وارد هراداره كه شويد از 4 اتاق بيشتر دارد اما اتاق شماره 4 اسراري در آن هست كه هيچ اتاقي ندارد اينبار به مكاني قدم مي گذاريم كه بيمارستان است از نظر ساختماتني رتبه اول اما از نظر خدمات دهي... وارد اتاق شماره 4 مي شويم اتاقي كه از دروديوار آن خاطره مي ريزد اتاقي كه تختهايش و ملحفه هايش حرفها دارد اتاقي كه چند روز پيش مريضي را صبح بستري كردند ظهر مصاحبه شد . شب ترخيص. روي يكي از تختهايش مريض بستري بود به عيادتش رفتم پرسيدم چطور بود گفت:« از چه مي پرسي از عكسي كه گرفته ام يا از راديولوژي كه رفته ام براي گرفتن اين عكس 110 كيلومتر را طي كردم و بعد كه مرا اينجا آوردند نه من كه افرادي كه مانند من كه نياز به يك عكس دارندبايد فرسنگها راه برويم تاب ه بيرجند برسيم و بعد زا گرفتن عكس در بيمارستان قاين بستري شويم آخر قاين كه متخصص ندارد. گفتم: چطور مي شود همين ديروز بود كه اخبار گفت: 35% پزشكان به مناطق محروم مي روند. گفت: اي آقا ما كه محروم نيستيم در شما خراسان جنوبي زندگي مي كنيم. ... آخر كي يكي از 35% به اينجا برسد پيرمرد آهي كشيد و همراهش گفت: لبه ان روز كه آقا... تشريف آورند اين تخت خاطره خوبي دارد. قلم جادويي راب ر تخت كشيدم و گوشي همراهم را بر آن نهادم تا درد دلش برايم گويد: زمزمهايش  مي آمد اي كاش همه بيماران من مثل آن بيماري باشند كه آن روز صبح روي من بستري شد، ظهر مصاحبه  شد و شب ترخيص. مرا در آمبولانس بردند كه كه هنوز پهلوهايم زخميست و رد كيسه هاي شني بر شانه هايم مانده با يان همه امكانات از روز ترخيص مي ترسم و از تسويه حساب با پذيرش چون مي دانم قيمت و بهاي ترخيص براساس بيمارستانهاي رتبه اول مي باشد اين هم از خصوصيات استان سي ام است.  در پايان گفت: خدايا مسولين ما را به درد ما گرفتار كن تا لبكه سختي ببينند و راحتي بكشند راستي اين كه فقط از يك اتاق و يك تخت بود از120 تخت اگر بپرسي چه خواهي شنيد.

خدايا درد مسؤلين شفا ده/ شفا دادي ما هم برفرازيم