به مناسبت اتفاقات تلخ انتخاباتی در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
مردم شریف استان خراسان جنوبی
22 بهمن 1386 ، که مصادف با بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی است ، متضمن خاطرات شیرین و احساسات تلخ برای همه دوستداران انقلاب اسلامی و امام راحل (ره) است. خاطرات شیرین از آن جهت که این روز بزرگ یادآور به ثمر نشستن تلاشهای 15 ساله امام راحل (ره) و شهیدان انقلاب اسلامی در جهت محو استبداد فردی و خودکامگی سلطنتی ، بازپس گیری حق تعیین سرنوشت توسط همه مردم ، حذف هزار فامیل از سپهر سیاسی و اقتصادی کشور و نیل به استقلال ، آزادی و مردمسالاری از طریق برپایی نظام جمهوری اسلامی است. تلاش همه مسئولان دلسوز ، آینده نگر و خط امامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و رشادت شهیدان پاکباز و ایثارگران جان برکف دفاع مقدس و خانواده های بزرگوار آنان نیز در راستای حفظ همین دستاوردها و تحقق همین اهداف بوده است. در همین جا ، مراتب پایبندی ابدی ، التزام همیشگی و احترام عمیق خود به آن آرمانها و مجاهدتها را بار دیگر ابراز می داریم.
آنچه که امروز موجب می شود در کنار آن خاطرات شیرین ، احساسات تلخ و نگرانی های عمیق نسبت به آینده انقلاب و نظام نیز در کام دوستداران واقعی انقلاب اسلامی بنشیند ، وضعیت بسیار اسفباری است که بر جریان برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی حاکم شده است. مجلس شورای اسلامی ، که در کلام امام راحل (ره) عصاره فضائل ملت و در راس امور است ، از آنچنان جایگاهی در فرهنگ انقلاب اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی برخوردار است که با هیچ نهاد دیگری قابل قیاس نیست. از همین روست که حق انحلال مجلس شورای اسلامی حتی به رهبری نظام نیز داده نشده است و تصریح شده است که بدون حضور مجلس منتخب واقعی همه مردم ، نظام جمهوری اسلامی فاقد رسمیت خواهد بود. هیئت های اجرایی این دوره از انتخابات ، که منصوب مستقیم دولت نهم بوده و برای اولین بار در تاریخ انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی در یکدستی ، همسویی و هماهنگی کامل با هیئت های نظارت شورای نگهبان هستند ، به بهانه های واهی و مضحک عدم التزام به اسلام ، نظام و قانون اساسی و یا عدم احراز صلاحیت در جهت حذف جمع کثیری از فرزندان راستین و امتحان داده انقلاب و امام ، که اغلب ایشان از ایثارگران انقلاب اسلامی و مدیران نظام بوده اند ، از گردونه انتخابات اقدام نموده اند و این اقدامات حذفی توسط هیئت های نظارت شورای نگهبان تشدید و تعمیق شده اند. علاوه بر این ، دخالت گسترده ، سازمان یافته و عریان نظامیان در امر برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی منجر به نقض آشکار فرمان تاریخی امام راحل (ره) در این خصوص و ایجاد نگرانی های عمیق و جدی در زمینه سلامت انتخابات شده است. همه این اتفاقات سازمان یافته و برنامه ریزی شده ، نشانه های نگران کننده ای از بازگشت فرهنگ جاهلی قبل از انقلاب اسلامی و تلاش یک جناح سیاسی خاص برای تشکیل مجالسی فرمایشی و گوش به فرمان از طریق برگزاری انتخاباتی نمایشی و خالی از هویت واقعی و در معرض تردید قرار گرفتن مشروعیت و رسمیت نظام در منظر شهروندان ایرانی و جهانیان است.
ائتلاف اصلاح طلبان خراسان جنوبی ضمن هشدار نسبت به بازتولید مناسبت های مردم ستیزانه قبل از انقلاب ، وظیفه حاکمان در خصوص برگزاری انتخاباتی آزاد ، عادلانه ، رقابتی و قانونی را به ایشان گوشزد می نماید و با بهره گیری از کلام نورانی رسول گرامی اسلام (ص) که فرمود: "حکومت با کفر دوام می یابد اما با ظلم بقایی نخواهد داشت" ، یادآوری می کند که دوام و بقای نظام جمهوری اسلامی تنها از طریق برگزاری انتخابات آزاد ، عادلانه ، رقابتی و قانونی میسر است و روش های قیم مآبانه و محدود نمودن حق انتخاب مردم به تعداد محدودی نامزدهای از پیش تعیین شده و وابسته به جریان سیاسی حاکم در درازمدت نتیجه ای جز آنچه که در جریان انقلاب شکوهمند اسلامی مشاهده کردیم در پی نخواهد داست.
فاعتبرو یا اولی الابصار.
در انتخابات دوره اول خواهرزاده امام خميني(ره) در خمين كانديدا شد. آقاي سيدان هم كه معلم خوبي بود كانديدا مي شود. آقاي پسنديده برادر بزرگتر امام هم خواهرزادة امام را تأييد مي كند اما ايشان رأي نياورد. آقاي پسنديده نامه اي به امام نوشته بود كه انتخابات خيلي بد بود. امام كه اين نامه را ديده بود فرموده بودند: انتخابات از اين بهتر نمي شود، خيمن شهر من است، همشيرزادة من كانديد شده، برادر هم او را تأييد كرده ولي او رأي نياورده معلوم مي شود انتخابات كاملاً آزاد بوده است.
اين سندي است كه در تاريخ مي درخشد به جاي اينكه به دفتر يا حاج احمد آقا بگويند كه چه شده كه فلاني كه از بستان من است رأي نياورده و انتخابات اشكال داشته،
مي فرمايند كه اين دليل بر آزادي انتخابات است.
كودكي را كه عقل و تدبير است به نيك شهر ... است
اولي نوشته بود: اول ستاد بحران تشكيل مي دادم و وضعيت را غيرعادي اعلام
مي کردم.
دومي: بادرخواست كمك از مردم تمام كساني كه مي توانند با كمك تجهيزات و وسايل خود به شهر كمك كنند، دعوت به همكاري مي كردم.
سومي: كار مدارس و ديگر ادارات را يك ساعت ديرتر شروع كردم.
چهارمي: پيرمردها و پيرزن ها و افراد بي سرپرست را شناسايي مي كردم و دستور
مي دادم برايشان همه چيز ببرند تاخداي ناكرده به آنها آسيبي نرسد.
پنجمي: بخاري مدارس را 24 ساعته روشن مي گذاشتم تا دانش آموزان و معلم سرما نخورند.
ششمي: به روستاهاي دور دست آذوقه مي بردم و راننده هاي نفت كش هاي شهري، كه با بهانه هاي مختلف روزهاي اول برف با بهانه هاي مختلف از خدمت رساني خودداري كرده اند را جريمه مي كردم.
هفتمي: مسؤلين كم كاري و بي مسؤليت را بيرون مي كردم.
هشتمي: بي توجهي مسؤلان استان را به مركز گزارش مي دادم و تمام خبرها و گزارشها را هم به اطلاع مردم مي رساندم.
نهمي: به دامداران از صندوق خسارات، تسهيلات بلاعوض مي دادم و به شكايتهاي آنها خيلي سريع رسيدگي مي كردم.
دهمي: فرهنگ مردم را بالا مي بردم تابا صرفه جويي بيشتر به هم كمك كنند.
يازدهمي: آماده باش مي دادم و خودم هرگز پشت ميز نمي نشستم و از نيروهاي سپاهي و ارتشي بريا توزيع سوخت كمك مي گرفتم.
دوازدهمي: گازكشي را با سرعت بيشتري انجام مي دادم تا مشكلات مردم خيلي كم شود.
سيزدهمي: ازشهرهاي ديگر لوله كش و تعميركار مي آوردم تا خيلي زود مشكل آب حل شود. همچنين براي دانش آموزاني كه پياده به مدرسه مي آيند، سرويس
مي گذاشتم.
چهاردهمي: ساعات كار نانوايي ها را بيشتر مي كردم، نفت را رايگان مي دادم، پول برق را كم مي كردم و پزشك رايگان مي گذاشتم.
متن كامل انشاها موجود است.
ياد آن روز بخير بانكه اي كوچك سه كيلويي داشتم و هر وقت از خانه بيرون مي آمدم از مغازه آقاي... آن را پر مي كردم و 75 تومان به او مي دادم توي خونه هر از همين شير يك پياله پرسرشير مي گرفتند و صبحانه با نون تنوري خانگي كه مادرم مي پخت و سهم هر يك از ما بچه ها را كنار مي گذاشت مي خورديم. قدري از آن را كوكب خانم ماست مي كرد و گاهي از آن پنير مي ساخت آخر او خلي زن مهربان و خوش سليقه اي بود. امروز همان بانكه شير 75 توماني كه خدا رحمتش كنه و خاطرات سير صعودي تا 1350 تومان را ديده است ديگر جرأت نمي كنم آن را با خود به بازار بياورم اين بانكه همراه سله و دوچرخه ام را بايد به اداره ميراث فرهنگي تحويل دهم و خاطرات هر يك را در مثنوي هفتاد من كاغذ بنگارم زمان زمان به تندي گذشت امروز براي يك پاكت شير كه نگو دو پاكت بايد لحظه شماري كني ود رسرما سگ لرز بزني تا شايد آخر صفيها را هم شير برسد نمي دانم چرا هميشه جزء آخر صفيها هستم آخر من كه سحرخيز بودم اما امروز سحرخيز بودن فايده اي ندارد بايد شب رو بود. شركتشير نيمبلوك وآنا كه صادقانه و پرتلاش در عرصه صنعت قاينات حضور فعال دارند چرا در توزيع شير توليدي نظارتي نيست دوستي مي گفت: نظارت هست اما مردم حريصانه شير مي گيرند آخر بايد شير گاودوشان را تحويل دهند تا سبوس و كنستانتره بگيرند بر مبناي شير تحويلي علوفه و خوراك دام تعلق مي گيرد. حق همان شير فروش مي آيد و سهم خود را از بسته بنديها مي گيرد آخر تانكرهاي دوره گرد شير تك تك روستاها را جمع مي كنند و به كارخانه مي آورند نيازي نيست تا فروشندگان رنج راه را تحمل نمايند و بانكه هاي شير را به شهر دم مغازه ها برسانند اين نوع مبادلات سبب شده تا من و تو شير باشيم و شير بگيريم.
دبه اي دارمتو شرح خاطراتش را گوش كن از دل شير آورش يك جرعه شيري نوش كن
سالها دستش گرفتم تا بگيرد دست من من به او مأيوس بودم، او ببودي مست من
من زدم پابر ركاب چرخ، او رقصان ببود گردش پاهاي من چون گردش دوران ببود
دبه ام فصل بهار و چه شيري خواستي گوسفند يا گاو، اي صاحب بده درخواستي
دبه مي رقصيد و من آهنگ رفتن داشتم از هياهوهاي مردم حرف گفتن داشتم
تا كه پرشيرش نمودم احترامي خاص داشت رقص او كم شده دستش بدستم مي گذاشت
آن زمان بگذشت اكنون دبه ام محزون شده سربه كابينت نهاده تنگ دل مجنون شده
حال ديگر گاوها پستانشان پرشير نيست يا اگر هم هست بهرشهروندي پير نيست
شير بياد بود تا پستان گاوان را گرفت يا مهار چرخة شيران ميدان را گرفت
حال ديگر نمي پرسم چه شيري خواستي چشم مي دوزم نگردد در سبدها كاستي
تا گذارندشير را هر جعبه بالا مي پرد در ميان آن هياهو چه از جا مي پرد
حق همسايه بجاي آرند اين همسايگان گوش شيران را بدست آرند اين شيرآوران
كيسه هاي شير را ازجعبه بالا مي كشند بر صف شيران ميدان خنده رسوا مي كشند
گربدست آرم ترا اي شير يالت مي كشم بند بر پايت بيندازم زبانت مي كشم
من بدنبال تو مي آيم نگه كن صف زدند شير پستان ترا منصورها بر كف زدند
مي كشنداز هر سبد كيسه به كيسه شيرها رسم شيران است «مختاري» تو هم با ما بيا
چند خط از سر ضرورت بر جوابيه دو دبير بازنشسته
اينجانب پس از مطالعه دستنوشته ايشان كه در هفته نامه طلوع به رشته تحرير در آمده بود بر آن شدم تا چند نكته از باب تذكر يادآوري نمايم. 1- بروز احساسات ملي نشان از پويايي يك قوم يا ملت دارد و في نفسه چيز خوبي است اينگونه سخن را انسان بايد زماني به زبان آورد كه وقتي به شناسنامه پدربزرگش نظر افكند خجل نشود چرا چونكه هنوز آثار قاينات (قهستان) نه تنها از اذهان مردم نجيب خراسان جنوبي و ايران محو نشده بلكه پيران سيستان هنوز هم به حسين آباد و نهبندان (حسين آباد قايني ها) مي گويند و همة ما كه بچه اصيل اين آب و خاك هستيم به خوبي مي دانيم كه از مهنه در شما تا سفيدآبه در جنوب از طبس در غرب تا يزدان در شرق يم مملكت بوده- هست و شايد در اينده هم انشاا... باشد. بحمدا... امروز در دنيا كشورهاي پيشرفته تمام بيست و چند كشور اروپايي زير يك سقف جمع مي شوند تا اتحادشان را نشان دهند- اعراب شوراهايي را تشكيل مي دهند تا بگويند ما يكي هستيم- اما در منطقه ما همه
ساز را از سرگشادش مي نوازند همه قوروت را مي شناسيم اما به آن كشك مي گوييم كه بگويند فلاني... نفرين خدا بر آنان كه بر مردمان ساده ما اين چنين كردند دبير محترم بازنشسته شما حالا بازنشسته نشديد شما از اول بازنشسته بوديد ولي هم خود هم ديگران را گول زده ايد كه تدريس مي كنيد. ما را چه مي شود اين همه بخل، حسد وكينه ورزي در يك خوان و يك خانه. در اتوبوسي ننشسته ايم كه از يان حرفهاي صدتا يك غاز زده شود. از به هم بافتگي فرهنگي و اجتماعي كه بگذريم به هم تافتگي خانوادگي را مي بينيم كه در بين اين مردم ساري و جاري است كارهاي اجرايي دولت كه بحمدا... از چاههاي نفت جنوب تأمين اعتبار مي شود و اگر دويست كارخانه سيمان هم در منطقه زده مي شود بازهم به يك درصد پول نفت سروكار داريم و به حول و قوه الهي نه در بيرجند چاه نفت هست و نه در قاين اعتبار از دولت بريا يك قوم ويك ملت حال اينكه چرا فرزندان سر يك سفره به هم لگدپراني مي كنند ا...علم اشتباهي كه هيچكس در هيچ در هيچ گوشه سفره حاضر به پذيرش آن نيست امروز من خطي تفرقه افكن مي نويسم فردا جوابي بدتر مي شنوم آخرالامر مردم بيهود بايد سراز اهواز و مردم مود سراز سرپل ذهاب در بياورند تا لقمه ناني به كف آورند و به غفلت نخورند. بياييد براي يكبار هم كه شده كلاهمان را قاضي كنيم اگر كلاهي نيست كلاه همسايه را به عاريت بستانيم. كساني كه داعيه فرهنگي بودن دارند كمي تأمل بايد كه كه صد البته تأمل هست كمي به تحول فكر كنيم اشتباه از من كم سواد بود (بحمدا... بيسوادي ريشه كن شده) بعيد نيست اما از كساني كه ديگران را به خاطر آموزش دادن بنده خو.د مي دانند بعيد است. اگر مشق كردن يك معلم اينست كه ما خوانديم و از اين عاليجناب ديديم هيچ شاگردي بنده معلم بنده معلم به خاطر ياد گرفتن افتراق، كينه، بخل و حسد نخواهد شد. اگر در اينجا عده اي خاص و انگشت شمار حرفي در مخالفت زده اند براي خود دليل داشته اند و نه تنها اينجا بلكه بجز بيرجند در همه جا اين اندازه ودربرخي با شدت بيشتر وجود داشته است و در اينجا هم همة استان بنحوي مقصرند از بيرجند بعنوان شهر فرهنگي مفقصر اول تا آخرين نقطه كه خود مجال جداگانه جهت توضيح مي خواهد.دبير محترم بازنشسته سابقه تاريخي خراسان جنوبي به گواه هزاران دليل متقن بالاتر از 2500 است سابقه اي به اندازه تاريخ ايران زمين در اين خاك پرگهر ساري و جاري است و هر قسمتش متعلق به يك گوشه اين خانه بزرگ است و اگر خواسته باشيد وزن و ارزش هر كدام كه باعث افتخار همه ماست به راحتي قابل سنجش است. اين واقعيتها ديگر از وارونه شدن رهايي يافته، چرا كه بيداري عمومي در حال جان گرفتن است و ما همه بايد فهيمانه از دستاوردهايمان حفاظت كنيم. مهمترين افتخارات اين مرز و بوم سلامت مردمان پاك اين خطه است. در جايي كه مردم از دست حتي نزديكترين خويشان اموالشان در امان نيست ما را بدون ضمانت و تحقيق نگهبان واقعي و پاسبان صادق اموال و امين پاك زندگيشان مي نمايندو اين اسان بدست نيامده است. دبير محترم بازنشسته آن طوري كه جنابعالي كلمه قاپيدن را ملكه ذهن كرده و شايد به شاگردانتان آموخته باشيد در عالم واقع چنين چيزي نيست. بيش از 200 هزار نفر در واقع يك سوم جمعيت استان خراسان جنوبي دراين ديار زندگي مي كنند به مراتب از بنده و جنابعالي از هر نظر برترند و چنان جنابعالي خود را مستحق آموزش، كار، مسكن، درمان و... مي دانند. اميد است در آينده چشمانمان را باز كنيم و حداقل پانزده سال قبل را ببينيم تا آرام آرام به نقطه مظلوب برسيم.
رقابت سالم- پيشرفت آگاهانه به دور از كينه و غرور آرزوي ماست.
حبيب مظاهري. يكي از رانندگان ناوگان باربري قاين