شهر يخي قاين از سه شنبه 17 دي بريا مدت يك هفته منظره جالب به خود گرفت. خيابانهاي يخ زده، كوچه هاي پربرف و ناودانهاي شوشه بسته كه قنديلهاي آن از بام تا خاك مي رسيد. در شهر يخي همه چيز يخ زد گوسفندان، لوله ها، تاكسيها و تاكسي تلفني ها، گازوئيلها، شوفاژ ها، حتي گازها دماي 28 درجه زير صفر فقط انسانهايي راز نده گذاشت كه دماي 37 درجه بالاي صفر را نفس مي زدند تا هلاك اينها هم 10 درجه بيشتر باقي نمانده بود كه آن را صرف بازكردن ناودانهاي شوشه بسته و يخ زده و باتزكردن شوفاژها مي كردند. صداي كوبيدن دسته هاي هاون بر ميخهاي آهني براي بازكردن ناودانها آهنگ خاصيرا در كوچه ها انداخته بود راه آبي كه باز مي شد و يك ساعت بعد يخ مي زد.شوشه هاي كه بر ناودانها آويزان بود به اندازه بام خانه مي رسيد هر كس خانه بلندتري داشت قنديل بزرگتر و طويلتري بر ئديوار خانه اش حمايل داشت 0هر كس بامش بيش برفش بيشتر) گسترش اين شوشه ها از گستردگي بامها خبر مي داد و گرمي اناقهايشان كه برف رات زودتر ذوب كرده بود. ايزوگامها هم امتحانش را پس داد و آن همه تبليغات نمره منفي 28 درجه گرفت. آخر خانه ها  سقفش چكه مي كرد و آب ناودان از درون خانه ها در طشت مي چكيد، كرسيها قدر و منزلت پيدا كرد و دوباره بازار آن گرم شد.

شكر خداي را كه تواند شمار كرد            يا كيست آنكه شكر يكي از هزار كرد