شَخو سكيل(الوشور)
واژه «شَخو سكيل» را هنور به ياد دارند اما ممكن است براي نسل جوان ما ناآشنا باشد. امروزه اين واژه ماهيت خود را حفظ كرده، فقط شكلش عوض شده است در زمانهاي قديم كه هر خانه اي مطبخي و تنوري داشت. در كنار هر تنور يك تكه چوب سرسوخته و بي تركيب كج و مَعوَج و پرگرهي بودو زماني كه آتش تنور فروكش مي كرد و زيرخاكستر پنهان بود نانوا همين «شَخو سكيل» را بر مي داشت و آتش درتنور را به حركت در مي آورد و به اصطلاح «اَلو» را شور مي داد. از اين جهت بود كه بهآن «اَلوشور» مي گفتند. در كنار همين تنور يك ديگ سياه پرآب يا يك كهنه نسبتاً بلندي هم بود و زماني كه تنوربيش از حد مي تافت و نان بر ديوار تنور مي سوخت نانوا از همين ديگ آب بر آتش مي ريخت و كهنه را خيس مي كرد و دور تنور مي چرخاند تا از حرارت تنور كم شود و خمير بر ديواره تنور بريان نگردد با پنجه آب بر آتش مي ريخت تا شعله فروكش كند و نان نسوزد اين مقدمه طولانياز اين جهت بيان شد تا نقش شخوسكيل در تنور واضح گردد حال واژه ها و اصطلاحاتي مانند ( قايني، بيرجندي، روستايي، كلاته اي، شهري و...) حكم همين شخوسكيل را دارند و الو شور عده اي مي گردند آنان كه مي خواهند در اين تنور نان خود بپزند نيازمند الو شورهايي هستند كه هرز گاهي تنور را گرم كنند و آتش زير خاكستر را به نفع زواله هاي خود مشتعل سازند زماني كه زواله هايشان مي سوزد از ديگ آب مي ريزند و شال خيس در تنور مي چرخانند و زماني كه خميرشان مانده كساني را به ياري مي طلبند و از واژه هاي الو شور بهره مي برند چند صباحي نان خود پخته و بر سفره خود و خانواده خود اندازند و.... در اين ميان مردماني بو ده اند كه چوب دست اين و آن شده اند شهروندان عزيز بياييد واژه ها و اصلاحات الوشور را مفقود الاثرنماييم و نگذاريم عده اي سود جو هر روز يكي از واژه ها را بكار برند و منفعت خود جويند. بياييد اين شخوسكيلها را برداريم و همه را در تنور غيرت بسوزانيم و نگذاريم كه عده اي منفعت طلب آتش بر كماچ خود بگذارند و همين واژه ها را هر چند صباحي بنا به مد روز در شهر و روستا بچرخانند و نان بپزند بدانيم كه شاطرهاي سياستمدار بيدارند و آماده شليك يكي از واژه ها، در ميان همه دشتستاني كه خود ناظر آن هستند و بر آتش آن ديگي برايشان مي جوشد زيركانه وارد عمل مي شوند و مردمان را به صحنه مي كشانند.