اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . 2544 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
در ادامه متن تاریخی منشور حقوق بشر کوروش نخستین و مترقی ترین اعلامیه جهانی حقوق بشر را می اوریم.
اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توٿيق سلطنت را به من مي دهد
دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توٿيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرٿت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرٿ نمايد
من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .
من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،
و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرٿ برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك ٿرد از خانواده يا طايٿه اي مرتكب تقصير ميشود ، ٿقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران
من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بٿروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلٿ هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از ٿروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان براٿتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرٿته ام ، موٿق گرداند .
در 2 آبانماه با حضور جمعي از مسؤلين و رؤسا اساتيد دانشگاههاي پيام نور و آزاد اسلامي و دانشكده فني قاينات و اعضاي شورايس پايگاههاي بسيج دانشجويي در محل سالن شهداي گمنام ناحيه قاين برگزار شد. مسول نمايندگي ولي فقيه در سپاه ناحيه قاين مطالبي در رابطه با جايگاه و اهميت و وظايف دانشجويان بسيجي بيان و اظهار داشت: هر جا كه دشمنان داخلي و خارجي بيشتر سرمايه گذاري مي كنند و نقشه هايي براي آنان دارند از اهميت ويژه اي برخوردار است كه بايد دانشجويان عزيز هوشيار باشند و كاري بكنند كه دشمن نتواند اميدوار و كاري نتواند انجام دهد و نقشه آنان نقش بر آب و آنان را كاملاً مأيوس نمايند. وي با اشاره به نمونه هايي از جنگ رواني دشمنان گفت همه ما بايد در ايسن زمينه هوشيار باشيم. در ادامه فرمانده سپاه قاين گفت: امروز دشمن از بمب اتم نمي ترسد بلكه از فكر شما بسيجيان دانشجو مي ترسد و از فكر و انديشه شما بسيجيان وحشت دارد در پايان از زحمات برادر پاسدار عباس رحماني تقدير و تشكر و سرهنگ پاسدار علي اصغري بعنوان سرپرست حوزه بسيج دانشجويي و فرهنگيان معرفي شد.
پنج شنبه 3 آبان اولين جلسه دوره طرح بصيرت همسران و كاركنان سپاه ناحيه قاين در محل نمازخانه ناحيه برگزار شد. ابتدا آياتي از قرآن كريم قرائت و پس از خير مقدم توسط جانشين فرماندهي ناحيه، مسؤل نمايندگي ولي فقيه در شپاه ناحيه قاين درباره اهميتدوره مطالبي را بيان و بحثي را در موضوع اخلاق در خانواده براي شركت كنندگان مطرح كرد.
600 قطعه عكس به دبيرخانه سومين جشنواره طلاس سرخ ارسال شده است. حقگو رياست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و مسؤل كميته هنري جشنواره گفت: در اين جشنواره كه 16 و 17 آبان در دو بخش علمي و هنري (عكس، فيلم و مراسم آييني) برگزار مي شود و آثار عكاسي را اساتيد عكاسي ايران آقايان فخرالدين فخرالديني، محمد تهراني و مسعود زنده روح كرماني داوري خواهند نمود. پس از پايان جشنواره از آثار منتخب نمايشگاهي به صورت دوره اي در شهرهاي مختلف برپا مي شود.
كمتر از يك هفته ديگر جشنواره زعفران برگزار خواهد شد و ميهمانان داخلي و خارجي آن گونه كه برگزار كنندگان جشنواره مطرح كرده اند به قاينات خواهند آمد در اين مورد لازم دانستم تا چند نكته را يادآوري كنم:
1- در بحث حضور ميهمانان خار جي و داخلي بايد اين نكته ار مدنظرداشت كه حظور آنان نبايد صرفاَ جنبه سمبليك و تشريفاتي داشته و براي افزودن به زرق و برق جشنواره باشد. بلكه بايد از اين فرصت اندك و ارزشمند جهت معرفي توانمنديها، استعدادها و قابليتهاي قاينات بهره گرفت و آنان را براي حضور و سرمايه گذاري در قاينات تشويق نمود. و گرنه حضور چند روزه يا بيشتر آنان صرفاً براي ديد و بازديد از قاين جز در كوتاه مدت آن هم به صورت گذرا تأثيري نخواهد داشت. 2- مسأله ديگر لزوم حضور قاينيهاي موفق و فعالي است كه در اين زمينه فعاليت دارند ودر ساير نقاط كشور و بعضاً در كشورهاي ديگر ساكن بوده و بي شك براي حضور و سرمايه گذاري در منطقه يا ارائه تجربيات و اندوخته هاي علمي خود جهت توسعه و پيشرفت قاينات انگيزه كافي دارند بي شك حضور اين افراد حداقل در حال حاضر بسيار موثرتر خواهد بود. 3- در مدت برگزاري جشنواره سعي شود تا از تجربيات و توامنديهاي اساتيد حاضر در جشنواره با برگزاري كلاسهاي جنبي و يا نشستهاي تخصصي حداكثر استفاده شود.
اسكندر مقدوني پس از فتح ايران، هر شهر ميهن ما را به يك حكمران محلي سپرده بود و سياستي را به اجرا گذارده بود كه هيچكدام از اين حاكمان نتوانند با هم برسر تاسيس دولت واحدي در ايران كنار آيند.
سلوكيها، جانشينان اسكندر در ايران در انتاكيه و سلوكيه مي نشستند و نظارت دقيقي بر همه ايران به ويژه خراسان نمي توانستند داشته باشند. به علاوه، از آغاز دهه 260 پيش از ميلاد ميان آنان و جانشينان اسكندر در مصر دشمني و رقابت شديد پديد آمده بود. جانشينان اسكندر در خاك اصلي يونان هم با بپاخيزي هاي محلي روبه رو بودند. از سوي ديگر رومي ها هم قدرت مي گرفتند، ولي توجه رومي ها در آن زمان معطوف به كارتاژي ها (شمال افريقا) بود كه از قدرت دريايي چشمگير برخوردار بودند و شبه جزيره ايتاليا را تهديد مي كردند و در اين وضعيت، ارشك از طايفه ايراني پارت ــ يكي از سه طايفه تشكيل دهنده قبيله واحد آرين هاي جنوبي كه به فلات ايران مهاجرت كرده بودند ــ كه در خراسان (از شرق درياي مازندران يا درياي گرگان به سمت شرق از جمله منطقه دامغان) مي زيستند تصميم به نجات و احياء دولت واحد ايران گرفت و با حكمرانان مناطق مجاور ازجمله سغديا (تاجيكستان امروز) تماس گرفت و آنان را همفكر خود ساخت و در زماني كوتاه همه خراسان را تحت يك پرچم متحد ساخت و روابط اين منطقه را با سلوكي ها كه درگير استقلال طلبي شهرهاي آسياي صغير بودند قطع كرد و شهر «نسا» را ساخت كه به نام او « اشك آباد (معلوم نيست كه چرا در ايران «عشق آباد» تلفظ ميشود) » خوانده مي شود. وي سپس گرگان، مازندران و نواحي اطراف را آزاد كرد و در جنگ سال 250 پيش از ميلاد بر سلوكيها پيروز شد و شهر صد دروازه (دامغان) را نامزد پايتختي ايران كرد.
پس از وي برادرش «تير داد» كه مورخان عنوان اشك دوم بر وي نهاده اند در همين شهر در مراسمي كه بر پا شده بود برجاي او نشست و افتخار احياء دولت مستقل و واحد ايران را با شكست دادن سلوكيها نصيب خود ساخت و از اين زمان به بعد، مورخان اين دودمان را« اشكانيان » خوانده اند كه شيفته فلسفه يونان و دمكراسي بودند و مطالعه افكار فلاسفه يوناني كه از زمان اسكندر در ايران رواج يافته بود توسط فرزندان ذكور بزرگان اشكاني و فراگرفتن دست كم مقدمات خواندن و نوشتن زبان يوناني تا مدتي اجباري بود. دولت اين دودمان داراي پارلمان بود و نصب و عزل ژنرالهاي ارشد در دست شاه نبود كه خود منتخب سناي ايران (مهستان) بود. گاهي مهستان نظر به شايستگي، شخص شاه را ژنرال ارشد اعلام مي كرد كه در اين صورت بايد با ارتش به جنگ مي رفت. به خاطر اين كه سكه هاي اشكاني بين المللي باشد يك سوي سكه را به يوناني ضرب مي كردند كه زبان علمي آن زمان بود. براي نزديك بودن به قلمرو روم، اشكانيان بعدا شهر تيسفون را در كنار دجله ساختند و پايتخت را به اين شهر منتقل كردند كه تا قرن هفتم ميلادي پايتخت ايران بود.
«سپس بدان اي مالک من تو را روانه سرزميني کرده ام که پيش از تو دولت هاي عادل و ستمگر متعددي بر آن حکومت کرده اند. همچنين بدان که مردم در کارهاي تو همان گونه انديشه و قضاوت خواهند کرد که تو در کارهاي حکومت هاي قبل از خود انديشه و قضاوت مي کني. و درباره تو آن خواهند گفت که تو درباره ديگران مي گويي. نيکوکاران را به نام نيکي توان شناخت که خدا از ايشان بر زبان هاي بندگانش جاري ساخت. پس بايد نيکوترين اندوخته در نظر تو اندوخته عمل صالح باشد. پس هواي نفس خود را کنترل کن. بر نفست در آنچه که بر تو حلال و جايز نيست سخت بگير زيرا سختگيري بر نفس در آنچه که بدان تمايل دارد يا از آن گريزان است، در حقيقت رفتاري از سر عدالت و انصاف با آن است.»
در جريان دور سوم انتخابات شوراها كانديداها هركدام شعارهاي متنوعي دادهند اكنون يكسال پس از آن زمان خوبي است تا اعضاي شورا نيم نگاهي به برخي از آن شعارها داشته باشند به خصوص در مورد ساير كانديداها زيرا برخي از برنامه ها قابليت آن را دارد كه اجرايي شود. از جمله اين برنامه ها «پارك اميد» بود تجربه اي كه در ساير كشورها با موفقيت اجرا شده است. در اين پارك كه در بهترين نقطه هر شهر احداث مي شود براي هركدام از افرادي كه خدمت شاياني به شهر خويش كرده يا موفقيتي مهم كسب يا داراي مقام علمي، اجتماعي، فرهنگي والايي در سطح ملي يا جهاني هستند تنديسي باشكوه به همراه شرح خدمت يا مقامآنان درج مي شود اين امر چند پيامد مثبت دارد 1- افراد مختلف با بازديد از اين پارك با مفاخر ديار خود آشنا و نوعي احساس غرور مثبت به انان دست خواهد داد 2- با مشاهده زندگينامه و تلاشهاي اين افراد، براي حركت در مسير ترقي و پيشرفت و تعالي تشويق مي شوند. 3- بزرگان هر شهر براي خدمت به ديار خود انگيزه مضاعف كسب مي كنند.
تاريخ خوب مي شناسد انسانهايي را كه خدمت كرده اند و براي مردم خدمتگذاراني نيكو بوده اند. از هر بچه و پير و جوان كه بپرسي «اميركبير» كيست؟ از او به بزرگي ياد مي كند و نيز به هيچ نوع مبالغه اي ندارد. در ملي شدن صنعت نفت، كوتاه كردن دست انگليسي ها از منابع ملي مان، در شكستن پاي متجاوزين به خاك سرزمينمان و... شاهد خدمت انسانهاي بزرگ و سرداران واقعي بوده ايم. بي آنكه توقعي بوده باشد، و هر روز گزارش كاري داده باشند. از زمانيكه من و دوستانم به دانشگاه راه يافتيم و از زماني كه شهرهاي بسيار كوچك نيز مانند شهر من دانشگاه دار شدند و من و دوستانم ملبس به لباس پرافتخاري استادي دانشگاه و از زمانيكه علم مديريت نيز در دانشگاه تدريس شد و سياست نيز از پستوها و زيرزميني ها به دانشگاه راه يافت و كرسي استادي دادند. ناگهان معني خدمت و خدمتگزاري عوض شد محبوبيتي كه از دلها برآمد و انديشه ها را تسخيرمي كرد در انديشه ها ساخته شد و به زور به قول ما قاينيها «عشق به زور و مهر به چُمبه» به قلبها راه يافت. هركسي مي خواست محبوب قلبها بشود ابتدا براي مردم شعار داد و سپس گفت مرا دوست داشته باشيد تا به شما خدمت كنم يعني شرط خدمتگزاري من به شما اينست كه اول شما مرا دوست داشته باشيد، شما به من رأي بدهيد، شما من را در بالا دست بنشانيد شما برايم.... باشيد تا من هم براي شما خدمت كنم ( البته بايد بگويم همه كس اينگونه فكر نمي كنند و اين موضوع شامل عده اي خاص مي شود كه مي خواهند در لباس خدمت به خواسته هايشان برسند) و ياد اين بحث اخير افتادم مه اروپا و آمريكا هر دو به ايران مي گويند ما فقط قصدمان كمك به شما و كمك به صلح جهاني است و چون نمي خواهيم شما بمب اتمي داشته باشيد (البته داشتن آن براي ما كه بيشتر مي فهميم نه تنها عيبي ندارد بلكه بسيار ضروري نيز هست) ولي فقط يك شرط دارد ابتدا شما همه چيز را متوقف كنيد، دانشگاهو علمتان را هم بگوييد جلو نروند و به مغزهايتان بگوييد چندماهي بروند شمال، تا ما به شما بگوييم چگونه بايد دانش هسته اي داشته باشيد البته در مثل مناقشه نيست ولي چون حافظه تاريخ پراست از حرفها و قولهاي بي خاصيت، حالا هر كسي قولي بدهد، ضمير بارها شكست خوردة عوام هم ديگر باور نمي كند چه رسد به خواص. آنچه مسلم است عبور از سريع زمان است و جمعيت روبه رشد كه هر روز خواسته هايشان را بهتر مي شناسند. جوانان تحصيل كردة واقعي كه داراي افكار قوي و نيرومند هستند مي دانند كه اگر من امروز مي خواهم نماينده شوم چرا؟ و چگونه؟ و براي چه هدفي خواهد بود. شهر من بسيار زجركشيده و رنج كشيده است لذا از دشمنان بلكه از دوستان از آنها كه كوچك مي انديشند و فقط به خاطر حفظ پست و مقام كه آن هم چند روزي بيشتر نيست هيچگاه نخواسته اند از جيب خود براي ملت و مردم خود يك ريال هم خرج كنند ولي از انبان بيت المال چنان دست و دلباز بوده اند كه بايد بر بعضي از اقوام آسياي دور آفرين گفت كه چگونه مال و ابروي مردم را در گرو چند روز بودن به تاراج داده اند. امروز من به دوستانم گفتم براستي چه برنامه هاي سازنده اي براي آينده شهرستانم داريم. دوستان اگر من اينگونه سخنراني كنم به نظر شما جايگاهي در دلهاي مردم خواهم داشت يا اينكه باز با خود فكر خواهند كرد كه حيله اي ديگر در راه است...
يكي از امتيازاتي كه براي شهرهايي مانند قاين در اموري مانند استخدام، كنكور و... درنظرگرفته مي شود بحث سهميه مناطق محروم است. كه البته بايد گفت فقط براي كساني كه از دور نظاره گر هستند جذاب است ولي از نزديك كه بنگريم مسايل بسيار براي قاينات دارد. افراد مختلف كه قصد قبول سمتي در قاينات را دارند به همين بهانه در بعضي موراد طلب امتيازات و مزاياي ويژه را دارند و كلي بر سر ما قايننيها منت دارند كه بله ما از فلان امكانات و رفاه گذشتيم و فقط براي خدمت به مردم و اينكه دلمان سوخت و... به اينجا آمديم و كلي از اين بايت ما را مدين خود مي دانند جالب اينكه فرزندتان همين افراد با استفاده از همين سهميه در كنكور در دانشگاههاي معتبر پذيرفته مي شوند و اكثراً هم بعد از قاين مي روند و پشت سر خود را هم نگاه نمي كنند و البته كلي هم از بابت سختيهايي كه در قاين كشيده اند شاكي هستند. و البته مردم قاين هم حق اعتراضي به عملكرد يا پرسشي از انان را ندارند چون آنان همين قدر كه لطف فرموده به قاينات آمده اند كلي لطف فرموده اند. در استخدامها هم در بعضي موارد مشاهده مي شود افراد غيربومي با استفاده از اين سهميه در ادارات شهرستان مشغول به كار شده اما به محض استخدام رسمي به روشهاي مختلف درصدد انتقال از قاين هستند و تقريباً همگي پس از مدتي با استفاده از روشهاي گوناگون از قاين مي روند و چون جانشيني براي آن وجود ندارد باز قاين با كمبود نيرو روبرو شده با اين تفاوت كه چون رديف استخدامي پست مزبور براي قاين تكميل است امكان استخدام جديد وجود ندارد.
معلم در ساعت درس اجتماعي از بچه ها خواست تا انواع صف را نام ببرند. حسيم تو بگو ببينم در مدرسه چند تا صف وجود دارد؟ حسين صف كلاس اوليها، صف كلاس دوميها و صف كلاس سوميها، آقا يك صف هم هميشه دَم دفتر تشكيل شده (صف تنبلها) .محمد: آقا مدرسه ما شبانه روزي است صف نماز، صف سلف، صف ميني بوس، صف صبحگاه، صف صبحگاه، صف حمام، صف دستشوييها و صف نظافت. احمد: آقا حمام و نظافت كه صف ندارد آنجا ما را به نوبت بندي كرده اندمعلم: آفرين بچه ها بوبت بندي را با صف اشتباه نگيريد.
امير: آقا من در جامعه انواع صف را نام ببرم. معلم: بگو صف نان من هميشه توي اين صفم خيلي هم بي نوبتي مي شود صف گاز آقا اينجا هم پارتي باري مي شود آقا صف ميني بوس مدرسه هر كسي كه زروش بيشتر باشد بچه ها را كنار مي زند و صندلي مي گيرد آقا صف بانك هر كسي كه پارتي داشته باشد از آن طرف باجه زود جوابش را را ميدهند صف تاكسيهاي حاشيه ميدان، آن طرف ميدان هم صف كارگران كارگرها معلم بشين. امير: آقا يك صفي ديگري هم اول خيابان شهيد بهشتي تشكيل مي شود. يك تابلوي كوچكي دارد...
بهرام: اقا در پمپ بنزين هم صف گاهي وقتها تشكيل مي شود در زمستان جلوي شعبه هاي نفت: صف گلندهاي خالي.
سروش گفت: آقا در بانكها صف براي هم وام هست بابا چند وقت است كه پرونده اش را گرفته اند و هنوز به او وام نداده اند معلم گفت: آن پرونده در نوبت است موقع وقتش برسد وام تعلق مي گيرد سروش: آقا همسايه ما كه ديرتر تشكيل پرونده داده نوبتش شد ولي باباي من نه. معلم: حتماً پرونده نقصي داشته بهرام: آقا همسايه اينها پولدار است باغ پسته اي دارد حتماً از آن پسته اي باغ كله قوچي برده آخر عموي من تعريف مي كرد برق يكي از همسايه هايشان قطع شده بود همين پسته اتي كله قوچي دهن وا برقشون وصل كرده بود. معلم: بشين اين حرفها در كلاس ممنوع. سروش:آقا در بعضي بانكها پرونده هايي كه افراد تشكيل داده اند ممكن است طرف مرغداري يا گاوداري يا زمين خربزه داشته باشد كه دست پرونده را بگيرد يا افراد همسايه باشند يا شريك در معامله و قرارداد اگر چنين باشد ديگر نه رد صف مي مانند و نه در نوبت. اميد گفت: سعدي زيبا گفته برو قوي شو اگر در جهان راحتي خواهي كه در نظام طبيعت پارتي لازم است. بچه ها زدند زير خنده و معلم براي اينكه نظم راه به كلاي برگرداند گفت: بچه ها تفاوت صف و نوبت را بگوييد. امير آقا هيچ فرقي ندارد تو صف نانوايي آقا شالش را به نرده بسته مي گويد حالا نوبت من است خودش هم در صف نبوده و شالش آويزان بوده. سروش: آقا در بانك پرونده ها همه در نوبت هستند ولي خود شخص يك پرونده از زير به رو مي آيد و زودتر جواب داده مي شود آقا يك مثل هست كه مي گويند: آسيا به نوبت اول يعني چه؟ معلم: قديما مردم وقتي كوله هايشان را براي را براي آرد كردن به آسيا مي بردند آسيابان آنها را به ترتيب مي چيد و از روي نوبت آرد مي كرد. افرادي كه براي انتخابات ثبت نام مي كنند اينها هم در نوبت هستند. معلم: مردم در انتخابات تصميم مي گيرند مردم بايد دقت كنند. در جامعه بعضي افراد توان كار كردن ندارند فقط بوق كرناي زيادي سرمي دهند اگر مردم اين افراد را انتخابي كنند جامعه مريض خواهد شد. دنيا مثل يك قطار است يك عده از درب جلو پياده مي شوند يك عده هم از درب عقب سوار ما همه در صف قطار هستيم وب ه قول سعدي:
بنويسند مُلوك انر اين سپند سراي
در مسجد جامع قاين منبري از چوب چنار وجود دارد كه به عنوان اولين اثر فرهنگي استان در فهرست آثار منقول به ثبت رسيده است. منبر داراي 7 پله و ارتفاع آن 20/ 5 و طول آن 70/4 است و در سمت راست ايوان اصلي قراردارد. در بالاترين قسمت تيرهاي چوبي ايجاد كرده اند كه خطيب مي تواند ايستاده و به ايراد خطابه بپردازد. منبر در زمان شاه سليمان صفوي به دستور صف شكن خان حاكم قاين ساخته شده است.
محمد رمضان نژاد از مؤسسين اين باشگاه گفت:به منظور پركردن اوقات فراغت جوانان و اينكه جوانان ساعت بيكاري خود را به بطالت نگذرانند. به اتفاق يكي از دوستان به نام آقاي مهدي زبري باشگاهي مجهز به تمامي امكانات موردنياز راه اندزي كرديم و تاكنون استقبال خوبي از طرق علاقه مندان به ورزش صورت گرفته اميدواريم با حمايت مسؤلين اين باشگاه را گسترش دهيم تا تعداد بيشتري از جوانان را جذب كنيم. وي درباره انگيزه خود ازراه اندازي اين باشگاه گفت: قاينات در مجاروت با افغانستان است و خطر اعتياد و ديگر مسايل جوانان ما را تهديد مي كند و از آنجايي كه علاقه زيادي به ورزش دارم مصمم شدم ايتن باشگاه را راه اندازي كنم. وي از همكاري آقايان عزيزي (مدير كل تربيت بدني) زردي (رياست تربيت بدني قاين)، شهردار و اعضاي شوراي شهر، رمضاني (مسؤل هيئت فوتبال) يكه خاني، خيرآبادي، حاجي نژاد، جهاني و تمامي كساني كه به سلامتي جوانان اين مرزوبوم مي انديشند تشكر نمود.
12 نفر از اعضاي گروه كوهنوردي و سنگ نوردي افق به سرپرستي آقايان هادي نژاد و رعيتي در 5 و 6 مهرماه شبانه به ارتفاعات امام جعفري صعود كردند. اين برنامه از ساعت30/21 شب آغاز و تا 30/14 روز بعد طول كشيد.
در مسابقات جام رمضان كه با شركت 12 تيم در دو گروه 6 تيمي برگزار شد تيمهاي بسج اصناف، جهاد كشاورزي و پيوند زره مقامهيا اول تا سوم را كسب كردند. در مسابقه بين شهرداري بيرجند و جهاد كشاورزي قاين به مناسبت هفته دولت تيم جهاد كشاورزي قاين به برتري دست يافت.
مسابقات دوچرخه سواران حرفه اي استان جام جوان در 7 مهر با همكاري تربيت بدني و شهرداري قاين و سازمان ملي جوانان با حضور 50 دوچرخه سوار به همراه سرپرستان از بيرجند، فردوس، بشرويه، نهبندان، خضري دشت بياض، قاين و بخش سده برگزار شد. در ماده يك كيلومتر تايم تريل انفرادي آقايان نهدي صالحي، مجتبي خراشاديزاده و محمد ناصري تبار از بيرجند. در 5 كيلومتر تايم تريل انفرادي استقامت آقايان مهدي صالحي و احسان گرگين از بيرجند و مهدي شريعتي فر از قاين اول تا شوم شدند. در تيمي نيز تيمهاي بيرجند، قاين و فروس اول تا سوم شدند.
اين آزمون با شركت 412 داوطلب از شهرهاي مختلف استان، 27 مهر در سالن امتحانات مدرسه نمونه خيامي برگزار شد. حقگو رياست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي قاين ظرفيت پذيرش مركز در ترم اول سالجاري را 240 دانشجو اعلام كرد. نژاد حسين فرماندار قاينات و جعفري قائم مقام و معاونت فرهنگي و هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان در بازديد ازر محل برگزاري آزمون بر تقويت فعاليتهاي قرآني تأكيد كردند.
