انجمن ابوالمفاخر قاين در هشتمين سال افتخار خود، اجراي طرحي بزرگ را آغاز نموده كه ساليان بيش بايد بزرگان اين شهر عملي مي كردند و حال آنچه امروز در حال اجراست طرحي است عقب مانده و جوانان پرشور قايني امروزعهده دار اين وظيفه شده اند. طرح فعلي كه بدون هيچ بودجه دولتي و صرفاً با بودجه اندك انجمن ابوالمفاخر در دست اجراست اهدافي بلندرا در آينده مدنظر دارد. اطلاعاتي كه از مردم قاينات در اختيارما قرار مي گيرد با تماس با افراد معرفي شده كامل خواهد شد. و هدفي اساسي كه انجمن ابوالمفاخر به دنبال آن است استفاده از توان و تخصص قايني هاي مقيم سراسر كشور مي باشد. پس از جمع آوري با ايجاد گروه هاي مختلف از متخصصان از آنها جهت حل علمي و دقيق مشكلات شهرستان بهره خواهيم برد. مردم شريف قاينات مدنظر داشته باشند كه اطلاعاتي كه در اختيار ما قرارمي دهند كاملاً محرمانه خواهد ماند.
سيدعلي حسيني اظهار داشت: بين دهه 1350 تا1360 توليد زعفران در كشور اندك بود كه منحصر به زعفران كاري هاي قديمي وسنتي شهرستان وي قائنات و اطراف گناباد، بيرجند و فردوس مي شد و سطح كشت آن در كشور 5 هزار هكتار بود كه متاسفانه چون زعفران را يك كالاي لوكس مي ناميدند در اين دهه نگاه جانبدارانه اي به اين محصول مهم وجود نداشت. وي افزود: دهه 60 تا 70، نگاه عمومي به زعفران تغييرات آرام و چشمگيري داشت، ابتدا با احتياط سپس با خيزش اساسي به زعفران توجه شد و مسئولان پذيرفتندكه اين محصول براي مردم منطقه، استراتژيك بلكه فوق استراتژيك بوده و هيچ محصول ديگري نمي تواند جايگزين آن شود. وي سطح كشت زعفران را بيش از 60 هزار هكتار در خراسان بزرگ ذكر و افزود: متاسفانه توليد اين محصول در هكتار اندك بوده، به ويژه به دليل خشكساليهاي پياپي به 3 تا 4 كيلوگرم در هكتار به طور متوسط رسيده، گرچه ركورد كشاورز نمونه، 25 كيلوگرم در هكتار بوده است.
وي خاطرنشان كرد: با انجام يك سري كارهاي به زراعي و كشت صحيح، مي توان در آينده ميانگين توليد در هكتار را 2 تا 3 برابر افزايش داد. حسيني در مورد قاچاق پياز زعفران گفت: نمي توانيم وضعيت كنوني را مديريت كنيم تا پياز اين محصول به افغانستان منتقل نشود، از سالهاي گذشته پياز آن به اين كشور به شكل قاچاقوارد شده، همان گونه كه برخي از درختچه ها و پايه هاي مرغوب درختان ميوه را از افغانستان به ايران آورده شده است.
اين كارشناس كشاورزي افزود: يك راهكار براي ممانعت از ورود پياز زعفران به كشورهاي ديگر و حفظ موقعيت و ميدان داري ايران در كشت اين گياه، با ارزش سياست گذاري درست و مديريت علمي است. حسيني در مورد ايجاد يك نام تجاري ملي (brand) براي فروش زعفران ايران خاطرنشان كرد: 3 سال پيش در خراسان اين پيشنهاد مطرح شد و مسئولان حمايت كردند اما حمايت فقط لفظي بود و عملياتي نشد. وي در مورد ارزآوري زعفران ايران گفت: براساس هر كيلوگرم 2هزار دلار، صادرات 170 تن، 34 ميليون دلار ارزآوري خواهد داشت اما وقتي صادرات در بسته بندي كوچك انجام مي شود، تا دو برابر رقم فوق، قابل افزايش است كه كمكي به زعفران كاران خواهد بود. حسيني در مورد سرمايه گذاري ملي در زعفران گفت: بايد وزارت بازرگاني، مركز توسعه تجارت، وزارت جهاد كشاورزي و موِسسه استاندارد و وزارت امور خارجه با همكاري و پردازش ايده روي يك برند ملي براي زعفران كار كنند و در نهايت زعفران ايراني با نام ويژه اي در جهان عرضه شود.
1 - به نظر مي رسد كساني كه زودتر به تهيه بليط اقدام مي كنند با كساني كه همان موقع ورود به سالن، بليط مي گيرند، تفاوتي ندارند. لذا مي توان با شماره گذاري صندلي ها و بليط ها به همت والاي افرادي كه زودتر به تهيه بليط اقدام مي كنند، پاسخ مثبت داد.
2 - يكي از عواملي كه در بهره گيري از موسيقي تأثيرگذار است كيفيت صدايي است كه به گوش شنونده مي رسد بنابراين جا دارد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي قاينات نسبت به ارتقاي سيستم صوتي سالن ارشاد به يك سيستم صوتي حرفه اي و مناسب اقدام كند تا مردمي كه با علاقه مندي فراوان از كنسرتها و ديگر برنامه هاي هنري استقبال ميكنند بتوانند بهره كافي از اين برنامه ها ببرند نه اينكه در وسط اجراي كنسرت مجبور باشند كسي را ببينند كه براي تعويض ميكروفن ها به اين طرف و آن طرف صحنه مي رود!
3 - وقتي در اطلاعيه ها ساعت شروع مشخصي ذكر ميشود جا دارد براي احترام به علاقمندان، مردم را پشت درها منتظر نگذاشته و در ساعت مشخص شده كنسرت را شروع كرد؛ يادمان نرود اگر مردم چند بار دلخور شوند ديگر عطاي اجراي موسيقي را به لقايش مي بخشند چراكه آنان در برنامه زماني خود، ساعت شروع را هماني فرض مي كنند كه در اطلاعيه ها آمده است.
4 - بايد در بهره گيري بيشتر از علاقمندان همكاري در برگزاري، تفكر كرد تا از حد يك مأمور انتظامات كارايي بيشتري داشته باشند ضمن اينكه اين نيروها يكساعت قبل از شروع، حضور داشته باشند تا مانع بروز مشكلاتي مانند ورود افراد غيرمسئول به سالن شوند مثل شب آخرِ كنسرت آقاي هادي كه اولين گروه مردم وقتي وارد سالن مي شدند، سالن را خالي نمي ديدند!
5 - مرسوم نيست كه كنسرتهاي موسيقي داراي مجري باشد و چنانچه برنامه تقدير و تشكري نيز هست در پايان برنامه ها يا شب آخر گذاشته مي شود نه اينكه مجري هر چند دقيقه اي، چند دفعه از افراد مختلف تشكر كند و يادش برود كه بايد از مردمي كه حدود يك ساعت از وقتشان پشت درب يا در انتظار شروع برنامه گذشته، معذرت خواهي كند.
6 - وقتي روي بليط ها ذكر مي شود «ورود افراد زير 8 سال ممنوع» اين قانون بايد براي همه اجرا شود و هم مردم بايد به اين نكته توجه كنند و كودكي همراه خود نياورند و هم برگزاركنندگان، بين افراد مختلف، تفاوتي نگذارند.
7 - با وجود تذكرهاي فراوان باز هم مشاهده مي شود كساني از اجراي موسيقي، فيلم برداري مي كنند و جالب اينكه گاهي تصاويرشان را بر پرده پشت نوازندگان نيز مي بينيم. در اين مورد نيز علاقمندان هم بايد رعايت نمايند (چون فيلمبرداري و تهيه فيلم و سي دي معمولا به شركتي فروخته مي شود و در انحصار آن شركت است) و هم برگزاركنندگان بايد برخورد قاطعي بكنند.
نقد همزاد تشريع شريعت مقدس اسلامي است و پيشوايان دين مبين اسلام، خود پيشگام نقد خود بوده اند كه مولاي متقيان حضرت علي (ع) مي فرمايند: مرا بر شما حقي است و شما را نيز بر من حقي است. انتقاد در اسلام علاوه بر پسنديدگي خاص خودش در آيات و روايات اسلامي نيز به عنوان خلق حميده و واجب مي باشد. البته نه انتقادي كه در آن عيب جويي صرف باشد، اما به هر تقدير اصلاح در گروه انتقاد سازنده است. دنياي مدرن، بيشترين و به عبارتي تمام كاميابي ها و دستاوردهايش را مرهون نقد انديشه ها، برنامه ها و مديريت هاست. كشور هاي در حال توسعه اي چون ما نيز تنها در صورتي مي توانيم راههاي پر پيچ و خم توسعه را طي كنيم كه راههاي نقد را باز كنيم و بهترين، منتطقي ترين و تحسين برانگيز ترين شكل آن اين است كه شهامت كنيم و خود كاركرد خود را در معرض نقد بگزاريم.
موضوع مورد نقد ما عملكرد شهرداري محترم قاين در حيطه شهركهاي فاز 4 و 5 فرهنگيان، شهرك بهداري، آماده سازي، خيابان هاي معرفت، امامت، حكمت، بهارستان و ... مي باشد كه در تقسيم بندي نواحي شهري، در ناحيه 2 شهري قرار گرفته اند. از آنجا كه در شهرداران عزيز و همچنين اعضاي محترم و پر تلاش شوراي اسلامي شهر قاين، چنين شهامتي نمي بينيم كه خود را در معرض نقد شهروندان ساير نواحي شهري قرار دهند، خود به نقدشان مي پردازم و ضمن بررسي توانمنديهاي متوليان امور شهر، نابساماني و ناتوانايي هاي آشكارشان، در محدوده ذكر شده خواهم پرداخت تا براي خودمان كه در زماني نه خيلي دور پيشقراول فرهنگ، توسعه و پيشرفت در قهستان بوده و هميشه در اوج ايستاده ايم، راه برون رفتي از پيچ و خم هاي وضعيت كنوني پيدا كنيم.
پس از استقرار شوراي محترم و شهرداري در محل جديد، اتفاقي ميمون و مبارك رخ داد و آن پديده نو ظهور تشكيل نواحي شهري و شهرداري ها در شهرمان بود. احساس من به عنوان يك شهروند اين بود كه ما شهروندان ناحيه 2 خيلي خوش شانس بوده ايم كه شهردار ما تنها شهرداري است كه از تجربه، تخصص و تعهد كافي برخوردار است و اين وي را در بين سه شهردار، متمايز ميكند. استقرار شهرداري در خود ناحيه محاسن و مزاياي فراواني داشت و موجبات تغيير و تحول در محدوده تحت پوشش را فراهم كرده بود. حضور شهردار و كاركنان زحمت كش و پر تلاش شهرداري لمس مي شد و تغييرات براي شهروندان مشهود بود. اما پس از مدتي در نهايت ناباوري با بهانه هاي واهي، شهرداري ناحيه 2 تعطيل و در ساختمان مركزي مستقل شد. پس از آن تقريباً بيشتر فعاليت هاي قبلي در اين ناحيه به حالت تعطيل و نيمه تعطيل درآمد و شهروندان اين ناحيه فقط از خدماتي چون حمل زباله، نظافت ماهيانه معابر و آبياري اندك فضاي سبز موجود، برخوردار مي شوند كه زحمات اين عزيزان خود قابل تقدير و سپاس است و ما ساكنين اين ناحيه سپاسگزار زحمات بي منت اين انسانهاي زحمت كش و قانع و صبور هستيم اما اكنون با گذشت زمان و از دست دادن فرصت ها، از آنجا كه خود عزيزان در ارائه خدمات واقعي و در خور شان مردم منطقه دچار پيگيري كاستي ها شده اند، مجبور شديم به طرح مسائلي بپردازيم كه از حقوق اوليه و ابتدايي هر شهروندي است و با زندگي شهري، شهر نشيني و علايق شهروندي مرتبط است و سرو سامان دادن آن از وظايف اصلي و كاركرد ذاتي شهرداري است:
1 - اين ناحيه شهري به نسبت وسعت خود و فضايي كه براي ايجاد فضاي سبز در نظر گرفته شده، از كمترين سرانه فضاي سبز برخوردار است (هر چند كه بخش اعظمي از فضاي سبز شهرمان از سرماي بي رحمانه زمستان گذشته، آسيب بسيار زيادي ديده است) اما از آنجا كه تمامي ساكنان مجاور محدوده اختصاصي ايجاد فضاي سبز ، سالها پيش مبلغ قابل توجهي (تقريباً معادل يك دهم بهاي واحد مسكوني ) پرداخت كرده اند اما هنوز نه تنها فضاي سبزي در محدوده آماده سازي، فازهاي 4 و 5 فرهنگيان، بهداري و ... ايجاد نشده، بلكه مكان هاي مذكور محل رويش خار و ساير گياهان خودرو يا پاركينگ خودرو هاي سنگين يا متعلقات اين خودروها يا ساير وسايل راهسازي و نقليه شده است در حاليكه شهرداري موظف بوده سالها پيش اقدام نمايد. گذشته از بحث ايجاد فضاي سبز، نگهداري بهتر فضاي سبز و ايجاد تنوع در آن ضروري به نظر مي رسد در اين خصوص نمي خواهم بگويم كه سعي كنيم بهتر از ديگران باشيم، بلكه مي گويم: بكوشيم نسبت به خودمان بهتر باشيم، چرا كه سالهاي قبل عطر گل هاي اطلسي و ساير گلهاي فضاي سبز معابر شهري قاين مثال زدني بود، از درختان كه بگذريم، فضاي سبز موجود چه كيفي چه كمي يا سالهاي قبل، غير قابل مقايسه است.
2 - عليرغم وسعت 300 هكتاري ناحيه 2 شهري، متأسفانه شهرداري اين ناحيه تعطيل و شهردار آن در ساختمان مركزي مستقر است. در حاليكه ناحيه 1 شهري كه هم به لحاظ وسعت و هم جمعيت كوچكتر و كم جمعيت تر از ناحيه 2 است، در محدوده ناحيه 2 شهري عليرغم تمايز ويژه شهردارش وسعت بيشتر و جمعيت قابل توجه، وضعيتي نااميدكننده دارد. مورد ديگر نصب تابلوهاي ورود كاميون در ورودي خيابانها و معابر ناحيه 1 شهري است كه داراي معابر عريض تر و طويل تري نسبت به بسياري از محله هاي و شهركهاي ناحيه 2 است كه اين خود باعث شده تعدادي راننده سودجو نسبت به پارك و توقف تريلر، كاميون و اتوبوس در معابر با عرض كمتر از 10 متر اقدام كنند و موجبات سلب آسايش و امنيت ساكنان اين محدوده ار فراهم كنند و حتي به حيثيت شغلي رانندگان عزيز لطمه وارد كنند.
3 - در محدوده شهركهاي بهداري، فاز4 و 5 بخشي از آماده سازيف خيابانهاي همت و عدالت، هيچ پارك و فضاي سبزي كه شايسته ساكنان اين بخش و فرزندان آنان باشد وجود ندارد و با آنكه از سكونت شهروندان دراين بخش از ناحيه 2 شهري قريب به 7 سال مي گذرد تاكنون اقدام شايسته سته اي صورت نگرفته است و همه خلاصه شده به تعدادي اسباب بازي فرسوده آن هم در مكاني بسيار نامناسب و غيربهداشتي. از طرفي عليرغم وجود تمامي مراكز آموزش عالي و دانشگاهي در اين ناحيه نسبت به زيباسازي اين بخش توجهي نشده و اگركاري شده بدون مطالعه بوده است. كه وجود دو ميدان در فاصله 300 متري آن هم با مصالح و نماي مشابه خود گواه است بر اين صحت ادعاي من و مصداقي براي ذكر نازيبايي ها. 4 - شهرداري محترم در بسياري از نقاط مركزي شهر اقدام به مرمت پياده رو ها و معابر كرده كه صرفنظر از كيفيت مصالح قابل تحسين نيز هست اما در همين زمان در بسيار از پياده روهاي ناحيه 2 شهري سالهاست گياهان خودرو مي رويد و حتي دانه هم مي دهند اما شهرداري نه تنها اين پياده رو را مرمت نمي كند بلكه از قطع و جمع آوري همين گياهان خودداري مي كنند كه خود مايه تأسف است.
اكنون عليرغم آنكه از توانمنديهاي شوراي اسلامي كه همه اعضاي آن برايمان عزيز و بزرگوار هستند. چيزي ننوشتيم و به بيان مشكلات پرداختيم اما عزيزان و بزرگواران محترم، اين مشكلات بخشي از انبوه مشكلاتي است كه موجود است و ما از شما كه از رفاه و آسايش زندگي خود چشم پوشي كرده و به مردم خدمت مي كنيد، درخواست داريم نسبت به حل نواقص و كاستيهاي ذيل اقدام عاجل نماييد تا هم محبوب خدا و هم محبوب خلق خدا شويد.:
- اقدام نسبت به استقرار مجدد شهرداري و آقاي صادقي شهردار محترم در محدوده ارائه خدمت، جهت انجام وظيفه بهتر و كارايي بيشتر چرا كه هر چه غير اين شود نمونه بارز بي عدالتي و مصداق عيني يك بام و دو هواست. - اقدام به نصب تابلوهاي ورود ممنوع براي ساير وسايل نقليه سنگين ونيمه سنگين در معابر اصلي و فرعي مسكوني ناحيه2 شهري جهت تأمين بهتر و بيشتر رفاه آسايش، امينت شهروندان و جلوگيري از تخريب امكانات عمومي و برقراري نظم عمومي. - اقدام به آماده سازي و تسطيح اراضي انحصاري فضاي سبز جهت غرس نهال قبل از فرارسيدن بهار آينده، نگهداري فضاي سبز موجود و ايجاد تنوع در گونه هاي موجود در فضاي سبز، جمع آوري متعلقات خودروهاي و ماشين هاي راهسازي از فضاهاي مورد نياز براي ايجاد فضاي سبز، مثل كمپرسي، باك اضافي، بيل بيل مكانيكي و... - اقدام به تأسيس پارك و مجموعه هاي فرهنگي هنري جهت استفاده كودكان و نوجوانان ساكن در محدوده هاي خالي از اين امكانات، چرا كه با ساخت مجموعه 1000 واحدي وجود بسياري از امكانات براي گذراندن سالم و مفيد اوقات فراغت فرزندان ساكنين اين ناحيه شهري را دوچندان مي كند. - افزايش نيروهاي خدماتي جهت انجام بهتر امور بهداشتي، سالم سازي و زيباسازي محيط اين ناحيه شهري، عليرغم تلاش مضاعف ساير نيروهاي اين ناحيه، وسعت زياد و پراكندگي ساخت وسازها مي طلبد تا نيروهاي خدماتي اين ناحيه بيشتر باشند تا هم عزيزان رفتگر و هم عزيزاني كه به جمع آوري و حمل زباله اقدام مي كنند با فرصت و دقت بيشتر ي به همشهريان قدرشناس خود خدمت مي كنند. - نظارت بيشتر و بهتر بركاركرد ناوگان حمل و نقل درون شهري علي الخصوص ساعات حركت در رفت و برگشت و رعايت اخذ بهاي مصوب حمل و نقل مسافر در اين ناحيه شهري.
موارد فوق كاستيهاي است كه مردم ساكن اين ناحيه لمس مي كنند و اينجانب پس از درخواستهاي مكرر و پي در پي بسياري از شهروندان و ساكنين عزيز ناحيه2 شهري نسبت به تحرير اين مرقومه اقدام كردم. چنانچه تشخيص داديد كه مي توانيد مواهب بيشتري سواي از موارد درخواستي بالا به اين عزيزان هديه كنيد، دريغ نفرماييد. خداوندا ياور خدمتگزاران خلق است.
سید محمد حسن اصفهانی
آرزوي مردم زيركوه و خضري براي شهرستان شدن از «لويي جرگه» سال 83 براي الحاق قاينات به خراسان جنوبي جديت پيدا كرد. اجتماع آن روز شوراهاي اسلامي شهر و روستاهاي قاينات كه پركارترين روزهاي خويش را سپري ميكردند اهدافي ديگر هم داشت. شوراهاي زيركوه و خضري از الحاق قاينات به خراسان جنوبي هدف ديگري داشتند و آن شهرستان شدن اين دو بخش قاينات بود. در اين بين شوراي شهر خضري جديت بيشتري نشان مي داد؛ آنان دو گزينه را پيش روي تصميم گيرندگان نهاده بودند «يا با قاينات به خراسان جنوبي (بيرجند) بپيونديم يا جداگانه شهري از شهرهاي گناباد شويم!» مردمان خضري اين شهر ييلاقي قاينات، كه اختلافات جدي با دشت بياض بر سر اتحاد براي شهر شدن داشتند آيا امروز براي شهرستان شدن اتحادكرده اند؟
زيركوه منطقه مرزي قاينات، ادعاي معقول تري براي شهرستان شدن دارد. اين منطقه از ديرباز ادارات كليدي را مستقر نموده و از جمعيت منسجم و متحد افزون تري هم بهره مي برد. چه قبل و چه بعد تقسيم استان مجدانه در پي شهرستان شدن بوده است. آنان نيز در پي الحاق قاينات به خراسان جنوبي بودند تا كه بتوانند از مزاياي كم شهرستان بودن اين استان كوچك بهره برده و به آروزي ديرين خويش دست يابند. از آن اجتماع براي الحاق به خراسان جنوبي هم اينك بيش از چهار سال مي گذرد و مردمان اين دو منطقه در هدفي كه آن روز داشتند تا به امروز ناكام بوده اند. براي حاجي آباد با امكانات مناسب تر بس ناگوار است كه سربيشه، درميان و سرايان با امكانات كمتر از حاجي آباد و صرفاًبا اراده تصميم گيرندگان مركز استان به شهرستان ارتقا پيدا كنند اما اين منطقه استراتژيك هنوز شهر باقي بماند و البته آن روستايي كه با نام قهستان (كه البته اين نام نيز متعلق به آنجا نيست و متعلق به ديار كهن و تاريخي قاينات ااجتماعي كه چهار سال پيش براي جلوگيري از تقسيم قاينات تشكيل شده بود اكنون چاره اي نمي بيند جز همان تقسيم قاينات! شهرستان شدن زيركوه قابل پيش بيني است خواسته يا ناخواسته ارتقاي اين شهر به شهرستان صورت خواهد گرفت.ست) به شهر تبديل شده است وضعيت را برايشان غير قابل تحمل تر مي كند! چون آنان هم موقعيت وهم وضعيت بهتري دارند اما براي خضري شرايط اندكي سخت تر است. آناني كه تا ديروز قاين را مانع ارتقاي اين دو منطقه مي دانستند اكنون شرايط ديگري را پيش رو مي بينند، ناسيوناليست هاي داغ قايني كه محمدعلي عالمي (عضو شوراي شهر قاين) سخنگوي آنان است، هم با اين قضيه كنار آمده اند آنان هم تمايل بسيار به جدايي اين دو منطقه به خصوص زيركوه دارند و آن را براي شهرستان قاين آينده، مناسب تر ميدانند. در طرف ديگر ماجرا موسي قرباني (نماينده مردم قاينات) و غلامرضا طاهري (فرماندار قاينات) قرار مي گيرند، نماينده قاينات در انتخابات اسفند گذشته از جانب برخي اهالي اين دو منطقه كه حامي رقيبش بودند، به شدت مورد اتهام قرار گرفته بود، كساني كه اين ايراد جدي را به قرباني وارد مي دانستند كه وي تلاشي براي شهرستان شدن اين دو منطقه انجام نداده است. در زمان فعلي ظاهراً تنش خاصي فراروي تصميم براي تقسيم قاينات وجود ندارد و حتي عالمي و همراهانش، كوچك شدن شهرستان را مفيد براي بخش مركزي ميدانند و قرباني هم براي كاهش تنش ها و انتقادات اينگونه، تقسيم شهرستان را مناسب مي داند. اما اين نظر كارشناسان خواهد بود البته اگر كسي وجود داشته باشد كه عواقب و منافع اجراي اين طرح را برشمارند ظاهراً مردم با آن مشكلي ندارند، هر چند شهرستانشان كوچك خواهد شد. اما شهرستان كوچك همگون بهترازشهرستان بزرگ ناهمگون است.
در اين خصوص با رئيس جمهور، وزير كشور، استاندار و معاون سياسي ايشان نيز مذاكره كردهام.
(منبع سایت نماینده قاینات)
