تبليغاتX
طلوع قاینات
اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

تقريباً تمام شما خوانندگان عزيز در تعطيلات نوروز پذيراي مسافريني از گوشه و كنار كشور كه اقوام شما هستند بوديد. آيا توانستيد ميزبان خوبي براي آنها باشيد؟آيا سؤالي پرسيدند كه نتوانسنتيد جواب دهيد؟ البته همگي ما ميزبان خوبي بوديم. در اين هيچ شكي نيست ولي در پاسخ به بسياري از سؤالات معمولي مي مانديم. مثلاً بنده وقتي كه يكي از اقوام مسافر از من سؤال كرد كه چرا در ايام باستاني عيد نوروز كه مصادف با هفته وحدت نيز هست ريسه هايي كه در خيابانهاي اصلي شهر نصب كرده اند را روشن نمي كنند؟ آيا براي نوروز ارزش قائل نيستند؟ يا ميلاد حضرت رسول اكرم(ص) را ساده پنداشته اند؟ بنده هم يك با جواب بي سروته آنها را قانع كردم و به آنها قول دادم كه شب آنها را به ابوذر ببرم چون ديده بودم كه آنجا نورپردازي قشنگي دارد و آرامگاه مثل نگيني در دل كوه مي درخشد. وقتي بساط سماور ذغالي و شام محلي را حاضر كرديم تا برويم ساعت تقربياً 9 شب بود كه به ابوذر رسيديم. در آنجا بود كه از خجالت آب شدم و در دل كوه فرورفتم زيرا با چراغهاي خاموش آرامگاه مواجه شدم.  و انگاه بود كه نيش و كنايه ها شروع شد و گفتند در شهر شما خيابانهاي اصلي تاريك است، چطور انتظار داريد كه كوه و بيايان روشن باشد. من هم به بهانه اينكه بايد شب در تاريكي به‌آنجا برويم تا بيشتر متوجه آثار باستاني شويم. از آنها خواستم تا چراغ قوه موبايلهايشان را روشن كنند تا از پله ها بالا برويم.

 راستي چرا اينگونه بود؟ چرات ريسه هاي سرگردان در خيابان اصلي شهر نورافشاني نكردند؟  آيا اين ريسه ها را كسي به شهرهديه كرده است كه هر وقت خودش بخواهد بايد روشن شوند؟ و يا از بودجه شهري تهيه شده است؟ اگر از بودجه شهري تهيه شده چرا مردم حق استفاده از آن را ندارند؟خواهشي كه از مسؤلين امر دارم اين است كه به اين مسائل بيشتر توجه كنند تا هزينه اي كه براي زيباسازي و نماياندن شهر به ديگران شده بيهوده نباشد.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:41 | لینک  | 

بنا به اعلام مسؤل دفتر باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامي واحد قاينات اولين همايش ملي و علمي زعفران و زرشك در ايران  با در آبان 87 به ميزباني دانشگاه آزاد اسلامي قاينات برگزار مي شود.

محمود مختاري گفت: با توجه به پتانسيل ويژه شهرستان قاينات  برگزاري اين همايش ملي در باشگاه مركزي سازمان مركزي دانشگاه آزاد اسلامي به تصويب رسيد. وي از تمام اساتيد، پژوهشگران و دانشجويان كه داراي مقاله علمي، پوستردر اين زمينه مي باشند جهت شركت در اين همايش دعوت به عمل آورد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:36 | لینک  | 

بهار امسال قاين طربناك نيست، غمناك است. ديگر نمي توان در سايه سار سروها و كاجهاي پارك جنگلي قهستان و دامنه بوذرجمهر فرشي گسترد و سماور زغالي آتش زد اينجا درختان خويش را به آتش كشيده اند سرما آنچنان بر صورتشان سيلي زده كه هنوز آثارش به جا مانده ديگر نمي توان در لابلاي درختانكاج دامنه قلعه كوه پياده روي كرد. اينجا خزان كاجها و سورها هر عابري را غمگين مي كند و هر رهگذري را مضطرب. اين فضاي زرد سوخته خيلي حرف دارد. نگاه معصومانه شاخسارهاي خشكيده يادآوربحراني است كه بر ما گذشت. امسال اگر طراوت از پاركها گرفته شده بياييد در شهر بازي را بگشاييم تا شهروندتني كه جهت گشت و گذار و پركردن اوقات فراغت به منطقه گردشگري مي آيند ساعاتي ذا در شهربازي به شادي بگذرانند. بياييد تا گرد غربت از چهره هاي به خاك گرفته وسايل شهربازي برداريم بياييد جُنگهاي شاد در روزهاي هفته به كمك انجمنهاي هنري شهرستان برپاكنيم، شايد درختان به وجد آيند و آهنگ رويش كنند. بياييد با ايجاد گود شادي در پارك جنگلي يا دامنه بوذرجمهر همشهريان را لحظه اي شاد نگهداريم. اين مهم حاصل نمي شود مگر با همت مسؤلان شهر اعم از شهرداري، شوراي شهر، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي، ميراث فرهنگي.

                              شاد بودن هنر است شاد كرده هنري بالاتر.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:31 | لینک  | 

قناد رئيس مجمع امور صنفي قاين در گفتگو با طلوع با اشاره به گراني هاي برخي اقلام گفت: با توجه به توزيع بنهاي غيرنقدي كميته امداد و بهزيستي در پايان سال86 و فروردين87 كه ضربه بزرگي به كسبه وارد كرد. اين اجناس توسط واسطه ها و چند فروشگاه خاص تحويل مددجويان گرديد كه با توجه به شكوائيه به شوراي اصناف كشور و وزارت بازرگاني اميدواريم مسؤلين در اين خصوص چاره انديشي كنند تا از تكرار آن جلوگيري شود و مجمع امور صنفي شهرستان قبل از توزيع بُنها اعلام آمادگي نموده بود. وي يكي از علل گراني همين امر در كنار خشكسالي هاي چند سال اخير، سرمازدگي كه به عنوان مثال سبب شده در بعضي موارد زرشك با پايين ترين قيمت خريداري شود و حتي كليه اقلام كشاورزي به سبب سرمازدگي نابود شده و در نتيجه توان خريد از قشر كشاورز سلب شده است . حتي در جلسه با مسؤلان امور مالياتي درخصوص پرداخت ماليات مشخص شد كه درآمد كسبه كاهش چشمگيري در سال 86 نسبت به سالهاي 84 و85  داشته است. وي گفت: برخي اجناس توسط عمده فروش در خارج از شهرستان گران شده و حتي برخي از عمده فروشان از عرضه جنس تا 20 فروردين خودداري مي كرده اند، ضمن آنكه برخي اقلام نيز توسط شركتهاي توليدكننده و كارخانجات گران شده است. وي افزايش اجاره واحدهاي تجاري  به عنوان يكي ديگر از دلايل گراني برشمرد.

با توجه به جلسه حضوري با وزير بازرگاني در سفر دوم رئيس جمهور به استان اظهار داشت: كه 80 درصد كسبه شهرستان جوان و مستأجر مي باشند و كسبه پس از بازنشستگي هيچگونه اميدي نداشته ودرخواست بيمه كسبه و همچنين سهام عدالت را نموديم. وي همچنين براي مهار اجاره بها با جلسات متعدد با شوراي شهر و شهردار محترم درخواست نموده تا بخش خصوصي حمايت تا نسبت به احداث مجتمعهاي تجاري اقدام نمايند.  

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:34 | لینک  | 

وقتي طرح راهنماي مسافرين نوروزي سازمان ملي جوانان جمعيت هلال احمر خراسان جنوبي را گرفتم به طراحان آن كه زحمت فراواني كشيده بودند خسته نباشيد گفتم و به ناظران آن احسن. لحظه اي شما همشهريان عزيز و هم استاني گرامي كه اين نقشه پرمحتوا را نديده ايد با من همگام شويد تا از جاذبه هاي سياحتي قاينات و از واحدهاي پذيرايي ميان راهي از مراكز مذهبي و از كتيبه هاي سنگي و پيشينه هاي تاريخي اين ديار كهن بگويم به راستي كه تصوير اوليه اين راهنما كه عكس سبزه و فانوس را بر يك صندلي سفيد پلاستيكي نشان مي دهد گوياي همه چيز است و اين جاذبه ها در قاينات با فانوس بدنبال آن چرخيده اند و گرنه ايوان بلند مسجد جامع شهر قاين . مقبره ابوذرجمهر قايني و قلعه كوه را راه نمي كردند و برج محمد و بند استند را پيدا نمي نمودند. درست است كه آنها هم جزء منطقه قاينات است اما اولويت را به كدام جاذبه ها بايد داد به راستي كه فانوس رؤياهاي شما را كسي فتيله اش را دستكاري  كرده يا نفت مخزنش به آخر رسيده كه چنين نقشه اي را تنظيم نموده ايد. وقتي واحدهاي پذيرايي را مورد مطالعه قرار مي دهيم فقط نامي از رستوران و قدس و عدالت را مشاهده مي كنيم بدون شماره تلفني، گويا اين شهرمركز مخابراتي ندارد و شهرهاي ديگر دارند. زماني كه مراكز مذهبي را مي نگريم فقط به نامي از مسجد امام امام رضا(ع) و امام حسين(ع) و فاطمه الزهرا(س) قناعت مي شود گويا مسجد جامع جزءمراكز مذهبي شهر نيست و زماني كه از جاذبه هاي سياحتي مي گذاري فقط قلعه آفريز و امامزاده زيدالنار است، گويا طراح اين نقشه و متصديان اموراز طريق جاده فردوس گذاشته اند. اي كاش آنها كه اين همه از بيت المال هزينه كرده اند ساختمان نيمه تمام هلال احمر قاين كه پانزده سال از عمر مفيدش مي گذرد را هم جزء منماطق گردشگري قرار مي دهند آنكه ديدني تر است پشت ديوارها و كف اتاقها و سقف دودگرفته. كينه ها و عداوتها را كنار بگذاريد و واقعيتها را بيان كنيد و مي دانم كه بيان واقعيت تاريخي يك شهر كه بر بام خراسان جنوبي قرار گرفته براي شما سنگين است تا كي مي توانيد يك شهر و مردمانش را تحقير كنيد. سعدي نيكو مي گويد: پرتو نيكان نگيرد   هر كه بنيادش بد است

اي كاش همراه هر نقشه يك ذره بين هم به مسافران نوروزي اعطا مي شدتا مي توانستند پيشينه تاريخي قاينات را بر روي كتيبه سنگي حك شده در كنار نقشه چند ميلي بخوانند و آنگاه كه پيشينه باغ علم و قلعه پايين ده را مي خواندند غبرا زمان از چهره هر بنايي برداشته مي شد. اما افسوس كه گرد تاريخ بر روي اماكن تاريخي اين كهن دژ قاينات نشسته و دستات هوشيار وزيركي پرده هاي واهي را بر چهره هاي مسافران نوروزي مي كشاند و مسؤلين...

خسته بر راهم و چشمم نگران است هنوز

دردل باديه اسرار نهان است هنوز

كاروان مي رود و بانگ جرس مي آيد

حرف جامنده دل زير زبان است

پشت سر مي نگرم خاطره ها مي بينم

تاب برداشته چون خط بنا نست هنوز

دفتري تازه گشاييد كه اين بغض و حسد

در دل كهنه فرهنگ عيان است هنوز

از دل نقشه بگشوديتان مي خوانم

چه خبرها كه در آن بوي دهان است هنوز

دست تاريخ بي باريتان مي لرزد

كه بدين گونه ترا قفل بيان است هنوز

سربرون ار از آن ميكده خوبيني

كه به بدمستي دست زيان است هنوز

گرچه ميرات مرا رهزنان دزديدند

دست ايوان قهستان به نشان است هنوز

حيف جشمان حقيقت به خطا مي رود

چشم مختاري از اين ديده روان است هنوز

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:32 | لینک  | 

به دنبال تهيه بروشورهايي از طرف جمعيت هلال احمر استان كه حواشي بسياري به همراه داشت طلوع قاينات اين موضوع را با اسعدزاده رياست جمعيت هلال احمر قاين در ميان گذاشت كه وي در اين مورد توضيحاتي را ارائه داد:

اسعد زاده در مورد علت و مقصر اين امر گفت: براي گرفتن نقشه شهر قاين سه تن از نيروهاي جمعيت هلال احمر آقايان يوسفي، رازقي و عبداللهي سه روز متفاوت به شهرداري قاين و آقايان زعفرانكار و فلكي  مراجعه كردند آنها گفته اند نقشه را به ميراث داديم، آنها به ميراث مراجعه كردند آنها هم نقشه را ندادند من خودم با آقاي  دروازه بان تماس گرفتم  اما نقشه را ندادند. به فرمانداري قاين مراجعه كرديم و آقاي طيب با اداره كل ميراث فرهنگي صحبت كرد آنها با قاين تماس گرفتند در نهايت نقشه را ندادند، معاون ايشان نقشه را نداد و همين نقشه را كه به درد نمي خورد، دادند.ايراد از خودمان است كسي نقشه را در اختيار ما نداد. آيا اگر نقشه قاين كه ما گفته بوديم براي چه مي خواهيم در اختيار ما مي گذاشتند، چه اطلاعات محرمانه اي درز مي كرد، كه اين لطف را از ما و شهرستان دريغ كردند. وي در يان قسمت شهرداري و ميراث فرهنگي را مقصر دانست.  

درمورد چاپ اماكن مذهبي و تاريخي ما هم اعتراض داريم استان بايد حداقل با ما هماهنگي مي كرد و خيلي بهتر بود آثار باستاني بهتري را چاپ مي كردند. در اين مورد با ما هماهنگي نشده بود. ما خيلي بهتر مي توانستيم معرفي شهرستان را زا مركز استان انجام دهيم. وي گفت: به محض ديدن نقشه با اين وضع جلوي توزيع آن را گرفتيم و از بروشور و تقويم آموزشي  كه از سازكان مركزي آمده بود استفاده كرديم. مراتب را هم به مسؤلين استان اعلام كرديم.

وي در پاسخ به پرسش طلوه كه اين را عمدي بوده و اينكه قصد تخريب شهرستان بوده است مي گويد: اگر اين مسائل از اين زاويه ديده نشود بهتر است. در قسمت نقشه عمدي نبوده و در شهرستان به دليل عدم همكاري اين امر روي داده ودر مركز استان هم عمدي نبوده شايد به دليل بي برنامگي و عدم اطلاع درست بوده است. وي در پاسخ به اين پرسش طلوع كه با توجه به ديده نشدن بناهاي شاخص به نظر  نمي رسد عمدي دركار بوده گفت: اجازه بدهيد قضاوت سريع نكنيم و جواب آنها را نيز ببينيم. مسائل به استانداري، فرمانداري، نماينده و مراجع ذيصلاح منعكس و از مجاري قانوني در حال پيگيري است. دراين امر حساس هستيم . جون بنا نيست آقايي به خودش اجازه بدهد اگر از من خوشش نمي آيد بيايد حيثيت شهرستان را به زير سؤال ببرد.  مطمئن باشيد پيگير هستيم.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:30 | لینک  | 

كم كم بايد قبول كرد ديگر دست دوستي به حمايت از حفظ قامت هاي ستبر و سبز كوه و دشت، جنگل و صحرا و يا كوچه و خيابان بلند نخواهد شد و اگر فريادي به استغانه و دادخواهي در مرگ تأسف بار اين سبزقامتان از ناي بي رمقي بر مي آيد تا چند متر فراتر نخواهد رفت. مثل اين است كه ما آدميان به طريقي در نابودي فاجعه آميز طبيعتبا سيل حوادث روزگار همراه شده ايم. اگر رعدو برقي قامتهاي رسا را در دل جنگل و يا در پهنه خشك كوير بر زمين نمي افكند و يا سيلي بنيان افكن بيشه و جنگلي را نابود نمي سازد بايد خود اين رسالت خطير را به انجام برسانيم، يا بر اثر سهل انگاري فاجعه به بار مي آوريم و يا در زير لواي قانون و بيرق فرمان مافوق خط بطلان بر هستي كشتزار و باغ مي كشيم تا آنگاه هكتارها زمين را از زير فرمانروايي طبيعت خارج سازيم بر سطح گسترده آن ملك بادآورده، خيابان يا جاده اي احداث نماييم و يا آسمانخراش هايي برافرازيم تا آن موقع بتوانيم به خدايي كه در آسمانها در ذهن و فكر خود سراغ داريم برسيم و از سر تضرع و تشكر دست  دعا به درگاهش بلند كنيم كه اي خدا، اگر نبود غفلت صاحبان عقل و منطق و اگر نبود حس برتري طلبي و حب و مقام و منزلت آدمي و اگر نبود آز و طمع بي خبران از هر قاعده و قانون احترام به سبزه و طراوت، آب و زندگي، هر آن نمي توانستيم پابر سر خاك و گياه بنهيم تا سرمان از عرش و فرش بگذرد. بله باز هم حكايت بي پناهي درخت و جنگل و باغ و پرنده است همين ديروز بود كه بسياري از چشم هاي دوستداران مُلك خدايي نگران زندگي تأسف بار عقاب خانلري و طوطي مولوي در قفس هاي 2*2 بود اما امروز همان چشمهاي مهربان باز شاهد برافتادن قامت هاي بلند به بلنداي همه انسانيت، رحم و مروت و جوانمردي هستند. صحنه اين قصه از قفس عقبا و طوطي زياد دور نيست اگر از حاشيه  همان پارك شهر صد متري به طرف فرمانداري بيايي اي تابلو زيبا، نفيس و در عين حال وهم انگيز را كه با دست هاي تواناي كارگران شهرداري و زير نظر فرامين مافوق بر آسفالت خيابان سخت و سياه نقش بسته، خواهيد ديد. تابلو بسيار جالب و با همهة استادي و مهارت طراحي شده، همان تابلويي است كه در داستان «دوكاج» در فارسي چهارم ابتدايي از آن سخن رفته بود. اگر سحرگاهان به اين محل قدم نهاديد همراه با اركست سمفونيك طبيعت  سرود مرگبار كاج ها را اجرا سازيد. تا شايد خواب سنگين بي خبران از مرگ طبيعت آشفته شود. قصه «دو كاج» و قصه «كاج هاي شهر من»  در زمينه و در پايان غم انگيز مشابه اما در عناصر آفريننده متفاوت هستند. در آن داستان كاجي ازر تندباد حوادث بر خود مي لرزد و بر اين چند صباحي از قامت دوست تكيه گاهي مي سازد اما آن همسايه جفاكار اين سنگيني غم يار را تحمل نمي كند تا اين كه مأموران برق بريا بستن راه بر هر حادثه ممكن قامت هر دو را به دم تبر بي رحم مي سپارند. ولي در قصه كاج هاي خيابان فرمانداري هيچ ظلمي و يا ستمي از همسايه و دوست به ديگري نمي رسد، آنها با تمام رنج و مشقت زمستان سخت و سياه را پشت سر مي گذارند، با رنج و وسوز سرماي بيش از 30 درجه زير صفر مي سازند، از همه مهمتر رنگ سبز و شادبشان به يغما مي رود آنها بارها و بارها از ابتداي هستي شاهد تشريف فرمايي سران و حاكمان ريز و درشت بوده اند. در همين زمستان سخت گذشته آقاي استاندار را با چشمان تيزبين خود در ورود و خروج به ساختمان تصميم گيري سرنوشت شاز فرمانداري تعقيب كردند، حتي آنها هم با گوش جان خود جمله معروف آقاي استاندار را كه مي گفت :«من در قاين هيچ بحراني نديدم.» شنيدند و آنها ديدند كه با اين جمله چه آتشي بر خرمن آرزوهاي مردم بي پناه زده شد و چه نمكي كه بر زخم هاي كهنه قلب شان پاشيده شد. و آنها هم شاهد بودند كه هيچ سخني از سر اميد وشوق به گوش نرسيد.  شايد اين سلسله حوادث براي چند صباحي از ذهن ها فراموش شود اما قدر مسلم اين كاج ها همه آن خاطرات را در وجودشان به يادگار گذاشته بودند تا بتوانند در بهاري سبزتر از همه بهاران و با زدودن زردي از چهره همه آن خاطرات راب ه نونهالاني كه فردا سراز خاك تيره برخواهند داشت بازگو كنند. اما افسوس آنها پاداش استقامت خود را با تبر، اره برقي و تيغ بي رحم لودر دريافت كردند. اين قامت ها بر آسفالت سرد و تيره و سخت افكنده شد كه ديگر قصه تلخ نامردمي ها را زير گوش يكديگر زمزمه نكنند و يا از سر غيرت و همت خاطره اي را به حافظه بيدار تاريخ نسپارند. براستي چقدر دست هاي ما در نابودي طبيعت زيبا تواناست و و چقدر قامت هاي براي بدقواره كردن چهره آراسته طبيعت، استوار و پابرجاست. وقتي براي چند لحظه اي اين حادثه در ذهن مرور مي شود اگر 2 درخت در اثر عدم بررسي نكات ايمني و آينده نگري در پيشگيري از فاجعه، دچار آتش سوزي مي شود چرا بايد  براي جبران گناهي كه خود مرتكب شده ايم دست به تخريب درختان كهنسالي بزنيم كه از آن به نام سرمايه ملي ياد مي كنيم. پس سخن اين است رسالت سازمان حفاظت محيط زيست، اداره منابع طبيعي، دايره فضاي سبز شهرداري چسيت و احترام به طبيعت در كچا معنا پيدا مي كند ؟ وجود معاونت محافظت محيط زيست در دولت براي چه هدفي خواهد بود. اگر قرار است دايره فضاي سبز شهرداري فعاليت كند و باغ، باغچه، گل و گلكاري و درخت داشته باشد پس سرنوشت و قصه نابود كردن 30 درخت كاج 50 ساله در يك نقطه شهر چه مي شود؟

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:28 | لینک  | 

قسمت محترم برق قاينات احتراماً در بازديد به عمل آمده مشاهده گرديد آن قسمت محترم بدون هماهنگي و اخذ مجوز مبادرت به نصب تير برق فشار قوي در خيابانهاي شهيد كلاهدوز و نامجو نموده كه با اجراي شبكه برق درختان 30 ساله خيابان مذكور دچار مشكل و آسيب خواهد شد. فلذا بدينوسيله اعلام مي  دارد از اجراي شبكه هوايي در مسير مزبور خودداري و پروژه بصورت زميني اجرا گردد در غير اينصورت مراتب از طريق مراجع قضايي پيگيري خواهد شد. ضمناً برآورد خسارت از بابت كنده كاري در مسير مزبور طي نامه شماره 16612- 16/12/86 به‌ آن قسمت محترم ارسال گرديده؛ خواهشمند است نسبت به پرداخت آن اقدام فرماييد. همچنين انجام هرگونه كنده كاري (نصب، نصب تير، ارت) از اين تاريخ مشروط به اخذ مجوز كتبي از شهرداري بوده در صورت عدم رعايت و انجام كار بدون اخذ مجوز، ضمن برخورد شديد، متخلفين به مراجع قضايي معرفي خواهند شد. زردي شهردار قاين

 

قسمت محترم برق قاينات با احترام به آگاهي ارجمند مي رساند در پي آتش سوزي در تاريخ 10/7/87 در خيابان رجايي روبروي ساختمان فرمانداري كه علت آن اتصالي و ايجاد جرقه در شبكه هوايي برق بوده؛ تعداد 36 اصله درخت كاج با عمر متوسط 50 سال در آتش سوخت بصورتي كه شهرداري مجبور بهخ قطع آنان گرديد مبلغ خسارت وارده از اين بابت معادل سي شش ميليون تومان مي باشد. خواهشمند است تمهيدات و دستور لازم در راستاي پرداخت آن را مبذول فرماييد. ضمناً در صورت خودداري از پرداخت مبلغ خسارت وارده شهرداري در راستاي صيانت و حفاظت از بيت المال خود را موظف به پيگيري موضوع از طريق مراجع قضايي دانسته و اقدامات لازم قانوني را به عمل خواهد آورد. زردي شهردار قاين

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:26 | لینک  | 

رياست برق قاين ضمن اينكه معتقد بود كه علت آتش سوزي لزوماً از برق باشد گفت: بايد كارشناسان ما را ببرند ، خيلي علتها مي تواند داشته باشد مثلاً قرار گرفتن پرندگان بين دوفار و... وي در مرود تمهيدات براي جلوگيري از اين حادثه گفت: اين امر سابقه نداشته و شبكه برقو محيط زيست با هم در تعامل بوده اند اما به دليل مسائل ناشي ازيخبندان و خشك شدن  اين حادثه روي داد. از نظر قربانزاده اين حادثه در اثر عوامل طبيعي بوده است و كسي مقصر نبوده است و بايد جلوي تكرار حادثه را بگيريم چون به گفته وي سيمهاي فشار قوي برق هست و با توجه به مسائل ذكر شدن امكان تكرار حادثه وجود دارد.  وي در مورد شاخه زني درختان كاج آن را با هماهنگي شهرداري دانست. وي در مورد روكش كردن سيمها گفت: ما يان پروژه را به صورت آزمايشي در مقابل قرارگاه نيروي انتظامي شروع كرده ايم. در مورد زميني كردن شبكه آن را مستلزم فراهم شدن شرايطي و صرف هزينه دانست.

در حاشيه: طلوع قاينات برخود لازم مي داند از همكاري صميمانه پرسنل زحمتكش آتش نشاني و رياست محيط زيست جناب آقاي  خواجوي قاينات همچنين شهردار محترم قاين جناب آقاي زردي كه اجازه مصاحبه راحت و طرح هرگونه سؤال و ضبط پاسخها را به ما دادند، تشكر كرد. به خصوص شهردار محترم كه در مدت مصاحبه از پاسخگويي به تلفنها و از پذيرش افراد كه مي توانست را دچار وقفه كند، خودداري كردند. در مورد مصاحبه با آقاي قربانزاده ايشان به ما اجازه ضبط صدا ندادند در نتيجه امكان طرح بسياري از سؤالات فراهم نشد.  

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:24 | لینک  | 

زردي شهردار قاين در يان رابطه گفت: افرادي كه حساسيت دارند چون لحظه حادثه را نديده اند تصور مي كنند كه شايد براي ديدن نماي ديواركشي فرمانداري  درختان قطه شده است در حاليكه فكر نمي كنم درختي نسوخته باشد و قطع شده باشد چون كارشناسان مي دانند كه كاج درخت بدقهري است اين كه درخت كاج بتواند بعد از سوختن يا نيمه سوز شدن حتي يك طرف برگردد در حد 2-1 درصد است. بودن اين درختان شايد براي ما از لحاظ رواني امتياز بود اما بحث هزينه هم مطرح بود اگر قطع نمي كرديم چند وقت ديگر باز بايد كابل فشار قوي بايد جمع مي شد تا درختان قطع شود. شما ببينيد براي تيرهاي برقي كه وسط كوچه بدون هماهنگي با شهرداري وجود دارد براي جابجايي به ما مي گويند چاله اش را كنده و تيربرق را جابجا كنيد. ضمن اينكه در آن صورت ما بايد برق شهر را هم قطع يم كرديم كه عواقب خطرناكي داشت.  به همين دليل چون مسؤلان حضور داشتند و شورا هم در جريان بود با استفاده از اختيارات قانوني دستور قطع درختان را فقط به دليل سوخته بودن داديم، ماندن اين درختان تأثيري نداشت. وي گفت: مايه تأسف است كه به شهرداري مي گويند چرا درختان را قطع كرده است من به رياست محيط زيست هم گفتم: جلوي ادراه برق را بگيريد كه درختان را قلع و قمع مي كنند در همه شهرهها برقي فشارقوي زيرزميني است يا كابلها هوايي روكش دارد. وي در پاسخ به سؤال ما در مورد لاشه درختان گفت: لاشه درختان موجود است،حتي آقاي عليپور پيمانكار قطع درختان گواهي مي دهد كه درختان سالم نبوده است. ما سه كارشناس فضاي سبز داريم و اينكه كارشناس بيايد در كار ما دخالت كند بي احترامي به مجموعه شهرداري است. عده اي دلسوز هستند اما به دليل كمبود اطلاعات حرفهاي غيركارشناسي را مي گويند و معدودي هم دنبال مقاصد سياسي هستند.

وي در مورد احتمال سوء استفاده از اين حادثه براي ضربه زدن به محيط زيست گفت: البته شهروندان بدانند ما با افرادي كه بخواهند به اين بهانه به درختان و محيط زيست آسيب بزنند، قاطع برخورد مي كنيم چون قطع بي دليل هر شاخه درخت برابر با قطع دست است.

  

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 9:23 | لینک  |