در حاشيه صف گاز
مدتي است كه در قسمت شرق ايران گاز مايع با كمبود روبرو شده است و قاين هم از اين ماجرا مستثني نيست. صفهاي گاز بسته مي شود و ساعتها در انتظار گاز لحظه شماري.
از كمبود گاز كه بگذريم حاشية گازنشينان بسيار جالب و شنيدني است يكي از صف نشينان صبور كه دومرتبه شغلش احيا شده بود (زيرا كپسول افراد را مي گرفت و پر مي كرد و حق الزحمه اش را برمي داشت) گفت از اول مهر كار و كاسبي من كساد مي شود چون مي خواهند مشعل گاز را در قاين روشن كنند ديگر گفت: صف شير را كه از تو نگرفته اند علي محمد گفت: كدام مشعل هنوز كه در مسير گُدار بريده سرلوله ها باد مي خورد حسين آقا با صبوري گفت: اينكه براي شركت گاز كاري ندارد يك جرثقيل و يك جوشكار ماهر و يك بيل مكانيكي حبيب آقا كه از پشت جاده آمده بود و از داخل شهر خبر نداشت گفت: جاي ما لوله كشي تمام شده و يك علمي هم براي نمونه نصب، گرما همين مشعل را مي خواهند آتش بزنند ... تقي آقا گفت: نه بابا داستان از اين بهتر است در آن منطقه گاز گلخانه زياد مي خواهند از گازگلخانه اي استفاده كنند حبيب آقا گفت: چندي پيش در همين منطقه يك خانه اي بر اثر گازهاي چاه منهدم شد گويا مي خواهند عَلَمي را از همين چاهها تغذيه نمايند.
راننده خطي كه تازه به جمع ما آمده بود گفت: راديو اعلام كرده كه ما بايد هر چه زودتر تاكسيها را به مخزن گاز مجهز كنيم من از حالا به فكر شده ام تاد وقتي كه گاز بيايد در صف مخزن و كپسول آن نمانم. آقا سيد علي گفت: همين كار را بعضي شهروندان جهت گازكشي منازل خود انجام مي دهند و از حالا لوله كشي مي كنند تا فردا كه گاز مي آيد هر چه زودتر از اين نعمت خداداد استفاده كنند شهروندي گفت: من كه در محله بالا شهر زندگي مي كنم هيچ خبري از لوله كشي نيست نكند لوله كشي گاز شهري چند منظوره ايست كه هر منطقه يك مخزني و يك شركت مجزايي دارد و گرنه اين لوله هايي كه كنار جاده انتظار دفن را مي كشند چگونه مي تواند قاين، فولاد، بيرجند وحتي روستاهاي اطراف تا شعاع 25 الي 30 متري را گازرساني كند؟
تقي آقا گفت: غافلي در بين راه دستگاههاي فشار قوي و پمپهاي تنظيم فشار نصب مي كنند و لحظه به لحظه فشار لوله ها را كنترل مي كنند كه مبادا با افت گاز مواجه شويم و شومينه خانه من و تو خاموش شود و چاي گدا جوش قطع. احمد آقا گفت: اين حرفها گاز نمي شود هدف اين است كه مي خواهد سر من و تو را گرم كنند و بالاخره گاز را هم گران نمايند. جلسه داشت به نتيجه مي رسيد كه ماشين گاز را دور نمايان شد احمد آقا گفت: برپا هر كس به جاي خود افراد بالاي سركپسولها كه با پلاستيك و طناب و نخهاي رنگي علامت گذاري شده بود ايستادند. ختم جلسه اعلام شد واقعاً جلسه پرباري بود زيرا از هر دري سخني و از هر محله اي گپي نتيجه به جلسه بعد موكول شد.
+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور ۱۳۸۶ ساعت 14:57 توسط تحريريه طلوع
|