تبليغاتX
طلوع قاینات
اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

نوباوه هفته نامه نوانديش كه معلوم نيست آقاست يا خانم، به معني واقعي كلمه «نوباوه» است يعني «تازه، نوبر» و «تازه  به دوران رسيده» كه اين آخري واقعاً برازنده ايشان  است چرا كه به خود اجازه هر توهيني را به شخصيت افراد مي دهد. توصيف كردن خانمي به گونه اي كه از او چهره بي فرهنگ و بي اخلاق به ذهن متبادر شود و بعد آوردن اين جمله كه«آن خانم كه فكر مي كنم از قاين بود» كاملاً نشان از كج انديشي  و كهنه انديشي نوباوه نوانديش» دارد. گرچه بسياري از خوانندگان قايني از قسمت اول مطالب نوانديش  نارحت و دلگير شده بودند اما من

 مي خواهم شما را به نكته هاي ديگر در آن مطلب توجه دهم: 1- نوباوه خان بعد از توصيف غرض ورزانه،  در پاراگراف دوم اين گونه افاضه مي فرمايند: «كاري ندارم، مسابقات اتومبيلراني بانوان در خراسان جنوبي برگزار شد، از آن خانم كه فكر مي كنم از قاين بود و آن قدر عجله داشت هيچ خبري نشد يعني اصلاً مقامي نياورد. چرا كه شركت كنندگاني كه مقام آورده بودن همه از بيرجند بودند.» «كاري ندارم» يعني اينكه تمام حرفهايي كه تا حالا زدم مهم نيست( و نبايد هم براي نوباوه خان مهم باشد چرا كه ديدن چنان شخصيتهايي در شهر فرهنگ دوست بيرجند، نياز به جستجوي فراواني ندارد) بله حرفهاي پاراگراف اول براي نوباوه مهم نبوده بلكه آنچه براي ايشان خيلي مهم بوده جملات بعدي است، دقت كنيد :« آن خانم كه از قاين بود ... اصلاً مقامي نياورد» ببينيد در اين جمله  چه عقده اي و چه حسادتي نهفته است كه حتي  كلمه قشنگي مثل «فكر مي كنم» هم نمي تواند اين عقده و حسادت را پنهان كند. (هر چند فعل زيباي فكر كنم را نيز نوباوه خان به پستي كشانده است چرا كه تنها وجه تمايز انسان وحيوان  در اين است كه انسان فكر مي كند و انساني اينگونه فكر كند مصداق كامل همان تعبير قرآن است :«كالانعام بل اضل» ) و اما آنچه  در جواب نوباوه بايد گفت: نه تنها در مسابقات ورزشي بلكه در ديگر مسابقات  كه در سطح استان خراسان جنوبي ! برگزار مي شود «قايناتي ها» هميشه افراد مقام آوري بوده اند ولي نبايد انتظار داشت در مسابقه اي كه در سطح شهرستان بيرجند برگزار مي شود، باز هم قايني ها مقام بياورند! بله مسابقاتي كه شما از آن با نام مسابقات اتومبيلراني بانوان استان خراسان جنوبي نام برده ايد در سطح شهرستاني برگزار شده است.  كه مشابه آن هم در سطح شهرستان قاينات نيزبرگزار گرديده و از سطح كيفي بالايي نيز خوردار بوده است.(جالب اينكه در مسابقات شهرستان قاينات نيز هيچ بيرجندي مقام نياورده است!)

نوباوه خان بر فرض اينكه يك نفر از قاين نيز در مسابقات بيرجند شركت كرده باشد اين مسأله آن قدر برايتان  مهم جلوه كرده كه مسابقات شهرستاني بيرجند را به جاي مسابقات خراسان جنوبي جا بزنيد و بر فرض محال اينكه آن مسابقات استاني بوده باشد آيا مقام نياوردن يك قايني آنقدر دلتان را شاد مي كند كه بنويسيد «آن خانم كه از قاين بود اصلاً مقامي نياورد» البته يادمان نرفته است قبل از تقسيم خراسان بزرگ را كه بيرجندي ها ناكامي هايشان را پشت  وسعت و تعداد شهرستانهاي خراسان بزرگ پنهان مي كردند ولي هرگز فكر نمي كردند در استان كوچك خراسان جنوبي نيز مقام آور نباشند.  در چنين شرايطي بازهم بايد خوشحال باشيد كه در مسابقه اي كه در سطح شهرستان بيرجند برگزار شده «شركت كنندگاني كه مقام آورده بودند همه بيرجندي بودند» در پايان توجه شما را به دو بيت از غزل حافظ شيرين سخن جلب مي كنم كه اولي توصيف نوباوه ها (فرقي نمي كند كجايي باشند) و بيت دوم وصف انسانهايي پاك است (كه بازهم فرقي نمي كند كجايي باشند)

زدست كوته خود زيربارم                    كه از بالا بلندان شرمسارم

من از بازوي خود دارم بسي شكر         كه زور مردم‌آزاري ندارم                     

از درگاه باريتعالي اين دعا را براي همه مردم و خصوصاً اهالي مطبوعات خواستارم كه:

«خدايا عقيده مرا از دست عقده ام مصون بدار»

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:42 | لینک  | 

مدير مسول هفته نامه بين المللي نوانديش  سلام

براي شمايي كه ادعاي نوانديشی داريد، به سخره گرفتن حركات جديد بس ناشايست خواهد بود با وجود اينكه اخبار درج شده در مورد مسابقات اتومبيلراني نادرست بوده، بايد به مشا متذكر شد كه وجود چنين حركتهايي باعث تحول فرهنگي  و نگاهي بهتر به توانمنديهاي ورزشكاران و بانوان استان خواهد گرديد.نگاه تحجر آميز شما به مسائلي از اين قبيل مايه شرمندگي اصحاب مطبوعات است. شايان ذكر است كه نوانديشي و بين المللي به چاپ جلد رنگي و كپي كردن مطالب و مقالات لاتين نيست و اساساً اقتضاي شهر بيرجند و خيلي از مناطق ايران نمي باشد.هنوز در شهرهاي ما بسياري از مسائل و مشكلات دسته اول برطرف نشده و لذا نياز به نشريات بات مطالب محلي مي باشد. در جاي ديگري هم از نشريه خود (شماره88) كنسرت موسيقي  سنتي (يا به تعبير نگارنده مقاله موسيقي سنتي كلاسيك!!) را به سخره گرفته ايد و از آنها تحت عنوان «گروهي به اصطلاح هنرمند قصد شكار ما را دارند!» ياد نموده ايد؟! آنچه در نشريه شما مي آيد ارزش همين چند خط نقد را ندارد و اين از باب و اين هم از اين باب  نوشتم كه بدانيد ماهم متاعي را با ظاهر زيبا خواهان نيستيم. در پايان از نشريه شما كه داراي مطالب بس جهان سومي هست تقاضا دارم از انتشار بين المللي آن خودداري نماييد.

پس: مدير مسؤل نشريه جهان سومي كهنه انديش خداحافظ

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:39 | لینک  | 

در اين رابطه با آقاي ابوالفضل عباسپور  رياست هيأت اتومبيلراني و موتورسواري شهرستان قاينات گفتگويي تلفني انجام داديم، وي در  اين رابطه گفت: اصلاً چنين مسابقه اي با عنوان اينكه استاني باشد برگزار نشده است، بلكه درسطح استان در هر شهرستان مسابقه جداگانه اي برگزار شده است و بنابراين قرار نبوده در مسابقات اتومبيراني بيرجند شركت كننده اي از قاين باشد! وي در ادامه افزود: مسابقات درقاين از سطح بالتيي به خصوص از نظر كيفي برگزار شده و استقبال مردم قاين نيز  از مسابقه بالا بوده است.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:38 | لینک  | 

 این مطلب در شماره ۸۸ هفته نامه نواندیش (بیرجند) در صفحه ۴ درج شده است.

نوباوه در حال عبور از عرض خيابان بود كه ناگهان با بوق ممتد و بلند يك ماشين ترسيد و نفهميد كه چكار كند. هنوز در حال تصميم گيري بود كه برود يا نرود يا بايستد تا ماشين بوق دار رد شود كه ناگهان ماشين جلوي پايش ايستاد و راننده كه يك خانم با عينك دودي به چشم و دستكش سفيد در دست و يك مانتوي رنگي قرمز يا صورتي بر تن بود حرفي نبود كه به او نزند. گر چه تهراني صحبت مي كرد اما لهجه شهرستاني در كلامش موج مي زد و با فيس و افاده منحصر به فردي غرولندي نبود كه با او نكند. نوباوه كه كمي تعجب كرده بود به او گفت: سركار خانم با اين سرعت زيادآنهم در خياباني با اين عرض كم كه نمي شود. لطفاً كمي آهسته تر و خانم كه گويا عصبانيتش بيشتر شده بود، گفت: به شما رابطي ندارد آيا اگر به مسابقه اتومبيلراني دير برسم شما جواب خواهيد داد؟ نوباوه گفت: خير ولي خدا رحم كند به مسابقاتي كه شما شركت كننده آن باشيد. كاري ندارم مسابقات اتومبيراني در خراسان جنوبي برگزار شد اما از آن خانم كه فكر مي كنتم از قاين بود و آن قدر عجله داشت  هيچ خبري نشد يعني اصلا مقامي نياورد. چرا كه شركت كنندگاني كه مقام آورده بودند همه بيرجندي بودند. اگر باور نداريد اسامي نفرات برتر را در صفحه گزارش خبري همين شماره بخوانيد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:34 | لینک  | 

تيم كشتي جوانان و اميد قاينات جهت اعزام به مسابقات المپيك ايرانيان در مسابقه انتخابي در بيرجند شركت نمود موفقب به كسب عناويني شد و در قالب تيم كشتي استان به المپياد اعزام مي شود. جوانان: محمد  مجتبائي،66 كيلوگرم مقام اول، اميد عليرضا عالمي 74 كيلوگرم دوم، محسن دهقان زاده 84 كيلوگرم مقام اول، ابراهيم طالبي،مقام اول، مدثر جره 120 كيلوگرم مقام دوم، سرپرست تيم آقاي رضا دهقان نژاد و مربي آقاي جواد مجتبايي بود. گروه كوهنوردي و سنگنوردي افق شهرستان متشكل از16 نفر به سرپرستي حسن هادي نژاد و راهنمايي سيد مهدي حسيني در 21 تير به غار بتن سرايان كه عميق ترين و فني ترين غار شرق كشور است عزيمت نمودند. در پايان آقايان حسن هادي نژاد، فاقدي، تديني، جلاليان و مظاهري در 6 ساعت مسير غار را پيمودند.

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:46 | لینک  | 

رئيس هيات مديره صندوق توسعه زعفران گفت: قيمت پايه صادراتي زعفران بسته بندي شده از هزار دلار در هر كيلوگرم به منظور افزايش ارزش افزوده امسال تا دو هزار و 626 دلار در هر كيلوگرم افزايش يافت. علي شريعتي مقدم گفت: قيمت پايه صادراتي زعفران بسته بندي شده با توجه به جهش قيمت ها در اواخر سال 85 و سال گذشته، بالغ بر هزار دلار در هر كيلوگرم بوده كه در سال جاري با توجه به رويكرد تشويق صادرات زعفران به صورت بسته بندي شده افزايش يافته است. رئيس هيات مديره صندوق توسعه زعفران افزود: قيمت پايه صادراتي زعفران پودر شده در بسته بندي هاي 1/0 گرم تا يك گرم در سال جاري به منظور دستيابي به افزايش ارزش افزوده و تشويش صادر كنندگان تا دو هزار و 626 دلارافزايش يافت. وي بيان كر: قيمت پايه صادراتي زعفران فله نيز در سال جاري از 800 دلار در هر كيلوگرم به 1800 دلار افزايش يافته است. وي با اعلام اينكه افزايش پايه صادراتي زعفران از دو روز پيش قابل اجرا است، افزود: قيمت صادراتي زعفران فله در بسته بندي هاي بيش از 30 گرم 1800 دلار، در بسته بندي هاي 10 تا 30 گرم بالغ بر 2070 دلار، در بسته بندي هاي 5 تا 10 گرم معادل 2160 دلار، در بسته بندي هاي يك تا 5 گرم معادل 2250 دلار و براي بسته بندي هاي 1/0 گرم تا يك گرم بالغ بر 2340 دلار تعيين شده است.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:44 | لینک  | 

مدتها بود دلم به دردآمده بود حرفها و مشكلات بيان شده هيچ ثمره اي نداشت هيچ گوش شنوايي آنها را نمي گرفت به پنجشنبه بازار رفتم تا شايد داروي مورد نيازم را بيابم همانجا كه همه چيز مي فروشند و قيمت آن با بازار تفاوتي ندارد آخر نبايست تفاوت داشته باشد!!همه چيز هست!!گفتم شايد كالاي مورد نظر من هم باشد از يكي پرسيدم آقا پوست كرگدن داريد؟ گفت اينجا نيست اما يك دو سه تا آدرس مي دهم كالاي مورد نياز خود را مي تواني از آنجا بگيريد همين خيابان فرخ آباد را كه بالا بروي شما نشانه هايي از پوست كرگدن مي بيني اگر گيرت نكرد به چهار راه جهاد جايي كه نوشته به سمت سيمان شهر در حاشيه آن بلوار هم يك مغازه هست كه آنجا هم پوست كرگدن مي فروشند زيرا طرح ها و پروژه هاي آنها آنقدر مانده كه كلفت شده وحتي پيمانكاران از بس مزايده برداشته اند خسته شده اند!! يك كمي بالاتر نرسيده به شهرك سيمان سمت چپ يك محوطۀ بزرگي است با كلي مشكلات كه آنها هم ساليان سال با آن دست و پنجه نرم مي كنند و نه تنها حل نشده كه هر چه زمان مي گذرد حادتر مي شود هيچ دارو و درماني نيافته اند و زمان بر ضخامت دردهاي آن مي افزايد آنجا هم مي تواني كالايت را بيابي اگر گيرت نكرد از بلوار شهيد بهشتي كه بگذري آنجا هم يكي دو مغازه فراوان دارند زيرا مشكلات از عبور و مرور و حمل و نقل فراوان است اگر گيرت نكرد بيا جاي خودم تا دستت را بگيرم و به چند نفر معرفيت كنم تا براي خودت ياد بگيري و آنها تو را بياموزند كه چگونه مي تواني صاحي اين امتياز شوي گفتم تو مرا مسخره مي كني تو خودت هم كه جزء همان افراد هستي پنجشنبه بازار كه جاي اين حرف ها نيست آدرس هايي كه به تو دادم همه اقوام خودم هستند و بسيار افراد شجاعي مي باشند.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:43 | لینک  | 

روزگار عجيبي است در اين عمر كوتاه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي قاين از سال تأسيس (1372) دوران بسياري را بدون رئيس سپري كرده است.اداره اي يتيم كه گويا اهميت آن حتي از ادارات دامپزشكي و آب و فاضلاب هم كمتر است. نمي دانم شايد چنين باشد و شايد هم براي برخي مسؤلين امور گاو وگوسفند مردم واجب تر از هنر و فرهنگ و ارشاد اسلامي است، كسي چه مي داند؟! اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي قاين تقريباً پس از رفتن هر رئيس چند صباحي خود را بي مسؤل سپري مي كرده است و آخرين دوره بلند مدت آن قبل از رياست اكبر حقگو بود كه به مدت نزديك 2 سالا بدون رئيس ادامه حيات مي داد. دوره مديريت حقگو دستاوردهاي خوبي را به همراه داشت اما گويا براي برخي خوشايند نبود اكنون  سه ماه از استعفاي وي مي گذرد كه همچنان با امضاي سرپرست آن اداره مهم اداره مي شود. معضل خوي يا بد بودن سرپرست نيست شايد بهتر بود حكم رياست را به سرپرست فعلي مي دادند تا هم  خود احساس مسؤليت بيشتري مي كرد و هم مردم مطالبات بيشتري تقاضا مي كردند. بديهي است در آن صورت برنامه اي هم براي اداره تدوين مي شد. اي كاش مي شد با آمار و ارقام خسارتهاي حاصل از اين بلاتكليفي رابرآورد كرد. هنوز به اين مي انديشم كدامين اداره از زماني كه در قاين تأسيس شده است چنين بي مسؤل رها شده است؟! بگذريم روزگار عجيبي است. شايد...

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:41 | لینک  | 

من يك شهروند قاينات هشتم كه گاهي وقتها دست به قلم مي برم تا شايد براي همشهريانم بتوانم صفحة سفيدي را سياه كنم. البته  مانند بسياري از شهروندان در دو جشنواره قبلي شركت داشته ام و اميد دارم كه بتوان در سومين جشنواره كه البته برذيا محصول ارزشمند زرشك برگزار مي گردد شركت نمايم. جشنواره هاي برگزار شده در قاين هميشه بر اساس گفته ها و شنيده ها باشكوه برگزار گرديده است و در هر مرحله نيز از مرحله قبل بهتر بوده است. اين بار مي خواهم برگزاري جشنواره ها را از زاويه اي ديگر  مورد بررسي قرار دهم. از آنجا كه مديران جشنواره فرمانداران شهرستان هستند، شايد بتوان گفت نگاه و تفكر فرمانداران وقت بيشترين تأثير را بر روند برگزاري جشنواره داشته اند. در مجموع دو جشنواره قبلي حدود 150 ميليون تومان صرف برگزاري جشنواره شده كه مجموعاً 4 روز بوده است. بطور متوسط مي گفت بريا هر روز تقريباً 40 ميليون تومان صرف شده است.اين رقم شايد هم زيادبزرگ نباشد و براي برگزاري جشنواره هاي ملي در همين حدو كمتر يا بيشتر خرج مي شود الم سوال اين است كه هدف نهايي از برگزاري جشنواره ها چيست؟ البته پاسخي داده شده اين است كه هدف افزايش قيمت زعفران بوده كه اين اكمر صورت گرفته است. لذا مي توان اينگونه انتظار داشت كه هدف از برگزاري جشنواره زرشك  هم احتمالاً افزايش قيمت زرشك مي باشد. كه اين هم در جاي خود قابل بحث است. اما من به عنوان يك شهروند مي خواهم خدمت مديران قبلي و فعلي جشنواره هاي زعفران وزرشك عرض نمايم كه يك هدف بزرگتر تاكون لابلاي جشنواره ها گم شده است و چه بسا به دليل عدم توجه كافي باز هم اين دو محصول در انزوا و غربت به سر مي برند. سوال اين است كه از اولين جشنواره تاكنون چند طرح تحقيقاتي يا مطالعه علمي كه فوايد اين محصول يا روشهاي بهينه كردن توليد يا تجارت  آن را عنوان كرده باشد در قاينات سپس در جاهاي ديگر صروت گرفته است؟ فرماندار فعلي شهرستان كه خود از حوزه آموزش و فرهنگ مي باشند، حتماً حوب مي دانند كه در بحث علم و تحقيقات بايد هزينه كرد اما هزينه اي كه نتيجه اي نيز ديده شود. ضمن اداي احترام به فرمانداران گذشته فكر مي كنم كه اكنون زمان نتيجه گرفتن است و فقط بوق و كرنا كردن جز ايجاد ارتعاشاتي كوتاه و استفادة برخي  ها براي زعفران و زرشك قاينات كاري بزرگ صورت نمي دهد. من از فرماندار محترم و ساعي شهرستان مي خواهم كه براي آينده اين دو محصول اتاق فكري ايجاد كنند و از صاحب نظران در كليه بخشهاي علمي، اقتصادي و كشاورزي بخواهند كه براي جايگاه آينده اين محصولات در قاينات طرح چشم اندازي ميان مدت و بلند مدت تعريف كنند به گونه اي كه فرماندارن بعدي و ديگراني كه قصد ادامه برگزاري اين قبيل جشنواره ها را داشته باشند  فقط به فكر برگزاري با شكوه و اعلام گزارشي مبني بر اين تعداد مقاله (كه اغلب آنها فاقد ارزش علمي و كاربردي مي باشند) نشود. كاري بزرگ و ماندگار انجام دهيد تا براي برگزار كنندگان و مردم سخت كوش قاينات نيز روشن باشد كه در هر جشنواره اي چه مزايا و منافعي برايشان ايجاد مي گردد. من به جرأت مي توانم اعلام نمايم كه هنوز يك بانك اطلاعاتي قوي و پيگير براي رسيدن به اهدافي كه آنها نيز مشخص نيستند وجود ندارد. در سال نوآوري و شكوفايي به حق مردم قاينات شايسته شكوفايي علمي دراين دو محصول هستند. اين طلاهاي ناشناخته تا كي بايد فقط سفره اي باشند كه ميهمانان تكراري و بي انگيزه و بي هدف بر آن بنشينند؟! بسيار اميدورام كه در سومين جشنواره كه در نوع خود اولين است برنامه ريزي قوي و هدفمندي صورت گيرد. البته با جديتي كه در فرماندار وجود دارد اميد ها هنوز نااميد نشده اند  و مي توان به‌آينده اي روشن چشم داشته باشيم. 

شهروند قاينات

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:40 | لینک  | 

كرايه تاكسي ها در داخل شهر از ميدان امام تا هر نقطه شهرك ولي عصر 100 تومان مي باشد و از ميدان امام تا فاز 4، 150 تومان مي باشد، اين مطلب را عضودايره تاكسيراني شهرداري در مصاحبه تافني با طلوع بيان نموده است. هر چند كه آن را بارها از زبان مسئولين شهرداري شنيده ايم اما در عمل كرايه بيشتري از مردم اخذ مي شود تا جايي كه خود اعضاي شهرداري در مصاحبه دو ماه پيش با طلوع از وضعيت تاكسيراني احساس شرمندگي نمودند!! بالاخره مردم تا كي بايد منتظر سامان گرفتن وضعيت حمل و نقل عمومي باشند؟ بنا به گفته يكي از مسئولين دايره تاكسيراني « نرخ نامه مصوب شوراي شهر را به تاكسي ها داده ايم اما آنها آن را نصب نمي كنند از طرفي براي نصب تاكسيمتر نيز تاكسي ها را تحت فشار گذاشته ايم كه از آن نيز امتناع مي ورزند! كه تمامي اين موارد طبق قانون بايد عملي شود » اين عضو مسئول دايره تاكسيراني شهرداري قاين از دراختيار گذاشتن نرخ نامه مصوب جهت چاپ در نشريه امتناع ورزيد و خواستار درخواست كتبي از شهرداري جهت تهيه نرخ نامه شد، در همين خصوص وي از معرفي 20 راننده متخلف به تعزيرات حكومتي خبر داد كه تمامي شكايات از تاكسي ها بايد به صورت كتبي و نه تلفني به اين دايره ارجاع شود و شكايات غير كتبي را تا حد رسيدگي به صورت تذكر به راننده متخلف كارآمد دانست. البته اين مشكل در كنار ساير موارد چون نبود تاكسي در ساير مسيرهاي شهر، سوار كردن دو مسافر در صندلي جلو، كثيف بودن تاكسي ها، صف طويل تاكسي ها در ميدان امام كه حتي با يك مسافر كمتر حركت نمي كنند هم به قوت خود باقي است بديهي است رانندگاني كه از نصب نرخ نامه امتناع مي ورزند در جهت حل مشكلات فوق هم گامي برنخواهند داشت.

اميدواريم كه حداقل اعضاي شوراي شهر در گفت و گوهاي بعدي از وضعيت تاكسيراني احساس شرمندگي نكنند!!

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:38 | لینک  | 

آقاي بهادراني يكي  از مرغداراني است كه در جريان بحران برف و سرماي سال گذشته، مرغداري ايشان كاملاً تخريب و خسارت سنگيني را متحمل شدند. البته وي تنها مرغدار خسارت ديده اين بحران نبودند بلكه به گفته ايشان مرغداريهاي آقايان ، موسوي، حسين عليپور، قربان عليپور،كيانتاج و خانم ترابي هم در اين بحران دچار خسارات سنگيني شدند.  كه ميزان خسارت عبارت از بهادراني(80 ميليون تومان) موسوي(90 ميليون تومان) كيانتاج(90 ميليون تومان) حسن عليپور(120 ميليون تومان) ترابي(70 ميليون تومان) و قربان عليپور(15 ميليون تومان) بوده است. مرغداريها 80 هزار ظرفيت داشته كه با تعطيلي آنها نزديك به 15 نفر بيكار شده اند. آقاي بهادراني در ادامه گفت: بعد از بحران نماينده قاينات به بازديد مرغداري آمدند و قول پيگيري دادند و نامه اي هم براي رياست جهاد كشاورزي قاين نوشتند. مهندس قاسمي مدير جهاد كشاورزي و اكبري راد مدير ستاد حوادث غيرمترقبه فرمانداري نيز از محل بازديد كردند. ما نامه به رئيس جمهور، استانداري، فرمانداري، جهاد و بانك كشاورزي نوشتيم.  اما اين همه ثمري نداشته است. استانداري ما را به فرمانداري و فرمانداري به استانداري ارجاع مي دهد يا جهاد ما را به ستاد حوادث حوادث غيرمترقبه فرمانداري ارجاع مي دهد و پس از بيش از 6 ماه از بحران برف و سرما ما هنوز سرگردان هستيم.  مسولين مي گويند: بودجه نداريم! دولت اعتبار نداده است و هيچ قول هم براي  جبران يا كمك براي رفع خسارت در آينده  نداده اند. وي گفت برخي  به اميد دريافت كمك شخصاً مرغداريها را تعمير كردند اما الان در پرداخت هزينه ها مشكل دارند. پس از بحران جلسه اي در جهاد كشاورزي با حضور طيب (معاون عمراني فرمانداري) مقراضي (رياست بانك كشاورزي)  اكبري راد (مسؤل ستاد حوادث غيرمترقبه فرمانداري) رئوفي (مسؤل طرح و برنامه جهاد كشاورزي) گرفته شد اما نتيجه اي حاصل نشد. وي گفت: ما كمك بلاعوض نمي خواهيم حداقل وام با دوره تنفس طولاني به ما بدهند تا بتوانيم مرغداريها را تعمير كنيم و دوباره راه اندازي كنيم. شايان ذكر است چنانچه تا قبل از فصل سرما براي جبران خسارت و تعمير اين واحدها اقدام نشود با فرارسيدن فصل سرما باقيمانده تجهيزات مرغداريها هم نابود خواهد شد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:37 | لینک  | 

به روز هاي بد هيچ كس خير مقدم نمي گويد ولي خودشان بدون تعارف از راه مي رسند و كاري بر سر روزگار و ساكنين آن در مي آورند كه شايد تاكنون نه ديده ايد و شايد هر گز نبينيد و باعث مي شوند خيلي از چيزها كه هويت آنان ايجاد نشاط،شادي، طراوت و هيجان بوده حالا در سكوت محض فرو بروند و گويي به ذاتشان تغيير كاربري داده اند و عملكردشان شده عكس آنچه كه هويت آنها بوده است.آنگاه مي شوند مصداق برخي روزهاي تاريخي تلخ كه هميشه به يادمان مي آورند كه چه چيزهايي را از دست داده ايم.

در تاريخ مردم قاين و قاينات روزهاي تلخ كم نيستند. اما شايد به جرأت بتوان گفت روزهاي تلخي روزهاي تلخي را كه بيشتر از همۀ روزهاي روزگار لمس و حس كرده اند و در لحظه لحظه هاي سرد و يخ زده اش زندگي كرده اند و با دم گرمشان حتي به روزگار گرمي بخشيدند، همان روزهاي تلخ زمستان 86 است. روزهايي كه برخي مديران حتي با چشم ظاهربين نديدندش يا نخواستند ببينند! علي رغم مدعايشان كه هميشه چشم بصيرت دارند. روزهايي كه باعث شد ضريب لياقت و كارايي خيلي ها مشخص شود، خيلي هايي كه علي رغم ادعاي مردمي بودن در روزهاي بحران در كنار مردم نبودند و با مردم حركت نكردند و حتي برخي درد مردم را انكار كردند، كه خود باعث تلخي مضاعف شد. در مرقومه پيش رو مي خواهيم به عنوان يك شهروند قايني، خطاب به مديران ارشد استاني و شهرستاني و همۀ بزرگواراني كه در زمستان پيش، وجود بحران را انكار كردند و نخواستند واقعيت را قبول كنند بگويم: شايد آن زمان مردم قاين نديد بديد برف بودند!؟ شايد آن زمان مي شد با اعلام آمار و ارقام نادرست شدت سرما و بحران قاينات را انكار كرد و نگذاشت فرياد مظلوميت آنان به جايي برسد. اما حتما حالا با همان چشم بصيرت هم كه شده درختهاي خشكيده را كه خود عريان بحران هستند، ديده ايد. و شايد اگر واقع بين باشيد حتما قبول خواهيد كرد كه مردم قاين تاكنون اينهمه درخت خشكيدۀ سرو و كاج (درختان بومي مناطق سردسير) و ... را نديده اند، قطعا اين همه درخت خشك، حاصل خشكسالي و نديد بديد بودن مردم نيست. بلكه نتيجۀ همان بحراني است كه شما براي نديدنش آنهمه سعي و تلاش كرديد و به مدد رسانه استاني نبودنش را در شب هاي آفتابي فرياد زديد و در واقع مفيد ديديد كه اگر صورت مسئله را پاك كنيد، مسئله حل خواهد شد! بگذريم از اينكه سرما چه بلايي بر سر شبكۀ آبرساني شهر ها و روستا هاي قاينات آورد، با دامداران و باغداران و كشاورزان و حتي پياده روها و آسفالت خيابانها نامهربان بود و چونان نامادري فرزندان طبيعت شده بود و عمق بحران و خسارت هاي آن بسيار بود، درست عكس ديد خيلي از مديران و كارشناسان شاهد بر ادعاي من، همين سروهايي كه ايستاده مرده اند بس است.

بزرگوارانهر چيزي بار اول دارد ولي مهم اين است كه چيزهاي بد دفعه اول و آخرشان با هم باشد. اينكه آيا چنين بحراني در تاريخ شهرمان تكرار شود، نامعلوم است. اما مهم است كه عملكرد ما مانند گذشته نباشد كه بسياري از مديراني كه خود يا دوستانشان دايم بر طبل لياقت مي كوبند، حتي نمي دانستند از كجا و كي شروع كنند. عزيزان اينكه چهره و چشم انداز شهرمان ديگر چشم نوازنيست و كسل كننده شده و وضعيت هاي فعلي آن با هويت و ديرينۀ اقليم سرسبز و خنكاي آب و هواي تابستاني آن هيچ شباهتي ندارد، بر هيچ زي شعوري پوشيده نيست. اما بهتر است از همين حالا براي داشتن بهاري سبزتر از بهار 87 و حتي گذر از سرانۀ قبلي فضاي سبز شهري،‌ اقدام كنيم. اما در اين راستا نبايد قول چيز هايي را بدهيم كه حتي خودمان از آن مطلع نيستيم، نبايد راهي را برويم كه نه دانش آن را داريم و نه تجربۀ آن را.

ديدن زوايا و عمق و ارتفاع  بحران سعي زيادي نمي خواست چونقنديل هاي يخ چون لؤلؤ و درّ گرانبها مي درخشيدند و با هر درخشش مي گفتند: براي ذوب (انجماد) ما بايد ذهن و عملي آفتابي داشت.

به اميد روزي كه بتوانيم خيلي زود ضمن استفاده بهينه از تجارب خوب ديگران و سر و سامان دادن زير ساختها باز فضاي سبزي را كه حاصل بيش از نيم قرن تلاش مديران و شهروندان لايق گذشته بوده، ايجاد كنيم و حتي اگر لازم باشد اين بار با تكيه بر فعاليتها و حركت هاي جمعي، براي حل بحران درختان خشكيده شهرمان همه با هم آستين بالا بزنيم و حتي اگر ضروري شد در اين كار پيش آهنگ شويم و از هزينۀ شخصي در مكان هاي عمومي اما با برنامه و حساب شده و با شعار:« هر قايني يك درخت » درختي بنشانيم و طراوت و نشاط بكاريم. فرصت پيش آمده حتما زمان مناسبي خواهد بود براي مديراني كه كه مي خواهند كفاره و قضاي اعمال واجب خود را ادا كنند. علي رغم اينكه بحران قاينات، در استان و حتي فراتر انكار شد، اما اين بار زمان كافي براي اينكه كي و از كجا شروع كنيم باقي است و ديگر هيچ بهانه اي براي هيچ كس وجود ندارد. چرا كه فضاي سبز براي شهر ما اكنون يك ضرورت است تا يك زينت.

پايان سخن: مدير خوب، مديري است كه موقعيت خوب را ايجاد كند و تهديدها را به فرصت تبديل كند و از تحديد انديشه هواداري نكند و با افزايش توانائي هاي خود از فرسايش هزينه ها و فرصت ها ممانعت كند وعلمي به درمان بحران بپردازد و از روشهاي درمان پراكندۀ غير علمي خود داري كنند.

 

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:36 | لینک  | 

به دنبال رشد منفي سپرده هاي مردمي در بانک هاي دولتي رئيس شوراي عالي مديران عامل بانک هاي دولتي از توقف پرداخت تسهيلات بانکي تا اطلاع ثانوي خبر داد

گروه اقتصادي ؛در حالي که به دليل اختلاف نظر دولت و بانک مرکزي، نرخ سود تسهيلات بانکي همچنان در بلاتکليفي به سر مي برد و بانک ها از ارائه وام جديد خودداري مي کنند، به نظر مي رسد بانک ها در ابتداي سال جاري با افت شديد در منابع خود مواجه شده اند به طوري که با توجه به احتمال کاهش نرخ سود سپرده ها، کاهش نرخ رشد سپرده هاي مدت دار در بانک ها که محل اصلي ارائه تسهيلات به حساب مي آيد باعث تشديد کمبود منابع در بانک ها شده است. با توجه به آخرين گزارش بانک مرکزي در مورد ارقام عمده پولي و اعتباري مي توان شکاف بين منابع و تسهيلات را ارزيابي کرد. بنابر اين گزارش در پايان سال 86 رشد سپرده هاي بلندمدت در بانک ها تنها 9/18 درصد بوده است که کمترين نرخ رشد در طول چهار سال گذشته به حساب مي آيد. با توجه به اينکه سرمايه گذاري هاي بلندمدت از منابع اصلي بانک ها به حساب مي آيد مي توان شاهد روند نزولي منابع بانک ها در سه سال اخير بود ضمن اينکه از طرف ديگر سپرده هاي بخش غيردولتي نيز در بانک هاي تجاري در پايان سال گذشته با کاهش 2/2 درصدي مواجه بوده است در بانک هاي تخصصي نيز سپرده هاي بخش غيردولتي در پايان سال 86 نسبت به سال گذشته افت 8/12 درصدي داشته است. همچنين ميزان اين سپرده ها در بانک هاي خصوصي نيز هرچند با رشد 1/29 درصدي روبه رو شده است اما نسبت به چهار سال گذشته کمترين نرخ رشد را داشته است. از طرف ديگر ميزان سپرده هاي قرض الحسنه پس انداز نيز که با رويکرد جديد دولت به مقوله بانکداري به عنوان منبع اصلي پرداخت تسهيلات قرض الحسنه به حساب مي آيد در پايان سال 86 با افزايش 1/14 درصدي همراه بوده که کمتر از نرخ رشد آن در سال هاي پيش است و به نظر مي رسد با ادامه روند موجود و احتمال تثبيت يا کاهش نرخ سود بانکي روند کمبود منابع شدت بيشتري بگيرد و بانک ها در پرداخت تسهيلات با مشکلات بيشتري گريبانگير شوند. در همين حال به دنبال رشد منفي سپرده هاي مردمي در بانک هاي دولتي رئيس شوراي عالي مديران عامل بانک هاي دولتي از توقف پرداخت تسهيلات بانکي تا اطلاع ثانوي خبر داد.علي صدقي مديرعامل بانک ملي دليل توقف پرداخت تسهيلات نظام بانکي را عدم تنظيم منابع و مصارف اعلام و تاکيد کرد؛ تا زمان تنظيم منابع و مصارف بانکي سياست هايي همچون توقف پرداخت تسهيلات ادامه خواهد داشت. علي صدقي در گفت وگو با مهر افزود؛ هم اکنون منابع بانک ها نسبت به مصارف آنها بسيار پايين تر است و تا زماني که ميزان منابع و مصارف تنظيم نشود اين نوع سياست ها ادامه خواهد داشت.مديرعامل بانک ملي از عدم ابلاغ نرخ سود بانکي سال جاري توسط بانک مرکزي خبر داد و گفت؛ بانک ها هم اکنون با نرخ 12 درصد گذشته فعاليت هاي خود را انجام مي دهند.وي با بيان اينکه نحوه تسهيلات پرداختي به بنگاه هاي زودبازده تا پايان سال 86 شامل چند بخش مي شود، افزود؛ بر اساس تسهيلات پرداختي به اين بنگاه ها، بخشي از طرح هاي آنها به بهره برداري رسيده، بخشي از طرح ها نيمه کاره بوده و بخشي نيز در مرحله قرارداد است.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:34 | لینک  | 

وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي با تشكيل قطب دانشگاهي تحقيقات زعفران كشور در گناباد موافقت نمود .

در تاريخ 29/3/87 آقاي دكتر شعيبي مشاور امور استانهاي معاونت غذا و داروي وزارت

بهداشت،درمان وآموزش پزشكي بهداشت بهمراه آقاي دكتر جمشيدي رئيس اداره گياهي معاونت

غذا و دارو و دكتر جنت مشاور مدير كل غذا ،از دانشكده علوم پزشكي گناباد بازديد بعمل آوردند.

در اين بازديد ،در حدود 6 ساعت بحث و تبادل نظر در خصوص قطب آزمايشگاهي تحقيقات

زعفران كشور بعمل آمد و در نهايت با راه اندازي سريعتر اين مركز موافقت شد، در اين جلسه

مقرر شد هر چه سريعتر دبيرخانه مركز راه اندازي شود و اطلاعات كامل در خصوص  زعفران

جمع آوري گردد. همچنين مشاور امور استانهاي معاونت غذا و دارو در خصوص تخصيص اعتبارات

لازم جهت راه اندازي مركز در سال جاري قول مساعد را دادند اين مركز قرار است در ابتدا با

جمع آوري اطلاعات در خصوص زعفران در زمينه هاي مختلف پزشكي، كشاورزي و ... و تشكيل

سايت راه اندازي گردد. ضمناً عمليات ساخت مركز فوق در حال انجام مي باشد. انشاء اله در آينده

نزديك شاهد بالندگي اين مركز در كشور باشيم.

منبع:

 

http://gonabadnews.com

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:32 | لینک  | 

راستي از خدا چه خبر. ميان اين همه خبر و اطلاعات و اخبار چقدر از خدا خبر داريم.چقدر خدا را مي شناسيم و به حرفهايش گوش مي دهيم و به آنها عمل مي كنيم. حاكمان چقدر از دستورات خدا پيروي مي كنند.آيا آنانكه دم از خدا مي زنند واقعا خدايي هستند يا خدا بهانه اي است براي آبادي دنيايشان. ياد حرفهاي شيرين قديمي ها مي افتم كه مي گفتند « فلاني از خدا بي خبره ». كسي كه كار ناشايستي انجام مي داد يا مال مردم را مي خورد يا غيبت مي كرد يا تهمتي مي زد يا كسي را بدنام مي كرد و يا كردار نيكي انجام نمي داد و به فكر همسايه اش نبود را از خدا بي خبر خطاب مي كردند. در اين روزگار نامراد كه هيچ چيز سر جاي خودش نيست و ارزش ها وارونه شده ما چقدر در سر جاي خودمان قرار داريم. جايگاه ما واقعا همان چيزي است كه لياقتش را داشته ايم يا هديه اي است كه از جانب كسي نصيب ما شده. مردم اگر از كارمان سوال كنند سر جايشان خواهيم نشاند ولي اگر فردا خدا از ما سئوالي كرد چه خواهيم گفت؟ چه جوابي در آن محكمه عدل خواهيم داد؟ آيا براي پشيمان شدن زمان ديري نخواهد بود؟ ما انسان ها چقدر در زندگي روزمره مان غرق شده ايم و خوبي ها و نيكي ها را از ياد برده ايم. طوري زندگي مي كنيم كه انگار سال ها خبري از مرگ نخواهد بود.به جان همديگر افتاده ايم بدجور. رئيس به كارمند زور مي گويد و كارمند به مردم  و مردم به همديگر رحم نمي كنند. ثروت و قدرت چشم و گوش دلمان را بسته است و به جز محبت از مال و منال دنيا چيز ديگري بر زبانمان جاري نيست. غافل از اين هستم كه هر لحظه ممكن است فرشته مرگ به سراغمان بيايد. باورمان شده كه مرگ براي همسايه است و فقط حق دشمنانمان است و بس. چقدر پس از اين همه مدت خدا را مي شناسيم. محمد (ص) علي (ع) را چطور اشك هايمان با شنيدن نام حسين جاري مي شود ولي آيا مانند حسين آزادمرد هستيم يا بيشتر بندۀ پول و مقام و شهرت هستيم. امروز بندۀ خدا بودن هم سخت شده. اگردقت كرده باشيد يكي از تكه كلام قديمي ها اين بود: "بنده خدا". امروزه اين تكه كلام هم قديمي شده و كمتر كسي را مي شود پيدا كرد كه بنده واقعي خدا باشد. اندكي از وقت شبانه روز را بايد با خدا خلوت كرد. به خود رجوع كرد. خوبي ها را جستجو كرد و‌ آن را به كار بست. از خدا بي خبر نباشيم كه با خدا بودن بهترين خبر است. خبر هاي بد از در و ديوار خانه مي بارد چون خدا از زندگي ما رخت بر بسته است. چشم هايمان را چند ثانيه اي ببنديم و خدا را به خانه دلمان مهمان كنيم كه صاحب خانه اصلي دلمان كسي جز خدا نيست. از خدا بي خبر نباشيم.

راستي از خدا چه خبر. ميان اين همه خبر و اطلاعات و اخبار چقدر از خدا خبر داريم.چقدر خدا را مي شناسيم و به حرفهايش گوش مي دهيم و به آنها عمل مي كنيم. حاكمان چقدر از دستورات خدا پيروي مي كنند.آيا آنانكه دم از خدا مي زنند واقعا خدايي هستند يا خدا بهانه اي است براي آبادي دنيايشان. ياد حرفهاي شيرين قديمي ها مي افتم كه مي گفتند « فلاني از خدا بي خبره ». كسي كه كار ناشايستي انجام مي داد يا مال مردم را مي خورد يا غيبت مي كرد يا تهمتي مي زد يا كسي را بدنام مي كرد و يا كردار نيكي انجام نمي داد و به فكر همسايه اش نبود را از خدا بي خبر خطاب مي كردند. در اين روزگار نامراد كه هيچ چيز سر جاي خودش نيست و ارزش ها وارونه شده ما چقدر در سر جاي خودمان قرار داريم. جايگاه ما واقعا همان چيزي است كه لياقتش را داشته ايم يا هديه اي است كه از جانب كسي نصيب ما شده. مردم اگر از كارمان سوال كنند سر جايشان خواهيم نشاند ولي اگر فردا خدا از ما سئوالي كرد چه خواهيم گفت؟ چه جوابي در آن محكمه عدل خواهيم داد؟ آيا براي پشيمان شدن زمان ديري نخواهد بود؟ ما انسان ها چقدر در زندگي روزمره مان غرق شده ايم و خوبي ها و نيكي ها را از ياد برده ايم. طوري زندگي مي كنيم كه انگار سال ها خبري از مرگ نخواهد بود.به جان همديگر افتاده ايم بدجور. رئيس به كارمند زور مي گويد و كارمند به مردم  و مردم به همديگر رحم نمي كنند. ثروت و قدرت چشم و گوش دلمان را بسته است و به جز محبت از مال و منال دنيا چيز ديگري بر زبانمان جاري نيست. غافل از اين هستم كه هر لحظه ممكن است فرشته مرگ به سراغمان بيايد. باورمان شده كه مرگ براي همسايه است و فقط حق دشمنانمان است و بس. چقدر پس از اين همه مدت خدا را مي شناسيم. محمد (ص) علي (ع) را چطور اشك هايمان با شنيدن نام حسين جاري مي شود ولي آيا مانند حسين آزادمرد هستيم يا بيشتر بندۀ پول و مقام و شهرت هستيم. امروز بندۀ خدا بودن هم سخت شده. اگردقت كرده باشيد يكي از تكه كلام قديمي ها اين بود: "بنده خدا". امروزه اين تكه كلام هم قديمي شده و كمتر كسي را مي شود پيدا كرد كه بنده واقعي خدا باشد. اندكي از وقت شبانه روز را بايد با خدا خلوت كرد. به خود رجوع كرد. خوبي ها را جستجو كرد و‌ آن را به كار بست. از خدا بي خبر نباشيم كه با خدا بودن بهترين خبر است. خبر هاي بد از در و ديوار خانه مي بارد چون خدا از زندگي ما رخت بر بسته است. چشم هايمان را چند ثانيه اي ببنديم و خدا را به خانه دلمان مهمان كنيم كه صاحب خانه اصلي دلمان كسي جز خدا نيست. از خدا بي خبر نباشيم.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:13 | لینک  | 

شوراهاي روستائي بهترين فرصت را براي ورود روستاييان به چرخه تصميم گيري و تصميم سازي در روستا و ... فراهم مي كنند بنابراين دقت و توجه به چند نكته باعث تقويت اين نهاد مردمي مي شود. مهمترين مسئله تشكيل جلسات مشترك با شورا هاي روستاهاي اطراف و شهرها براي آگاه شدن از فعاليت هاي اجتماعي، عمراني و فرهنگي ساير بلاد و تبادل تجربه با آنها مي باشد. اين كار با تشكيل جلسات مشترك بين اعضاي شوراي چند روستا و شهر قابل انجام است. نكات به طور مداوم بررسي و تجربيات در اختيار همگان قرار مي گيرد. تصميمات جمعي بين ساير بلاد باعث نزديكي بيشتر بين آنها شده و پشتوانه قوي براي تصميمات آنها محسوب مي شود. امكان خطا به حداقل رسيده، تصميمات درست تشويق و مورد توجه قرار گرفته، و تصميمات نادرست به خودي خود از گردونه خارج مي شود. حركت هاي اميد آفرين شوراهاي روستايي به هر شكل ممكن مورد تقدير قرار گرفته و امكان جذب اعتبار و تسهيلات جهت انجام آن امور بيشتر مي شود. دومين مسئله كه يكي از مهمترين عوامل ضعف شورا هاي اسلامي است آگاهي پائين اعضاء از قوانين و مقررات است بنابراين براي آموزش قانون نبايد زمان را از دست داد. مهمترين ثمره آموزش قانون ايجاد حس مشاركت و مسئوليت پذيري در حوزه زندگي اجتماعي روستاها است. البته شوراها مي توانند نظارت مستمر و كافي به فعاليت هاي دهياري، تعاوني ها و ... حوزه تحت پوشش خود نيز داشته باشند و براي ايجاد انگيزه و ترغيب آنها هر از چندگاه با همكاري افراد مسئول طرح شوراي برتر، دهيار نمونه، شهروند مسئول و...را در حوزه محلي خود به اجرا درآورند. سومين مسئله تشكيل جلسات عمومي با مردم و بيان مشكلات به صورت صادقانه بطويكه مردم شورا را زبان گوياي خود بدانند. نظر خواهي و نياز سنجي از مردم، اولويت بندي مسائل روستا و شروع و شروع فعاليت با اولويت هاي مهم، ايجاد تريبوني براي شنيدن حرفهاي مردم بيان حقايق و نكته هاي ضروري در نشست هاي عمومي درواقع شريك كردن مردم در تصميم گيري هاي شورا مي باشدكه خود يكي از عوامل تقويت شوراهاست. در پايان حمايت قاطع و بيدريغ از مكان هاي انسان ساز و فرهنگي، بخصوص مدارس و محيط هاي ورزشي، بررسي مشكلات آنها و نظر خواهي از افراد مسئول در اين زمينه و بكارگيري تمام تلاش و توان اعضاء براي رفع مشكلات آنها است زيرا درنهايت خدمات اين گروه نصيب كل جامعه شده و نخبگان امروز و فردا همگي دانش آموختگان اين مجموعه مي باشند و كمك آنها در آينده نه چندان دور به روستاها، شهر و ... حتمي خواهد بود. در فرهنگ ديني ما نيز علم و طالب علم از اعتبار و جايگاه خاصي برخوردارند و بدن سالم فيزيكي از عوامل اصلي فراگيري علم است بنابراين اهميت دادن به اين دو مقوله نهايتا باعث تقويت شوراهاي روستايي مي باشد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:11 | لینک  | 

حتماً بسياري از ما به ديار پاك و پرافتخار توس سفر كرده ايم. حالي كرده يام و فيضي برده ايم. حتماً اندكي در سايه توجهات حضرت امام رضا(ع) آسوده ايم و تن و جان خويش را به عطر وجودش معطر ساخته ايم و از درگاه پربذل و بخشش او شفاي درد روح و جسم خود و همه ملتسمين دعا را التماس كرده ايم. سواي اين حتماً به يادگاران كهن اين سرزمين هم سرزده ايم و پهلوانيهاي رستم را در شكوه فردوسي و توس لمس كرده ايم و در خيال جهان گشاييهاي نادرِ نادر به خيال فرورفته ايم. همة آنچه كه نامي از آن رفت بخشي از داشته هاي  قابل افتخار و باليدن است كه سالها هست و سالها خواهد بود كه چنين يادگاران كهني به امرار معاش و كسب قوت وروزي عده اي ما را ياري مي رسانند. اما در كنار اين ميراثهاي كهن مكانهايي وجود دارد كه در قابل افتخار بودنشان بايد انديك انديشيد. مكانهايي با نام دهان پركن  و وسوسه انگيز مثلاً الماس شرق كه البته  از نظر حقير اصلاً با مسمي نيست، و اگر نامش را الماس جنوب شرق آسيا مي گذاشتند با مسمي تر مي شدو مكاني كه با قدم گذاشتن در آن گويي در بازار چين يا جايي مشابه آنچه در فيلمها ديده ايم و مي بينيم، قدم مي زنيم!؟ عجب جايي!؟ از خوابمان تا نان و آبمان، از تخت تا رختمان، از زيرانداز و روانداز، از موتراش تا كلاگيسمان، از توپ و تور تا ناخن گير و قيچي، از چاقوي ماست بري تا شمشيرهاي ماست بندكشي، از روك بچه تا عصاي پيرانمان از زيرپوش تا بالاپوشمان، از كفش داماد تا جوراب عروس، از صدا تا سيمايمان از نقاش تا فراش، از چمدان تا همدان و از فلان تا بهمان، از تسيبح و سجاده، از مؤذن تا مكبر،از فرش تا عرشمان، خلاصه بگويم فكر همه چيز و همه جايمان را كرده بودند. اگر فروشگاه خشكبار و زعفراني كه متعلق به يكي از دوستان بود در ميدان ديد قرار نمي گرفت، هرگز تصور نمي كردم اينجا ايران است، اينجا ديار رادمردان توس است.! آن همه اجناس تجملي، دكوري و فانتزي، مرا به انديشه واداشت تا بيانديشم و از خود سؤال كنم؟! به چه قيمتي مرزها راب ه روي چيني ها و امثال آنها گشوده ايم و به چه بهايي مراكز خريدمان را كرده ايم نمايشگاه و فروشگاه توليدات بي كيفيت، غيربهداشتي و فانتزي آن چشم باداميها؟ آنهايي كه امروز برايمان از چاقو تا رنده، از چرخ تا دنده، از چاه تا ماه، از نشست تا برخاستمان، از ماشين تا چرخمان،براي روز و شبمان، از كفش فرارمان تا دوربين و سلاح شكارمان، از جام مي گساران تا تسبيح و سجاده نماز گزاران،  براي كوه و دشتمان تدارك ديده اند حتماً فردا حتي گوشت و دنيه و يدزي سنگي هم برايمان ارسال خواهند كرد. و ما مي شويم چون برادران عربمان! اين شايد براي اعراب زيبنده باشد اما براي ايرانيان كه آوازه دانش و صنعت آنها حتي به ثريا رسيده است فقط سرافكندگي و شرمساري خواهد بود. با خود گفتم ما براي غني سازي و توليد انرژي هسته اي كه حق مسلم ماست، خودمان را اينقدر به در و ديوارمي زنيم و اين همه ناملايمات و آن همه تحريم و تهديد و... را به جان مي پذيريم، بدان اميد كه وارد كردن اين دانش به چرخه توليد، صنعت و اقتصادمان را فعال و پويا كنيم، اما غافل هستيم كه مكاني چون الماس شرق و...( كه نمونه مشابه آن در اكثر شهرهاي كوچك و بزرگ موجود است يا در حال ايجاد) خود مانند بمب هسته اي هستند كه امروزه در سرزمين ما چالش مي كنند و فردا كه خيلي هم دور نيست، خواهد تركيد و حوزه تخريب و دامنه ويراني آن بسيار گسترده و ضريب انهدام آن بسيار بالا خواهد بود. و به قيمت تعطيلي بسياري از واحدهاي كوچك و بزرگ صنعتي خودمان، كه راه كسب قوت و معاش بخش بزرگي از مردم هستند خواهد انجاميد. خيال آينده مرا سخت تحت تأثير قرار داد و سؤالاتي به ذهنم خطور كرد كه‌آنها را بيان مي كنم تا شايد كسي به من جواب دهد يا به دنبال پاسخي براي آيندگان باشد.

آيا مديران و برنامه ريزاني كه تن به ساخت چنين مراكزي داده اند دچار يك نوع غفلت و شتابزدگي نشده اند؟ آيا كار بلد بوده اند؟

آيا بايد صنايعي را كه رشد نكرده اند يا بيمار بوه اند، بلافاصله تعطيل و حذف كنيم؟

براي ارزيابي عملكرد چنين مكانهايي چه شاخص و معيار و ترازويي وجود دارد؟

از ايجاد و توسعه چنين مراكزي چه كساني سود مي برند؟ چه كساني زيان مي برند؟ چه كساني نابود مي شوند؟

آري عزيزان شايد اگر زود به خود نياييم اين چرخه كه بيشتر به تسلسل شبيه است به قيمت هلاكمان تمام مي شود و دانش و صنعت به سان موج مرده خواهد شد و ما مثال آدمهايي خواهم بود كه فانوسهاي را خاموش كرده ايم براي لذت بردن از خودنمايي لامپ و لوسترهاي بيگانگاني كه تمام نيرو و توان ايجاد روشنايي را از وجود و جان ما مي گيرند.
نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:9 | لینک  | 

با تصمیم نمایندگان ویژه رئیس جمهور در ستاد کاهش آثار ناشی از خشکسالی، مصوب شد که اعتبارات لازم برای استانهای دچار خشکسالی اختصاص ‌یابد تا با رعایت قوانین و مقررات مربوط و احکام مقرر هزینه شود.

بر اساس تصمیم این کارگروه، دبیرخانه ستاد موظف شد با طراحی ساختاری جامع برای دریافت گزارش آماری و عملکرد ستادهای ملی و استانی، پس از بحث و کارشناسی در کارگروه، نتایج آن را جهت تصمیم‌گیری به ستاد ارایه کند.

با تصمیم نمایندگان ویژه رئیس جمهور در ستاد کاهش آثار ناشی از خشکسالی ، همچنین به دستگاههای اجرایی استانی اجازه داده شد از اعتبارات تملک دارایی تا سقف پنج درصد جهت عملیات اضطراری خشکسالی با پیشنهاد رئیس دستگاه مربوط و تصویب ستاد حوادث استان در قالب طرح مشخص اقدام کنند.

همچنین دستگاههای ملی نیز می‌توانند تا سقف پنج درصد از اعتبارات تملک دارایی خود را در قالب طرح مشخص پس از تصویب ستاد خشکسالی هزینه کنند.

بر اساس تصمیم ستاد خشکسالی، مناطقی که بارندگی آنها در سال زراعی جاری نسبت به متوسط بارندگی در دراز مدت کمتر از میانگین قابل قبول است، به ترتیب شامل استانهای فارس، خوزستان، خراسان جنوبی، کرمان، خراسان رضوی، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، بوشهر، هرمزگان، اصفهان، یزد، چهارمحال و بختیاری و سیستان و بلوچستان تعیین شدند.

این ستاد در مصوبه خود فهرست توزیع و میزان اعتبارات لازم برای جبران خسارتهای وارد شده به مناطق یادشده را به استانهای اولویت دار به این شرح تعیین کرد.

استان فارس: اعتبار ۳۹۰ میلیارد ریال،استان خوزستان: اعتبار ۳۳۷ میلیارد ریال،استان خراسان جنوبی: اعتبار ۸۴ میلیارد ریال،استان کرمان: اعتبار ۲۰۰ میلیارد ریال،استان خراسان رضوی: اعتبار ۲۹۰ میلیارد ریال،استان ایلام: اعتبار ۷۰ میلیارد ریال،استان کهگیلویه و بویراحمد: اعتبار ۹۰ میلیارد ریال،استان کرمانشاه: اعتبار ۸۵ میلیارد ریال،استان بوشهر: اعتبار ۶۰ میلیارد ریال،استان هرمزگان: اعتبار۶۵۰ میلیارد ریالاستان اصفهان: اعتبار ۱۲۰ میلیارد ریال،استان یزد: اعتبار ۵۰ میلیارد ریالاستان چهارمحال بختیاری: اعتبار ۷۰ میلیارد ریال،استان سیستان و بلوچستان: اعتبار ۶۵ میلیارد ریال.

براساس این تصمیم استانهایی که فقط برای خرید علوفه اعتبار توزیع گردیده است نیز به این شرح تعیین شدند:
استانهای خراسان شمالی و سمنان مبلغ اعتبار ۵۸۰۰ میلیون ریال و استان لرستان مبلغ اعتبار ۱۲۴۰۰ میلیون ریال.

همچنین بر این اساس مقرر شد که درباره سایر استانها در صورت نیاز پس از بررسی در دبیرخانه ستاد خشکسالی و طرح در کارگروه تخصصی به ستاد پیشنهاد ‌شود.

ستاد خشکسالی مصوب کرد که نسبت ارایه امکانات وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به استانهای تحت تاثیر خشکسالی با درخواست استانداران به وزارت کشور و با هماهنگی دبیرخانه ستاد با تنظیم تفاهم‌نامه بین وزارت کشور و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با در نظرگرفتن حداقل هزینه‌های مرتبط سوخت و مانند آن اقدام ‌شود تا به صورت موقت از آنها در مدت شش ماه استفاده گردد.

با تصمیم این ستاد اعتبار متمرکز به عنوان عملیات اضطراری خشکسالی در اختیار وزارتخانه‌های نیرو و جهادکشاورزی هر یک مبلغ ۲۰۰ میلیارد ریال (جمعاً ۴۰۰ میلیارد ریال) در قالب فعالیت‌های مشخص اضطراری خشکسالی که بتصویب ستاد می‌رسد، قرار می‌گیرد و مبلغ یکصد میلیارد ریال نیز جهت موارد خاص استانها در اختیار دبیرخانه ستاد خشکسالی مستقر در وزارت کشور قرار می‌گیرد تا پس از تصویب ستاد ابلاغ و به مصرف برسد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:6 | لینک  | 

مهندس مختاري دبير همايش ملي زعفران و زرشك دانشگاه آزاد اسلامي واحد قاينات اعلام كرد: در سال نوآوري و شكوفايي و با تصويب هئيت رئيسه همايش جايزه ويژه همايش به متخصصين، اساتيد و دانشجوياني كه مقاله يا اثرشان پذيرفته گردد و يا ايده هاي نو و خلاقانه و كتارآفرينانه  به دبيرخانه همايش ارسال دارند اهدا خواهد نمود. كه اين جايزه علاوه بر جوايز نفرات برتر مقاله و پوسترهاي برگزيده است. كليه علاقه مندان مي توانند يه سايت همايش  www.qaeniau.ac.ir مراجعه نمايند.

 

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 8:20 | لینک  |