گرامیداشت شب یلدا- دکتر نقوی
خود شيفتگي و از خود بيگانگي دو عمل متضاد جامعه است. در جوامعي كه رشد فرهنگي و اجتماعي تازه شروع مي شود از خود بيگانگي غالب مي گردد و برعكش در جوامع عقب مانده كه از دنيا بي خبر مي مانند خود شيفتگي بيماري غالب مي گردد و شعار «هنر نزد ايرانيان است و بس» بر تارك تاريخ مي درخشد. زماني مردم با اسب و الاغ راهي زيارت مي شدند (چون سياحت در كار نبود و عملي لغو بود) يكي از همشهريان كه الان فرزندان ايشان در قيد حيات هستند گفته بود:« از قاين تا نجف رفتم به عم و قرائت آقايان ... و... كسي را نديدم» اين يك نمونه ار تفكر جامعه منزوي و جدا از ديگران است كه عالم ترين و بهترين افراد را در شهر و اطراف خود مي بيند. و باز دوران مشروطيت كه ارتباط مردم با اروپا و بقولي فرنگ برقرار شده بود پيشگاماني چون تقس زاده معتقد بودند كه ما بايد سرتاپا فرنگي شويم و از عادات و رسوم خود دست برداريم و تنها راه پيشرفت همين است و در همين راستاست كه جلال آل احمد كتاب غربزدگي را مي نويسد و آن ديگري غرب را مركز فسق و فجور مي دانداز دروازه اروپا تا آخر آمريكا.
اما بر اساس «خير الامور اوسطها» بايد زندگي ما تلفيقي از عادات و آداب و رسوم خودمان با غرب باشد نمي توان از هواپيما و قطار و اتومبيل گذشت و با اسب و قاطر و الاغ مسافرت كرد و نمي توان پدر و مادر و تمام عزيزان خود را در خانه سالمندان گذاشت و خود در خانه آرامش داشت كه در غرب چنين است هر چند پيشرفت و تمدن و دگرگونيهاي اجباري مثل سكونت در آپارتمان 60 متري با زن و فرزند ما را ناچار به چنين كاري خواهد كرد. ولي به قول معروف
«قيامت اگر چه دير آيد، بيايد» همه ملتها به بهانه اي جشني برپا مي دارند و آن را گرامي مي دارند و آن را نقطه اتكا تاريخي خود مي كنند هر چند كوچك و كم مايه باشد مثلاً روز شكرگذاري و يا روز جمع آوري محصول كشاورزي ولي ما در تاريخ گذشته خود ايامي جاودانه و چند هزار ساله داريم كه آن را اهميت نمي دهيم مثل شب يلدا.
اين شب تاريخي چند هزار ساله در غرب به نام شب كريسمس (تود عيسي مسيح) جشن گرفته مي شود به زماني حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح برمي گردد و مربوط به آيين ميتراست كه اين شب نماد پيروزي روشنايي بر تاريكي است و از زمان اسكندر از ايران باستان ولي از سال 330 بعد از ميلاد و پيروزي كنستانتين در روم و رسميت آيين مسيحيت در اروپا به جاي ميتراييسم نشست و به نام تولد عيسي مسيح تغيير نام يافت در حاليكه تاريخ تولد حضرت عيسي را در ماه اوت مي داند و چنين بود كه هموطنان ايراني ما همگام با هموطنان مسيحي اين شب را جشن مي گرفتند ولي نه به نام شب يلدا كه به عنوان كريسمس كه نمونه بارز غرب زدگي بود و اكنون بر ماست كه اين شب را جشن گرامي بداريم و آن را جشن بگيريم همچون نوروز كه اين كار نه با مذهب و نه با فرهنگ ما ناسازگار نيست و پايداري تاريخ است. و تقارن اين شب با روز عيد قربان كه عيد بزرگ مسلمانان است مبارك است و ميمون.