دکتر احمدی با بیان اینکه نگاه اسلام به شادی عمیق است٬ بیان کرد: خنده ها و شادی هایی که در حال حاضر در جامعه ما وجود دارد، شادی ظاهری است. شادی ظاهری، نوعی شادی موقت ایجاد می کند. در حالی که اسلام شادی را عمیق می بیند نه ظاهری.
دکترعلی اصغر احمدی، روانشناس و عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه تهران، با اشاره به آیه « فرحین بما آتیهم الله» درباره فرهنگ شادی در اسلام گفت: قطعاً اسلام شادی را قبول دارد. در قرآن شادی با اصطلاح «فرح» می آید. مثلاً آیه « فرحین بما آتیهم الله» یعنی شادند به آن چیزی که خدا به آنها داده است٬ اشاره ی دقیق قرآن به شادی است.
به گزارش سرویس فرهنگی « فردا » دکتر احمدی افزود: نقطه مقابل فرح و شادی، غم و حزن و ترس است و در حالی که زیربنای شادی، آرامش درونی است، زیربنای غم و حزن، التهاب و ناآرامی است. قرآن با آیه «الا بذکر الله تطمع ان القلوب» به این نکته اشاره می کند که مایه ی آرامش درونی و در نهایت شادی، یاد و ذکر خداست.
دکتر احمدی با بیان اینکه نگاه اسلام به شادی عمیق است٬ بیان کرد: خنده ها و شادی هایی که در حال حاضر در جامعه ما وجود دارد، شادی ظاهری است. شادی ظاهری، نوعی شادی موقت ایجاد می کند. در حالی که اسلام شادی را عمیق می بیند نه ظاهری.
وی در ادامه گفت: شادی حقیقی، شادی باطنی است. این نوع شادی در ظاهر٬ لبخند و در باطن٬ اعتماد و اطمینان در عمل ایجاد می کند. خنده های بلند افراد در شادی ظاهری است که حالت نمایشی پیدا می کند و این رفتار عکس العملی در مقابل افسردگی درونی است.
این دکتر روانشناس با بیان اینکه اسلام، شادی عمیق را هدف قرار داده است٬ افزود: باید بین شادی عمیق که اسلام آن را هدف قرار داده با شادی ظاهری که با رفتارهای ظاهری بروز می کند٬ تمایز قائل شویم. مشکل جامعه ی ما این است که افراد این تمایز را به درستی نمی فهمند. زیرا درک درستی از دین ندارند و دین را نمی فهمند.
وی همچنین بیان داشت: افراد به دنبال شادی موقت و ظاهری هستند. با دیدن فیلم کمدی شاد می شوند و با جدایی از آن خنده و شادی از بین می رود و حزن و اندوه جای آن را می گیرد. قرص های شادی آور، مواد مخدر و مشروبات الکلی٬ شادی وابسته به موقعیت و گذرا٬ شادی موقت است.
دکتر احمدی با بیان اینکه ترس از خدا شادی ایجاد می کند٬ گفت: یکی از شادی های حقیقی راستگویی است. کسی که دروغ می گوید احساس سست عنصری می کند و این خود نفرت و ناآرامی درونی را که باعث حزن و اندوه می شود٬ در پی دارد. راستگویی، گناه نکردن و ترس از خدا شادی ایجاد می کند.
وی در ادامه جامعه ی ما را جامعه ای غیر شاد دانست و بیان داشت: جامعه ما شادی را گم کرده٬ چون حقیقت خود را گم کرده است. تکلیف افراد با خودشان مشخص نیست و نمی دانند که از زندگی چه می خواهند. اگر سعادت حقیقی خواسته ی آنها باشد، باید حقیقت خودشان را کشف و طلب کنند نه چیزهای بیرون از خودشان را.
وی افزود: حقیقت انسان ها همیشه با آنهاست، مثل وجدان. آنکه وجدان آرام دارد، ایمان و اطمینان قلبی و در نهایت شادی دارد. افراد باید دنبال حقیقت خود باشند نه چیز دیگر. کسانی که غیر خودشان را بیش از خود به یاد می آورند، با یک فیلم، یک عروسی، قرص شادی آور، مواد مخدر و... در ظاهر شاد می شوند اما هرگز طعم شادی حقیقی را نمی چشند.
دکتر علی اصغر احمدی در پایان با بیان این نکته که شادی نمی تواند راه سلوک باشد٬ گفت: ما با شناخت دین، شناخت خدا و ترس از خدا به شادی می رسیم. از خدا می شود به شادی رسید٬ ولی شادی نمی تواند راه سلوک برای ما باشد.
دکتر علی اصغر احمدی، روانشناس، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه تهران است. از وی آثاری چون «فطرت٬ بیان روانشناسی اسلام»، «روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی»، «شخصیت و رفتار»، «مدرسه ی نامرئی» به چاپ رسیده است
اينجا ديار كاج ها پاييز را ديد سرپنجه هاي سوز مرگ آويز را ديد
اينجا درختان ختم خاموشي گرفتند با آتش خود جشن سردوشي گرفتند
اينجا صداي ني لبك خاموش گرديد چوپان كنار بره اش بيهوش گرديد
اينجا گداجوشي كه چوپان با خودش داشت در جاده برگشت پاي كوه بگذاشت
اينجا براي شعله ها غوغا بپا شد اندر اجاق مرده خاكستر بجا شد
اينجا بدست باد خاكستر هوا رفت از ناودان ديده اشكم بي صدا ريخت
اينجا زمستان رفت و مانده رو سياهي بر هر زغال مانده دست تباهي
اينجا فضاي سبز زردآباد گشته پاي درختان از زمين آزاد گشته
اينجا حكايتهاي بس ناگفته دارد هر برگ زردش بيتي آتش خورده دارد
اينجا غزل «مختاري» آهنگش نمانده سرسبز بودن حرف شد رنگش نمانده
سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز يك جشن ملي است، جشن ملي را همه مي شناسند كه چيست. نوروز هر ساله برپا مي شود و هر ساله از آن سخن مي رود. بسيار گفته اند و بسيار شنيده اند، پس به تكرار نيازي نيست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مكرر تكرار نمي كنيد؟ پس سخن از نوروز را نيز مي توان مكرر شنيد. نوروز كه قرنهاي دراز است بر همه جشنهاي جهان فخر مي فروشد، از آن رو «هست» كه يك قرارداد اجتماعي و يا يك جشن تحميلي سياسي نيست، جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب، و جوش شكفتن ها و شورزدن ها و سرشار از هيجان هر «آغاز»، نوروز تجديد خاطره بزرگي است، خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت. هر سال، اين فرزند فراموشكار كه، سرگرم كارهاي مصنوعي و ساخته هاي پيچيده خود، مادر خويش را زا ياد مي برد، با يادآوري هاي وسوسه ـميز نوروز، به دامن وي بازمي گردد و با او، اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن مي گيرد. فرزند، در دامن مادر، خود را باز مي يابد و مادر در كنار فرزند چهره اش از شادي مي شكفد، اشك شوق مي بارد، فرياد هاي شادي مي كشد، جوان مي شود، حيات دوباره مي گيرد، با ديار يوسفش بينا مي شود. نخستين روز بهارژف گويي نخستين روز آفرينش است اگر روزي خدا جهان را آغاز كرد است، مسلماً آن روز، يان نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است. هرگز خداوند جهان و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است. مسلماً اولين روز بهار، سبزه ها روييدن آغاز كرده اند و رودها رفتن و شكوفه ها سرزدن و جوانه ها شكفتن، يعني نوروز.
بي شك روح در اين فصل زاده است و عشق در يان روز سرزده است و نخستين بار، آفتاب در نخستين نوروز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است.
اول شما آقاي بزرگ، اكنون كه به مدد حضور همراه با شور و شعور، راه ادامه تكيه بر كرسي خدمت و مكنت برايتان فراهم شده، جا دارد ضمن عرض تبريك مطلبي را به سمع عالي برسانم بدان اميد كه تا زنده ايد از ياد مبريد! كه هرگاه ازياد بَريد! ديگر نپاييد!
به ياد خواهيد داشت روزهاي پاياني مهلت تبليغات را، روزهايي كه نگراني در چشم و چهره حضرتعالي و هوادارانتان موج مي زد (شايد عده اي از هوادرانتان شانس زيادي براي خود نمي ديدند) واز تعارف و دعوت به همكاري همگان دست برنداشتيد اما وقتي در اوج نگراني بوديد، بخش عظيمي از مردم غيور قاينات علي الخصوص شيرمردان و شير زناني قايني، عليرغم همه گذشته هاي... و برخي ملاحظات تاريخي و جغرافيايي، آستين همت بالا زدند و تعدا آرايي را به صنودق انداختند كه حتي خوشبين ترين افرا هوادار شما در رؤيا هم تصور نمي كردند. حال شايسته نيست مردمي اين چنين مَرد و شجاع دوباره چه سهوي، چه عمدي، چه از سوي دوستان چه از سوي دشمنان مورد بي مهري و ظلم مضاعف قرار بگيرند كه گناهي سخت نابخشودني خواهد بود. تاواني جزبدنامي در تاريخ قاينات نخواهد داشت.
اما شما آقاي.. ضمن عرض سلام به خاطر اتحادي كه بين مردم قاينات ايجاد كرديد، خسته نباشيد عرض مي كنم. كاش كمي بيشتر صبر مي كرديد تا شما هم بزرگ مي شديد و هم اينكه شايد به حد و اندازه قاينات بزرگ مي رسيديد. آن موقع بيشتر به اتحاد قاينات فكر مي كرديد. اما بعدها كه بزرگ و بزرگوار شديد و به ميدان آمديد بهتر است به اتحاد همفكرانتان فكر كنيد. علي ايحال خسته نباشيد.
و اما دوستان ناتمام! عليرغم اينكه عمل و كردار برخي دوستان گواه است و بر ناتمام بودنشان دلالت دارد. از گوشه و كنار زمزمه هايي شنيده مي شود كه برخي افراد كه ناخالصي وجودشان با انتخابات مشخص شد، نطق مي فرمايند و مي گويند بايد راهمان را از ديگر اصلاح طلبان جدا كنيم تا همه بدانند!! دوستان همه از خيلي قبل مي دانسته اند و از همان ابتدا دريافته بودند كه شما وصله ناجور اصلاحات هستيد و بوده ايد و راهتان هم جدا بوده، چرا كه هميشه بجاي انديشيدن به انديشه، شرط و شروط مي گذاشتيد و به جاي اصلاح خود بيشتر مي خواسته ايد اصلاحات را اصلاح كنيد. چنانچه تمايل به جدايي داريد بايد در جوابتان گفت:
با دشمن من چودوست بسيار نشست با دوست نشايدم دگر بار نشست
پرهيز از آن عسل كه با زهر آميخت بگريزم از آن مگس كه با مار نشست
اما عليرغم همه كرده هايتان و بي راهه هايي كه رفته ايد و وسيله نادرستي كه براي هدف مقدس خود انتخاب كرده بوديد. بازهم آغوش اصلاحات به روي شما و به روي تمامي جوانان آزاده باز است با پيامي كه هميشه مي گويد:
عزت زقناعت است و خواري زطمع با عزت خود بساز و خواري مطلب
بخشنامه اي از كميسيون ... تحت عنوان كتاب «درهدايت» به مدارس رسيد كه اگر مشتاقان اين كتاب به صددرصد سؤالت آخر جواب دهند تشويقي فرمانداري بدانها تعلق مي گيرد و اگر به صددرصد جواب ندهند در قرعه كشي شركت داده خواهند شد لازم به ذكر است كه براي همكارن فرهنگي 2 امتياز دارد كه در رتبه معلم برتر، حق برجستگي و ارتقا شغلي مؤثر است همكاران جهت گرفتن كتاب «درهدايت» ثبت نام كردند و يك هزار تومان دادند. وقتي براي گرفتن كتاب مراجعه كردند كتاب «انتخاب اصلح» را تحويل گرفتند كه فرم آخر آن را بايد جواب مي دادند ضمناً تأكيد شده بود كه فتوكپي برگ آخر قابل قبول نيست اصل فرم بايد ارائه شود. خوش به حال نويسندگان چنين كتابهايي كه از طريق ارگانهاي دولتي آن هم در بين قشر تحصيل كرده نيازمند 2 امتياز براي رسيدن به رتبه برتر يا حق برجستگي اقدام به توزيع مي نمايند به ياد فروش پايان نامه ها در ناصرخسرو و ميدان شهدا افتادم غافل از اينكه همين بغل گوشمان 2 امتياز را هزار تومان مي فروشند كاش براي كتابهاي خاك گرفته ما هم چنين امتيازاتي در نظر گرفته شود تا ما هم به نوايي مي رسيديم.
درآستانه نوروز وسال نو، فرارسيدن بهار طبيعت وزاد روز فرخنده پيامبرآگاهي، آزادي ومكارم اخلاقي را به شما دوستان عزیزم وهمه فرهيختگان وفرزانگان ايرن زمين تبريك وتهنيت مي گويم . گوهرانسان كه خردمندي واراده است درسايه دانش وايمان واخلاق و ادب بارور مي شود واوانسان كامل و مظهررحمت وعطوفت وجلوه تام اخلاق وانسانيت بود .
ستاره اي بدرخشيد وماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
*****
نگارمن كه به مكتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
كمال جويي، عشق به زيبايي وارزشهاي اخلاقي گوهرهاي نابي هستند كه درفطرت الهي انسان به امانت نهاده شده است. شكرانه اين گرايش هاي سرشتي وشرط امانت گزاري؛ پايبندي به دانش وآگاهي براي نيل به حقيقت وكمال، پايبندي به شناخت هنري براي زيبايي روح و پيراستگي نفس وپايبندي به ارزش هاي اخلاقي كه روشنگرراستي ودرستي ازكژي وكاستي وبزرگراه رستگاري است .
ازدرگاه پروردگارجهان هستي كه جلوه مطلق كمال وزيبايي واخلاق وسرچشمه گرايش هاي فطري انساني است خواستاريم كه در پرتو فضل ورحمت وهدايتش ما را به صفاتي چون اخلاق وادب، آزادگي وكرامت، ايمان وپرهيزگاري، دانايي وخردورزي، راستي ودرستي، دادگري ونوع دوستي، جوانمردي وفداكاري وتلاش وپايداري درراه هدف آراسته فرمايد .
*****
" یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبرالیل والنهار، یا محول الحول والاحوال، حول حالنا باحسن الحال"
آری، نیایشی است عارفانه ازعشقی الهی، عشقی که ازروزالست وپیش ازآغازآفرینش هستی آغاز می شود وخمارمستی آن همه عمرعاشق رادربرمیگیرد.عشق راستینی که بانفی خودبینی، خودخواهی وخودپرستی ودل سپردن وتسلیم به سرچشمه مهرودوستی، پاکی ونور، کمال وزیبائی واخلاق وادب، انسان را به رستگاری وسعادت جاودانه رهنمون می شود.
همه عمر سربرندارم ازاین خمارمستی
که هنوزمن نبودم که دردلم نشستی
***
تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند وآیند وتوهمچنان که هستی
***
چه شکایت ازفراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی بازکردی درماجراببستی
***
نظری به دوستان کن که هزاربارآن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
***
دل درذمند ماراکه اسیرتست یارا
به وصال مرهمی نه،چوبه انتظارخستی
***
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روزهیجا
توکه قلب دوستان را به مفارقت شکستی
***
بروای فقیه دانا، به خدای بخش مارا
تووزهد وپارسائی، من وعاشقی ومستی
*****
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چوقبله ایت باشد به ازآن که خودپرستی
*****
چوزمام بخت ودولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
*****
گله از فراق یاران وجفای روزگاران
نه طریق تست سعدی،کم خویش گیرورستی
*****
" ارادتمند و دوستدارهمیشگی شما "
