موسیقی
تار كه ساز مضرابي وكامل ترين ساز به شمار مي رود. چنان كه در ابتدا رديف موسيقي ايراني براي تار تدوين شد و بعدها استاد ابوالحسن خان صبا همين رديف را متناسب با ويولون دوباره بازنويسي كرد.رديف ني هم كه يكي ديگر ار سازهاي كششي است همين اواخر به وجود آمد.در دورة قاجار جز شور ومتعلقاتش و شايد يكي دوماية ديگر هيچ نغمه اي توطس ني نواخته نمي شد.دستگاههايي مانند ماهور و يا چهار گاه تنها به همت استاد معاصر حسن كسائي امكان نواختن پيدا كرد.اگر صدا دهي سازها را مورد نظر قرار دهيم سازهاي ايراني كم صدا ودرون گرا و سازهاي غربي پر صدا و برون گرا هستند. موسيقي ايراني چون هيئتي افقي دارد، از حيث نغمگي به تكامل عظيمي دست يافته است به گونه اي كه چون از تكلف به دور است و شيوة آسان دارد مي توان نغمه هاي آن را هر چند پيچيده باشد زمزمه كرد و لذت برد.در حاليكه موسيقي غربي به رغم هيئت عمودي اش نغمه هايي دارد اگر چه زيبايند ولي چون متكلفانه ساخته شده اند و معماسازهاي ذهني وتعلقي آن را بسي پيچيده كرده است نمي توان آن را زمزمه شان كرد. موسيقي شناس ايراني« فوزيه مجد» اين نكته را به زيبايي طي مثالي جالب آورده است:« اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه روي هم رفته خواندن يك اثر موسيقي غربي مثلاً اگر تنها دريك اتاق نشسته ايد بي نهايت مشكل است در مثل سعي كنيذ حالت نهم سمفوني بنتهوون را كه شايد ده بار آن را شنيده ايد بخوانيد ودر جلوي شما راهنمايي(پارتيسيوني) نيست فقط از طريق حافظه و آن آشنايي پيشين كه ميزان به ميزان آن اثر را تجزيه تحليل كرده است بعد از مدتي حوصله تان سر مي رود و آن هم با توجه به اينكه آنچه را به نظرتان مهممي آيد داريد، مي خوانيد چون طبيعي است نمي توانيد صداهاي مختلف را با آهنگ تك صداي گلوي خود به وجود آوريد.دريافت اين مسأله مي تواند بي نهايت مهم باشد براي پي بردن به استان ملودي در موسيقي دستگاههاي رديفي در اين حالت ملودي را درست دريابيد.ملودي عنصري است كه به اين ور و آن ور دستگاه گاهي پريده.گاهي طولاني وگاهي مجبوريم صداهايي در گلوي خود به وجود آوريم كه نمي توانيم ادا كنيم.آخر سر آوازي كه در اطاق به راه انداخته ايم مي ايستد.سپس سعس كنيد رديفي را بخوانيد ازاول شروع كنيدهمان درآمد اول بدون اغراق متوجه مي شويد كه گلوي شما همه را بازگومي كند آنچه شما را به كشش به سوي اداي اين وا مي دارد كوراني ازملودي است كه پايه اش روي حركت بي نهايت قرار گرفته مي خوانيد.بازهم مي خوانيد تمام نشدني است، جمله پشت جمله.بدون بالا و پايين هاي شديد و هيجان شكل يافته مي افتيد در رودخانه اي كه حركت آب شما را با خود مي برد اين حركت ملودي است. تفاوت بين دو سطح ملودي بيان شده و روشن مي شود.» تا اينجا تفاوتهاي موسيقي غربي و موسيقي ايراني طي مقالات متعدد بيان شد ولي مايل به كشاندن بحث به حيطة روانشناسي،فلسفه وجامعه شناسي هستند مي توانند به اين منابع مراجعه كنند: فلسفه و فرهنگ از ارنست كاسيرر. فلسفه چيست از مارتين هايدگر. بت ذهني و خاطره ازلي از داريوش شايگان.