اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

نمي‌دانم‌ تاكنون‌ به‌ شما فحش‌ داده‌اند؟
آيا شده‌ است‌ كه‌ فحش‌ بدهند ولي‌ عكس‌ العمل‌ نشان‌ ندهيد؟
آيا شده‌ است‌ كه‌ فحش‌ بدهند ولي‌ به‌ آنان‌ لبخند بزنيد؟
آيا شده‌ است‌ كه‌ به‌ شما فحش‌ بدهند و از آنان‌ تشكر كنيد؟
اگر براي‌ شما اتفاق‌ نيافتاده‌ است‌ اما براي‌ من‌ زياد اتفاق‌ افتاده‌ است‌ كه‌ توضيح‌ مي‌دهم‌.
چرا ميگويم‌ فحش‌ ناجوانمردانه‌!
اگر دو نفر با هم‌ درگير شوند چه‌ حضوري‌، چه‌ تلفني‌، چه‌ مكاتبه‌اي‌ هر چه‌ به‌ همديگر بگويند گر چه‌ ممكن‌ است‌ كار خوبي‌ نباشد ولي‌ جوانمردانه‌ خواهد بود چون‌ براي‌ هر طرف‌ امكان‌ دفاع‌ وجود دارد.
اما زماني‌ كه‌ انسان‌ فردي‌ را فحش‌ مي‌دهد كه‌ اصلا" مخاطب‌ خبر ندارد يا فحش‌ دهنده‌ را نمي‌شناسد يا فرصت‌ دفاع‌ براي‌ او وجود ندارد اينجاست‌ كه‌ ميگوئيم‌ ناجوانمردانه‌ است‌ خصوصا" اگر مخاطب‌ در شرايطي‌ باشد كه‌ نمي‌تواند پاسخ‌ دهد اين‌ امر شديدتر مي‌شود بالاخص‌ اگر براي‌ امر مقدسي‌ فحش‌ تحمل‌ مي‌كند و يا از آبروي‌ كسي‌ دفاع‌ مي‌كند و تحمل‌ مي‌نمايد اينجا اوج‌ ايثارگري‌ است‌.
اكنون‌ بپردازم‌ به‌ اصل‌ موضوع‌ و از خودم‌ بگويم‌. من‌ براي‌ خدمت‌ به‌ اسلام‌، انقلاب‌، كشور و قاينات‌ خيلي‌ فحش‌ خورده‌ام‌ و خيلي‌ تهمت‌ شنيده‌ام‌ ولي‌ در بسياري‌ از موارد تحمل‌ كرده‌ام‌ و حتي‌ براي‌ يك‌ بار از كسانيكه‌ اقدام‌ به‌ هتاكي‌ كرده‌اند شكايت‌ نكرده‌ام‌ كه‌ به‌ چند نمونه‌ اشاره‌ مي‌كنم‌.
1-
موضوع‌ الحاق‌ قاينات‌ به‌ خراسان‌ جنوبي‌
در اين‌ قضيه‌ در چند مرحله‌ فحش‌ خورده‌ام‌، ابتدا زماني‌ كه‌ بحث‌ تقسيم‌ خراسان‌ در مجلس‌ مطرح‌ بود و مردم‌ قاين‌ مخالف‌ بودند و من‌ هم‌ از نظر آنان‌ دفاع‌ مي‌كردم‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ موافقان‌ تقسيم‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ به‌ من‌ فحش‌ مي‌داند.
مرحله‌ دوم‌ زماني‌ بود كه‌ تقسيم‌ استان‌ انجام‌ شد و من‌ احساس‌ كردم‌ بايد از حقوق‌ قاينات‌ دفاع‌ كنم‌ و پس‌ از نظرسنجي‌ و كسب‌ موافقت‌ مردم‌ در جهت‌ الحاق‌ به‌ خراسان‌ جنوبي‌ تلاش‌ كردم‌ در اين‌ مرحله‌ از دو طرف‌ فحش‌ خوردم‌ از يك‌ طرف‌ مخالفين‌ الحاق‌ در قاين‌ به‌ من‌ فحش‌ دادند و از يك‌ طرف‌ بعضي‌ افراد در بيرجند به‌ من‌ فحش‌ دادند و نامه‌ نوشتند كه‌ نبايد قاين‌ به‌ خراسان‌ جنوبي‌ ملحق‌ شود و سر سفره‌ آماده‌ بنشيند و مرحله‌ سوم‌ هم‌ زماني‌ كه‌ نتيجه‌ تلاش‌ من‌ ظاهر شد و توسعه‌ قاينات‌ سرعت‌ گرفت‌ و فولاد، آموزشكده‌ و... در قاين‌ عملياتي‌ شد دراين‌ مرحله‌ كسانيكه‌ نتوانسته‌ بودند از حقوق‌ مردم‌ خود دفاع‌ نمايند مرا فحش‌ دادند و گفتند همه‌ چيز به‌ قاين‌ مي‌رود ولي‌ من‌ همه‌ فحشها را تحمل‌ كردم‌ و چيزي‌ نگفتم‌.
2-
دفاع‌ از ارزشهاي‌ انقلاب‌
زماني‌ كه‌ در مجلس‌ ششم‌ از انقلاب‌ و رهبري‌ دفاع‌ مي‌كردم‌ يا در تلويزيون‌ در بحثها شركت‌ مي‌كردم‌ معمولا" هر ميزان‌ دفاع‌ قويتر‌ بود فحشهاي‌ آب‌ دارتر نثار من‌ مي‌شد.
يك‌ جعبه‌ پر از فحشهاي‌ كتبي‌ كه‌ براي‌ من‌ ارسال‌ شده‌ است‌ را نگهداري‌ مي‌كنم‌ و فرداي‌ قيامت‌ آنها را به‌ خداوند عرضه‌ خواهم‌ كرد تا ذره‌اي‌ ناچيز در كنار اهانتهاي‌ بزرگي‌ كه‌ به‌ پيامبران‌، امام‌ و اولياء الهي‌ صورت‌ مي‌گرفت‌ باشد تا خداوند از سر تقصيرات‌ من‌ بگذرد.
3-
در عرضه‌ انتخابات‌
فحشهايي‌ كه‌ در اين‌ عرصه‌ مي‌شنوم‌ بيش‌ از حد است‌ زيرا هر كس‌ به‌ صحنه‌ انتخابات‌ وارد مي‌شود فكر مي‌كند بايد نماينده‌ را مورد هدف‌ قرار داده‌ و تخريب‌ نمايد لذا در اين‌ عرصه‌ بي‌ انصافي‌ و حرمت‌ شكني‌ به‌ حد اعلا مي‌رسد و هيچ‌ امكان‌ دفاع‌ نيز وجود ندارد.
خصوصا" اينكه‌ افرادي‌ با انگيزه‌هاي‌ متفاوت‌ در كنار همديگر قرار گرفته‌ و مانند دو بال‌ يك‌ قيچي‌ در مقام‌ بريدن‌ يك‌ چيز مي‌باشند.
جالب‌ است‌ در انتخابات‌ خبرگان‌ يكي‌ از دوستان‌ به‌ زمين‌ و زمان‌ متوسل‌ مي‌شد كه‌ دوستي‌ ديگري‌ نبايد در ستاد آقاي‌ رئيسي‌ حضور داشته‌ باشد.
و اكنون‌ آن‌ دو كه‌ قبلا" سايه‌ همديگر را با تير مي‌زنند چون‌ هر دو به‌ دلايل‌ كاملا" شخصي‌ با من‌ موافق‌ نيستند با همديگر رفيق‌ شده‌ و همه‌ چيز را فراموش‌ كرده‌اند. و اين‌ خودنشان‌ مي‌دهد كه‌ خيلي‌ از حرفها ادعاي‌ واهي‌ است‌ و از اصولگرايي‌ خرج‌ كردن‌ و مرا متهم‌ به‌ خروج‌ از اصولگرايي‌ كردن‌ يعني‌ چه‌؟ در اين‌ مقوله‌ بحث‌ فراوان‌ است‌ آنرا ادامه‌ خواهم‌ داد اگر شما هم‌ مطلبي‌ داريد ارسال‌ كنيد.

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 18:52 | لینک  |