اخبار روز قاين و تحليل مسائل شهرستان

معلم در ساعت درس اجتماعي از بچه ها خواست تا انواع صف را نام ببرند. حسيم تو بگو ببينم در مدرسه چند تا صف وجود دارد؟ حسين صف كلاس اوليها، صف كلاس دوميها و صف كلاس سوميها، آقا يك صف هم هميشه دَم دفتر تشكيل شده (صف تنبلها) .محمد: آقا مدرسه ما شبانه روزي است صف نماز، صف سلف، صف ميني بوس، صف صبحگاه، صف صبحگاه، صف حمام، صف دستشوييها و صف نظافت. احمد: آقا حمام و نظافت كه صف ندارد آنجا ما را به نوبت بندي كرده اندمعلم: آفرين بچه ها بوبت بندي را با صف اشتباه نگيريد.

امير: آقا من در جامعه انواع صف را نام ببرم. معلم: بگو  صف نان من هميشه توي اين صفم خيلي هم بي نوبتي مي شود صف گاز آقا اينجا هم پارتي باري مي شود آقا صف ميني بوس  مدرسه هر كسي كه زروش بيشتر باشد بچه ها را كنار مي زند و صندلي مي گيرد آقا صف بانك  هر كسي كه پارتي داشته باشد از آن طرف باجه زود جوابش را را ميدهند صف تاكسيهاي حاشيه ميدان، آن طرف ميدان هم صف كارگران كارگرها معلم بشين. امير: آقا يك صفي ديگري هم اول خيابان شهيد بهشتي تشكيل مي شود. يك تابلوي كوچكي دارد...

بهرام: اقا در پمپ بنزين هم صف گاهي وقتها تشكيل مي شود در زمستان جلوي شعبه هاي نفت: صف گلندهاي خالي.

سروش گفت: آقا در بانكها صف براي هم وام هست بابا چند وقت است كه پرونده اش را گرفته اند و هنوز به او وام نداده اند معلم گفت: آن پرونده در نوبت است موقع وقتش برسد وام تعلق مي گيرد سروش: آقا همسايه ما كه ديرتر تشكيل پرونده داده نوبتش شد ولي باباي من نه. معلم: حتماً پرونده نقصي داشته بهرام: آقا همسايه اينها پولدار است باغ پسته اي دارد حتماً از آن پسته اي باغ كله قوچي برده  آخر عموي من تعريف مي كرد برق يكي از همسايه هايشان قطع شده بود همين پسته اتي كله قوچي  دهن وا برقشون وصل كرده بود. معلم: بشين اين حرفها در كلاس ممنوع. سروش:آقا در بعضي بانكها پرونده هايي كه افراد تشكيل داده اند ممكن است طرف مرغداري يا گاوداري يا زمين خربزه داشته باشد كه دست پرونده را بگيرد يا افراد همسايه باشند يا شريك در معامله و قرارداد اگر چنين باشد ديگر نه رد صف مي مانند و نه در نوبت. اميد گفت: سعدي زيبا گفته  برو قوي شو اگر در جهان راحتي خواهي  كه در نظام طبيعت پارتي لازم است.   بچه ها زدند زير خنده و معلم براي اينكه نظم راه به كلاي برگرداند گفت: بچه ها تفاوت صف و نوبت را بگوييد. امير آقا هيچ فرقي ندارد تو صف نانوايي آقا شالش را به نرده بسته مي گويد حالا نوبت من است خودش هم در صف نبوده و شالش آويزان بوده. سروش: آقا در بانك پرونده ها همه در نوبت هستند ولي خود شخص يك پرونده از زير به رو مي آيد و زودتر جواب داده مي شود آقا يك مثل هست كه مي گويند: آسيا به نوبت اول يعني چه؟ معلم: قديما مردم وقتي كوله هايشان را براي را براي آرد كردن به آسيا مي بردند  آسيابان آنها را به ترتيب مي چيد و از روي نوبت آرد مي كرد. افرادي كه براي انتخابات ثبت نام مي كنند اينها هم در نوبت هستند. معلم: مردم در انتخابات تصميم مي گيرند مردم بايد دقت كنند. در جامعه بعضي افراد توان كار كردن ندارند فقط بوق كرناي زيادي سرمي دهند اگر مردم اين افراد را انتخابي كنند جامعه مريض خواهد شد. دنيا مثل يك قطار است يك عده از درب جلو پياده مي شوند يك عده هم از درب عقب سوار ما همه در صف قطار هستيم وب ه قول سعدي:

بنويسند مُلوك انر اين سپند سراي

نوشته شده توسط تحريريه طلوع  در ساعت 11:12 | لینک  |