نگرانند. قربانی در پایان گفت: «اینها میخواهند موج ایجاد کنند و موجسواری کنند».
پیش از این سخنگوی شورای نگهبان از لحاظ شدن تحقیقات میدانی برای تایید صلاحیت کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی توسط هیاتهای اجرایی سخن گفته بود. عدهای از مخالفان این طرح این عمل را اضافه کردن مرحلهای دیگر به مراحل تایید صلاحیتها میدانند.
|
زعفران محصول منحصر به فرد و صادراتي ايران امروز گرفتار دست هاي ناسالم در سيستم تجاري خود شده و نوسان غيرمنطقي قيمت در داخل و خارج کشور را نيز در پي داشته است.، ايران با توليد سالانه 170 تن زعفران خشک، حدود 90 درصد توليد جهاني اين محصول را در اختيار گرفته؛ در حالي که پس از کشورمان، اسپانيا با دارابودن سهم توليد 12 درصدي اين محصول در دنيا، مقام دوم را پس از ايران به خود اختصاص داده است و البته 15 تن ديگر نيز توسط ساير کشورها توليد مي شود. هرچند جايگاه ايران در تجارت جهاني زعفران که با ارزش افزوده فراواني مواجه است، چندان رضايت بخش نيست اما امکان توسعه اين محصول صادرکنندگان و دردست گرفتن بازار جهاني اين محصول نيز امري دور از ذهن نيست. |
به نظر ميرسد خيلي زودتر از موعد تهمتهاي انتخاباتي شيوع و رواج پيدا كرده است.
متأسفانه در كشور ما بعضي وقتها آدمهاي ضعيف به جاي اينكه به معرفي خودشان بپردازند و با بيان نكات مثبت عملكرد خود و توانمنديهاي بالفعل يا بالقوه خود به تخريب ديگران ميپردازند تا با ساقط كردن آنان در نظر مردم كاري كنند كه عملاً از صحنه بيرون روند و به ناچار مردم به آنان رأي دهند.
در شهرستان قاينات متأسفانه اين اقدامات خيلي زود شروع شده است كه به نكاتي در اين زمينه ميپردازم.
-۱ خروج از اصولگرايي
شنيده ميشود كه بعضي از اشخاص قصد دارند اينجانب را غير اصولگرا معرفي نمايند. خوشبختانه اين شايعه به كلي زمينه پذيرش ندارد چون فريادهاي اينجانب در مجلس ششم، ميزگردهاي تلويزيوني، مناظرههاي دانشگاهي و.... هنوز در گوش مردم طنين است و به قول شاعر
در دهر چون من يكي و آنهم كافر پس در همه دهر يك مسلمان نبود
-۲ شركت در جلسات
بعضي با فرستادن پيغام به شركت اينجانب در جلسات رسمي كه در حوزة انتخابيهام تشكيل ميشود اعتراض ميكنند. مثلاً جلسه با روحانيون يا مسافرت با استاندار به بخشي از روستاهاي قاينات و آنرا تبليغ به حساب ميآورند در حالي كه :
اولاً بنده تا خرداد 87 نماينده مردم هستم و نميتوانم ترك وظيفه خود نمايم و اين اقدام اصلاً مغايرتي با قانون ندارد. لابد اين افراد مايل نيستند تلويزيون جلسات مجلس را نيز نشان دهد چون در جايگاه هيأت رئيسه من را نشان خواهد داد و تبليغ خواهد شد.
ثانياً اين افراد خود مرتكب تخلف ميشوند چون حضور آنان در روستاها و طرح مسائل انتخاباتي هيچ توجيهي ندارد و حتماً كسي كه مسئوليتي ندارد دليلي بر حضورش در روستاها نيست.
البته اينجانب شخصاً اعتقادي ندارم كه نبايد در بين مردم حضور پيدا كنند و از نظر من اين كار بلامانع است. ولي بايد رعايت اخلاق اسلامي را بكنند گرچه من 12 سال است كه براي نظام و شهرستانم خيلي فحش خوردهام و عادت كردهام.
-۳ اكنون كه شاهد آغاز زودرس اين تهمتها هستيم فرصت را غنيمت شمرده و عرض ميكنم من اصلاً نگران اين حرفها نيستم چون خوشبختانه مردم همه چيز مسئولين را ميدانند و اگر دروغي درباره آنان پخش شود آنرا نميپذيرند بلكه تأثير معكوس دارد و به رسوايي شايعه پراكنان منجر خواهد شد و در همينجا تأكيد مينمايم.
الف: اينجانب اصلاً قصد تخريب ديگران را ندارم و هر امري در اين خصوص به من نسبت داده شود حتماً دروغ است. و اگر كسي مستقيم از خودم چيزي نشنيده باشد آنرا باور نكنيد.
ب: شأن مردم را بالاتر از آن ميدانم كه بخواهم با نيرنگ نظر آنان را به خود جلب كنم يا ديگران را از نظر آنان بياندازم .
ج: آماده شنيدن هر تهمتي در اين خصوص هستم و ضمن اينكه مردم آنرا نخواهند پذيرفت به موقع اگر لازم شد پاسخ خواهم داد. و يكي از افتخارات اينجانب فحش خوردن براي نظام اسلامي و مردم شريف قاين است .
د: خوشحال هستم از اينكه آدم بيخاصيتي نيستم و هم موافق محكم دارم و هم مخالف محكم و قطعاً اين قبيل افراد بايد تحمل فحش خوردنشان هم بالا باشد.